سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

«اثخان فی‌الارض»؛ راهبردی قابل بازخوانی در نبردهای نامتقارن

«اثخان فی‌الارض»؛ راهبردی قابل بازخوانی در نبردهای نامتقارن
عصر قم - عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به تغییر ماهیت مخاصمات از جنگ‌های متقارن به جنگ‌های ترکیبی و نامتقارن، گفت: «اثخان فی‌الارض» را نباید صرفاً به معنای ادامه جنگ یا خونریزی دانست، بلکه این مفهوم نیازمند بازخوانی اجتهادی در چارچوب اقتدار دفاعی، بازدارندگی، نفی سلطه و جلوگیری از تجدید تجاوز دشمن است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به تغییر ماهیت مخاصمات از جنگ‌های متقارن به جنگ‌های ترکیبی و نامتقارن، گفت: «اثخان فی‌الارض» را نباید صرفاً به معنای ادامه جنگ یا خونریزی دانست، بلکه این مفهوم نیازمند بازخوانی اجتهادی در چارچوب اقتدار دفاعی، بازدارندگی، نفی سلطه و جلوگیری از تجدید تجاوز دشمن است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت‌الاسلام والمسلمین حسین ردایی عضو مجلس خبرگان رهبری در نشست علمی پیش‌همایش هشتمین دوره کتاب سال حکومت اسلامی که پیش از ظهر امروز در سالن جلسات دانشکده الهیات دانشگاه قم برگزار شد، در تبیین موضوع راهبردی «اثخان فی‌الارض» در نبردهای نامتقارن اظهار کرد: در بررسی این موضوع، مباحث و ضمائمی همچون نحوه پاسخ به چالش‌های موجود و تطبیق این مفهوم با قوانین بین‌المللی بشردوستانه نیز باید مورد توجه قرار گیرد و هرچند بررسی کامل آن نیازمند بحث تفصیلی است، می‌توان مهم‌ترین ابعاد مسئله را به‌صورت فشرده بررسی کرد.
تغییر ماهیت جنگ‌ها از نبردهای متقارن به جنگ‌های ترکیبی
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به تحول ماهیت جنگ‌ها در طول تاریخ گفت: در گذشته بسیاری از جنگ‌ها ماهیتی متقارن داشتند؛ به این معنا که طرف‌های درگیر در خطوط مشخص و صفوف مقابل یکدیگر قرار می‌گرفتند، یکدیگر را می‌شناختند و رویارویی نظامی به شکل آشکار و مستقیم انجام می‌شد.
وی افزود: از دوران انقلاب صنعتی به این سو، ماهیت مخاصمات به‌تدریج تغییر کرده و بسیاری از جنگ‌های معاصر را نمی‌توان صرفاً در قالب رویارویی مستقیم و متقارن تعریف کرد؛ امروز با مفاهیمی همچون جنگ ترکیبی، جنگ نامتقارن و مخاصماتی مواجه هستیم که از نظر توان، ابزار، روش و حتی میدان درگیری، الزاماً توازن و تقارن میان طرفین وجود ندارد.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی با اشاره به ظهور سلاح‌های کشتارجمعی، تحولات اطلاعاتی و شبکه‌ای شدن مناسبات جهانی تصریح کرد: در شرایط کنونی، مسئله جنگ تنها به رویارویی فیزیکی و نظامی محدود نیست، بلکه یکی از اهداف اصلی درگیری‌های جدید، برهم زدن قوای تصمیم‌گیری و اراده طرف مقابل است.
جنگ‌های امروز، جنگ اراده‌ها و اذهان است
وی تأکید کرد: جنگ‌های معاصر را باید بیش از آنکه صرفاً جنگ جسم‌ها و تجهیزات بدانیم، جنگ اراده‌ها و اذهان نیز بدانیم؛ پیش از آنکه اراده یک طرف در میدان نظامی هدف قرار گیرد، ذهن و قدرت تصمیم‌گیری او مورد حمله واقع می‌شود.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: از این منظر، تقویت اراده‌ها و حفظ قدرت تصمیم‌گیری، یکی از مؤلفه‌های اساسی در مواجهه با جنگ‌های جدید است و آموزه‌های دینی نیز ظرفیت مهمی برای تقویت اراده، ایمان و استقامت جامعه در برابر فشارها و تهدیدها دارد.
