عصر قم - کاشان- اعتماد در روابط بینالملل نباید جایگزین راستیآزمایی شود؛ چراکه آنچه به یک توافق اعتبار میبخشد، تعهدات روشن، قابل سنجش و دارای ضمانت اجرای حقوقی است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در کاشان، در حالی که جهان سیاست، همواره میان «دیپلماسی» و «اعتماد» در نوسان است، بازگشت به تجربههای تاریخی برای درک ماهیت توافقات بینالمللی، ضرورتی انکارناپذیر مینماید. تفاهمنامه اسلامآباد، با تمام پیچیدگیهای حقوقی و سیاسی خود، دریچهای است برای درک این پرسش که: آیا امضای یک سند، به معنای پایبندی به آن است؟ در این راستا، گفتوگو با حجتالاسلام مهدی بصیرتی رئیس اداره تبلیغات اسلامی به بررسی عمیق این تفاهمنامه از منظر فقهی، قرآنی و واقعگرایی سیاسی میپردازد، وی در این گفتوگو با تبیین درسهای مستخرج از این توافق، بر لزوم گذار از «دیپلماسیِ مبتنی بر اعتماد» به «دیپلماسیِ مبتنی بر راستیآزمایی» تأکید میکند.
خبرگزاری رسا: اگر بخواهیم از هسته اصلی بحث شروع کنیم، به نظر شما مهمترین درس و عبرتی که تفاهمنامه اسلامآباد برای سیاست خارجی ما به همراه داشت، چیست؟
حجتالاسلام بصیرتی: مهمترین درس این است که در سیاست خارجی، «امضا» به خودی خود ارزش ایجاد نمیکند. آنچه به یک توافق اعتبار میدهد، تعهدات روشن، قابل سنجش، قابل راستیآزمایی و مهمتر از همه، «ضمانت اجرای» آن است.
قرآن کریم در توصیف کسانی که پیمان میشکنند، میفرماید: «ثُمَّ یَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّهٍ»؛ یعنی عهد میبندند و سپس در هر نوبت، آن را میشکنند. این تکرارِ نقض عهد، در اسلام یک الگوی رفتاری است. در ماجرای اسلامآباد نیز، همانطور که مواضع رسمی ایران و حتی پیام رهبر انقلاب تأکید داشتند، آمریکا با نقض مکرر تعهدات، نشان داد که امضای رئیسجمهور آنها لزوماً به معنای پایبندی به توافق نیست. بنابراین، عبرت اصلی این است که اعتماد نباید جایگزین «راستیآزمایی» شود. در معاملات راهبردی، آنچه باید محور باشد، سازوکار حقوقی و عملیاتی است، نه حسن نیتِ فرضی طرف مقابل.
خبرگزاری رسا: با اشاره به این نکته، آیا در طراحی خودِ تفاهمنامه، سازوکار کافی برای نظارت بر اجرای تعهدات آمریکا وجود داشت؟
حجتالاسلام بصیرتی: اگر متن را دقیق بررسی کنیم، باید گفت در بند ۱۲ از تلاش برای ایجاد یک سازوکار اجرایی جهت نظارت بر توافق سخن رفته و در بند ۱۳ نیز آغاز مذاکرات را به اجرای تعهدات گره زدهاند. پس بحثِ «عدم وجود سازوکار» مطرح نیست؛ بلکه بحث بر سر «کیفیت و کارایی» آن است.
مسئله این است آیا این سازوکار به اندازهای شفاف، فوری و الزامآور بود که در صورت تخلف، هزینهای برای طرف مقابل ایجاد کند؟ وقتی با طرفی مواجه هستیم که سابقه نقض مکرر دارد، سازوکار باید بسیار سختگیرانهتر باشد. نباید اجازه داد طرف مقابل ابتدا از امتیازات استفاده کند و سپس اجرای تعهدات خود را به «تفسیر سیاسی» یا «تصمیمات بعدی» خود موکول کند. تجربه برجام نیز به ما آموخت که توافق خوب، توافقی نیست که در لحظه امضا بر اساس کلمات زیبا بنا شود، بلکه توافقی است که در روز اختلاف، بتواند از منافع کشور صیانت کند.
