عصر قم - اعتماد / جزییات جدید از قتل پنج عضو یک خانواده در پونک تهران پس از حدود دو سال با اعتراف یکی از دو برادر خانواده فاش شده است.
شروع ماجرا به حدود دو سال پیش برمیگردد اما چهارشنبه صبح، رفتوآمد غیرعادی نیروهای پلیس و آتشنشانی به ساختمانی در محله پونک تهران، از کشف تازهای خبر میداد که یکی از پیچیدهترین پروندههای جنایی سالهای اخیر را پیش روی کارآگاهان قرار داده است. صبح چهارشنبه مرد جوانی که دستبند به دست داشت، از خودروی پلیس پیاده شد و با هدایت ماموران به پارکینگ ساختمانی رفت که سالها محل زندگی خانوادهاش بود.
ماموران آتشنشانی با راهنمایی مرد دستبند به دست بلافاصله عملیات جستوجو را شروع کردند که بیش از ۳۰ ساعت ادامه داشت و حوالی ساعت ۵ عصر پنجشنبه به پایان رسید. آتشنشانان در جریان عملیات، موفق شدند پنج جسد را از عمق ۲۵ متری دو چاه بیرون بیاورند. اجساد متعلق به سه زن و دو مرد بود و هر یک از آنها داخل کیسه نایلونی سیاه پیچیده شده و به صورت جداگانه درون گونی قرار داشت.
با کشف اجساد، مشخص شد پنج عضو یک خانواده که حدود دو سال قبل ناپدید شده بودند، قربانی جنایتی خانوادگی شدهاند. قربانیان شامل مادر خانواده، دو خواهر و دو برادر بودند. پدر خانواده هم پیش از این فوت کرده بود.
سرنخ اصلی این پرونده از ناپدید شدن یکی از اعضای خانواده که محمدرضا نام داشت، به دست آمد.
شروع ماجرای این پرونده زمان بود که چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران اعلام کرد همسرش ناپدید شده است. او به بازپرس پرونده گفت دو فرزند دارد و وضعیت مالی خانوادهشان خوب است، اما همسرش چند روزی است ناپدید شده و پس از آن هم پیامی برای او فرستاده و مدعی شده قصد دارد به ترکیه برود. زن جوان تاکید کرد با همسرش اختلافی ندارد و احتمال میدهد برای او حادثهای رخ داده باشد و این پیام برای مخفی کردن اصل ماجرا است.
با شکایت این زن، به دستور بازپرس حسین گودرزی، تحقیقات کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی پایتخت آغاز شد. در نخستین مرحله، کارآگاهان از پلیس گذرنامه استعلام گرفتند اما مشخص شد فردی با مشخصات محمدرضا از کشور خارج نشده است. بررسی بیمارستانها و مراکز درمانی نیز نتیجهای نداشت و هیچ ردی از مرد مفقودشده به دست نیامد.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه مدتی بعد زن جوان بار دیگر به دادسرا مراجعه و این بار موضوع عجیبی را مطرح کرد. او گفت:«روز گذشته برایم درخواست طلاق ارسال شد. همسرم ظاهراً به یکی از دادگاههای خانواده مراجعه کرده و درخواست جدایی داده است.» زن جوان با اشاره به اینکه دو فرزند دارند و هیچ اختلافی میان آنها وجود نداشت تاکید کرد که همچنان نسبت ناپدید شدن همسرش مشکوک است و در مورد موضوع درخواست جدایی هم ابراز تردید کرد.
این موضوع برای بازپرس جنایی هم مشکوک بود، به همین دلیل دستور بررسی درباره فردی که برای درخواست طلاق به دادگاه خانواده مراجعه کرده بود، صادر شد تا مشخص شود آیا او واقعاً محمدرضا بوده است یا خیر.
نتیجه تحقیقات، شک بازپرس را تایید کرد، چون فردی که برای درخواست طلاق مراجعه کرده بود، محمدرضا نبود و یک وکیل این درخواست را به دادگاه ارائه کرده بود. هیچ مدرکی هم که حضور محمدرضا در دادگاه را تایید کند، به دست نیامد.
از سوی دیگر، پس از مدتی نامههایی به دادسرا ارسال شد که در آنها فردی مدعی بود محمدرضا است و به دلیل مشکلات مالی و بدهی قصد خروج از کشور را دارد و هیچکس در ناپدید شدن او نقشی نداشته است. در این نامهها همچنین اعلام شده بود که قصد دارد از همسرش طلاق بگیرد و نیازی به پیگیری پرونده مفقودی او نیست.
