عصر قم - همشهری / با آغاز پاییز و شروع چرای ییلاقی دامها، آگهیهای استخدامی خاصی یکی پس از دیگری انتشار یافتهاند.
«استخدام چوپان با حقوق مکفی، به چوپانی باتجربه و چالاک نیازمندیم، چوپان کوه و دشتدیده برای 200تا 600رأس گوسفند، استخدام چوپان در ترکیه با حقوق دلاری» و بسیاری دیگر که این روزها در سایتهای کاریابی، نیازمندیهای اینترنتی و البته شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند. یک سر این آگهیهای متفاوت دامدارانی قرار گرفتهاند که از کمبود چوپان کاربلد گلایه دارند و سر دیگر آن نیز چوپانانیاند که گفتنیهایشان از سختیهای این شغل بسیار است.
کوچ قطاری برای چرای ییلاقی
2روز پیش که از قوشخانه، روستایشان در خراسان شمالی به جاده زد تا برسد به روستای تله ملاسرتنگ در دزفول، هیچ فکرش را نمیکرد که قرار است با قطار 250رأس گوسفند را به چرای ییلاقی در حاشیه شهر سپیددشت خرمآباد ببرد. حسینعلی فیضی سالهاست که چوپانی میکند؛ گاهی بر مراتعی در نزدیکی روستا و استانشان و گاهی هم که آگهیهای اینترنتی مرتبط با استخدام چوپانی و گلهداری را زیرورو میکند، در دشتها و کوهپایههای دیگر استانها: «هم گله کم شده و هم مراتع خشکیدهن... برای همین چوپونی از رونق افتاده و مثل قدیم نیست.» او اضافه میکند: «تو این وضعیت حالا اگه دامدار و مالداری هم فکر استخدام چوپون باشه، میگرده دنبال چوپون با دستمزد ناچیز... که این چوپونا یا کارنابلدن، یا غیرایرانی.» به سفارش صاحب 250رأس گوسفند، گله را در 4واگن قطار خط زاگرس (شهبازان-بیشه) مخصوص حمل احشام جا داده و آورده به چمنزارهای سبز بر دامنههای سرد کوهستانی و میاندرهای سپیددشت: «برای این کوچ عجیبوغریب دام هم دستمزد سوایی گرفتم. والله که خطرش کمتر از حمله گرگ نیست... بیعلت نبوده واسه آگهیش، جز من و یکی، دو نفر دیگه کسی زنگش نزده.»
تابستان سال قبل نیز با جستوجو لابهلای آگهیهای استخدام چوپان، کار پیدا کرده بود و 300رأس گوسفند را در مراتع شمالی روستای آغکند تبریز میچراند: «قدیم چوپونا رو گلهدارای همولایتی و همشهری، فصلبهفصل، وعده میگرفتن. نیازی به آگهی و کوچ از شرق به غرب نبود.» قرار بود حالاحالاها همانجا به چوپانی بماند، اما با باطلشدن مجوز چرای دام صاحب گله بود که بیکار شد و ناگزیر به قوشخانه بازگشت.
شرط و شروط برای استخدام چوپان
آگهی «به چوپان جوان و حرفهای نیازمندیم؛ دستمزد ماهانه+غذا و جای خواب... فقط حرفهایها تماس بگیرند» را سهراب بختیاری در چند سایت نیازمندیهای رایگان آنلاین منتشر کرده تا 500رأس گوسفندش را با چرای مرتعی پروار کند. او شرطوشروط استخدام را به گوش آنها که متقاضی استخدام هستند و تماس تلفنی برقرار کردهاند، اینطور میخواند: «خودم خیلی سال پیش چوپون بودم. یعنی میخوام بگم که بلد کارم و با چوب دستگرفتن و هِروبِرکردن (آواهای چوپانی برای گلهگردانی) طرف، میفهمم این کاره هس یا نیس... حقوقش 35 تا 40میلیون تومنه. سگ گله اگه دارید که هیچ، اگه نه خودم 2قلاده سگ سرابی (سگ گلهای با نژاد ایرانی) در اختیار میذارم... فقط تلفات گله هم با چوپونه...»
