عصر قم - کتاب «هوش مصنوعی و آینده روزنامهنگاری» از جمله آثاری است که نسبت میان فناوریهای نوین، صنعت رسانه و آینده روزنامهنگاری را بررسی میکند و میکوشد تصویری از تحولات پیش روی رسانهها در عصر هوش مصنوعی ارائه دهد.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، کتاب «هوش مصنوعی و آینده روزنامهنگاری» نوشته جیسون ویتاگر و با ترجمه مینو میرزایی، از جمله آثاری است که نسبت میان فناوریهای نوین، صنعت رسانه و آینده روزنامهنگاری را بررسی میکند و میکوشد تصویری از تحولات پیش روی رسانهها در عصر هوش مصنوعی ارائه دهد. این کتاب در ۲۶۸ صفحه از سوی انتشارات ثانیه منتشر شده است.
ویتاگر در این اثر، هوش مصنوعی را صرفاً به عنوان یک فناوری جدید برای تولید متن یا جایگزینی خبرنگاران بررسی نمیکند، بلکه آن را در بستر تحولات گستردهتر اکوسیستم رسانهای قرار میدهد؛ اکوسیستمی که طی دو دهه اخیر تحت تأثیر اینترنت، شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای دیجیتال، تغییر الگوهای مصرف خبر و ظهور شرکتهای بزرگ فناوری دستخوش دگرگونیهای بنیادین شده است.
کتاب با پیشگفتاری با عنوان «هوش مصنوعی و اتاقهای خبر» آغاز میشود و پس از مقدمه نویسنده با عنوان «خودکار برای مردم»، در پنج فصل اصلی به بررسی ابعاد مختلف این تحول میپردازد. فصل نخست با عنوان «اکوسیستم جدید» به تغییرات ساختاری محیط رسانهای اختصاص دارد و موضوعاتی همچون اکوسیستمهای دیجیتالی، اکولوژی رسانهها، جبرگرایی فناورانه، پارادایمهای چهارگانه بارل و مورگان، هوش مصنوعی و شکلگیری عصر جدید فناوری را بررسی میکند.
یکی از محورهای مهم کتاب، توجه به قدرت روزافزون شرکتهای بزرگ فناوری در شکلدهی به نحوه توزیع و مصرف رسانه است. نویسنده با اشاره به ظهور آنچه «فناوری بزرگ» مینامد، شرکتهایی مانند گوگل، آمازون، اپل، فیسبوک و مایکروسافت را در مرکز تحولات اکوسیستم رسانهای جدید قرار میدهد. از نگاه کتاب، در شرایطی که رسانههای سنتی همچنان بخش عمدهای از محتوای خبری را تولید میکنند، این پلتفرمهای فناوری هستند که به شکل فزایندهای بر نحوه دسترسی مخاطبان به محتوا و اولویتبندی آن اثر میگذارند.
در همین چارچوب، نویسنده نسبت به تغییر موازنه قدرت میان رسانهها و شرکتهای فناوری توجه نشان میدهد. در گذشته، شرکتهای بزرگ رسانهای کنترل بیشتری بر تولید و توزیع محتوا داشتند، اما در اکوسیستم دیجیتال، قدرت توزیع تا حد زیادی به پلتفرمهایی منتقل شده است که مخاطبان از طریق آنها به اخبار و اطلاعات دسترسی پیدا میکنند. این تحول، در ادامه، مدل اقتصادی رسانهها و بهویژه درآمدهای تبلیغاتی آنها را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
فصل دوم کتاب با عنوان «افول» به همین مسئله میپردازد و موضوعاتی همچون افول رسانههای قدیمی، اختلال در مدلهای تبلیغاتی، انحصار دوگانه در توزیع و شکلگیری حوزه عمومی جدید را بررسی میکند. ویتاگر در این بخش، تحول رسانه را صرفاً نتیجه ورود ابزارهای جدید نمیداند، بلکه آن را حاصل تغییر مناسبات اقتصادی و اجتماعی پیرامون خبر و رسانه میداند.
در فصل سوم با عنوان «رسانههای زامبی»، نویسنده به موضوع روزنامهنگاری جایگزین، اخبار جعلی، رباتهای ویرایشگر و روزنامهنگاری پساحقیقت میپردازد. یکی از مباحث این بخش، تغییر مفهوم اعتبار و دروازهبانی خبری در محیط آنلاین است؛ محیطی که در آن تولید و انتشار خبر دیگر به سازمانهای رسانهای بزرگ محدود نیست و وبلاگها، شبکههای اجتماعی و رسانههای کوچک و پراکنده نیز میتوانند مخاطبان گستردهای پیدا کنند.
