عصر قم - چهارمحال و بختیاری - تحولات و ناآرامی های اخیر در فرانسه و برخورد خشن پلیس ضدشورش با اعتراضات صنفی دانشآموزان، بار دیگر پرده از یک واقعیت تلخ و دیرینه در نظام رسانهای و حقوق بشری غرب برداشت: «استاندارد دوگانه و برساخت گزینشی واقعیت.»
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در چهارمحال و بختیاری ، تحولات و ناآرامی های اخیر در فرانسه و برخورد خشن پلیس ضدشورش با اعتراضات صنفی دانشآموزان، بار دیگر پرده از یک واقعیت تلخ و دیرینه در نظام رسانهای و حقوق بشری غرب برداشت: «استاندارد دوگانه و برساخت گزینشی واقعیت.»
تصاویر و اخبار منتشر شده از مهد به اصطلاح آزادی بیان و دموکراسی، حکایت از ورود نیروهای ضدشورش به محیطهای آموزشی، استفاده از گاز اشکآور، گلولههای پلاستیکی، بازداشتهای گسترده چند هزار نفری و مجروحیت صدها محصل دارد.
در این میان، مقایسه نحوه پوشش این رویدادها در رسانههای فارسی زبان با عملکرد آنها در قبال وقایع مشابه در ایران، نمونه ای کلاسیک از جنگ شناختی و مهندسی افکار عمومی را به نمایش می گذارد:
۱. استحاله واژگانی و تقلیلگرایی خشونت سیستماتیک: در حالی که کوچکترین تحرک پلیس در کشورهای مستقل و غیرهمسو، از سوی این رسانهها با واژگانی چون سرکوب وحشیانه، نقض بنیادین حقوق بشر و جنایت توصیف میشود؛ در مواجهه با پلیس فرانسه، ادبیات این شبکهها به طور ناگهانی تغییر ماهیت میدهد.
تقلیل باتوم و ابزار سرکوب خیابانی به عناوینی خنثی یا موجه مانند شیء سخت دفاعی و توصیف ورود چکمهپوشان به حریم مدارس تحت عنوان کنترل تجمع و برقراری نظم، تلاشی آشکار برای تلطیف خشونت دولتی در غرب و کاهش اثر روان شناختی آن بر مخاطب است.
۲. دوگانگی در مفهوم اموال عمومی و خشونت ورزی: طنز تلخ تاریخ رسانهای این جریان در آنجاست که اگر تخریب اموال عمومی، آتش زدن سطلهای زباله و تخریب زیرساختها در خیابانهای ایران رخ دهد، از سوی شبکههایی چون "اینترنشنال"، "من و تو" و... تحت عنوان حق طبیعی مردم برای نابود کردن اموال کهنه خودشان، تئوریزه و تطهیر میشود؛ اما وقتی نظیر همان رفتارها در شهرهای فرانسه اتفاق میافتد، رسانهای چون اینترنشنال ناگهان نگران میزان خسارت به اموال عمومی، حقوق بیتالمال دولت متبوع و لزوم جبران خسارت توسط خانوادهها میشود.
این دگردیسی ناگهانی نشان میدهد که در این منظومه فکری، تخریب گری نه یک عمل مجرمانه، بلکه بستگی به جغرافیای وقوع دارد!
۳. سکوت مرگبار نهادهای بینالمللی و ادعای پوچ بیطرفی: سکوت سنگین، عدم صدور بیانیههای فوری حقوق بشری، عدم برگزاری جلسات اضطراری سازمان ملل و تقلیل این بحران عمیق ساختاری به یک مسئله ساده انتظامی در قلب اروپا، بار دیگر اثبات میکند که مفاهیمی نظیر حقوق بشر، حق اعتراض و امنیت محیطهای آموزشی در ادبیات لیبرال-دموکراسی غرب، نه ارزشهایی جهان شمول، بلکه ابزارهایی ژئوپلیتیک برای اعمال فشار و پیشبرد پروژههای بیثباتسازی علیه کشورهای مستقل هستند.
آنچه امروز در آینه پاریس میبینیم، نه صرفا بحران نظام آموزشی فرانسه، بلکه رسوایی گفتمانی غرب و بازوهای رسانهای آن است. این مواجهه ثابت میکند که برای امپراتوری رسانهای غرب، دانشآموز فرانسوی که دستش را از دست میدهد یا با گاز اشک آور مهار میشود، نیازمند نظمپذیری است؛ اما هرگونه اغتشاش در جغرافیای مقاومت، انقلاب برای آزادی بازتعریف میشود. شناخت این شکاف رفتاری و زبان شناختی، گام نخست در ابطال پروژه های شناختی علیه افکار عمومی جامعه است.
مجتبی نوروزی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهرکرد