چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

پژوهشگر حوزه مطالعات تمدنی:

امام عسکری با شبکه‌سازی، راهبرد امنیتی عباسیان را خنثی کرد

امام عسکری با شبکه‌سازی، راهبرد امنیتی عباسیان را خنثی کرد
عصر قم - سعید سپاهی، پژوهشگر حوزه مطالعات تمدنی، با بررسی ابعاد امنیتی مواجهه امام حسن عسکری(ع) با حکومت عباسی، تأکید کرد که راهبرد عباسیان صرفاً حبس امام نبود، بلکه قطع پیوند میان مرکز امامت و بدنه شیعه را دنبال می‌کرد و امام با تقویت شبکه وکالت، سازوکاری برای حفظ ارتباط، اعتماد، انتقال منابع و تداوم فرماندهی در شرایط فشار امنیتی ایجاد کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - سعید سپاهی، پژوهشگر حوزه مطالعات تمدنی، با بررسی ابعاد امنیتی مواجهه امام حسن عسکری(ع) با حکومت عباسی، تأکید کرد که راهبرد عباسیان صرفاً حبس امام نبود، بلکه قطع پیوند میان مرکز امامت و بدنه شیعه را دنبال می‌کرد و امام با تقویت شبکه وکالت، سازوکاری برای حفظ ارتباط، اعتماد، انتقال منابع و تداوم فرماندهی در شرایط فشار امنیتی ایجاد کرد.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، سعید سپاهی، پژوهشگر حوزه مطالعات تمدنی، در یادداشتی با بررسی راهبرد امنیتی حکومت عباسی در برابر امام حسن عسکری(ع)، نوشت: «پس راهبرد عباسی، نه صرفاً حبس امام، بلکه قطع پیوند فرماندهی با بدنه بود.»
وی افزود: اگر این اتصال قطع می‌شد، جامعه شیعه هم‌زمان با چهار بحران مواجه می‌شد؛ بحران مرجعیت، بحران اعتماد، بحران منابع و بحران فرماندهی؛ به‌گونه‌ای که هر مدعی می‌توانست خود را نماینده امام معرفی کند، مردم در تشخیص افراد معتبر از نفوذی‌ها و منحرفان دچار مشکل شوند، وجوهات و امکانات مالی مصادره یا در اختیار نااهلان قرار گیرد و مناطق مختلف از یکدیگر جدا شوند.
سپاهی تأکید کرد: بنابراین صحنه، صحنه یک نزاع ساده نبود؛ یک طرف، حکومت مسلطی بود که مرکز را در اختیار داشت و طرف دیگر، امامی بود که باید بدون درگیری قابل‌ردیابی، تداوم یک جریان تاریخی را تضمین می‌کرد. پاسخ امام نیز از جنس هیجان و واکنش نبود؛ از جنس طراحی بود.
تبدیل تهدید امنیتی تمرکز به فرصت شبکه‌سازی
این پژوهشگر حوزه مطالعات تمدنی، نخستین گام امام را «تبدیل تهدید تمرکز به فرصت شبکه‌سازی» دانست و نوشت: هر دستگاه امنیتی برای ضربه‌زدن به یک جریان، ابتدا به دنبال گره مرکزی می‌گردد؛ جایی که با ضربه به آن، سایر اجزا نیز از کار بیفتند.
وی افزود: عباسیان گمان می‌کردند امام حسن عسکری(ع) همان نقطه است؛ امام را محدود کن، ملاقات‌ها را کنترل کن، رفت‌وآمدها را زیر نظر بگیر، ارتباط با شیعیان را دشوار کن و جریان شیعه به‌مرور از درون فرو می‌پاشد.
سپاهی تصریح کرد: امام اما با فعال‌سازی و تقویت شبکه وکالت، این معادله را تغییر داد و اجازه نداد ارتباط شیعه با امامت به حضور مستقیم و ملاقات آشکار با شخص امام گره بخورد. اتصال حفظ شد، اما شکل اتصال عوض شد.
وی ادامه داد: تصمیم، اعتبار، جهت و مشروعیت از امام صادر می‌شد، اما اجرا، دریافت وجوه، پاسخ‌گویی به مسائل، انتقال پیام و اداره امور محلی در یک شبکه قابل اعتماد توزیع می‌شد.
