سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

«اثخان فی‌الارض» به معنای زمین‌گیر کردن دشمن و سلب توان اقدام مؤثر است

«اثخان فی‌الارض» به معنای زمین‌گیر کردن دشمن و سلب توان اقدام مؤثر است
عصر قم - عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه «اثخان» حقیقت شرعیه مستقلی پیدا نکرده است، گفت: بررسی منابع لغوی و فقهی نشان می‌دهد «اثخان فی‌الارض» لزوماً به معنای قتل گسترده نیست، بلکه عنصر محوری آن، زمین‌گیر کردن دشمن و سلب قدرت حرکت و اقدام مؤثر از اوست.
  بزرگنمايي:

عصر قم - عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه «اثخان» حقیقت شرعیه مستقلی پیدا نکرده است، گفت: بررسی منابع لغوی و فقهی نشان می‌دهد «اثخان فی‌الارض» لزوماً به معنای قتل گسترده نیست، بلکه عنصر محوری آن، زمین‌گیر کردن دشمن و سلب قدرت حرکت و اقدام مؤثر از اوست.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین بیاتی عضو مجلس خبرگان رهبری در نشست علمی نخستین پیش‌همایش هشتمین دوره کتاب سال حکومت اسلامی که پیش از ظهر امروز در سالن جلسات دانشکده الهیات دانشگاه قم برگزار شد، با قدردانی از ارائه علمی حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور، به بررسی مفهوم «اثخان فی‌الارض» و نسبت آن با جنگ نامتقارن و مسائل نوپدید در حوزه مخاصمات پرداخت.
وی اظهار کرد: یکی از نخستین نکاتی که در بررسی «اثخان فی‌الارض» باید مورد توجه قرار گیرد، این است که این واژه حقیقت شرعیه مستقلی پیدا نکرده و بررسی کاربرد آن در کلمات فقهای بزرگ نشان می‌دهد که «اثخان» همچنان بر معنای لغوی خود باقی است.
«اثخان» در اصل به معنای سنگینی، استحکام و سلب قدرت حرکت است
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به ریشه لغوی «اثخان» افزود: این واژه از ریشه‌ای گرفته شده که معنای اصلی آن غلظت، سنگینی و استحکام است و اهل لغت نیز بر این معنا تصریح کرده‌اند.
وی ادامه داد: حتی در زبان عربی، برای توصیف فردی که از وقار، متانت و استواری برخوردار است، از تعابیری استفاده می‌شود که با مفهوم سنگینی و استحکام ارتباط دارد. در زبان فارسی نیز وقتی می‌گوییم فردی «آدم سنگینی است»، منظور وزن جسمانی او نیست، بلکه مقصود این است که شخص متین، باوقار و دارای ثبات است و به‌سادگی تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار نمی‌گیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی خاطرنشان کرد: بنابراین، جوهره مفهوم لغوی «اثخان»، نوعی استقرار، سنگینی، استحکام و سلب قدرت حرکت و جابه‌جایی است؛ یعنی وضعیتی که در آن توان تحرک و اقدام مؤثر از بین می‌رود.
«اثخان فی‌الارض»؛ زمین‌گیر کردن دشمن پیش از اسیر گرفتن
وی با اشاره به آیه ۶۷ سوره انفال، «مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَن یَکُونَ لَهُ أَسْرَیٰ حَتَّیٰ یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ»، اظهار کرد: درباره این آیه، احتمالات مختلفی مطرح شده است؛ از جمله اینکه «یثخن فی‌الارض» به استقرار و استحکام خود پیامبر و جبهه اسلامی در زمین اشاره داشته باشد یا اینکه مراد، زمین‌گیر کردن دشمن و از بین بردن قدرت عمل و اقدام مؤثر او باشد.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: هر دو احتمال در نهایت می‌تواند به یک نقطه مشترک بازگردد و آن اینکه تا زمانی که قدرت جبهه اسلامی به مرحله‌ای نرسیده که در طرف مقابل بازدارندگی ایجاد کند و دشمن نتواند اقدام مؤثر و تعیین‌کننده‌ای انجام دهد، اسیر گرفتن موضوعیت پیدا نمی‌کند.
وی تصریح کرد: بنابراین، در اینجا «اثخان» را می‌توان به معنای رسیدن دشمن به وضعیتی دانست که توان عملیاتی و قدرت اقدام مؤثر خود را از دست داده و عملاً زمین‌گیر شده است.
