عصر قم - استاد حوزه و دانشگاه، با تبیین فرایند شکلگیری نظریه و نقش آن در شناخت پدیدههای فرهنگی و اجتماعی، گفت: نوع نگاه ما به انسان، فرهنگ و جامعه، شیوه تحلیل و برنامهریزی فرهنگی را تعیین میکند.
حجتالاسلام حسن یوسفزاده، استاد حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، با اشاره به تفاوت میان سؤال و مسئله در فرایند پژوهش اظهار داشت: هر کار پژوهشی و تحقیقی معمولاً از یک دغدغه، ابهام یا به تعبیر دیگر «قلقلک ذهنی» آغاز میشود؛ انسان با مشاهده یک پدیده یا مطالعه درباره یک موضوع، ذهنش درگیر میشود و این درگیری به تدریج به یک سؤال تبدیل میشود .
وی افزود: سؤال اولیه الزاماً همان مسئله پژوهشی نیست؛ ممکن است فرد در ابتدا دقیقاً نداند دنبال چه چیزی است، اما با مطالعه و بررسی اطراف سؤال، ابعاد آن برایش روشنتر میشود و در این مرحله سؤال به مسئله تبدیل خواهد شد .
مسئله؛ سؤالی که اطراف آن مطالعه شده است
استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: مسئله در واقع همان سؤالی است که پیرامون آن مطالعه کردهایم و ابعاد آن برای ما آشکارتر شده است؛ بنابراین نمیتوان هر سؤال سادهای را مسئله پژوهشی دانست .
وی ادامه داد: برای تبدیل سؤال به مسئله باید سؤال را باز کرد، درباره آن مطالعه کرد و ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار داد؛ به عنوان نمونه، سؤال «آپارتماننشینی خوب است یا بد؟» یک سؤال کلی است، اما اگر بخواهیم آن را به مسئله پژوهشی تبدیل کنیم، باید مفهوم آپارتمان، آپارتماننشینی، الزامات آن، پیامدهای اجتماعی و نسبت آن با مبانی اسلامی را بررسی کنیم .
حجتالاسلام یوسفزاده تصریح کرد: حتی سؤال «اسلام با آپارتماننشینی موافق است یا مخالف؟» نیز در ابتدای امر یک سؤال کلی است و باید آن را باز کرد تا مشخص شود دقیقاً درباره چه ابعادی از آپارتماننشینی، معماری، همسایگی و سبک زندگی صحبت میکنیم .
وی در ادامه به مفهوم فرضیه اشاره کرد و گفت: وقتی مسئله شکل گرفت، برای پاسخ دادن به آن ناچاریم گمانهزنی کنیم و اینجا فرضیه شکل میگیرد؛ بنابراین فرضیه یک پاسخ موقت به مسئله است که هنوز اثبات نشده و باید مورد بررسی و آزمون قرار گیرد .
استاد حوزه و دانشگاه افزود: در فرضیه معمولاً با تعابیری مانند «به نظر میرسد» مواجه هستیم؛ برای مثال، ممکن است درباره یک پدیده اجتماعی احتمال دهیم که آپارتماننشینی یکی از عوامل مؤثر بر آن باشد. این گزاره در ابتدا یک گمانه است و باید رابطه میان متغیرها را بررسی کنیم .
وی با بیان اینکه پدیدههای انسانی معمولاً تکعلتی نیستند، اظهار داشت: وقتی درباره علت افزایش طلاق سؤال میکنیم، نمیتوان انتظار داشت تنها یک عامل وجود داشته باشد؛ مسکن، شغل، شرایط اقتصادی، تغییرات فرهنگی و عوامل دیگر میتوانند در این موضوع نقش داشته باشند .
قانون؛ کشف رابطه تکرارشونده
حجتالاسلام یوسفزاده با اشاره به نسبت فرضیه و قانون بیان کرد: اگر رابطه میان دو متغیر را بررسی کنیم و ببینیم این رابطه در شرایط مشخص به شکل تکرارشونده وجود دارد، میتوانیم به سطح قانون نزدیک شویم .
وی ادامه داد: قانون بیانگر رابطهای تکرارشونده میان پدیدههاست. در علوم طبیعی، برای مثال، اگر در شرایط مشخص آب به دمای معینی برسد و این رابطه همواره تکرار شود، میتوان از قانون سخن گفت .
استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: البته کشف رابطه با توضیح چرایی و چگونگی آن تفاوت دارد؛ اینکه رابطه میان دو پدیده را کشف کنیم یک مرحله است و اینکه بتوانیم توضیح دهیم این رابطه چرا و چگونه شکل گرفته، مرحله دیگری است .
وی نظریه را سطحی فراتر از کشف رابطه دانست و خاطرنشان کرد: اگر علاوه بر کشف رابطه میان متغیرها بتوانیم چرایی و چگونگی این رابطه را نیز توضیح دهیم، وارد سطح نظریه شدهایم .
حجتالاسلام یوسفزاده افزود: قانون رابطه را بیان میکند، اما نظریه تلاش میکند آن رابطه را توضیح دهد؛ بنابراین نظریه قدرت توضیحدهندگی دارد و به ما کمک میکند چرایی و چگونگی وقوع یک پدیده را بفهمیم .
وی با اشاره به کارکردهای نظریه اظهار داشت: نظریه علاوه بر توضیح، به ما قدرت پیشبینی میدهد و اگر سازوکار یک پدیده را بفهمیم، میتوانیم درباره شرایط آینده آن پیشبینی داشته باشیم .
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: نظریه همچنین امکان برنامهریزی را فراهم میکند؛ وقتی رابطهها و سازوکارهای اثرگذاری را بشناسیم، میتوانیم بر اساس آن برنامهریزی کنیم .
فرهنگ؛ فرایندی تدریجی و زمانبر
وی با ورود به حوزه فرهنگ و رسانه گفت: در مسائل فرهنگی نیز باید فرایندهای بلندمدت را مورد توجه قرار داد؛ فرهنگ یکشبه تغییر نمیکند و وقتی یک محصول فرهنگی یا رسانهای وارد جامعه میشود، ممکن است در طول زمان بر ذائقه، زیباییشناسی، سبک زندگی و نگرش مردم اثر بگذارد .
حجتالاسلام یوسفزاده خاطرنشان کرد: نمیتوان تغییرات فرهنگی را صرفاً به یک فیلم یا یک برنامه نسبت داد، بلکه باید مجموعه عوامل و فرایندهایی را که در طول زمان بر فرهنگ جامعه اثر میگذارند، بررسی کرد .
وی با اشاره به نقش رسانه افزود: رسانه با سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت ارتباط دارد، اما اگر رسانه را وارد زندگی مردم کردیم، باید به الزامات آن نیز پایبند باشیم .
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: تولیدات رسانهای پرهزینه است و اگر امکان تولید مستمر وجود نداشته باشد، رسانهها ممکن است از تولیدات دیگران استفاده کنند و همراه با محصول رسانهای، بخشی از فرهنگ و سبک زندگی نهفته در آن نیز منتقل شود .
آپارتماننشینی از منظر معماری و شهرسازی
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مسئله آپارتماننشینی گفت: در بررسی این موضوع نباید صرفاً سؤال کنیم که اسلام با آپارتمانسازی موافق است یا مخالف؛ بلکه باید الزامات معماری، شهرسازی، همسایگی، نور، تهویه، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی را نیز بررسی کنیم .
حجتالاسلام یوسفزاده اظهار داشت: در کتاب «شهرسازی و معماری در اسلام و الزامات آن» نیز تلاش کردهام این موضوع را از منظر مبانی اسلامی مورد بررسی قرار دهم و در جلساتی با مسئولان حوزه مهندسی کشور نیز درباره این موضوع بحث شده است .
وی با تأکید بر اهمیت حقوق همسایگان افزود: ساختمان نباید به گونهای ساخته شود که حقوق همسایه را نادیده بگیرد؛ برای مثال، نباید به شکلی باشد که مانع جریان طبیعی هوا یا استفاده مناسب همسایه از محیط شود .
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: بنابراین مسئله فقط ویلایی یا آپارتمانی بودن ساختمان نیست، بلکه باید الزامات معماری و شهرسازی را نیز مورد توجه قرار داد .
