چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

کتابی برای این روزها؛ جریان شناسی فمینیسم در ایران

کتابی برای این روزها؛ جریان شناسی فمینیسم در ایران
عصر قم - فمینیست‌های ایرانی در سه قالب فعالیت دارند؛ اینان بر استقلال بی‌چون چرای دختران حتی از خانواده تأکید می‌کنند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - فمینیست‌های ایرانی در سه قالب فعالیت دارند؛ اینان بر استقلال بی‌چون چرای دختران حتی از خانواده تأکید می‌کنند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، یکی از تأثیرگذارترین جریانات فرهنگی ـ سیاسی در جهان امروز، «فمینیسم» است. این تفکر در ایران نیز بسیار تأثیرگذار بوده و علاوه بر اینکه طرفدارانی در سطوح مختلف جامعه پیدا کرده، تأثیر زیادی بر سبک زندگی گذاشته و در حال گسترش است. کتاب «جریان‌شناسی فمینیسم در ایران» که اثری محققانه و پژوهشی است به قلم مصطفی اسکندری به نگارش درآمده و مسائل مهم و قابل استفاده‌ای را در این باره به مخاطب عرضه کرده است.
فصل اول کتاب به مفهوم‌شناسی فمینیسم، زمینه‌های پیدایش، تاریخچه، مکاتب و گرایش‌های آن؛ فصل دوم پیامدهای منفی فمینیسم در غرب؛ فصل سوم تحت عنوان فمینیسم در ایران به تاریخچه فمینیسم در ایران و معرفی اجمالی اولین زنان فمینیست ایرانی؛ فصل چهارم به فمینیسم بعد از انقلاب و معرفی اجمالی مشهورترین فمینیست‌های منتسب به دین؛ فصل پنجم به معرفی برخی از مشهورترین و فعال‌ترین فمینیست‌های بی‌قید نسبت به دین؛ فصل ششم به معرفی فعال‌ترین نهادهای مدنی زنان و مطالبات آن‌ها؛ فصل هفتم به اقدامات، ابزارها و مناسبت‌های مورد استفاده فمینیست‌های ایرانی؛ فصل هشتم به مهم‌ترین سوژه‌های مورد تبلیغ فمینیست‌های ایرانی؛ فصل نهم به پیامدهای فمینیسم در ایران و فصل پایانی با عنوان خاتمه، به برخی راه‌کارهای مقابله با فمینیسم پرداخته است.
در اینکه چه چیزهایی زمینه شکل‌گیری فمینیسم را فراهم کرده، به ظلم عده‌ای از مردان نسبت به زنان، نادیده گرفتن حقوق زنان، آزادی‌طلبی زنان و تحقیر زنان اشاره شده است. با وجود آنکه زنان نیمی از جامعه بشری را تشکیل می‌دهند، اما بسیاری از زنان در جوامع مختلف، پیوسته در معرض ستم عده‌ای از مردان بوده‌اند. ظلم به زنان سابقه‌ای به بلندای تاریخ بشر دارد.
زن به حکم اینکه انسان است، حقوقی دارد. این حقوق به خصوص در دینی مانند اسلام که گرفتار تحریف نشده است به خوبی نمایان است. در شریعت اسلام حقوق بسیاری برای زن تشریع شده است، اما در جوامع مدعی دینداری، حتی در جوامع مدعی مسلمانی، نیز بسیاری از مردان این حقوق را نادیده می‌گیرند. بسیاری از مردان حتی از پرداخت مهریه که از بدیهی‌ترین حقوق زنان است ابا می‌کنند، با اینکه خود در قرارداد ازدواج متعهد به پرداخت آن شده‌اند.
اما جوامع غربی ابتلای بیشتری به آن داشتند. در ایالات متحده آمریکا، در بیشتر ایالت‌ها، زنان هویت مستقلی نداشتند و با وابستگی به شوهرانشان شناخته می‌شدند. آنان نه از حقوق قانونی برخوردار بودند، نه حق مالکیت داشتند و نه هنگام تولد کودکان، اجازه سرپرستی آن‌ها را پیدا می‌کردند. سوء رفتار با زنان و تجاوز به عنف به ندرت با پیگرد قانونی روبه‌رو می‌شد، و حتی در یکی از ایالت‌ها سن بلوغ را تا هفت سالگی پایین آورده بودند که خود عاملی برای روسپیگری کودکان و خرید و فروش آنان بود.