به گفته سپاهی، این مدل نه تمرکز کامل بود که با حصر رأس فروبپاشد و نه پراکندگی بی‌صاحب بود که به چندپارگی منتهی شود؛ مدل امام، «وحدت در مرکز، انعطاف در پیرامون» بود.
شبکه وکالت؛ سامانه امنیتی حفظ اعتماد
سپاهی با تأکید بر اینکه شبکه وکالت را نباید صرفاً یک سامانه انتقال نامه یا جمع‌آوری وجوهات دانست، نوشت: «شبکه وکالت، قبل از آنکه شبکه انتقال پول و نامه باشد، شبکه انتقال اعتماد بود.»
وی در تشریح این کارکرد امنیتی افزود: در فضای امنیتی سامرا، دشمن می‌توانست راه‌ها را کنترل کند، افراد را تعقیب کند، مدعی بسازد، خبر جعلی پخش کند و با تهدید، تطمیع و نفوذ، اعتماد جامعه را فرسوده کند.
این پژوهشگر تأکید کرد: در چنین فضایی، مهم‌ترین سرمایه شیعه نه پول بود و نه نیرو؛ تشخیص مرجع معتبر بود. مردم باید می‌دانستند پیام چه کسی واقعاً به امام وصل است، پول را به چه کسی بسپارند، در اختلاف‌ها به کدام فرد رجوع کنند و از کجا بفهمند یک مدعی، نماینده واقعی است یا دام امنیتی دشمن.
وی افزود: کسانی مانند عثمان بن سعید، صرفاً مأمور اجرایی نبودند؛ آنان گره‌های اعتبار بودند و اعتبارشان از اتصال شناخته‌شده و تأییدشده به امام می‌آمد.
سپاهی تصریح کرد: امام در عمل، یک نظام اعتبارسنجی ایجاد کرد و جامعه قرار نبود با شایعه، احساسات یا ادعای افراد حرکت کند؛ بلکه باید با نشانه‌های معتبر اتصال به امام حرکت می‌کرد.
مقابله با نفوذ و آشفتگی شناختی
این پژوهشگر حوزه مطالعات تمدنی در ادامه نوشت: در جنگ فشار و نفوذ، گاهی دشمن شبکه را با دستگیری از بین نمی‌برد؛ بلکه با مخدوش کردن معیار اعتماد از بین می‌برد. وقتی مردم ندانند به چه کسی اعتماد کنند، سازمان حتی اگر همه نیروهایش را داشته باشد، از درون فلج می‌شود.
وی شبکه وکالت را در این چارچوب «دیوار دفاعی در برابر آشفتگی شناختی» دانست و افزود: جامعه شیعه باید می‌آموخت که هر ادعای ارتباطی معتبر نیست و هر فردی که سخنی دینی یا سیاسی گفت، نماینده امام نیست.
سپاهی تأکید کرد: معیار، صرف ادعا نبود؛ معیار، احراز اتصال، سابقه اعتماد و تأیید معتبر بود.
پنهان‌کاری مؤثر؛ طبیعی‌سازی فعالیت
سپاهی در بخش دیگری از یادداشت خود با اشاره به شرایط امنیتی سامرا، نوشت: در یک محیط بسته، ارتباط آشکار هزینه تولید می‌کند و هر رفت‌وآمد غیرعادی، دیدار پرتکرار، چهره ناشناس و انتقال مالی غیرمعمول می‌تواند خوراک دستگاه مراقبت شود.
وی افزود: شبکه وکالت به یک اصل مهم عمل کرد؛ امنیت با حذف کامل حرکت به دست نمی‌آید، بلکه با تبدیل حرکت حساس به حرکت طبیعی به دست می‌آید.
این پژوهشگر با اشاره به نمونه مشهور عثمان بن سعید و پوشش روغن‌فروشی، تصریح کرد: اهمیت ماجرا فقط در پنهان کردن نامه یا مال در ظرف روغن نیست؛ لایه عمیق‌تر آن است که فعالیت سازمانی در دل یک نقش اجتماعی عادی قرار می‌گیرد.
