عصر قم - حجتالاسلام والمسلمین حسین ردایی، نماینده مردم البرز در مجلس خبرگان رهبری، گفت: «إثخان فی الأرض» را میتوان دکترین راهبردی بازدارندگی در جنگهای نامتقارن دانست که هدف آن ایجاد موازنه اقتدار و سلب اراده تجاوز از دشمن است.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام والمسلمین حسین ردایی، نماینده مردم البرز در مجلس خبرگان رهبری، در نخستین پیش همایش هشتمین دوره کتاب سال حکومت اسلامی که روز گذشته به همت مرکز تحقیقات علمی حکومت اسلامی در خانه فرهنگ دانشگاه قم برگزار شد، با بیان اینکه جنگهای امروز از شکل متقارن و رودررو خارج شده و به جنگهای ترکیبی، اطلاعاتی و ارادهها تبدیل شده است، گفت: در چنین شرایطی «إثخان فی الأرض» را میتوان به عنوان یک دکترین راهبردی بازدارندگی در جنگ نامتقارن بازخوانی کرد؛ دکترینی که هدف آن ایجاد موازنه اقتدار و پایانبخشی سریع و قاطع به تجاوز دشمن است.
وی افزود: این دکترین نه مجوزی فقهی برای خشونت بیحد و ادامه جنگ، بلکه راهبردی دفاعی ـ تهاجمی برای سلب اراده تجاوز از دشمن و جلوگیری از تثبیت سلطه او در شرایط جنگهای نابرابر است.
حجتالاسلام والمسلمین ردایی با اشاره به تحول ماهیت جنگها اظهار داشت: در گذشته جنگها عمدتاً متقارن، خطی و رودررو بود، اما از زمان انقلاب صنعتی و بهویژه در دوران معاصر، جنگهای نامتوازن، ترکیبی، اطلاعاتی و جنگ ارادهها شکل گرفته است. در جنگ ترکیبی، هدف اصلی دشمن صرفاً وارد کردن ضربه نظامی نیست، بلکه برهم زدن قوای تصمیمگیری و فلج کردن ارادههاست.
هدف جنگ ترکیبی؛ فلج کردن اراده جامعه
نماینده مردم البرز در مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: دشمن در جنگ ترکیبی از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، سایبری، روانی و رسانهای استفاده میکند تا در ذهن خواص و مردم ابهام ایجاد کند و مرز میان جنگ و صلح یا هجوم و دفاع را مغشوش سازد.
وی ادامه داد: قرآن کریم نیز برنامهای جامع برای تقویت ارادهها دارد و در چنین وضعیتی، مفهوم إثخان فی الأرض میتواند معنای حقیقی خود را در عرصه دفاع و بازدارندگی نشان دهد.
حجتالاسلام والمسلمین ردایی با اشاره به آیه ۶۷ سوره انفال «مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ» گفت: فعل «إثخان» در این آیه متعدی است؛ یعنی باید چنان اقتدار قاطع و ضربه فلجکنندهای ایجاد شود که فکر تجاوز مجدد از دشمن سلب شود.
وی افزود: مرحوم علامه طباطبایی در جلد نهم المیزان، ذیل این آیه، تعبیری محکم و اجتهادی دارد و آن را مستندی مهم برای تفسیر این آیه به عنوان یک راهبرد کلی برای خاتمه بخشیدن سریع و قاطع به مخاصمه دشمن میداند.
نماینده مردم البرز در مجلس خبرگان رهبری همچنین با اشاره به معنای لغوی إثخان اظهار داشت: ابنمنظور نیز إثخان را به معنای استیصال قدرت بالفعل دشمن و برقراری اقتدار در صفوف مسلمین معنا کرده است؛ به گونهای که امکان تجدید مخاصمه از میان برود.
«نفی سبیل»؛ مبنای کلامی راهبرد إثخان
وی با بیان اینکه مسئله اصلی این پژوهش، امکان بازخوانی إثخان فی الأرض به عنوان یک راهبرد کلامی، فقهی و حقوقی در نبرد نامتقارن است، گفت: مبنای کلامی این راهبرد، اصل توحید افعالی و قاعده «نفی سبیل» است؛ همان قاعدهای که در آیه «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» مورد تأکید قرار گرفته است.
حجتالاسلام والمسلمین ردایی افزود: نفی سبیل به معنای نفی هرگونه ولایت، سلطه و تسلیم در برابر طاغوت و بستن تمامی مجاری نفوذ دشمن است. ارتباط این مبنای کلامی با راهبرد إثخان در آن است که حفظ عدم سلطه طاغوت در رویارویی نامتقارن، بدون دستیابی به اقتدار قاطع و وارد کردن ضربات فلجکننده ممکن نیست.
وی تصریح کرد: اگر جامعه اسلامی در برابر تجاوز رفتاری انفعالی یا سازش زودهنگام داشته باشد، زمینه تثبیت سلطه دشمن فراهم خواهد شد؛ بنابراین بازدارندگی و سلب اراده تجاوز، بخشی از الزامات حفظ استقلال و نفی سلطه دشمن است.
قدرت بازدارنده، مصداقی از إثخان در دنیای امروز
نماینده مردم البرز در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به نقش توان بازدارنده در جنگهای امروز گفت: برخورداری از توان و سلاحهای بازدارنده، یکی از ابزارها و مصادیق إثخان فی الأرض در دنیای امروز است.
وی افزود: داشتن قدرت بازدارنده را نمیتوان مصداق تبذیر دانست، بلکه این قدرت میتواند مصرفی عقلایی و عقلانی برای ارعاب دشمن و حفاظت از جامعه اسلامی باشد. برای نمونه، قدرت بازدارندگی کره شمالی مانع از حمله به آن شده است.
حجتالاسلام والمسلمین ردایی ادامه داد: راهبرد إثخان با قواعد فقهی کلیدی مانند قاعده اضطرار، ضرورت و دفع ضرر نیز پیوند دارد و حکمت آن در فقه دفاع، ایجاد بازدارندگی نامتقارن در بالاترین سطح دفاعی و سلب اراده تجاوز از دشمن است.
نماینده مردم البرز در مجلس خبرگان رهبری در پایان تأکید کرد: تحلیل جامع مبانی معرفتی، حقوقی، کلامی و فقهی نشان میدهد که میتوان از یک دکترین راهبردی به نام «إثخان فی الأرض» سخن گفت. این دکترین، نه یک مجوز فقهی برای خشونت بیحد و ادامه جنگ، بلکه یک دکترین بازدارندگی تهاجمی ـ دفاعی برای ایجاد موازنه اقتدار و پایانبخشی سریع و قاطع به تجاوزات دشمن در بستر جنگهای نابرابر است.