محلهمحوری؛ راهکاری برای کاهش رفتوآمدهای غیرضروری
وی «محلهمحوری» را یکی دیگر از موضوعات مهم در شهرسازی دانست و بیان کرد: باید به گونهای برنامهریزی شود که مردم برای رفع نیازهای روزمره خود مجبور نباشند مسافتهای طولانی را طی کنند و مدرسه، مسجد، درمانگاه، فروشگاه و سایر خدمات مورد نیاز تا حد امکان در دسترس مردم باشد .
حجتالاسلام یوسفزاده گفت: در این نگاه، مسجد تنها محل برگزاری نماز نیست و میتواند کارکردهای بصری، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی داشته باشد و در ساختار محله نقشآفرین باشد .
وی افزود: اگر امکانات مورد نیاز مردم در اطراف مسجد و در ساختار محله قرار گیرد، مردم با کمترین بهانه میتوانند به این مراکز مراجعه کنند و نیازهای خود را برطرف سازند .
توجه به نور و جریان هوا در معماری
استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اهمیت نور و هوای طبیعی در ساختمان اظهار داشت: اگر هوای طبیعی در خانه جریان نداشته باشد، شرایط نامناسبی برای زندگی ایجاد میشود و همچنین باید امکان ورود نور طبیعی و آفتاب به خانه فراهم باشد .
وی خاطرنشان کرد: معماری صرفاً ساختن یک بنا نیست، بلکه با سلامت، سبک زندگی و کیفیت زندگی انسان ارتباط دارد و به همین دلیل باید این ابعاد در طراحی ساختمان مورد توجه قرار گیرد .
پارادایم؛ نوع نگاه ما به جهان و انسان
حجتالاسلام یوسفزاده در ادامه به مفهوم پارادایم پرداخت و گفت: پارادایم را میتوان یک رویکرد کلی به جهان و پدیدهها دانست و در علوم مختلف نیز پارادایمهای متفاوتی مانند اثباتگرایی، ابطالگرایی و رویکرد تفسیری وجود دارد .
وی افزود: در علوم انسانی، مسئله مهم این است که انسان را چگونه میبینیم؛ آیا انسان را صرفاً موجودی میدانیم که رفتارهایی دارد و میتوان رفتار او را مانند پدیدههای طبیعی بررسی کرد یا اینکه انسان را موجودی فکور، معنادار و صاحب اراده میدانیم؟
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: در اینجا تفاوت میان «رفتار» و «کنش» اهمیت پیدا میکند. رفتار را میتوان واکنش یک موجود به یک محرک دانست، اما کنش انسانی با معنا، قصد و تحلیل همراه است .
وی ادامه داد: انسان موقعیت را درک میکند، آن را تحلیل میکند و سپس واکنش نشان میدهد؛ بنابراین مطالعه انسان با مطالعه طبیعت تفاوت دارد .
مخاطب رسانهای؛ توده یکدست نیست
حجتالاسلام یوسفزاده با انتقاد از نگاه تودهای به مخاطب اظهار داشت: برخی نظریهها نگاه تودهای به مردم دارند و جامعه را به شکل یک توده یکدست میبینند، در حالی که انسانها یکسان نیستند .
وی افزود: جوان و پیر، زن و مرد و افراد با پیشینههای فرهنگی متفاوت، نیازها و ویژگیهای متفاوتی دارند و مخاطبان رسانه نیز یکسان نیستند .
استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: حتی مخاطبان یک شبکه تلویزیونی در ساعات مختلف شبانهروز یکسان نیستند و برنامهای که در یک ساعت پخش میشود، ممکن است مخاطبانی متفاوت از برنامه ساعت دیگر داشته باشد .
وی تأکید کرد: اگر مخاطب را یک توده یکدست فرض کنیم، ممکن است در تحلیل رفتار و نیازهای او دچار خطا شویم؛ بنابراین تفاوت انسانها و مخاطبان باید در برنامهریزی رسانهای، فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد .
حجتالاسلام یوسفزاده در پایان گفت: نوع نگاه ما به انسان و جامعه بر نوع سؤال، مسئله، فرضیه و نظریهای که انتخاب میکنیم اثر میگذارد؛ اگر انسان را صرفاً موجودی رفتاری بدانیم، یک نوع روش مطالعه را انتخاب میکنیم و اگر انسان را موجودی فکور، معنادار و صاحب اراده بدانیم، روش دیگری برای شناخت او لازم خواهد بود .