سپاهی ادامه داد: تاجر رفت‌وآمد دارد، کالا جابه‌جا می‌کند، با افراد گوناگون ارتباط دارد و بسته و ظرف با خود حمل می‌کند؛ حضورش در بازار و محله غیرعادی نیست و برای دستگاه مراقبت، الگوی رفتاری مشکوک تولید نمی‌کند.
وی این منطق را چنین خلاصه کرد: «هرچه مأموریت حساس‌تر است، نباید بیشتر دیده شود؛ باید بیشتر در بافت طبیعی زندگی حل شود.»
امام عسکری(ع) و طراحی امنیتی برای دوران غیبت
سپاهی در ادامه، تهدید اصلی پیش روی جامعه شیعه را صرفاً فشار امنیتی عباسیان و دشواری ملاقات با امام حسن عسکری(ع) ندانست و نوشت: تهدید عمیق‌تر، آینده‌ای بود که در پیش داشت؛ دورانی که امام معصوم حضور دارد اما در دسترس عمومی نیست.
وی افزود: جامعه‌ای که تمام نظم فکری، عاطفی، فقهی و اجتماعی خود را به امکان ملاقات بی‌واسطه با رهبرش گره زده، با قطع این دسترسی دچار خلأ می‌شود.
این پژوهشگر چهار پیامد امنیتی این وضعیت را «تکثیر مدعیان»، «بحران اعتبار»، «تشتت در تصمیم» و «نفوذ دشمن» برشمرد و گفت: دستگاه رقیب می‌توانست از خلأ ارتباطی برای تولید خبر جعلی، ساختن چهره‌های بدلی و هدایت انحراف‌ها استفاده کند.
سپاهی تصریح کرد: تدبیر امام عسکری(ع) در همین نقطه آشکار می‌شود؛ حضرت منتظر نماندند تا غیبت واقع شود و سپس جامعه در وضعیت اضطرار دنبال سازوکار جایگزین بگردد؛ سازوکار عبور، پیش از رسیدن به نقطه بحران ساخته شد.
وی افزود: شبکه وکالت، در سطحی عمیق‌تر، یک سامانه تربیت اجتماعی برای عصر عدم دسترسی مستقیم بود و شیعه باید به‌تدریج می‌آموخت که هدایت امام منحصر به حضور آشکار، دیدار عمومی و دسترسی بی‌واسطه نیست.
وکیل؛ حلقه امن اتصال به مرکز امامت
این پژوهشگر تأکید کرد: مسئله حذف نقش امام نبود؛ مسئله، بازطراحی مسیر اتصال به امام بود. امام همچنان مرکز مشروعیت، تبیین دین، تصمیم و جهت‌دهی بود، اما همه افراد قرار نبود مستقیماً و بدون واسطه به این مرکز وصل شوند.
سپاهی افزود: وکیل در این مدل، جای امام را نمی‌گرفت؛ بلکه مسیر معتبر اتصال به امام را نمایندگی می‌کرد.
وی ادامه داد: وکیل، مرکز مستقل فرماندهی نبود؛ بلکه حلقه مورد اعتماد در زنجیره فرماندهی بود. اعتبار او ذاتی نبود و از شخصیت فردی‌اش آغاز نمی‌شد؛ اعتبارش از انتساب روشن، شناخته‌شده و قابل‌احراز به امام سرچشمه می‌گرفت.
به گفته سپاهی، شبکه وکالت هم‌زمان دو کار انجام می‌داد؛ ارتباط شیعیان با امام را ممکن می‌ساخت و راه را بر مدعیان ارتباط بی‌پشتوانه می‌بست.
معماری تداوم امامت پیش از وقوع بحران
سپاهی در ادامه یادداشت خود تأکید کرد: اگر جامعه شیعه پیش‌تر با مفهوم وکیل معتمد، ارتباط غیرمستقیم، توقیع، واسطه‌های مورد وثوق و نظام ارجاع آشنا نشده بود، پذیرش نیابت خاصه در غیبت صغری بسیار دشوارتر می‌شد.