وی خاطرنشان کرد: یکی از چشم‌اندازهای اصلی مخاصمات امروزی، برهم زدن قوای ارادی و تصمیمی دشمن است و باید مفهوم دفاع و مقابله با دشمن را با توجه به این تحول در ماهیت جنگ‌ها مورد بازخوانی قرار داد.
جنگ ترکیبی؛ استفاده هم‌زمان از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی با اشاره به ابزارهای مورد استفاده در جنگ‌های ترکیبی اظهار کرد: دشمن در این نوع مخاصمات از مجموعه‌ای از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، سایبری، روانی، رسانه‌ای و ابزارهای متعدد دیگر استفاده می‌کند تا توان تصمیم‌گیری و ظرفیت مقاومت طرف مقابل را تضعیف یا فلج کند.
وی افزود: ترکیب و میزان استفاده از این ابزارها در جبهه‌های مختلف یکسان نیست؛ ممکن است نوع مواجهه با لبنان با آنچه در غزه یا یمن اتفاق می‌افتد متفاوت باشد، اما در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، دشمن به دلیل قدرت و گستردگی ظرفیت‌های کشور، ناگزیر است با ابعاد جامع‌تری وارد میدان مخاصمه شود.
عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: بنابراین، جنگ ترکیبی را باید پدیده‌ای چندلایه دانست که در آن ابزارهای مختلف در کنار یکدیگر به کار گرفته می‌شوند و همین مسئله، تحلیل ماهیت جنگ و تعیین مرزهای میان جنگ و صلح، نظامی و غیرنظامی و تهاجم و دفاع را دشوارتر می‌کند.
ایجاد ابهام در جامعه؛ یکی از اهداف جنگ ترکیبی
وی یکی از اهداف مهم جنگ ترکیبی را ایجاد ابهام در ذهن جامعه و نیروهای درگیر دانست و گفت: دشمن گاهی تلاش می‌کند با ایجاد تردید و ابهام، قدرت تشخیص و تصمیم‌گیری را در میان نیروهای مختلف جامعه کاهش دهد.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی با اشاره به نمونه‌هایی از این مسئله در تاریخ، اظهار کرد: در جنگ نهروان و مواجهه با خوارج، یکی از مسائل مهم، ایجاد ابهام، تردید و اختلال در تشخیص بود. این ابهام می‌تواند حتی در میان خواص نیز اثرگذار باشد؛ برخی به دلیل ناآگاهی دچار تردید می‌شوند، برخی به دلیل کج‌فهمی مسئله را نادرست تحلیل می‌کنند و برخی نیز ممکن است تحت تأثیر تعارض منافع، مسئله را به شکل دیگری ببینند.
وی تصریح کرد: توده مردم نیز ممکن است در اثر ابهام و تردیدی که در جریان جنگ ترکیبی ایجاد می‌شود، با مشکل مواجه شوند؛ از این رو، یکی از الزامات مواجهه با جنگ ترکیبی، ایجاد قدرت تشخیص و جلوگیری از شکل‌گیری ابهام در افکار عمومی است.
«اثخان فی‌الارض» را نباید صرفاً به معنای ادامه جنگ یا خونریزی دانست
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه با طرح این پرسش که در چنین شرایطی مفهوم «اثخان فی‌الارض» چگونه باید فهم و تفسیر شود، گفت: اثخان را نمی‌توان صرفاً به معنای سنگینی، شدت درگیری یا ادامه جنگ با دشمن تلقی کرد و نباید آن را به‌صورت ساده و تقلیل‌یافته، ادامه مقاتله یا خونریزی معنا کرد.
