عصر قم - با عقبنشینی آب خلیج گرگان، آکاز متولد شد؛ جزیرهای تازه که گردشگران زودتر از مدیران به آن رسیدند.
آب که عقب رفت، چیزی آرامآرام از زیر آن بیرون آمد؛ ابتدا چند لکه خشکی، بعد پهنهای گلآلود و نیمهباتلاقی و حالا زمینی که در بعضی نقاط، دیگر شباهتی به بستر سابق خلیج گرگان ندارد. اینجا آکاز است؛ پهنهای در شمال آشوراده که در چند سال گذشته چهرهاش تغییر کرده و در برخی گزارشها از آن به عنوان «دومین جزیره ایرانی دریای خزر» یاد شده است.
اواخر دهه 1390، آکاز هنوز آن چیزی نبود که امروز دیده میشود. سطح آب پایین رفته بود و قسمتهایی از بستر نمایان شده بود، اما وسعت خشکی محدود بود و بخش زیادی از منطقه همچنان حال و هوای یک پهنه مرطوب و باتلاقی داشت. با گذشت زمان، خشکی جلو آمد، پوشش گیاهی روی آن نشست و در نقاطی نیزار، گیاهان شورپسند و درختان گز شکل گرفتند.
مردم محلی از همان ابتدا این محدوده را «آکاز» مینامیدند؛ نامی که حالا بیشتر از گذشته بر سر زبانها افتاده است. درباره ریشه نام نیز روایتهایی وجود دارد و برخی آن را به پوشش گیاهی منطقه مرتبط میدانند.
رقمی که امروز برای وسعت این پهنه مطرح میشود، حدود هزار و 650 هکتار است؛ در حالی که در سالهای نخست، صحبت از چند صد هکتار بود. البته این اعداد را نمیتوان بدون توجه به زمان و شیوه اندازهگیری کنار هم گذاشت. مرز آب و خشکی در خلیج گرگان ثابت نیست و تفاوت تصاویر ماهوارهای، زمان برداشت و حتی تفاوت میان عرصه جغرافیایی و محدوده ثبتی، میتواند دلیل بخشی از این اختلاف باشد.
آکاز در کدام محدوده قرار دارد؟
آکاز را باید در شمال آشوراده و در محدودهای میان شبهجزیره آشوراده، دماغه گرگانرود و حوالی خواجهنفس جستوجو کرد؛ پهنهای که در مجاورت سواحل بندرترکمن قرار دارد و از شمال به کانال چاپقلی و از جنوب به آراکانال یا کانال آشوراده میرسد.
همین موقعیت باعث شده آکاز از یک سو بخشی از مجموعه طبیعی خلیج گرگان باشد و از سوی دیگر فاصله چندانی با مسیرهای دسترسی مردم محلی و گردشگران نداشته باشد.
کافی است تصاویر سالهای مختلف این محدوده را کنار هم گذاشت تا تغییر چهره آن دیده شود. جایی که زمانی آب و گل و لای بیشتری داشت، حالا در قسمتهایی خشک شده و گیاه روی آن ریشه دوانده است. گزها در برخی نقاط قد کشیدهاند و نیزارها بخشهایی از زمین تازه را پوشاندهاند. آکاز دیگر صرفاً بستر نمایانشده یک پهنه آبی نیست؛ بخشی از آن به خشکیای تبدیل شده که نشانههای حیات گیاهی در آن دیده میشود.

روایت بومیان از گذشته آکاز
اما داستان آکاز برای همه از همین چند سال پیش شروع نمیشود. در گمیشان و بندرترکمن، بعضی از قدیمیترها روایت دیگری دارند. آنها میگویند این محدوده در دهههای دور هم همیشه زیر آب نبوده و بخشهایی از آن در مقاطعی سر از آب بیرون میآورده است.
در میان این روایتها حتی صحبت از کشت و زرع در این زمینها نیز شنیده میشود؛ روایتی که اگر درست باشد، گذشته این محدوده را بسیار پیچیدهتر از آن چیزی میکند که صرفاً با تصاویر سالهای اخیر دیده میشود.
البته این بخش از ماجرا فعلاً در حد روایتهای محلی است. برای اینکه مشخص شود آکاز در 70 یا 80 سال پیش چه شکلی داشته، باید سراغ نقشههای هوایی قدیمی، اسناد ثبتی و دیگر مدارک تاریخی رفت. تصاویر ماهوارهای سالهای گذشته نیز میتواند بخشی از این پازل را تکمیل کند. بنابراین، روایت مردم منطقه را نمیتوان نادیده گرفت، اما نمیتوان آن را بدون سند بهعنوان تاریخ قطعی آکاز ثبت کرد.
از یک پهنه طبیعی تا مقصدی برای تفریح
آکاز حالا فقط موضوع بحث کارشناسان و محیطزیستیها نیست. در روزهای گرم سال، مردم محلی و گردشگران راهی این محدوده میشوند؛ بهخصوص در بخشهایی که ساحل ماسهای شکل گرفته و فضای متفاوتی نسبت به سواحل شناختهشده بندرترکمن ایجاد کرده است.
همین استقبال، یک نگرانی جدی را هم به همراه آورده است. آکاز برای پذیرش گردشگر آماده نشده است؛ خبری از زیرساختهای مناسب امداد و نجات نیست و محدوده مشخصی برای فعالیتهای آبی وجود ندارد. وضعیت بستر و جریان آب هم برای بسیاری از مراجعهکنندگان شناختهشده نیست.
