عصر قم - عضو هیئت علمی دانشگاه قم با تأکید بر اینکه قتل تنها یکی از مصادیق تاریخی إثخان بوده است، اظهار داشت: معیار اصلی در جنگهای امروز، شکستن قدرت مؤثر دشمن و سلب توان ادامه تعرض یا بازتولید فوری صحنه نبرد است.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، حجتالاسلام مهدی گرامیپور، عضو هیئت علمی دانشگاه قم و استاد دانشگاه، در نخستین پیش همایش هشتمین دوره کتاب سال حکومت اسلامی که روز گذشته به همت مرکز تحقیقات علمی حکومت اسلامی برگزار شد، با بیان اینکه تعبیر قرآنی «إثخان فی الأرض» نباید به عنوان یک فن رزمی یا مجوز مستقل برای تشدید نامحدود خشونت تلقی شود، گفت: إثخان در دو آیه قرآن، یعنی آیه ۶۷ سوره انفال و آیه ۴ سوره محمد، وصف یک نتیجه عینی در میدان منازعه است.
وی ادامه داد: مقصود از تحقق إثخان آن است که نیروی مهاجم چنان ناتوان شده باشد که قدرت مؤثر برای ادامه تعرض یا بازتولید فوری صحنه نبرد از او سلب و زائل شود. تحقق این نتیجه، یک آستانه حقوقی ایجاد میکند که پیش از آن، اخذ اسیر نباید جانشین دفع بالفعل دشمن شود و پس از تحقق این آستانه و زیر سلطه قرار گرفتن دشمن، شخص از مقاتل بالفعل به اسیر واجبالوثاق تبدیل شده و موضوع «مَنّ» یا «فداء» قرار میگیرد.
حجتالاسلام گرامیپور با تأکید بر اینکه «فقه إثخان» فقه خشونت رهاشده از غایت یا فقه تعلل در برابر تجاوز نیست، اظهار داشت: این مفهوم، فقه قاطعیت مقید به موضوع، تناسب، تفکیک و توقف است. بنابراین نمیتوان از تعبیر إثخان، مجوزی برای استمرار بیضابطه خشونت یا کشتار استخراج کرد.
کشتار فراوان، تعریف منحصر إثخان نیست
وی با اشاره به برخی دیدگاههای تفسیری درباره مفهوم إثخان تصریح کرد: برخی مفسران إثخان را به معنای مبالغه و شدت در قتل گرفتهاند، اما کشتار فراوان صرفاً بیان مصداق غالب در جنگهای کهن بوده است؛ زیرا در جنگهای گذشته مواجههها عمدتاً تنبهتن بود. این مسئله به معنای آن نیست که قتل، تعریف منحصر و ذاتی إثخان باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم افزود: در جنگهای امروزی که بخش مهمی از عملیات به صورت هوایی و الکترونیک انجام میشود و نیروهای زمینی کمتر درگیر میشوند، معیار تحقق إثخان باید متناسب با واقعیت میدان نبرد فهم شود. بر این اساس، معیار اصلی، شکستن قدرت مؤثر دشمن و سلب توان ادامه تعرض است و قتل تنها یکی از مصادیق تاریخی این ناتوانسازی بوده است.
وی در ادامه با بیان اینکه نباید آیه ۶۷ سوره انفال را بدون دلیل به عرصههای دیگری همچون استیلای جهانی، سیطره سیاسی یا غلبه اقتصادی و اجتماعی نامحدود توسعه داد، گفت: سیاق آیه ناظر به وضعیت عینی نبرد نظامی و مسئله عدم اخذ اسیر پیش از تحقق إثخان است. توسعه بیضابطه این آیه به همه ابعاد اجتماعی و اقتصادی، توسعهای خطابی خواهد بود.
حجتالاسلام گرامیپور خاطرنشان کرد: وقتی به عبارات فقهایی مانند شیخ طوسی، علامه و حلبی مراجعه میکنیم، ماده «ثخن» در همان معنای عرفی از کار انداختن، ناتوان ساختن یا وارد کردن جراحت شدید به کار رفته است.