با وجود این نامهها، بازپرس جنایی قانع نشد و این پرسش مطرح بود که اگر محمدرضا سالم است و قصد خروج از کشور دارد، چرا شخصاً به مراجع قضایی یا انتظامی مراجعه نکرده و نامه ارسال کرده است؟
در ادامه، تحقیقات از خانواده محمدرضا هم در دستور کار قرار گرفت، اما نتیجه بررسیها بر پیچیدگی پرونده افزود. مشخص شد دو خواهر، یک برادر و مادر محمدرضا نیز از چند ماه قبل و حتی پیش از مفقود شدن او ناپدید شدهاند و کسی از سرنوشت آنها اطلاعی ندارد.
از سوی دیگر، دو برادر دیگر محمدرضا به نامهای رامتین و مسعود در همین مدت وضعیت مالی خوبی پیدا کرده بودند و تمامی اموال پدرشان که میلیاردها تومان ارزش داشت، بین آن دو تقسیم شده است، بدون اینکه سهمی به دیگر وراث برسد. همین موضوع احتمال وقوع قتل عام خانوادگی با انگیزه اختلاف بر سر ارث را برای بازپرس جنایی مطرح کرد و دستور بازداشت دو برادر صادر شد.
به این ترتیب دو ماه قبل، مسعود دستگیر و در جریان تحقیقات مدعی شد برادرش رامتین در ناپدید شدن اعضای خانواده نقش دارد. در ادامه مشخص شد رامتین پس از اطلاع از دستگیری برادرش متواری شده است. بنابراین کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی پایتخت تحقیقات خود را ادامه داند و سرانجام موفق شدند او را در شهرستان رامسر دستگیر کنند.
رامتین در ابتدا منکر هرگونه دخالت در جنایت بود، اما زمانی که تیم تحقیق وارد خانه او شد، کارت ملی و سیمکارتهای تلفن همراه دو برادر ناپدیدشدهاش را پیدا کردند که ادعای او را زیر سوال میبرد. در نهایت این متهم پس از دو سال سر به مهر بودن رازش، به قتل اعضای خانواده اعتراف کرد و محل دفن اجساد را به کارآگاهان نشان داد.
بر اساس اعترافات متهم، پنج عضو خانواده به قتل رسیده بودند و اجساد آنها در دو چاه ۲۵ متری در پارکینگ خانه پدری دفن شده بود. همچنین متهم اصلی پرونده در گفتوگویی علت این جنایتها را اختلاف بر سر ارث خانوادگی عنوان کرده است.
در روایت مطرحشده از سوی متهم، اعضای خانواده با خفه کردن و شلیک گلوله به قتل رسیده و پس از آن اجساد داخل گونی قرار داده و به چاهها انداخته شده بودند. او همچنین گفته بود چاهها توسط مقنیهای افغان صرفا برای از بین بردن آثار جنایات حفر شده بود که البته چاهکنان از هدف اصلی حفر چاهها اطلاعی نداشتند.
در حال حاضر تحقیقات در این پرونده ادامه دارد تا نقش هر یک دو برادر در قتل اعضای خانواده مشخص شود.
این در حالی است که متهمان در جریان تحقیقات برای بررسی وضعیت روانی به پزشکی قانونی معرفی شدند و وضعیت روانی آنها مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد.
به هر ترتیب با کشف اجساد پنج قربانی در دو چاه ۲۵ متری و اعتراف یکی از متهمان، بخش مهمی از معمای ناپدید شدن اعضای این خانواده پس از حدود دو سال روشن شده است. با این حال، تحقیقات قضایی درباره جزئیات جنایت، نحوه مشارکت هر یک از متهمان و ابعاد دیگر پرونده همچنان ادامه دارد.
در حالی که کشف اجساد پنج عضو یک خانواده از دو چاه ۲۵ متری در پارکینگ خانه پدری در پونک، راز جنایتی دو ساله را فاش کرده است، رامتین، متهم اصلی پرونده، در جریان تحقیقات به تشریح نقشه خود برای قتل اعضای خانواده و مخفی کردن اجساد پرداخت که در ادامه میخوانید:
رامتین گفت: با سندسازی، وکالتهای جعلی، ارسال نامه به دادسرا و حتی درخواست طلاق از طرف محمدرضا برای پنهان ماندن راز جنایت، تلاش کرده است. او گفت: اگر بازپرس جنایی به نامههای ارسالی اکتفا میکرد و تحقیقات بیشتری انجام نمیداد، راز این قتلها هرگز فاش نمیشد.
*خودت را معرفی کن و درباره شرایط زندگیات بگو.
رامتین هستم، مجردم و در کار خرید و فروش خودرو و به طور کلی واسطهگری فعالیت میکردم.
*اختلاف تو با اعضای خانواده از چه زمانی شروع شد؟
سال ۱۴۰۱ که پدرم فوت کرد.
