عصر قم - سید احمد موسوی، مداح بحرینی، پس از ۱۹۲ روز زندان آزاد شد؛ اما پس از خروج از زندان دریافت که پسرعمویش، سید محمد موسوی، در جریان بازداشت خود زیر شکنجه وحشیانه به شهادت رسیده و او تا زمانی که در حبس بود، از این موضوع بیخبر مانده است.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ سید احمد موسوی، مداح بحرینی، پس از ۱۹۲ روز زندان و قطع کامل ارتباط با جهان خارج، توسط مقامات بحرین آزاد شد.
داستان سید احمد مانند هر بازداشتی دیگری نیست که مدتی بازداشت شود و از زندان بیرون بیاید. او از نخستین لحظه بازداشت، شرایط بسیار سختی را تجربه کرد؛ از اتهامزنی تا ناپدیدسازی اجباری و سپس رفتار ظالمانه و شکنجهای که در سلول خود متحمل شد.
مسئله به همینجا ختم نمیشود. سید احمد آزادی خود را به دست آورد، اما پس از ترک زندان متوجه شد پسرعمویش، سید محمد موسوی، در جریان بازداشت خود زیر شکنجه وحشیانه به شهادت رسیده و او حتی در حبس خود از این موضوع آگاه نشده بود.
این شادی با شوکی آمیخته است که شاید هیچ بازداشتی پیش از این تجربه نکرده باشد. این شوک بهویژه پس از دیدن تصاویر پسرعموی شهیدش و آگاهی از شکنجه ای که نیروهای امنیتی عمداً بر او روا داشته بودند، دوچندان میشود. سید احمد شش ماه در انزوای کامل در ساختمانهای اطلاعاتی به سر میبرد و تنها تماسهای بسیار کوتاهی با خانوادهاش داشت.
این تنها داستان یک بازداشتی آزادشده نیست. این داستان انسانی است که در دوره بازداشت، اجازه ندادند حقیقت را بداند. او پس از آزادی، خبر از دست دادن عزیزش را شنید؛ خبری که آماده شنیدنش نبود.
از نظر حقوقی، بازداشت، انزوا و قطع ارتباط با جهان خارج، موضوعات جزئی و حاشیهای نیستند. قوانین بینالمللی زندانها تأکید میکنند که زندانی باید بتواند با جهان خارج در ارتباط باشد، پیوندش با خانواده حفظ شود و از حمایت قانونی و مراقبت انسانی برخوردار باشد.
سید احمد آزاد شد، اما روزهایی که از دانستن سرنوشت پسرعمویش محروم بود، هرگز بازنخواهد گشت. شوکی که از زندان با خود حمل میکند، با تعداد روزهای بازداشت سنجیده نمیشود. این تنها شوک یک بازداشتی آزادشده نیست. این شوک انسانی است که پس از انزوای طولانی درمییابد نزدیکترین کسانش را از دست داده است؛ درست زمانی که منتظر بازگشت به آغوش خانواده بود.
این نمونهای از بازداشت سیاسی ظالمانه نیست، بلکه داستانی دردناک انسانی است. این داستان نشان میدهد سیاستهای سرکوب و انزوا چگونه فجایعی میسازند که از خود بازداشتی فراتر میرود و خانواده، بستگان و تمام زندگی او را دربر میگیرد.
دولتی که قرار است حامی انسان و کرامت او باشد، نباید منبع دردناکترین داستانهای زندگی شهروندانش باشد؛ داستانهای بازداشت، ناپدید شدن، داغ و محرومیت از وداع، و سپس خروج از زندان با خبر مرگ.
اینگونه است که بازداشت در بحرین فراتر از سلب آزادی میرود. گاهی به ایجاد شوکی جدید تبدیل میشود که انسان را حتی پس از خروج از زندان نیز دنبال میکند.
اگر دولت میخواهد از قانون، عدالت و حقوق بشر سخن بگوید، نخستین آزمون آن نه در بیانیههای رسمی است و نه در کنفرانسها. آزمون واقعی این است که دولت با انسانی که آزادیاش محدود شده، چگونه رفتار میکند و آیا میتواند کرامت، حق دانستن، ارتباط و زندگی او را حفظ کند.
اما اگر کشور همچنان از داخل زندانهای خود داستانهای دردناک منتشر کند، اینها فقط رویدادهای پراکنده نیستند. داستان بازداشتیها، خانوادههای داغدار و کسانی که با آثار شکنجه از سلولها بیرون میآیند، فجایع انسانی هستند. این فجایع شایسته روایتاند. باید از مسئولان آنها پرسید و نباید پشت درهای سلولها دفن شوند.
...............
پایان پیام/