«توافق خوب، توافقی نیست که صرفاً هنگام امضا، حرفهای زیبا زده شود؛ بلکه توافقی است که در روز اختلاف، بتواند از منافع کشور صیانت کند.»
خبرگزاری رسا: از منظر سیاست خارجی، عدم اجرای تعهدات آمریکا چه پیامدهایی برای جمهوری اسلامی ایران داشته است؟
حجتالاسلام بصیرتی: پیامدها چندگانه است؛ نخست، آسیب به اعتبار سازوکار توافق و کاهش امکان اتکا به وعدهها. دوم، ایجاد هزینههای یکجانبه برای ایران؛ جایی که ما تعهدات خود را اجرا کردهایم، اما مابهازای آن را دریافت نکردهایم؛ و سوم، ایجاد وضعیتی نامتقارن که در آن طرف مقابل با تأخیر در اجرای تعهدات، از امتیازات استفاده میکند. از این رو، اصل «تعهد در برابر تعهد» حیاتی است. ما نباید وارد وضعیتی شویم که اقدامات ما برگشتناپذیر باشد، اما اقدامات طرف مقابل صرفاً یک «وعده در آینده» باقی بماند.
خبرگزاری رسا: با توجه به ابعاد معنوی و فقهی، از منظر فقهی و با استناد به آیات قرآن، دولت اسلامی در برابر نقض پیمان توسط طرف مقابل چه اختیاری دارد؟
حجتالاسلام بصیرتی: قرآن کریم اصل وفای به عهد را بسیار محترم میشمارد، اما در برابر خیانت نیز سکوت نمیکند. در سوره انفال، خداوند میفرماید: «فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ»؛ یعنی اگر از گروهی بیم خیانت داشتی، پیمان را به صورت شفاف و روشن به آنها اعلام کن تا وضعیت دو طرف از نظر آگاهی از پایان عهد، یکسان باشد.
همچنین در مورد نقض مکرر عهد، قرآن با تعبیر «فِی کُلِّ مَرَّهٍ» به ما میآموزد که وقتی نقض عهد تبدیل به یک «الگوی رفتاری» شد، نحوه برخورد نیز باید تغییر کند. در واقع، اسلام اجازه نمیدهد دولت اسلامی در برابر پیمانی که طرف مقابل آن را شکسته، دچار غفلت شود. همچنین آیه «فَلَا تَهِنُوا» به ما میآموزد که در برابر فشارها و نقضها، نباید دچار سستی و ضعف شویم. صلح نباید از موضع ضعف یا تسلیم باشد؛ بلکه صلح باید در عین حفظ عزت و اقتدار باشد.
خبرگزاری رسا: در پایان، اگر بخواهید یک گزاره را به عنوان نتیجهگیری نهایی برای آینده دیپلماسی ایران بیان کنید، آن چیست؟
حجتالاسلام بصیرتی: اگر بخواهم خلاصه کنم، میگویم: «آمریکا را باید از روی رفتار و سابقهاش سنجید، نه صرفاً بر اساس امضای رئیسجمهورش.»
این به معنای نفی مذاکره نیست، بلکه به معنای «واقعگرایی» است. مذاکره باید بر پایه چهار رکن باشد: تعهدات مرحلهبندیشده، اقدام متقابل، راستیآزمایی فوری و ضمانت اجرای واقعی. ما نباید اجازه دهیم مذاکره به «امتیاز بدون مابهازا» تبدیل شود. مذاکره زمانی عزتمندانه است که پشتوانه آن قدرت ملی، تجربه تاریخی و منطق حقوقی باشد. /۱۳۰۷/
خبرنگار: محمد ملکآبادی