وی افزود: «اثخان» می‌تواند در مقطعی هدف باشد و در عین حال هدف نهایی نباشد؛ بنابراین باید نسبت میان این مفهوم و غایت نهایی دفاع و جهاد به‌صورت دقیق بررسی شود.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی با اشاره به ضرورت بازخوانی فقهی این موضوع اظهار کرد: هنگامی که از فقه جهاد یا فقه دفاع سخن می‌گوییم، مسائلی همچون متقارن یا نامتقارن بودن مخاصمه، مشروعیت درگیری، حدود قتال و غایت و میزان کنش دفاعی باید مورد توجه قرار گیرد.
ضرورت بازخوانی اجتهادی در فقه جهاد و دفاع
وی گفت: بسیاری از این مباحث را می‌توان از بیانات امام خمینی(ره) استخراج کرد و به نظر می‌رسد به یک بازخوانی اجتهادی نوین از کلمات فقها و به‌ویژه قواعد فقهی مرتبط با جهاد و دفاع نیاز جدی داریم.
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به آیه ۶۷ سوره انفال افزود: در این آیه شریفه آمده است: «مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَن یَکُونَ لَهُ أَسْرَیٰ حَتَّیٰ یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ». این آیه از مستندات مهم در بحث «اثخان فی‌الارض» است و فهم دقیق آن می‌تواند در بازخوانی مفهوم اقتدار و پایان‌بخشی به مخاصمه مورد استفاده قرار گیرد.
وی ادامه داد: بر اساس این آیه، پیش از دستیابی به سطحی از اقتدار و تثبیت موقعیت، نمی‌توان انتظار داشت مسئله اسارت و پایان درگیری به شکل مطلوب مدیریت شود؛ از این منظر، «اثخان» با رسیدن به نقطه‌ای از اقتدار و تثبیت قدرت ارتباط پیدا می‌کند.
معیار تحقق «اثخان»، صرفاً ادعای دشمن نیست
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی با اشاره به شرایط جنگی امروز اظهار کرد: اگر دشمن پس از تحمل ضعف و سستی، شکست یا فرسایش، همچنان مدعی پیروزی باشد، نمی‌توان صرفاً بر اساس ادعای او وضعیت واقعی میدان را ارزیابی کرد؛ بنابراین باید اطمینان پیدا کنیم که «اثخان» تحقق یافته و اقتدار موردنظر به دست آمده است.
وی افزود: نکته مهم، توجه به ساختار واژه «اثخان» و متعدی شدن آن است. معنای مورد نظر این است که طرف مدافع به سطحی از تثبیت و اقتدار برسد که این اقتدار نقش بازدارنده و پیشگیرانه داشته باشد و حتی مانع شکل‌گیری فکر و اقدام تجاوزکارانه بعدی دشمن شود.
عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: بنابراین، مسئله صرفاً این نیست که دشمن در یک مرحله شکست بخورد، بلکه باید به نقطه‌ای از اقتدار رسید که امکان تجدید مخاصمه برای دشمن به حداقل برسد.
تفسیر علامه طباطبایی و ظرفیت آن برای اجتهاد نوین
وی با اشاره به دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان اظهار کرد: مرحوم علامه طباطبایی در ذیل این آیه، ظرفیت مهمی را برای فهم راهبردی مفهوم «اثخان فی‌الارض» مطرح کرده است. بر اساس این نگاه، این آیه می‌تواند به‌عنوان یکی از مستندات مهم برای ارائه یک راهبرد کلی در جهت خاتمه بخشیدن سریع، قاطع و مؤثر به مخاصمه دشمن مورد توجه قرار گیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی افزود: اهمیت این برداشت در آن است که می‌تواند مسیر اجتهاد نوین را برای صدور حکم و ارائه برداشت‌های متناسب با شرایط روز باز کند؛ بنابراین اگر بخواهیم مفهوم «اثخان فی‌الارض» را به‌درستی بفهمیم، نباید آن را صرفاً به معنای خونریزی، کشتار یا ادامه دادن جنگ تفسیر کنیم.
