عصر قم - دو سال پس از شهادت سید حسن نصرالله، حزبالله لبنان وارد مرحلهای متفاوت شده است.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ روز ۶ مهر ۱۴۰۳ روزی عادی در تاریخ حزبالله لبنان نبود. ترور شهید سیدحسن نصرالله دبیرکل این جنبش در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت تنها به مسیر زندگی و رهبری مردی که بیش از سه دهه حزبالله را هدایت کرد پایان نداد، بلکه مرحلهای متفاوت را نیز آغاز کرد. مرحلهای که جنگ بهسرعت ابعاد سیاسی، نظامی و امنیتی آن را شکل داد.
براساس گزارش پایگاه خبری «الجزیره نت»، دو سال پس از ترور شهید سیدحسن نصرالله دیگر پرسش اصلی این نیست که او چه میراثی بر جای گذاشت، بلکه این است که غیاب او چه اثری بر حزبالله و لبنان گذاشته است؟ از زمان ترور شهید سیدحسن نصرالله، حزبالله به رهبری جدید منتقل شده، جنگی را پشت سر گذاشته که خسارتهای قابلتوجهی به نیروها و ساختار نظامی آن وارد کرده و محیط منطقهای پیرامونش نیز تغییر کرده است. همزمان، پرونده سلاح حزبالله به صدر مباحث رسمی لبنان آمده و در نهایت به تصمیمهای دولتی برای انحصار سلاح در دست دولت منجر شده است.
دومین سالگرد غیاب نصرالله را میتوان نقطهای برای بررسی روند گستردهتری دانست. روندی که در آن حزبالله پس از ضرباتی بیسابقه تلاش میکند خود را بازسازی کند، دولت لبنان بار دیگر مسئله حاکمیت را مطرح کرده، جنوب لبنان در نتیجه جنگ دستخوش تغییر شده و محیط سیاسی نیز تغییر کرده است. محیطی که دیگر مانند پیش از سال ۲۰۲۴ میلادی با سلاح حزبالله برخورد نمیکند.
رهبری جدید
ترور شهید سیدحسن نصرالله آغاز دشوارترین آزمون برای رهبری حزبالله بود. پس از شهادت سیدهاشم صفیالدین که گزینه جانشینی او محسوب میشد، منصب دبیرکلی حزبالله به شیخ نعیم قاسم رسید. فردی که خود را در رأس حزب در یکی از پرآشوبترین مراحل آن و نه در شرایط معمول انتقال رهبری، یافت.
شیخ نعیم قاسم که برای دههها مرد شماره دو این تشکیلات بود به چهره سیاسی نخست حزبالله در مرحلهای تبدیل شد که با دوران حضور و گفتمان شهید سیدحسن نصرالله تفاوت داشت.
با این حال، انتقال رهبری تنها تغییر رخداده نبود. حزبالله پس از ترور شماری از رهبرانش و وارد شدن ضربات گسترده به ساختار آن در جریان جنگ، ناچار شد ساختار امنیتی، نظامی و سیاسی خود را بازآرایی کند.
بازتعریف موقعیت حزبالله
«جو معکرون» استاد دانشگاه و پژوهشگر سیاسی در گفتوگو با پایگاه خبری الجزیره نت میگوید که حزبالله تلاش میکند میراث سیاسی و نظامی خود را در شرایط جدیدی حفظ کند. شرایطی که از دست دادن شماری از رهبران این حزب و تغییر موازنه قدرت در لبنان و منطقه بر آن تحمیل کرده است.
از دید او، حفظ این میراث دیگر با همان سازوکارهای گذشته امکانپذیر نیست. رابطه حزبالله با دولت لبنان در سایه بیاعتمادی موجود، نیازمند بازتعریف است و گزینههای رویارویی نیز باید مورد بازبینی قرار گیرد. گزینههایی که به گفته او، لبنان را وارد جنگی پرهزینه و بدون چشماندازی روشن کرده است.
معکرون رابطه حزبالله با قدرت سیاسی را مبتنی بر پویایی همراه با بیاعتمادی توصیف میکند، اما معتقد است مرحله کنونی نیازمند بازتعریف رابطه حزبالله با دولت لبنان و بازنگری در گزینههای یکجانبه آن است. گزینههایی که به گفته او حزبالله و لبنان را وارد رویارویی پرهزینهای با اسرائیل کرده است، بدون آنکه چشمانداز روشنی داشته باشد.