گزارشهایی از غرقشدن افراد در این محدوده منتشر شده و همین اتفاقها نشان میدهد که جذابیت ظاهری آکاز نباید خطرهای آن را پنهان کند. اگر قرار باشد این پهنه در آینده به مقصد گردشگری تبدیل شود، ایمنی باید پیش از هر چیز دیگری تعیین تکلیف شود؛ از استقرار نیروهای امدادی گرفته تا مشخص شدن محدودههای مجاز برای حضور و فعالیت در آب.
آکاز وارد مرحله تازهای شد؛ صدور سند برای عرصه 1650 هکتاری
داستان آکاز فقط به تغییرات طبیعی و رفتوآمد گردشگران ختم نمیشود. حالا پای سند و مالکیت هم به میان آمده است. بر اساس گزارشهای رسانهای، برای عرصهای حدود هزار و 650 هکتاری که با عنوان «قوتون» نیز از آن یاد شده، سند مالکیت ملی صادر شده است. این سند به نام دولت و در اختیار مجموعه منابع طبیعی قرار گرفته است.
این اتفاق، از نظر حقوقی اهمیت دارد؛ چرا که شکلگیری خشکیهای جدید میتواند زمینهساز ادعاهای مالکیت یا تصرف شود. سند ملی، دستکم تکلیف مالکیت این عرصه را روشنتر میکند، اما یک سؤال اساسی همچنان باقی است: با این زمین قرار است چه شود؟
سند، بهخودیخود کاربری تعیین نمیکند. هنوز مشخص نیست آکاز قرار است یک عرصه طبیعی باقی بماند، بخشی از آن به گردشگری اختصاص پیدا کند یا برای آن مدلی ترکیبی از حفاظت و بهرهبرداری تعریف شود.

جزیرهای که هنوز جایگاه روشنی در برنامههای توسعه ندارد
آکاز در حالی آرامآرام به یک نام شناختهشده تبدیل شده که هنوز جایگاه مشخصی در برنامههای توسعه و مدیریت سرزمین ندارد. همین وضعیت، آینده این پهنه را باز گذاشته است؛ نه ساختوساز گستردهای در آن شکل گرفته و نه کاربری مشخصی بر آن غلبه کرده است.
این شاید مهمترین فرصت برای تصمیمگیری درباره آکاز باشد. پیش از آنکه جاده، تأسیسات، ویلا یا فعالیتهای گسترده گردشگری راه خود را به این محدوده باز کنند، میتوان مشخص کرد این زمین چه ظرفیتی دارد و چه بخشهایی از آن اساساً نباید دستکاری شود.
پوشش گیاهی، حیاتوحش، وضعیت بستر، شرایط آب، تغییرات خط ساحلی و حریمهای حفاظتی، همه باید در یک تصویر واحد دیده شوند. نتیجه چنین بررسیای میتواند تکلیف بخشهای مختلف آکاز را روشن کند؛ اینکه کجا امکان حضور گردشگر وجود دارد و کجا باید دستنخورده باقی بماند.
آکاز؛ پدیدهای طبیعی با آیندهای نامشخص
آکاز در چند سال گذشته مسیری را طی کرده که کمتر نمونهای شبیه آن را میتوان در خلیج گرگان سراغ گرفت؛ از پهنهای مرطوب و نیمهباتلاقی تا خشکی گستردهای که وسعت آن حدود هزار و 650 هکتار اعلام میشود، پوشش گیاهی پیدا کرده و حالا حتی پای گردشگران و بحثهای حقوقی نیز به آن باز شده است.
اما هنوز نمیتوان پایان این داستان را نوشت. آکاز در منطقهای قرار گرفته که مرز آب و خشکی در آن تحت تأثیر شرایط طبیعی تغییر میکند و همین موضوع، هرگونه پیشبینی درباره آینده آن را دشوار میکند.
برای مردم منطقه، آکاز میتواند یک مقصد تازه گردشگری باشد؛ برای فعالان محیط زیست، بخشی از زیستبوم حساس خلیج گرگان است و برای دستگاههای متولی، عرصهای ملی که باید تکلیف حفاظت و بهرهبرداری از آن روشن شود.
شاید به همین دلیل، اهمیت آکاز بیش از آنکه در عنوان «دومین جزیره ایرانی دریای خزر» خلاصه شود، در اتفاقی باشد که پیش چشم مردم رخ داده است: بخشی از بستر خلیج گرگان عقب نشسته، خشکی تازهای شکل گرفته و طبیعت، بدون نقشه و مجوز، چهره تازهای از این منطقه ساخته است.
حالا نوبت تصمیمگیری است؛ اینکه این خشکی تازه چگونه مدیریت شود، چه میزان از آن در اختیار طبیعت بماند، گردشگران کجا و با چه ضوابطی وارد شوند و مالکیت و کاربری آن چگونه تعیین شود. پاسخ به این پرسشهاست که مشخص میکند آکاز در سالهای آینده فقط یک پدیده طبیعی باقی میماند یا به یکی از مقصدهای تازه گردشگری شمال کشور تبدیل خواهد شد.
منبع:
تسنیم