وی تصریح کرد: «اثخان» در این چارچوب، ناظر بر استیصال قدرت نظامی دشمن و برقراری اقتدار در صفوف جامعه اسلامی است؛ به‌گونه‌ای که امکان تجدید مخاصمه و تجاوز مجدد از میان برود.
«اثخان فی‌الارض»؛ راهبردی قابل بازخوانی در نبردهای نامتقارن
عضو مجلس خبرگان رهبری با طرح این پرسش که آیا «اثخان فی‌الارض» می‌تواند به‌مثابه یک راهبرد کلامی، فقهی و حتی حقوقی برای نبردهای نامتقارن بازخوانی شود، گفت: در صورت پاسخ مثبت به این پرسش، باید مبانی کلامی، قواعد فقهی و میزان انطباق این مفهوم با اصول و قوانین حقوق بین‌الملل بررسی شود تا مشخص شود چگونه می‌توان این راهبرد را در چارچوب‌های حقوقی و بین‌المللی تبیین کرد.
وی این مسئله را از دو حیث نظری و عملی دارای اهمیت دانست و افزود: از یک منظر باید درون مفهوم «اثخان» را بررسی کنیم؛ یعنی خود واژه و مفهوم را به‌دقت معنا کنیم و ببینیم آیا در قواعد فقه جهاد و دفاع می‌توان مفهومی جدید و متناسب با شرایط امروز از آن استخراج کرد یا خیر.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی ادامه داد: از منظر دیگر نیز باید این مفهوم را با اصول، قواعد و قوانین نظامی و حقوق بین‌الملل و حقوق ملت‌ها تطبیق داد و بررسی کرد که تا چه اندازه می‌توان از «اثخان فی‌الارض» استفاده کرد، بدون آنکه با اصول و قواعد حقوقی پذیرفته‌شده تعارض پیدا کند.
«نفی سبیل» و حاکمیت الهی؛ از مبانی کلامی راهبرد اثخان
وی در ادامه به مبانی کلامی این رویکرد اشاره کرد و گفت: در بررسی راهبردی «اثخان فی‌الارض» باید به مبانی کلامی آن نیز توجه کنیم. یکی از این مبانی، اصل توحید و به‌طور مشخص توحید افعالی و حاکمیت مطلق قوانین الهی است.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: در کنار آن، اصل «نفی سبیل» نیز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ یعنی نفی سلطه و حاکمیت کفار بر مسلمانان و جامعه اسلامی. بر اساس این مبانی، مسئله اقتدار و جلوگیری از سلطه و تجاوز دشمن را نمی‌توان صرفاً یک مسئله نظامی دانست، بلکه این موضوع با مبانی اعتقادی، فقهی، سیاسی و حقوقی نیز ارتباط پیدا می‌کند.
وی خاطرنشان کرد: تغییر ماهیت مخاصمات از جنگ‌های کلاسیک و متقارن به جنگ‌های ترکیبی و نامتقارن، ایجاب می‌کند مفاهیمی همچون «اثخان فی‌الارض» با نگاهی اجتهادی و متناسب با شرایط جدید مورد بررسی قرار گیرد.
نفی سبیل؛ مبنای کلامی دکترین دفاعی در اندیشه اسلامی
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی در تشریح مبانی کلامی و فقهی دفاع در اندیشه اسلامی اظهار کرد: «نفی سبیل کفار بر مسلمین و جامعه اسلامی» در واقع زیربنای کلامی یک دکترین دفاعی در اندیشه اسلامی است و مباحث مربوط به دفاع باید در چارچوب این مبنای اساسی مورد بررسی قرار گیرد.