در مقابل، او معتقد است نظام سیاسی لبنان نیز به رویکردی جدید نیاز دارد. رویکردی که پروندههای انحصار سلاح، خروج رژیم صهیونیستی و تضمینهای امنیتی را بهصورت بههمپیوسته و در چارچوب دولتی دارای راهبردی روشن و برخوردار از نمایندگی خواستههای گروههای مختلف لبنانی مورد رسیدگی قرار دهد.
به باور او، ادامه گزینههای رویارویی چه در داخل لبنان و چه در جبهه مقابل رژیم صهیونیستی، هزینه آن را برای کل لبنان افزایش میدهد.

میراث جنگ
اگر غیاب شهید سیدحسن نصرالله، حزبالله را وادار به بازتنظیم رهبری خود کرد، جنگ نیز این جنبش را به بازنگری گستردهتری در میراثی واداشت که طی سالهای رهبری شهید سیدحسن نصرالله ایجاد کرده بود.
«مهند الحاج علی» نویسنده و پژوهشگر سیاسی در گفتوگو با پایگاه خبری الجزیره نت میگوید ائتلافهای سیاسی که حزبالله در دوران شهید سیدحسن نصرالله ایجاد کرده بود، همزمان با ترور او و جنگی که در جریان آن، این جنبش متحمل ضربات نظامی و امنیتی شد با عقبنشینی قابلتوجهی مواجه شدهاند. با این حال، او بحران حزبالله را صرفاً به مسئله رهبری محدود نمیکند.
از نگاه او، رهبری جدید حزبالله، میراثدار نتایج مرحله پیشین است. از جمله تصمیمهایی که حزبالله در سالهای گذشته اتخاذ کرده بود که این تصمیمات از مداخله نظامی در سوریه گرفته تا گشودن جبهه جنوب لبنان در حمایت از غزه و در نهایت ورود به جنگ گسترده با رژیم صهیونیستی میباشد.
از این منظر، ترور شهید سیدحسن نصرالله بهتنهایی نقطه عطف نیست، بلکه آنچه پیش از آن انباشته شده بود را آشکار میکند. به گفته الحاج علی، جنگ شکافی را میان تصویری که گفتمان حزبالله از توانایی نظامی آن ارائه میکرد و آنچه واقعیت میدانی نشان داد، آشکار کرد. مسئلهای که پرسشهایی فراتر از رهبری جدید و درباره ماهیت گزینههای پیشین حزبالله مطرح کرده است.
سلاح و دولت
در داخل لبنان، شاید روشنترین تحول طی دو سال گذشته، تبدیل پرونده سلاح از یکی از حساسترین موضوعات سیاسی به مسئلهای باشد که مستقیماً روی میز دولت لبنان قرار گرفته است.
در مارس ۲۰۲۶، دولت لبنان فعالیتهای امنیتی و نظامی حزبالله خارج از نهادهای دولتی را ممنوع اعلام کرد و خواستار تحویل سلاح این جنبش و محدود شدن فعالیت آن به حوزه سیاسی شد. دولت لبنان همچنین تأکید کرد که تصمیم درباره جنگ و صلح منحصراً در اختیار دولت است.
در سپتامبر جاری نیز «جوزف عون» رئیسجمهور لبنان، بار دیگر تأکید کرد که دولت روند انحصار سلاح را اما بدون رویارویی داخلی، ادامه خواهد داد. رژیم صهیونیستی نیز خلع سلاح حزبالله را به توانایی ارتش لبنان برای تقویت حضور میدانی خود در جنوب این کشور، مرتبط کرده است.