موج‌های فمینیسم
بر اساس این کتاب فمینیسم چند موج داشته است. موج اول آن، از سال 1848 شروع می‌شود. نخستین متن مهم این نهضت، کتاب «اثبات حقوق زن» یا «استیفای حقوق زنان» اثر «ماری وُلستون‌کرافت» نظریه‌پرداز و عضو برجسته جنبش آزادی زنان در بریتانیا است که بیان می‌کرد زنان حق بهره‌مندی از همان حقوق و امتیازات مردان را دارند، با این استدلال که زنان نیز «افراد بشر» محسوب می‌شوند.
موج اول عمدتاً در پی این امور بود: دستیابی زنان به کارآموزی؛ آموزش و کار، بهبود وضعیت زنان متأهل در قوانین؛ حق برابر با مردان برای طلاق و متارکه قانونی؛ حق رأی برای زنان.
موج دوم از دهه 1960 شروع شد. جوامع غربی شاهد پیدایش (و افول) جنبش‌های فمینیستی رادیکال‌تری بوده‌اند که خواهان نوعی تحول سیاسی انقلابی در جامعه‌اند و نه بازتوزیع حقوق و منابع، و اصرار دارند که ستم بر زنان در فرایندهای عمیق روانی و فرهنگی ریشه دارد و بنابراین، دستیابی به اهداف فمینیستی مستلزم تغییرات بنیادی است و نه سطحی. گام اول در این حرکت رادیکال، انتشار برخی متون فمینیستی بود.
هدف موج دوم نهضت آزادی زنان، صرفاً رهایی سیاسی نبود، بلکه «نجات زنان» بود، و این هدف در عقاید «نهضت رهایی‌بخش زنانِ» رو به رشد، بازتاب یافت. موج دوم، فوق‌العاده تند و افراطی است، به گونه‌ای که «فرض‌ها و تعمیم‌های حاصل از تحقیق مردانه» را زیر سؤال می‌برد و معتقد است دانش موجود چون از دید مردان به جهان می‌نگرد، قابل اعتماد نیست و به لزوم نگریستن به جهان از دید زنان، قائل است.
نویسنده در پیدایش موج سوم می‌نویسد: افراط‌گرایی موج دوم، یکی از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز موج سوم شد. پس از دهه 1970، نهضت آزادی زنان در یک فضای سیاسی‌ای که به شدت خصمانه است، عمل کرده است. حمله فمینیست‌های موج دوم به خانواده و همه ارزش‌های پدرسالارانه سبب شد تا دهه 1980 شاهد رستاخیز «راست جدید» در اروپا و آمریکا و تأکید مجدد بر اهمیت خانواده پدرسالارانه سنّتی، حملات به قانون سقط جنین و حقوق مدنی نیز باشد.
انواع فمینیسم
«فمینیسم لیبرالی» نوعی از انواع فمینیسم و برگرفته از اندیشه لیبرالی است. اصل را بر آزادی عملکردها، لذت‌جویی و رضایت خودمحورانه قرار می‌دهد و چون نقش مادری و همسری را محدودکننده تمایلات افراد خانواده می‌داند نسبت به آن‌ها بدبین است.
«فمینیسم مارکسیسم ـ سوسیالیسم»؛ مبانی نظری فمینیسم مارکسیستی برآیند اندیشه‌های «مارکس» و «انگلس» است. کتاب «منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» نوشته انگلس، یکی از منابع مهم فمینیست‌های مارکسیست است.
این گرایش فمینیستی، چرایی موقعیت تحت ستم زنان، و راه‌های مبارزه با این ستم را بر اساس اندیشه مارکسیسم تبیین می‌کند. آنان ریشه ظلم تاریخی به زنان و عامل اصلی فرودستی زنان را مالکیت خصوصی، تقسیم کار جنسیتی و نظام خانواده مردسالار دانسته و نظام سرمایه‌داری غرب را عامل اصلی گسترش این نابرابری می‌دانند. به عقیده آنان تنها راه برون‌رفت از این وضعیت و برابر شدن حقوق زنان و مردان، تلاش برای تحقق انقلاب سوسیالیستی و تأسیس جامعه کمونیستی است.
«فمینیسم رادیکال»؛ فمینیست‌های رادیکال سلطه مردان بر زنان را ناشی از نظام مردسالاری می‌دانند که از همه ساختارهای اجتماعی مستقل است؛ یعنی، محصول سرمایه‌داری نیست. آنان معتقدند نظام مردسالاری اصلاح‌پذیر نیست و باید آن را ریشه‌کن کرد، نه تنها ساختارهای سیاسی و قانونی مردسالاری، بلکه نهادهای اجتماعی و فرهنگی آن (به ویژه خانواده، کلیسا و دانشگاه) نیز باید سرنگون شوند.
فمینیسم پسامدرن، اکوفمینیسم، فمینیسم سیاه، فمینیسم آنارشیسم، فمینیسم مدنی و فمینیسم اسلامی از جمله مهم‌ترین گرایش‌های فمینیسم هستند که در این کتاب به آن اشاره شده است.
پیامدهای منفی فمینیسم
فمینیسم پذیرش هر نوع نقش انفعالی زنان را در برابر مردان، کمک به تسلط مردان قلمداد می‌کند، بدین جهت همسری و مادری را نیز جزء نقش‌های انفعالی زن در برابر مرد برمی‌شمارد که منجر به سلطه مردان می‌شود، بر همین اساس، زنان را از پذیرش نقش‌های این‌گونه منع می‌کند. نتیجه طبیعی چنین تفکری نفی ازدواج و در نتیجه فروپاشی خانواده خواهد بود، همان مشکلی که امروزه بسیاری از کشورهای غربی با آن مواجه شده‌اند. علاوه بر اینکه فمینیست‌های مارکسیست خواهان لغو زناشویی و نظام خانوادگی و فمینیست‌های رادیکال نیز خواستار نابودی خانواده هستند و مادری و فرزندآوری را نیز «نفرین حوا» و نکبت تلقی می‌کنند که نتیجه‌ای جز فروپاشی خانواده بر آن مترتب نخواهد شد.
یکی از پیامدهای جدی فمینیسم، انحراف جنسی زنانه است. ضربه زدن به روح زنانه، هرزه‌نگاری، افزایش سقط جنین، محروم شدن زن از نعمت مادری از جمله پیامدهایی است که در این کتاب برای فمینیسم ذکر شده است.
فمینیسم در ایران
در این بخش از کتاب به تاریخچه‌ای از فمینیسم در ایران اشاره شده که از زمان قاجار آغاز می‌شود. همچنین به برخی از شخصیت‌هایی که از آن‌ها به عنوان فمینیست یاد می‌شود، اشاراتی شده است.
یکی از ویژگی‌های روشنفکران ایرانی عقب‌ماندن از تحولات فکری زمان است. آنان در عین پایبندی به تفکرات و ارزش‌های غربی، همپای تحولات فکری آن سامان حرکت نمی‌کنند. یکی از مواردی که عقب‌ماندگی آنان را از تحولات فکری غرب نشان می‌دهد، همین مسئله فمینیسم است.
فمینیست‌های ایرانی در سه قالب فعالیت دارند. یکی در قالب افراد و دیگری در قالب «سازمان‌های غیر دولتی» (NGO) یا به تعبیر دیگر «سازمان‌های مردم‌نهاد» (سمن)، و سومی در قالب احزاب و گروه‌ها.
افراد نیز در دو گروه قابل دسته‌بندی هستند. گروه اول، منتسبان به دین هستند که جزء قشر مذهبی دسته‌بندی می‌شوند و به برخی از ظواهر دینی تقیّد دارند و حتی به لحاظ پوشش، چادری هستند، اما به همه احکام دین در مورد زن تقیّد ندارند و به برخی از احکام دینی، مانند ازدواج موقت، چند همسری، اختیاردار بودن مرد نسبت به طلاق، ارث، و دیه زن و مواردی از این قبیل اعتراض دارند.
گروه دوم، شامل بی‌قیدان نسبت به دین می‌شود که اگرچه به لحاظ فقهی مسلمان محسوب می‌شوند، اما به ظواهر دین تقیّد ندارند و هرگاه زمینه‌ای بیابند بر خلاف احکام شرعی عمل می‌کنند و در اعتراض نسبت به احکام اسلامی مربوط به زن از گروه اول رادیکال‌تر هستند.
در بخشی از کتاب که به موضوع فمینیست‌های منتسب به دین پرداخته شده، به برخی از شخصیت‌های به ظاهر مذهبی که به نوعی سردمدار فمینیست در ایران بعد از انقلاب هستند اشاره شده است.
یکی از شخصیت‌هایی که در این بخش به طور مفصل به دیدگاه‌های او و نقد آن پرداخته شده، «شهین مولاوردی» است که سمت‌های مختلفی در حوزه زنان و… در دولت‌های مختلف داشته است. مسائلی همچون اختلاط زن و مرد، تعدد زوجات و فرزندآوری از نکاتی است که به آن اشاره شده است.
برای نمونه مولاوردی در مخالفت با طرح تفکیک جنسیتی گفته است: «سؤال این است چرا در مقدس‌ترین مکان اسلامی و در بالاترین مناسک و فرائض دینی که مسجدالحرام و حج باشد، زن و مرد، آن هم در فضایی محدود و در طواف خانه خدا و کعبه در کنار و دوشادوش هم بدون هرگونه پرده و دیوار و مانع و حائلی حاضر می‌شوند؟! آیا از اسلام و پیامبر اکرم (ص) هم باید پیشی گرفت؟ مگر ما می‌توانیم و اجازه داریم که بیشتر از پیامبر مسلمان باشیم؟»
نویسنده در نقد این دیدگاه می‌نویسد: وی اصلاً توجه ندارد که در مراسم حج اولاً زنان با لباسی ساده و بدون هرگونه زینت و آرایشی حضور دارند، و ثانیاً مراسم حج یک تمرین برای زن و مرد است که بتوانند خود را از هواهای نفسانی بازدارند، اما در غیر مراسم حج این گونه نیست، و لذا همان خدا و همان پیامبری که در مراسم حج چنین اجازه‌ای را داده‌اند، در غیر مراسم حج این همه از اختلاط زن و مرد نامحرم منع کرده و نسبت به آن هشدار داده‌اند.
فمینیست‌های بی‌دین
به اذعان این کتاب، طرفداران این گرایش، به لحاظ تعداد، نسبت به گروه اول، دارای وفور بیشتری بوده و به لحاظ جغرافیایی نیز در سراسر ایران حضور دارند. برای نمونه در 18 اسفند سال 1392، بیش از 350 نفر از فعالان زن، به مناسبت روز 8 مارس نسبت به «روند فرودست‌تر شدن زنان» اطلاعیه‌ای اعتراض‌آمیز منتشر کردند.
نهادهای مدنی زنان و احزاب
یکی از قالب‌های فعالیت زنان فمینیست ایرانی، نهادهای مدنی یا «سازمان‌های غیر دولتی» (NGO) یا «سازمان‌های مردم‌نهاد» (سمن‌ها) هستند.
یکی از نهادهایی که در این کتاب ذکر شده، «جامعه زنان انقلاب اسلامی ایران» است. اولین حزب زنانه‌ای که بعد از انقلاب اسلامی پا به عرصه وجود گذاشت و در تاریخ 4 آذر 1371 موفق به اخذ پروانه تأسیس از وزارت کشور شد. این حزب ابتدا حزبی ملی مذهبی بود، ولی بعدها تبدیل به حزبی فمینیستی شد. دبیر کل آن ابتدا «اعظم علایی طالقانی» دختر مرحوم آیت‌الله سید محمود طالقانی بود و بعد مرگ وی خواهرش «طاهره طالقانی» دبیر کل حزب گردید.