اثخان لزوماً به معنای «قتل کثیر» نیست
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی با اشاره به برخی تفاسیر که «اثخان» را به معنای مبالغه در قتل و کشتار فراوان دانسته‌اند، گفت: یکی از دلایل اهمیت تأکید بر معنای لغوی «اثخان» این است که برخی از تفاسیر، یک مصداق تاریخی را به جای معنای اصلی واژه قرار داده‌اند.
وی ادامه داد: ممکن است در دوره‌ای از تاریخ، زمین‌گیر کردن دشمن و از بین بردن توان رزمی او متوقف بر وارد کردن تلفات سنگین بوده باشد؛ اما این مسئله به معنای آن نیست که «اثخان» ذاتاً و همیشه به معنای قتل کثیر است.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: اگر اثخان را ذاتاً به معنای کشتار گسترده بدانیم، این پرسش ایجاد می‌شود که آیا خونریزی شدید، به عنوان یک غایت مستقل در جنگ اسلامی مورد نظر است؛ در حالی که هدف جهاد اسلامی در چارچوب کلی خود، دعوت و هدایت انسان‌هاست و تحقق این هدف در بسیاری از موارد متوقف بر قتال و خونریزی نیست.
وی با اشاره به دیدگاه آیت‌الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه اظهار کرد: ممکن است در یک زمان و مکان خاص، مصداق اثخان در زمین قتل کثیر باشد، اما این مصداق را نمی‌توان معنای منحصر و همیشگی این واژه دانست.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی تصریح کرد: اگر بخواهیم معادل نسبتاً دقیقی برای «اثخان» ارائه کنیم، تعبیر «زمین‌گیر کردن» تعبیر مناسبی است؛ یعنی از بین بردن توان و ظرفیت اقدام مؤثر دشمن، که لزوماً به معنای کشتن افراد نیست.
شواهد فقهی نیز میان اثخان و قتل تفاوت می‌گذارد
وی برای تبیین بیشتر این دیدگاه به کاربرد «اثخان» در متون فقهی اشاره کرد و گفت: در ابواب مختلف فقه، مواردی وجود دارد که نشان می‌دهد اثخان به معنای زمین‌گیر شدن و از دست دادن توان فعالیت مؤثر است، نه لزوماً قتل.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: برای نمونه، در برخی متون فقهی آمده است که رزمنده مسلمان در میدان جنگ نمی‌تواند خود را تسلیم دشمن کند، مگر اینکه توان دفاع از خود را از دست داده باشد؛ برای مثال، جراحت او را از پا انداخته و زمین‌گیر کرده باشد. در اینجا اثخان ناظر به سلب توان و قدرت فعالیت مؤثر است.
وی ادامه داد: در برخی تعابیر فقهی نیز میان رزمنده‌ای که دشمن را اثخان کرده و فرد دیگری که همان دشمن را به قتل رسانده، تفاوت گذاشته شده است. این تفکیک به‌خوبی نشان می‌دهد که اثخان با قتل یکی نیست؛ زیرا ممکن است فردی دشمن را زمین‌گیر کند، اما فرد دیگری او را به قتل برساند.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی خاطرنشان کرد: حتی در مباحث مربوط به صید نیز می‌توان این معنا را مشاهده کرد؛ برای مثال، اگر پرنده‌ای بر اثر اصابت تیر توان حرکت و فرار خود را از دست بدهد و زمین‌گیر شود، این وضعیت در برخی احکام صید مورد توجه قرار گرفته است. در اینجا نیز روشن است که اثخان به معنای کشتن نیست، بلکه به معنای از دست رفتن قدرت حرکت است.
دو آیه مربوط به اثخان و اسیر گرفتن با یکدیگر تعارض ندارند
وی در ادامه با اشاره به آیات مربوط به اثخان و اسیر گرفتن اظهار کرد: درباره نسبت آیه ۶۷ سوره انفال و آیه چهارم سوره محمد(ص)، برخی مفسران وجوهی برای جمع میان آنها مطرح کرده‌اند؛ اما اساساً به نظر می‌رسد تعارضی میان این دو آیه وجود ندارد که نیازمند چنین جمعی باشد.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: می‌توان گفت آیه سوره انفال ناظر به مرحله پیش از تحقق اثخان است؛ یعنی تا زمانی که دشمن زمین‌گیر نشده و توان اقدام مؤثر او از بین نرفته، اسیر گرفتن نباید جایگزین دفع تهدید شود. آیه سوره محمد(ص) نیز ناظر به مرحله پس از تحقق اثخان و زمانی است که اسیر گرفتن موضوعیت پیدا می‌کند.