در اینجا معادلهای متفاوت با شرایط پیش از جنگ شکل گرفته است. بحث دیگر تنها درباره کارکرد سلاح حزبالله در مقابله با رژیم صهیونیستی نیست، بلکه به این مسائل نیز مربوط میشود که چه کسی اختیار تصمیمگیری درباره جنگ و صلح را دارد، رابطه میان مقاومت و دولت چگونه باید تنظیم شود و چه نهادی مسئولیت امنیت در جنوب لبنان را بر عهده دارد؟

«علی حیدر» نویسنده سیاسی، معتقد است که حزبالله در این مرحله با خطرهایی همزمان روبهروست:
* خطرهای خارجی که منشأ آنها رژیم صهیونیستی است؛
* خطرهای داخلی مرتبط با ماهیت قدرت سیاسی و موضع آن در قبال مقاومت؛
* و همچنین تغییر موازنههای قدرت.
به گفته حیدر، نتایج جنگ بر حضور و نفوذ حزبالله در معادله سیاسی لبنان تأثیر گذاشته و حمایت برخی متحدان آن کاهش یافته و مواضع آنها نیز تغییر کرده است. با این حال، این وضعیت حزبالله را از صحنه سیاسی لبنان، خارج نکرده است. چرا که همچنان در نهادهای سیاسی حضور دارد با جنبش امل ائتلاف دارد، از پایگاه اجتماعی برخوردار است و در خارج از محیط مستقیم خود نیز ائتلافهایی دارد.
از نظر نظامی نیز او معتقد است جنگ توانمندیهای مادی و موشکی حزبالله را تضعیف کرده است، اما این به معنای پایان توانایی حزبالله برای وارد کردن خسارت به رژیم صهیونیستی بهویژه با توجه به ادامه حمایت ایران، نیست.
حیدر، آینده سلاح را مسئلهای جدا از آینده لبنان نمیداند. از دید او، رسیدن به فرمولی جدید برای رابطه میان دولت و مقاومت، نیازمند رسیدگی همزمان به پروندههای سلاح، ثبات داخلی، حاکمیت و تهدید رژیم صهیونیستی یاست.
دو سال تحول
پس از دو سال، ناظران بر این نکته اتفاق نظر دارند که دیگر نمیتوان وضعیت حزبالله را جدا از تحولاتی که پس از ترور شهید سیدحسن نصرالله رخ داده است، بررسی کرد. همانطور که نمیتوان این مرحله را تنها در شخصی که پس از او رهبری حزب الله را بر عهده گرفت، خلاصه کرد.
حزبالله همچنان در عرصه سیاسی و اجتماعی لبنان حضور دارد، اما امروز در محیطی متفاوت فعالیت میکند:
* رهبری جدید؛
* توانمندیهای نظامی که متحمل ضربات سنگینی شدهاند؛
* فشارهای فزاینده درباره مسئله سلاح؛
* و تغییر جایگاه حزبالله در معادلات لبنان و منطقه.
در سوی دیگر، دولت لبنان تلاش میکند حضور خود را در پروندههای امنیت و حاکمیت گسترش دهد و تأکید میکند که تصمیم درباره جنگ و صلح باید به نهادهای دولتی بازگردد. این در حالی است که همچنان درباره چگونگی اجرای این رویکرد در میدان بدون لغزش به سمت رویارویی داخلی، اختلاف وجود دارد.
از این رو، سالگرد ترور شهید سیدحسن نصرالله صرفاً فرصتی برای مرور زندگی و کارنامه وی نیست، بلکه میتواند فرصتی برای بررسی مسیری باشد که لبنان طی دو سال پیموده و اینکه چه چیزهایی در حزبالله، دولت لبنان و جنوب این کشور تغییر کرده است.
در مهرماه ۱۴۰۳، پرسش اصلی این بود که چه کسی جانشین شهید سیدحسن نصرالله خواهد شد و حزبالله چگونه میتواند خلأ رهبری را پر کند. یک سال بعد، آزمون به توانایی حزبالله برای بازسازماندهی نیروهایش و حفظ انسجام در سایه خسارتها و تحولاتی منتقل شد که جنگ بر آن تحمیل کرده بود.
اما پس از دو سال، دامنه پرسش گستردهتر شده است که حزبالله چگونه نقش خود را بازتعریف خواهد کرد، دولت لبنان چگونه رابطه خود با حزبالله را بازتنظیم خواهد کرد و در نهایت معادله سلاح، حاکمیت و نقش حزبالله در لبنان در کجا تثبیت خواهد شد؟
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