وی افزود: در جهان‌بینی توحیدی که از آیات قرآن کریم و سنت معصومین(ع) برگرفته شده است، اصل اساسی آن است که هیچ‌گونه ولایت یا سلطه‌ای برای غیرخدا بر مؤمنان، نه مجوز دارد و نه از مشروعیت برخوردار است. بر همین اساس، پذیرش سلطه بیگانه، خضوع در برابر اراده متجاوز و کوتاه آمدن در برابر سلطه‌طلبی، در تعارض با اصل بندگی خداوند و حقیقت توحید قرار می‌گیرد.
نفی سبیل؛ اصل بنیادین استقلال سیاسی و دفاعی جامعه اسلامی
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه «نفی سبیل» صرفاً یک مفهوم نظری و انتزاعی نیست، تصریح کرد: بر اساس این اصل، حاکمیت سیاسی، اقتصادی و نظامی امت اسلامی نباید منفعل و پذیرنده سلطه نظام‌های طاغوتی و سلطه‌گر باشد.
وی ادامه داد: اگر از آیات کریمه و سایر ادله دینی، «نفی سبیل» را به‌عنوان یک اصل بنیادی کلامی استخراج کنیم، نتیجه آن این خواهد بود که جامعه اسلامی باید تمامی راه‌ها و مجاری نفوذی را که می‌تواند به تضعیف، وابستگی و سلطه‌پذیری آن در برابر نظام‌های کفر، ظلم و سلطه‌گر منجر شود، مسدود کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی خاطرنشان کرد: بنابراین، نفی سبیل به معنای بستن تمامی مسیرهایی است که از طریق آنها امکان تضعیف، وابستگی یا اعمال سلطه بر جامعه اسلامی فراهم می‌شود و این اصل، استقلال و عدم وابستگی جامعه اسلامی را در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی دنبال می‌کند.
اقتدار قاطع؛ لازمه حفظ استقلال در مواجهه با جنگ نامتقارن
وی با اشاره به مفهوم «أشداء علی الکفار» و پیوند آن با راهبرد دفاعی جامعه اسلامی گفت: اگر بخواهیم این مبنای کلامی را با راهبرد دفاعی در مواجهه با جنگ و تهدیدهای نامتقارن پیوند دهیم، باید توجه داشته باشیم که حفظ استقلال و جلوگیری از سلطه طاغوت، بدون دستیابی جامعه اسلامی و قوای نظامی مسلمین به اقتدار قاطع امکان‌پذیر نیست.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: اقتدار قاطع به این معناست که جامعه اسلامی از توانایی لازم برای ایجاد بازدارندگی برخوردار باشد و بتواند در برابر تجاوز دشمن ایستادگی کند و هزینه تجاوز را برای طرف مقابل به سطحی برساند که از آغاز یا ادامه آن منصرف شود.
وی تصریح کرد: اگر جامعه اسلامی از اقتدار قاطع برخوردار نباشد، در واقع اختیار زمان و نحوه تجاوز در دست دشمن قرار می‌گیرد؛ یعنی دشمن تعیین می‌کند چه زمانی حمله کند، چه زمانی عملیات را متوقف کند و چه زمانی دامنه تجاوز خود را کاهش یا افزایش دهد. چنین وضعیتی با هدف ایجاد اقتدار و استقرار قدرت در سرزمین اسلامی سازگار نیست.
بازدارندگی باید اختیار تصمیم‌گیری را از دشمن سلب کند
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی با تأکید بر اینکه بازدارندگی صرفاً به معنای داشتن توان دفاع حداقلی نیست، گفت: اقتدار دفاعی باید به‌گونه‌ای باشد که دشمن نتواند اراده خود را بر جامعه اسلامی تحمیل کند. در چنین شرایطی، جامعه اسلامی با برخورداری از اقتدار، در برابر تجاوز می‌ایستد و اجازه نمی‌دهد دشمن درباره آغاز و پایان تجاوز و میزان فشار خود تصمیم‌گیرنده باشد.