*فوت پدرت چه تاثیری داشت؟
بعد از فوت پدرم، خواهر و برادرهایم چون میدیدند من آدم سر به راهی نیستم، پول ارثم را به من نمیدادند.
*با توجه به اینکه پدرت ثروت زیادی داشت، وضعیت زندگی خودت چطور بود؟
با اینکه ثروت پدرم خیلی زیاد بود، من در اتاقکی در پارکینگ خانه پدری زندگی میکردم و اعضای خانواده هم به من فشار وارد میکردند
*اعضای خانوادهات چه فشاری به تو وارد میکردند؟
افراد کشتهشده خانواده مادرم را تحت فشار میگذاشتند تا اموالم را واگذار کنم. حتی بعد از فوت پدرم من را بیرون کردند و مدتی در پارک زندگی میکردم. حدود یک سال هم در انباری آنجا زندگی کردم و خانوادهام همچنان به من فشار میآوردند.
*چه شد که تصمیم به قتل اعضای خانواده گرفتی؟
چارهای نداشتم. در یک روز چهار نفر از اعضای خانوادهام را به قتل رساندم.
*اولین قربانیان چه کسانی بودند و چگونه آنها را به قتل رساندی؟
یکی از خواهران و یک برادرم را جداگانه سوار ماشین کردم و با اسلحه به قتل رساندم.
*بعد از قتل آنها با اجساد چه کردی؟
اجساد را به اتاق محل سکونتم بردم و بعد از آن به طبقه محل سکونت مادرم رفتم.
*مادرت و خواهر دیگرت چگونه به قتل رسیدند؟
مادرم و خواهر دیگرم را با روسری خفه کردم.
*بعد از قتل چهار عضو خانواده، برای اینکه کسی به ماجرا شک نکند چه گفتی؟
به دیگران گفته بودم به مسافرت خارج از کشور رفتهاند.
*چرا محمدرضا را دیرتر کشتی؟
محمدرضا به ماجرا مشکوک و پیگیر موضوع شد.
*وقتی محمدرضا پیگیر سرنوشت اعضای خانواده شد، چه اتفاقی افتاد؟
من اجساد را به او نشان دادم و او با دیدن جسدها شوکه شد.
*چرا محمدرضا را هم به قتل رساندی؟
او میخواست ماجرا را لو بدهد، اما من اجازه ندادم.
*چرا اجساد چهار نفر را در یک چاه و جسد محمدرضا را در چاه دیگری دفن کردی؟
قبل از اینکه محمدرضا را به قتل برسانم، مقنی آورده بودم و یک چاه حفاری کرده و اجساد را داخل آن انداخته بودم.
*چاه دوم چه زمانی حفر شد؟
زمانی که دیدم محمدرضا میخواهد ماجرا را لو دهد و او را کشتم، مقنی آوردم تا چاه دیگری بکند و جسد او را در چاه دوم انداختم.
*برای پنهان کردن سرنوشت اعضای خانواده فقط به دفن اجساد در چاهها اکتفا کردید؟
نه، با سند سازی و وکالتهای جعلی که درست کرده بودیم، مقدار زیادی از اموال را فروختیم و آنها را تبدیل به طلا و سکه کردیم.
*طلا و سکهها را کجا نگهداری میکردید؟
گاوصندوق بزرگی را در دیوار درست کرده بودیم و اموال را در آنجا نگهداری میکردیم.
*نامههایی که به دادسرا ارسال میشد و همچنین درخواست طلاق محمدرضا را چه کسی تنظیم کرده بود؟
من این کار را انجام دادم.
*چرا؟
چون همسر محمدرضا موی دماغ شده بود. او تنها کسی بود که باورش نشد خانوادهام و محمدرضا به خارج از کشور رفتهاند و شکایت کرده بود.
*چرا میخواستی همسر محمدرضا را از پیگیری پرونده منصرف کنید؟
اگر او شکایتش را پیگیری میکرد، ماجرای ناپدید شدن اعضای خانوادهام هم لو میرفت، که همین اتفاق هم افتاد.
*درخواست طلاق چه نقشی در نقشه شما داشت؟
اگر محمدرضا همسرش را طلاق میداد، دیگر همسر او در پرونده سمتی نداشت که بخواهد پیگیر ماجرا شود.
*پس ارسال نامهها به دادسرا هم بخشی از نقشه بود؟
بله. با ارسال نامه به بازپرس میخواستم ثابت کنیم که محمدرضا زنده است.
*فکر میکردی با این نامهها پرونده مفقودی محمدرضا بسته میشود؟
اگر ذکاوت و تیزهوشی بازپرس نبود و او بدون تحقیق نامهها را قبول میکرد، پرونده محمدرضا مختومه شده بود و راز این قتلها هرگز برملا نمیشد.