عصر قم - شیراز- چهارم آبانماه یادآور یکی از تلخترین حوادث تروریستی سالهای اخیر در ایران است؛ روزی که حریم امن حرم مطهر حضرت احمد بن موسی شاهچراغ(ع) در شیراز، با حملهای مسلحانه هدف قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در شیراز، چهارم آبانماه یادآور یکی از تلخترین حوادث تروریستی سالهای اخیر در ایران است؛ روزی که حریم امن حرم مطهر حضرت احمد بن موسی شاهچراغ(ع) در شیراز، با حملهای مسلحانه هدف قرار گرفت و ۱۳ نفر از زائران و خادمان این آستان مقدس به شهادت رسیدند و جمعی دیگر مجروح شدند، جنایتی که گروه تروریستی داعش مسئولیت آن را برعهده گرفت.
سالروز این حادثه، فرصتی برای بازخوانی ابعاد انسانی، اعتقادی، امنیتی و اجتماعی آن است؛ حادثهای که نباید در گذر زمان به خاطرهای تکراری و مناسبتی محدود شود، بلکه باید به زمینهای برای تقویت هوشیاری اجتماعی، تعمیق فرهنگ دینی و مطالبه مسئولانه امنیت پایدار تبدیل شود.
حمله به حرم شاهچراغ(ع) بار دیگر نشان داد که جریانهای تروریستی تکفیری، در تعارض با مبانی رحمت، کرامت انسانی و اخلاق اسلامی قرار دارند. این جریانها با ترویج قرائتی خشونتبار از دین، میکوشند اختلافات مذهبی و اعتقادی را به ابزار توجیه خشونت تبدیل کنند و با هدف قراردادن غیرنظامیان، فضای ترس و ناامنی را در جامعه گسترش دهند.
از منظر اسلامی، حرمت جان انسان بیگناه و ضرورت پاسداری از امنیت مردم، از اصول بنیادین اخلاق و شریعت است. ازاینرو، هیچ ادعای دینی یا شعار اعتقادی نمیتواند قتل زائران، کودکان، زنان، سالمندان و خادمان یک مکان مقدس را توجیه کند. جنایت شاهچراغ(ع) را باید در چارچوب همین تعارض آشکار میان حقیقت دین و قرائتهای افراطی و خشونتگرا تحلیل کرد.
با این حال، مقابله با تروریسم تکفیری تنها با برخورد با عاملان مستقیم یک عملیات پایان نمییابد. شناخت بسترهای فکری خشونت، مقابله با تبلیغات افراطی، تقویت سواد رسانهای و جلوگیری از بازتولید نفرت مذهبی نیز بخش مهمی از راهبرد بلندمدت مبارزه با این پدیده است. هر اندازه جامعه در برابر تحریف آموزههای دینی و تحریک احساسات مذهبی آگاهتر باشد، زمینه اجتماعی جذب و فریب افراد بهوسیله گروههای افراطی محدودتر خواهد شد.
حرمهای مطهر در فرهنگ شیعی، صرفاً مکانهایی برای انجام مناسک عبادی نیستند؛ این مکانها کانون پیوند عاطفی مردم با اهلبیت(ع)، عرصه همبستگی اجتماعی و پناهگاه معنوی انسانها در دشواریهای زندگی به شمار میروند. به همین دلیل، حمله به یک حرم مطهر، افزون بر خسارتهای مستقیم انسانی، میتواند حامل پیامی برای ایجاد ترس عمومی و خدشهدارکردن احساس امنیت جامعه باشد.
در تحلیل اهداف چنین حملاتی باید میان واقعیتهای اثباتشده و برداشتهای تحلیلی تمایز قائل شد. آنچه روشن است، حمله مسلحانه به زائران بیدفاع و شهادت جمعی از آنان است؛ اما تبیین همه ابعاد راهبردی این اقدام، نیازمند اتکا به شواهد معتبر و پرهیز از گمانهزنی درباره انگیزهها و عوامل پشتپرده است.
با این همه، تجربه چنین حوادثی نشان میدهد که گروههای تروریستی میکوشند با انتخاب مکانهایی برخوردار از جایگاه دینی و عاطفی ویژه، آثار روانی و اجتماعی خشونت را فراتر از محل وقوع حادثه گسترش دهند. ازاینرو، پاسخ به این تهدید نباید تنها در تأمین امنیت فیزیکی خلاصه شود؛ بلکه حفظ آرامش عمومی، حمایت از خانوادههای آسیبدیده و صیانت از پیوندهای اجتماعی نیز اهمیت اساسی دارد.
چهارم آبانماه باید یادآور این حقیقت باشد که مقابله با تروریسم، مسئولیتی مشترک میان نهادهای امنیتی، دستگاههای فرهنگی، رسانهها، مراکز آموزشی و جامعه مدنی است. هر یک از این بخشها، متناسب با مسئولیت خود، میتوانند در کاهش زمینههای افراطگرایی، تقویت همبستگی اجتماعی و پاسداری از جان و کرامت انسانها نقشآفرین باشند.
در نگاه دینی، زنده نگهداشتن یاد شهدا به معنای ایستادن در برابر فراموشی و بیتفاوتی است؛ اما این یادآوری هنگامی ثمربخش خواهد بود که با عقلانیت، مسئولیتپذیری و اقدام عملی همراه شود. مراسم بزرگداشت باید در کنار تجلیل از مقام شهدا، فرصتی برای ارزیابی دستاوردها، شناسایی کاستیها و تدوین برنامههایی برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی باشد.