وی افزود: غیبت صغری از خلأ مطلق آغاز نشد؛ بر بستری آغاز شد که در سال‌های پیش، به‌ویژه در دوره امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام، آرام و دقیق شکل گرفته بود.
این پژوهشگر در توصیف این سازوکار نوشت: امام عسکری(ع) پیش از وقوع اختلال بزرگ در دسترسی، پروتکل تداوم ارتباط و فرماندهی را فعال کرده بودند؛ پروتکلی که شامل محدودشدن ارتباط مستقیم بدون قطع‌شدن ارتباط واقعی، شناسایی و تثبیت واسطه‌های قابل اعتماد، عادت دادن جامعه به مراجعه از مسیرهای کنترل‌شده، ایجاد معیار برای تفکیک نماینده واقعی از مدعی و نفوذی و حفظ مرکزیت امام در عین توزیع هوشمندانه ارتباطات بود.
مدل سامرا؛ مرکز محفوظ، شبکه جاری، جامعه آماده
وی در ادامه، منطق شبکه وکالت در عصر امام عسکری(ع) را در سه رکن «مرکز محفوظ»، «شبکه جاری» و «جامعه آماده» خلاصه کرد.
سپاهی درباره «مرکز محفوظ» نوشت: امام، منبع تصمیم، مشروعیت و جهت بود اما برای حفظ این مرکز، دسترسی به آن مدیریت می‌شد.
وی درباره «شبکه جاری» افزود: وکلای مورد اعتماد، جریان هدایت، منابع و پاسخ‌گویی را در جغرافیای شیعه جاری نگه می‌داشتند و شبکه به‌گونه‌ای عمل می‌کرد که فشار بر یک مسیر، الزاماً به انسداد همه مسیرها نینجامد.
این پژوهشگر درباره «جامعه آماده» نیز تصریح کرد: بدنه شیعه فقط مصرف‌کننده پیام نبود و باید قدرت تشخیص پیدا می‌کرد؛ جامعه باید می‌آموخت مدعی را از نماینده معتبر، شایعه را از خبر و انحراف را از خط اصیل جدا کند.
وی تأکید کرد: «مرکز بدون شبکه، محصور و منزوی می‌شود؛ شبکه بدون مرکز، به چندصدایی و انحراف می‌رسد و جامعه بدون معیار اعتماد، شکار نفوذ و فریب می‌شود. شبکه وکالت، این سه را به هم گره زد.»
سامرا؛ شکست قدرت مراقبت در برابر قدرت طراحی
سپاهی در پایان یادداشت خود با اشاره به وضعیت سامرا نوشت: توازن قوا ظاهراً به سود عباسیان بود؛ حکومت، پادگان، مأمور، زندان، مراقبت و امکان سرکوب در اختیار آنان بود، اما قدرت سخت، وقتی با یک شبکه درست‌طراحی‌شده مواجه شود، همیشه تعیین‌کننده نیست.
وی افزود: امام حسن عسکری(ع) وارد مسابقه قدرت سخت با عباسیان نشدند؛ زیرا آن مسابقه، زمین دشمن بود. ایشان زمین بازی را تغییر دادند؛ حصر را با شبکه، نفوذ را با معیار اعتماد، مراقبت را با پوشش طبیعی، خطر قطع ارتباط را با نهادسازی و تهدید غیبت را با تربیت تدریجی جامعه پاسخ دادند.
سپاهی در جمع‌بندی تصریح کرد: «در محیط فشار، بقای یک جریان به میزان قدرت ظاهری‌اش وابسته نیست؛ به کیفیت معماری ارتباط، اعتماد و تداوم فرماندهی‌اش وابسته است.»
وی خاطرنشان کرد: عباسیان امام را در پادگان نگه داشتند اما نتوانستند جریان امامت را در پادگان زندانی کنند؛ زیرا امام، پیش از آنکه دشمن بتواند مسیر را ببندد، مسیر را از یک راه قابل انسداد به یک شبکه زنده و قابل تداوم تبدیل کرده بود.
علاقمندان برای مطالعه متن کامل این یادداشت می‌توانند به پیوند زیر مراجعه کنند:
https://secure.isdsac.ir/ID/1783


نظرات شما