وی ادامه داد: در منطق قرآنی، هنگامی که اقتدار لازم برای مقابله با دشمن و شکست تجاوز حاصل شد، جامعه اسلامی باید بتواند درباره نحوه برخورد با دشمن، از جمله مسائل مربوط به اسرا، فدیه یا آزادی آنان، بر اساس مصالح و موازین شرعی و قانونی تصمیم‌گیری کند.
عضو مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: اگر جامعه اسلامی در مواجهه با تجاوز، به رفتارهای کاملاً انفعالی یا سازش‌های زودهنگام روی آورد، این مسئله می‌تواند زمینه تثبیت یا تداوم دشمنی، سلطه‌طلبی و ایجاد «سبیل» برای دشمن را فراهم کند.
«قاتلوا فی سبیل‌الله» و ضرورت توجه به موازین فقهی
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به آیه شریفه «وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» اظهار کرد: در بررسی فقهی این آیات باید توجه داشت که مسئله دفاع و بازدارندگی، با مفهوم تعدی و آغازگری در تجاوز تفاوت دارد.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی گفت: سلاح بازدارنده، در صورتی که هدف از برخورداری از آن ایجاد ارعاب و منصرف کردن دشمن از تجاوز باشد، لزوماً مصداق اعتدا نیست؛ چراکه ایجاد بازدارندگی و افزایش هزینه اقدام تجاوزکارانه دشمن، می‌تواند یک اقدام عقلایی و دفاعی تلقی شود.
وی افزود: بر همین اساس، اگر به‌صورت عقلایی و مبتنی بر ارزیابی دقیق مشخص شود که برخورداری از یک توان دفاعی خاص می‌تواند موجب ارعاب دشمن یا دست‌کم تضمین حفاظت از جامعه اسلامی شود، جواز فقهی آن نیز باید در چارچوب موازین شرعی مورد بررسی قرار گیرد.
توان بازدارنده و نقش آن در جلوگیری از تجاوز
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به سلاح‌های راهبردی و بازدارنده گفت: در شرایط امروز جهان، برخورداری از برخی توانمندی‌های نظامی می‌تواند یکی از ابزارهای ایجاد اقتدار و بازدارندگی باشد؛ به‌گونه‌ای که دشمن از آغاز تجاوز یا تکرار آن منصرف شود.
وی تأکید کرد: مسئله اصلی در اینجا آغازگری در جنگ یا تجاوز نیست، بلکه ایجاد ظرفیتی است که دشمن بداند در صورت تجاوز، با هزینه سنگین و پاسخ قاطع مواجه خواهد شد.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی با تأکید بر رعایت موازین فقهی و حقوقی تصریح کرد: مقصود این نیست که جامعه اسلامی آغازکننده تجاوز باشد؛ بلکه بر اساس موازین فقهی، جامعه اسلامی نباید شروع‌کننده اعتدا باشد. بحث اصلی، ایجاد قدرتی است که بتواند تجاوز دشمن را متوقف کند و مانع از تکرار آن شود.
پیوند بازدارندگی با قواعد فقهی؛ از ضرورت تا دفع ضرر
وی در ادامه با اشاره به ظرفیت قواعد فقهی برای تبیین مسئله بازدارندگی گفت: برای تحلیل فقهی این موضوع، باید به قواعدی همچون قاعده اضطرار، قاعده ضرورت و قاعده دفع ضرر نیز توجه کرد. هر یک از این قواعد می‌تواند ابعاد مختلفی از مسئله دفاع، امنیت و بازدارندگی را روشن کند و طبیعتاً نیازمند بررسی‌های تفصیلی فقهی است.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: از همین رو، دیدگاه‌های فقهی مختلف و شبهات و چالش‌هایی که درباره حدود و ثغور برخورداری از توان بازدارنده وجود دارد، باید به‌صورت دقیق واکاوی شود تا بتوان بر اساس مبانی فقه اسلامی، پاسخ روشنی برای آنها ارائه کرد.