پرتکرارترین پرسشهای تماسگیرندگان نیز تاکنون اینها بوده: «با عایلهم میتونم بیام؟»، «چوپون زن باشه یا مرد، فرقی نداره؟»، «فاصله آغل تا مرتع چقدره؟ قدمرویی (پای پیاده رفتن) داره یا دام رو میشه با نیسان و کامیون برد؟» تماسگیرندهای اگر حوصله کند و خوشصحبت باشد، سهراب سر ذوق میآید و میگوید: «دیگه جوون زیادی به روستای ما و این حوالی نمونده. بیشتراشون کوچ کردهن شهر. راستش کوچ هم نمیکردن فایدهای نداشت، چون کلا چوپونی رو قابل نمیدونن. برای همینه که دیگه باید برای چوپون پیداکردن آگهی داد.» جمله پایانیاش این است: «چوپون اگه حرفهای نباشه، هم به طبیعت و هم به دام آسیب میزنه، چون باید بدونه که موقع قشلاق چه چمنی برای گوسفند و بره مناسبه و ییلاق هم چه علفی گله رو سیر میکنه.»
چوپانهایی برای گلهپرواری و گرگ شب
خیرالله محمدی چوپان است و جویای کار؛ «35ساله چوپانی میکنم، بدون هیچ تلفاتی از گله، با چرای کوه و چرای دشت و شبچر و گرمچر هم آشنایی دارم... این شماره تماس بنده است». از 10سالگی وردست پدرش کارگری کرده؛ گاهی سر زمینهای کشاورزی روستاهای دورونزدیک و گاهی در چراگاههای مختلف اگر دامداری آشنا سراغشان میفرستاد. خیرالله از چوپانی به همشهری میگوید: «تو مناطق گرم، چرای گله روزانه است؛ قبل اذان صبح با سوت و آواهای چوپونی، گله رو میبریم سمت دشت... دشت هم که نگو... کمآبی و چرای ناحسابی چیزی بهشون نذاشته. تو مناطق سرد هم چرای گله، فصلی یا دورهایه؛ از 35روز تا یه فصل کامل.» زمزمه اوقات چوپانیاش را میخواند: «از خدا کردم طلب میشم بزایه، بَرهاش نذری کنم یارم بیایه» و ادامه میدهد: «چوپونی اصل و اصول داره. بایدم بابتش آگهی بدن... چوپون خوب، رأس گله رو دوبرابر میکنه و چوپون بد هم کم از گرگ نداره... خدا رحمت کنه آقامو (پدرش)، با پای شکسته و سوار قاطر چوپونی میکرد.»
از چوپانی دلاری تا چوپانی با نی و آواز
میان آگهیهای منتشرشده استخدام چوپان، یک آگهی بیشتر از همه به چشم میآید؛ «استخدام چوپان در ترکیه با حقوق دلاری». با شماره تماس آگهی برای کسب اطلاعات بیشتر تماس گرفته میشود. شماره تلفن همراه مورد نظر از یکی از اپراتورهای ایرانی است. مردی با صدای خشدار و لهجه غلیظ ترکی کوتاه و کم پاسخ میدهد: «یک نفر لازم داریم... کار در اردهان (استانی در شمالشرقی ترکیه) هست... کارت خوب باشد، ماهی 200 تا 300میلیون تومن جیبت میذاری... من رابطم و وصلت میکنم به گلهدار تو ترکیه... بالامجان، راسته دیگه؛ چرا باید دروغ باشه؟ چوپونی کار سختیه خب، برای همینم پول خوب پاش میدن.» مرد رابط درباره پورسانتی که بابت شیرینی از چوپان استخدامشده میگیرد نیز میگوید: «اگه استخدام شی، 5درصد از حقوق ماه اولت مال منه...» برای بازارگرمی بیشتر ادامه میدهد: «حتی میتونی با خونوادهات بری... یا اینکه اگه خودت هم گوسفند داری، ببری اونجا.» رد این آگهی متفاوت در شبکههای اجتماعی پررنگ است و کاربران فراوانی را به واکنش واداشته است: «چوپونی کجا و دلار کجا... تَه تَهش چند سطل شیر دستمزدش میشه»، «برای 300رأس گوسفند، گلهیار هم باید کمک باشه»، «بهجای دستمزد ماهانه میشه گوسفند بهم بدید؟»، «نی بزنیم و آواز بخونیم برای گوسفندا دستمزدش بیشتر میشه؟» و «چوپونی تو غربت ندیده بودیم که حالا دیدیم».