وی با اشاره به ریشه لغوی این واژه اظهار داشت: ماده «ثخن» بر غلظت، سنگینی و استحکام دلالت دارد و ابنمنظور نیز «إثخان در عدو» را به معنای کثرت جراحت و ناتوان ساختن دشمن به گونهای دانسته است که قدرت تحرک را در میدان جنگ از دست بدهد.
دو آیه؛ یک رژیم حقوقی چهارمرحلهای
عضو هیئت علمی دانشگاه قم در ادامه به بررسی دو آیه قرآن درباره إثخان پرداخت و گفت: آیه ۶۷ سوره انفال میفرماید: «مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللَّهُ یُرِیدُ الْآخِرَهَ». این آیه، شأن پیامبر را از اسیرگیری پیش از إثخان و ناتوان کردن شوکت دشمن منع میکند و نکوهش آن نیز متوجه تقدم منافع زودرس دنیا بر دفع تهدید اصلی است.
وی افزود: این آیه با آیه چهارم سوره محمد که میفرماید: «فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً»، ناسخ و منسوخ نیستند، بلکه یک رژیم حقوقی چهارمرحلهای را ترسیم میکنند.
حجتالاسلام گرامیپور این چهار مرحله را شامل مواجهه رزمی، استمرار قتال تا تحقق إثخان، بستن وثاق پس از غلبه و در نهایت «مَنّ» یا «فداء» دانست و گفت: بر اساس این منطق، اسیرگیری پیش از تحقق ناتوانی مؤثر دشمن نمیتواند جایگزین دفع تهدید اصلی شود؛ اما پس از تحقق إثخان، وضعیت حقوقی میدان تغییر میکند و دشمن مقاتل به اسیر واجبالوثاق تبدیل میشود.
معیارهای إثخان در جنگ نامتقارن
وی با اشاره به تفاوت جنگ نامتقارن با جنگهای کلاسیک اظهار داشت: در جنگ نامتقارن، به دلیل نبود آرایش ثابت و حضور نیروهای پراکنده، تحقق إثخان را نمیتوان صرفاً با شمار تلفات یا تصرف جغرافیا سنجید. در چنین شرایطی باید شاخصهایی برای احراز ناتوانی مؤثر دشمن در نظر گرفته شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم، از دست رفتن فرماندهی مؤثر دشمن، کاهش توان اجرای حمله قریبالوقوع، قطع یا اختلال پایدار در زنجیره تجهیز و ناتوانی دشمن از سازماندهی مجدد در افق زمانی متناسب با تهدید را از جمله شاخصهای پیشنهادی برای احراز إثخان برشمرد.
حجتالاسلام گرامیپور تصریح کرد: مسئله إثخان در ساختار تصمیمگیری، یک موضوع مرکب است؛ فقیه حدود حکم و مفهوم را استخراج میکند، کارشناس نظامی و اطلاعاتی استمرار یا زوال توان دشمن را احراز میکند و در نهایت ولیامر یا نهاد صالح قانونی بر اساس مصالح و مفاسد تصمیمگیری خواهد کرد.
وی با اشاره به قواعد جنگ در اسلام گفت: جنگ در اسلام دارای قواعد مشخصی است و این رژیم حقوقی، اگر در کنار سنتهای الهی و نصرت الهی دیده شود، پیروزی قطعی با مسلمین خواهد بود. نمونه آن را در شجاعت رزمندگان پا برهنه یمن در برابر خریدهای میلیاردی دشمن و تفاوت میان امکانات مادی دو طرف میتوان مشاهده کرد.
در پایان حجتالاسلام گرامیپور درباره امکان توسعه مفهوم «إثخان فی الأرض» به عرصه اقتصادی و بازدارندگی همهجانبه و استفاده از آیه برای چنین حوزههایی گفت: این آیه ظرفیت چنین توسعهای را ندارد؛ زیرا آیه صریحاً در فضای نبرد نظامی وارد شده است. لذا برای اثبات احکام و بازدارندگی در عرصههای اقتصادی یا اجتماعی باید به ادله دیگر تمسک کرد و نیازی نیست همه مفاهیم را از یک آیه استخراج کنیم.