اقدامات، ابزارهای مورد استفاده فمینیست‌های ایرانی
برگزاری کمپین بر ضد جمهوری اسلامی یکی از کارهای این گروه است که به آن مشغول هستند. از اقدامات دیگر فمینیست‌ها برگزاری همایش‌های مختلف در زمینه موضوعات زنان است. همایش‌هایی که چاشنی اصلی مطالب آنها خدشه به احکام و ارزش‌های اسلامی و ترویج فمینیسم است.
برگزاری نمایشگاه در ارتباط با مسائل زنان از دیگر اقدامات آنهاست. برگزاری نمایشگاه نشریات فعال حوزه زنان با عنوان «زن را سخن از نوع دیگریست» در اواخر اردیبهشت 94، در دانشگاه تهران، یکی از نمونه‌های آن است. فمینیست‌ها حتی برخی از نمایشگاه‌ها و یا جشنواره‌هایی را که در خارج از کشور برگزار می‌شود و در رده برنامه‌های مستهجن جای می‌گیرند، در راستای اهداف خود ارزیابی می‌نمایند.
دیگر فعالیت آنان انتشار کتاب در حوزه زنان است. فمینیست‌ها در این زمینه بسیار فعال هستند و گروهی از مترجمان زبده را نیز در اختیار دارند که به ترجمه آثار غربیان فمینیست می‌پردازند.
دیگر نکاتی که نویسنده در این باره آورده، رسوخ فمینیست‌ها در تلویزیون است. مثلاً فیلم‌ها و سریال‌ها زن‌سالاری را در سبک زندگی ایرانی ترویج کرده و حتی به دنبال نهادینه کردن آن هستند.
همچنین نفوذ در آموزش و پرورش نیز از دیگر نکاتی است که نویسنده کتاب به آن اشاره می‌کند. تغییر در برخی متون درسی و حذف مطالبی که به زعم فمینیست‌ها با حقوق زنان همخوانی نداشت، نمونه‌ای از این اقدام است. به خصوص در دوره اصلاحات، که حذف کلیشه‌های جنسیتی از کتب درسی و پی‌گیری بحث برابری حقوقی زن و مرد با تعاریفی بسیار نزدیک به دیدگاه‌های غربی توسط فمینیست‌ها دنبال می‌شد.
سوژه‌های مورد تبلیغ فمینیست‌ها
یکی از عرصه‌هایی که فمینیست‌ها نسبت بدان حساس هستند و بر ضد آن زیاد تبلیغ می‌کنند، مسئله الزام به حجاب است. البته فمینیست‌ها دو دسته‌اند؛ برخی اصلاً حجاب را قبول ندارند و خود اعتراف می‌کنند که «من خودم اعتقادی به حجاب، خصوصاً حجاب اجباری ندارم.»؛ اما برخی دیگر معتقد به حجاب هستند، ولی با الزام زنان به حجاب مخالفت می‌کنند. بعضی از آنان معتقدند که در اسلام چیزی به نام حجاب اجباری وجود ندارد و اسلام با این‌گونه حجاب مخالف است.
«هم‌باشی»، «هم‌بالینی»، «هم‌خانگی»، «هم‌زیستی» یا «ازدواج غیر رسمی» در ایران معادل اصطلاح فرنگی cohabitation است که برای قبح‌زدایی از آن بعضی رسانه‌ها آن را «ازدواج سفید»، و بعضی از اساتید دانشگاه «خانواده سفید» نامیدند. این پدیده هر نامی بر آن گذاشته شود، رسمی غربی است که نه تنها با شرع مقدس اسلام، ارزش‌های اخلاقی، قوانین ایران، و عرف و فرهنگ ایرانی، بلکه با عرف مردم مشرق زمین مخالفت دارد، بلکه موجب تضییع حق زن می‌شود.
ترویج هرزه‌نگاری، همجنس‌بازی، سقط جنین، ورود زنان به ورزشگاه‌ها، تحقیر مهریه و نفقه از دیگر سوژه‌های فمینیست‌ها است که در این کتاب به آن اشاره شده است.
پیامدهای فمینیست در ایران
تأثیرات فمینیسم را در ایران می‌توان به سه بخش تأثیرات بر فرهنگ عمومی، تأثیرات بر متولیان امور دین، تأثیرات بر قوانین تقسیم کرد.
در ایران امروز، شاید نتوان کسی را یافت که مخالف تحصیلات عالیه و اشتغال زن باشد؛ اما کمتر کسی را نیز می‌توان یافت که با تحصیلات عالیه و اشتغال زنان در هر رشته و شغلی موافق باشد. بدون شک تحصیل زنان و اشتغال آنان در برخی رشته‌ها یک ضرورت است.
برای تحصیل و اشتغال زنان در زمینه‌های پزشکی زنان، پرستاری و تعلیم و تربیت آنان هیچ بدیل مناسبی یافت نخواهد شد، اما آیا تحصیل زن در هر رشته‌ای و یا اشتغال او در هر حرفه‌ای با شخصیت و روحیه زن سازگار است؟ فمینیست‌ها چون معتقد به تساوی کامل زن و مرد هستند، پاسخ آنان بدین سؤال مثبت است. غفلت مسئولان از یک سو، و اصرار آنان بر این امر از سوی دیگر، نیز فوق‌العاده مؤثر بوده است. امروزه کمتر رشته تحصیلی را می‌توان یافت که زنان و دختران ایرانی در آنها حضور نداشته باشند، و مسئولین جمهوری اسلامی با افتخار اعلام می‌کنند که بیشترین تعداد دانشجویان دانشگاه‌ها را زنان و دختران تشکیل می‌دهند. امروزه زنان، بسیاری از مشاغل مردانه را اشغال کرده‌اند.
یکی از پیامدهای فمینیسم در ایران ظهور پدیده استقلال دختران مجرد است. استقلال و جدایی پسران از خانواده در طول تاریخ امری مرسوم و متأثر از شرایط زیستی و شغلی بوده است. اما چنین چیزی در بین دختران امری نادر بود، اما امروزه بسیاری از دختران در محیطی جدا از خانواده زندگی می‌کنند. این امر بدون شک عوامل مختلفی خواهد داشت، اما بدون تردید یکی از مهم‌ترین عوامل آن رواج تفکر فمینیستی است که این امر را زمینه‌ساز استقلال کامل زن به حساب می‌آورد.
دو مورد یادشده(اشتغال بی‌حساب و کتاب بانوان و استقلال دختران مجرد) از جمله نکات مهمی درباره پیامدهای فمینیسم در ایران است که به درستی در این کتاب به آن اشاره شده است.
راه‌کارهای مقابله با فمینیسم
تبیین جایگاه و منزلت زن در اسلام و تبیین ارزش‌های اسلامی در حوزه زنان، تبیین آسیب‌های شخصیت زن و تبیین حقوق زن در اسلام از جمله مواردی است که در مقابله با فمینیسم می‌تواند مؤثر باشد.
از دیدگاه اسلام، زن نه تنها کم‌ارزش نیست، بلکه قابلیت‌هایی دارد که گاهی او را در مرتبه‌ای والاتر از مرد قرار می‌دهد. تبیین منزلت و جایگاه زن در اسلام از جمله راه‌کارهای مقابله با جریان فمینیسم است. این وظیفه بر عهده عالمان دینی و فرهیختگان جامعه و رسانه‌های دیداری و شنیداری است.
در سده‌های اخیر که فرهنگ غربی سلطه خود را بر جهان گسترده است، ارزش‌هایی مانند حیا، عفت، حجاب و امثال آن‌ها به عنوان محدودیت و قیودی مطرح شده‌اند که برای زن محدودیت‌آفرین بوده و مانع پیشرفت زن هستند. در حالی که کسب درجات بالای علمی در ایران بعد از انقلاب توسط بسیاری از زنان مقید به احکام و ارزش‌های اسلامی خلاف این را ثابت نموده است.
گفتنی است، کتاب «جریان‌شناسی فمینیسم در ایران» به قلم حجت الاسلام دکتر مصطفی اسکندری، به سفارش مؤسسه جریان‌شناسی انقلاب، به رشته تحریر درآمده و از سوی انتشارات حکمت و عرفان منتشر شده است.

عصر قم



نظرات شما