وی تصریح کرد: بنابراین، میان دو آیه تنافی وجود ندارد؛ بلکه هر کدام ناظر به مرحله‌ای از مواجهه با دشمن هستند و مجموعه آنها یک روند مرحله‌ای را ترسیم می‌کند.
زمین‌گیر کردن دشمن در جنگ‌های نوین الزاماً با کشتار نیست
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی با اشاره به اهمیت این بحث در جنگ‌های معاصر و به‌ویژه جنگ‌های نامتقارن اظهار کرد: در جنگ‌های جدید، سلب توان عملیاتی دشمن الزاماً از طریق کشتار گسترده نیروهای انسانی صورت نمی‌گیرد.
وی افزود: ممکن است در یک جنگ، از کار انداختن مراکز فرماندهی، سامانه‌های ارتباطی، زیرساخت‌های نظامی یا ظرفیت‌های عملیاتی، دشمن را عملاً زمین‌گیر کند، بدون اینکه این وضعیت مستلزم قتل گسترده نیروهای انسانی باشد.
عضو مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: از این رو، اگر «اثخان فی‌الارض» را در چارچوب معنای لغوی آن، یعنی استحکام، سنگینی و سلب توان حرکت و اقدام مؤثر بفهمیم، این مفهوم می‌تواند با شرایط و مصادیق متنوع جنگ در دوره‌های مختلف تطبیق پیدا کند.
وی خاطرنشان کرد: در جنگ‌های نامتقارن، ممکن است ساختار نیروهای مقابل پراکنده باشد و دشمن از امکان بازتولید سریع توان عملیاتی برخوردار باشد؛ بنابراین، نمی‌توان تحقق اثخان را صرفاً با شمار تلفات انسانی یا میزان تصرف جغرافیایی سنجید.
اثخان؛ تقدم دفع تهدید بر منافع اقتصادی
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تقابل مطرح‌شده در آیه میان «اثخان فی‌الارض» و «عرض الدنیا» اظهار کرد: اسیر گرفتن علاوه بر اینکه می‌تواند توان دشمن را از نظر انسانی و نظامی کاهش دهد، در زمان نزول آیه می‌توانسته منافع اقتصادی نیز برای مسلمانان داشته باشد؛ چراکه یکی از راه‌های آزادی اسیران، دریافت فدیه بوده است.
وی افزود: با این حال، آیه شریفه این منفعت را در برابر اثخان، «عرض الدنیا» می‌خواند و به این ترتیب، اولویت را مشخص می‌کند؛ یعنی در میدان نبرد، اگر منفعت اقتصادی کوتاه‌مدتی در برابر جبهه اسلامی قرار گیرد، این منفعت نباید بر دفع تهدید و زمین‌گیر کردن دشمن مقدم شود.
عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: بر این اساس، اگر پس از از بین رفتن توان اقدام مؤثر دشمن، زمینه تعاملات اقتصادی فراهم شود، این مسئله بحث دیگری است؛ اما تا زمانی که تهدید بالفعل وجود دارد، نمی‌توان منافع اقتصادی را جایگزین وظیفه دفع تهدید کرد.
تشخیص مصداق اثخان بر عهده فقیه به تنهایی نیست
وی در ادامه با طرح این پرسش که چه چیزی در میدان نبرد موجب تحقق اثخان می‌شود، گفت: تشخیص اینکه در یک جنگ متقارن یا نامتقارن چه عاملی موجب زمین‌گیر شدن دشمن و از بین رفتن توان اقدام مؤثر او می‌شود، یک بحث موضوعی است و صرفاً از سنخ استنباط حکم فقهی نیست.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی افزود: اینکه در شرایط جدید چه چیزی مصداق اثخان است، نیازمند تشخیص ولی امر و بهره‌گیری از نظر کارشناسان و اهل خبره است؛ زیرا تشخیص وضعیت واقعی میدان نبرد و توان عملیاتی دشمن، امری تخصصی است.
وی تصریح کرد: بنابراین باید میان حکم فقهی و تشخیص موضوع تفکیک کرد. فقیه حدود و ضوابط شرعی را تبیین می‌کند، اما تشخیص مصداق و وضعیت خارجی دشمن می‌تواند به کارشناسان و اهل خبره نیاز داشته باشد.