کتاب در این بخش نشان میدهد که گسترش ابزارهای انتشار دیجیتال، هم امکان مشارکت بیشتر شهروندان در جریان اطلاعرسانی را فراهم کرده و هم زمینه را برای انتشار اطلاعات نادرست و روایتهای جهتدار افزایش داده است. به همین دلیل، مسئله حقیقت و اعتبار خبر در فضای جدید رسانهای بیش از گذشته به چالش کشیده میشود.
محور اصلی فصل چهارم «آزمون تورینگ» است؛ فصلی که مستقیماً به روزنامهنگاری خودکار و ظهور «نویسنده پساانسانی» اختصاص دارد. «رباتهای نویسنده و الگوریتم خبر»، تجربه آسوشیتدپرس در استفاده از فناوریهای خودکار و مفهوم «روزنامهنگاری تقویتشده» از جمله موضوعات این بخش هستند.
ویتاگر در بررسی هوش مصنوعی، میان هوش مصنوعی عمومی و هوش مصنوعی کاربردی تمایز قائل میشود و تمرکز اصلی کتاب را بر نوع دوم قرار میدهد. از این منظر، مسئله اصلی برای آینده روزنامهنگاری نه الزاماً ساخت ماشینی دارای آگاهی و تفکر مشابه انسان، بلکه استفاده از الگوریتمها برای انجام وظایفی مشخص و محدود در فرایند تولید و توزیع خبر است.
کتاب با اشاره به نمونههایی از استفاده از پردازش زبان طبیعی و نرمافزارهای تولید محتوا توضیح میدهد که ماشینها میتوانند در حوزههایی مانند دستهبندی، پردازش و تولید حجم زیادی از محتوای استاندارد، سرعتی بسیار بالاتر از انسان داشته باشند. با این حال، نویسنده تأکید میکند که این تواناییها عمدتاً در چارچوب پارامترهای مشخص عمل میکنند و فعالیتهای شناختی پیچیده، غیرتکراری و نیازمند قضاوت انسانی همچنان به نقش انسان وابستهاند.
از این منظر، یکی از پرسشهای اساسی کتاب درباره آینده شغلی روزنامهنگاران است. فشارهای اقتصادی ناشی از تضعیف مدلهای سنتی درآمدی رسانهها میتواند ناشران را بیش از گذشته به سمت خودکارسازی سوق دهد؛ اتفاقی که به اعتقاد نویسنده میتواند مانند خودکارسازی در کارخانهها، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای برای نیروی انسانی به همراه داشته باشد.
فصل پنجم با عنوان «شهروندان» نیز به جایگاه مخاطبان و شهروندان در اکوسیستم جدید رسانهای میپردازد. «صدای مردم در عصر ماشینها»، «اینفووارز در قهوهخانههای دیجیتالی»، «استارتاپ همیشگی»، «غولهای رسانهای و همشهری کین» و «وقتی میلیاردرها دچار تضاد میشوند» از جمله مباحث این فصل هستند. نویسنده در این بخش بار دیگر رابطه میان قدرت فناوری، سرمایه، رسانه و افکار عمومی را مورد توجه قرار میدهد.
در نهایت، کتاب در بخش «آینده روزنامهنگاری» به جمعبندی مباحث خود میپردازد. نتیجهگیری اثر نشان میدهد که نویسنده آینده روزنامهنگاری را نه در حذف کامل انسان و جایگزینی آن با ماشین، بلکه در شکلگیری رابطهای تازه میان روزنامهنگاران، الگوریتمها، پلتفرمهای فناوری و مخاطبان جستوجو میکند.
«هوش مصنوعی و آینده روزنامهنگاری» از این منظر، کتابی درباره یک فناوری منفرد نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم تغییرات ساختاری در صنعت خبر است؛ تغییراتی که از اقتصاد رسانه و شیوه توزیع خبر آغاز شده و تا تولید خودکار محتوا، مسئله حقیقت، نقش روزنامهنگار، جایگاه شهروندان و آینده اتاقهای خبر امتداد پیدا میکند.
این اثر با ترجمه دکتر مینو میرزایی و در ۲۶۸ صفحه توسط انتشارات ثانیه منتشر شده و میتواند برای روزنامهنگاران، پژوهشگران ارتباطات، دانشجویان علوم ارتباطات و فعالان حوزه رسانه و فناوری، تصویری از مهمترین چالشهای پیش روی روزنامهنگاری در عصر الگوریتمها ارائه کند.