بازدارندگی نامتقارن و فلسفه اقتدار دفاعی
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی در ادامه با اشاره به مفهوم «بازدارندگی نامتقارن» گفت: در برآیند منطقی ظرفیت‌های نامتقارن و دستیابی به توان و اقتدار دفاعی، باید به این پرسش پاسخ داد که اساساً حکمت ایجاد چنین توانمندی‌هایی چیست و هدف از دستیابی به این اقتدار چه چیزی است.
وی اظهار کرد: آیا هدف صرفاً مسائل دنیوی مانند کسب غنائم جنگی یا اسیر گرفتن است؟ روشن است که مسئله به این موارد محدود نمی‌شود. در منطق قرآن، اقتدار دفاعی دارای اهداف معنوی، سیاسی و نظامی است و یکی از مهم‌ترین کارکردهای آن، ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از تکرار تجاوز است.
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به جنگ بدر افزود: در بررسی آیات مرتبط با جنگ و دفاع، باید به حکمت و فلسفه‌ای که قرآن برای مواجهه با دشمن بیان می‌کند توجه داشت. بر این اساس، در فقه دفاع باید آیات و ادله به‌گونه‌ای تفسیر و جمع‌بندی شوند که حقیقت و روح حاکم بر نظام دفاعی اسلام، یعنی ایجاد قدرت بازدارنده و جلوگیری از سلطه دشمن، محقق شود.
بازدارندگی در بالاترین سطح دفاعی؛ موضوعی نیازمند بررسی فقهی
وی تأکید کرد: در فقه دفاع، اصل بر این است که جامعه اسلامی باید به سطحی از توان دفاعی دست پیدا کند که دشمن را از تجاوز منصرف کند. اگر یک فناوری یا توان نظامی بتواند چنین نقشی را ایفا کند، اصل برخورداری از آن باید از منظر فقهی و با رعایت تمامی موازین شرعی، حقوقی و اخلاقی مورد بررسی قرار گیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی افزود: حتی اگر موضوع صرفاً به ایجاد و نگهداری حداقلی یک ظرفیت بازدارنده محدود شود، باز هم این مسئله نیازمند بحث و بررسی دقیق فقهی است تا مشخص شود حدود مشروعیت آن چیست، چه میزان از ظرفیت دفاعی ضرورت دارد و چگونه می‌توان میان ضرورت بازدارندگی و سایر ملاحظات شرعی جمع کرد.
وی خاطرنشان کرد: برای رسیدن به یک نظریه منسجم در این حوزه، باید مجموعه آیات، قواعد فقهی، دیدگاه‌های فقها و اقتضائات امنیتی و دفاعی روز به‌صورت هم‌زمان مورد بررسی قرار گیرد.
بازدارندگی؛ تأثیرگذاری بر محاسبات ذهنی دشمن
عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان با تعریف مفهوم بازدارندگی در ادبیات علوم سیاسی و مطالعات امنیتی گفت: بازدارندگی در این حوزه به معنای تأثیرگذاری بر محاسبات ذهنی حریف و ایجاد ارعاب از طریق افزایش هزینه‌های هرگونه اقدام تجاوزکارانه است.
وی افزود: هدف از بازدارندگی این است که دشمن به این جمع‌بندی برسد که آغاز یا ادامه تجاوز، هزینه‌ای سنگین و غیرقابل قبول برای او خواهد داشت و در نتیجه از اقدام تجاوزکارانه منصرف شود.
حجت‌الاسلام والمسلمین ردایی تصریح کرد: بر این اساس، ظرفیت دفاعی جامعه اسلامی باید تا سطحی افزایش پیدا کند که بتواند دشمن را از آغاز یا ادامه تجاوز منصرف کند. این همان نقطه‌ای است که میان اصل «نفی سبیل»، اقتدار دفاعی، بازدارندگی و ضرورت جلوگیری از سلطه بیگانه پیوند برقرار می‌شود.
..............................
پایان پیام


نظرات شما