آتش‌بس و صلح، ابزارهای موقت در مسیر اهداف جهاد هستند
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه به نسبت «اثخان» با صلح و آتش‌بس پرداخت و اظهار کرد: صلح، مهادنه و آتش‌بس در فقه جهاد، اموری موقتی و مشروط هستند و نمی‌توان آنها را به گونه‌ای تفسیر کرد که غایت جهاد و مسئله زمین‌گیر کردن دشمن کنار گذاشته شود.
وی افزود: اگر آتش‌بس پذیرفته می‌شود، باید در مسیر مصلحت جهاد تعریف شود؛ برای مثال، ممکن است آتش‌بس فرصتی برای بازسازی و تقویت توان جبهه اسلامی فراهم کند تا مجدداً امکان تحقق اهداف مورد نظر فراهم شود.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی تأکید کرد: بنابراین، آتش‌بس و مهادنه نباید به معنای صرف‌نظر کردن از هدف اصلی تلقی شود، بلکه در چارچوب احکام و مصالح جهاد، جایگاه خاص خود را دارند.
وی با اشاره به مباحث مطرح‌شده در کتاب «ثلاث رسائل فی الجهاد» افزود: در این زمینه، بحث مستقلی درباره جواز پیشنهاد صلح و آتش‌بس از سوی مسلمانان مطرح شده و ادله مختلف آن مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس دیدگاهی که در این مباحث ارائه شده، اصل جواز صلح و آتش‌بس مطلق و بدون قید نیست و باید با مجموعه ادله و شرایط حاکم بر جنگ سنجیده شود.
اثخان مجوز استفاده از هر سلاحی نیست
عضو مجلس خبرگان رهبری در بخش پایانی سخنان خود به نسبت «اثخان» با ابزارهای جنگی پرداخت و گفت: ممکن است این پرسش مطرح شود که اگر اثخان یک هدف در جنگ است، آیا برای تحقق آن می‌توان از هر سلاح و ابزاری استفاده کرد؛ پاسخ منفی است.
وی افزود: اثخان یک هدف است و اینکه وسیله‌ای بتواند دشمن را زمین‌گیر کند، به خودی خود دلیل بر مشروعیت آن وسیله نیست. مشروعیت یا عدم مشروعیت ابزارهای جنگی باید بر اساس ادله و عناوین مستقل فقهی بررسی شود.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی تصریح کرد: برای مثال، ممکن است یک سلاح کشتار جمعی در مدت کوتاهی توان نظامی دشمن را از بین ببرد، اما اگر استفاده از آن موجب افساد، هلاکت افراد غیرمحارب و آسیب گسترده به کودکان، زنان و سایر افراد مصون از تعرض شود، نمی‌توان صرفاً با استناد به هدف اثخان، استفاده از آن را مشروع دانست.
وی با اشاره به تأکید رهبر شهید بر «نقطه‌زنی» در عملیات موشکی اظهار کرد: توجه به تفکیک میان اهداف نظامی و افراد غیرمحارب، در این مسئله اهمیت دارد؛ سلاحی که در خدمت هدف نظامی قرار می‌گیرد، باید در چارچوب ضوابط شرعی و با رعایت جان افرادی که بالفعل در حال محاربه نیستند، به کار گرفته شود.
عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: هر جا استفاده از یک ابزار موجب هلاکت گسترده، نابودی نسل، افساد یا تحقق عنوان «اعتداء» شود، نمی‌توان آن را صرفاً به دلیل کارآمدی در زمین‌گیر کردن دشمن مشروع دانست. اما در مواردی که چنین منع شرعی وجود نداشته باشد و اهل خبره تشخیص دهند که وسیله‌ای برای تحقق هدف مشروع و زمین‌گیر کردن دشمن ضرورت دارد، استفاده از آن در چارچوب ضوابط شرعی قابل بررسی خواهد بود.
وی در پایان تأکید کرد: بنابراین، باید میان «هدف» و «ابزار» تفکیک کرد؛ «اثخان فی‌الارض» غایت و هدفی است که باید در چارچوب جهاد مورد توجه قرار گیرد، اما مشروعیت ابزارهای رسیدن به آن، نیازمند بررسی ادله و ضوابط مستقل فقهی است.
..............................
پایان پیام


نظرات شما