عصر قم - حجاب تنها یک پوشش ظاهری نیست، بلکه میتواند نمادی از عزت، عفاف و اختیار زن در برابر نگاه ابزاری و مصرفگرایانه به زن باشد؛ رویکردی که بر ارزش انسان فراتر از ظاهر و تأیید دیگران تأکید دارد.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجاب نه محدودیتی تحمیلی، بلکه انتخابی برای پاسداشت عزت، کرامت و عفت زن است؛ پوششی که میتواند در برابر تبدیل شدن زن به کالایی برای جلب توجه و مصرف، از هویت انسانی او صیانت کرده و زمینهساز آرامش، امنیت و رهایی از قضاوتهای سطحی باشد.
اجازه دهید سخنم را با یک پرسش صریح آغاز کنم: آیا تا به حال شده است در خلوتگاه شب، وقتی با خویشتن خویش روبه رو میشوید، حس کنید گوهری در درون دارید که باید از آن محافظت کنید؟ آن گوهر، عزت، کرامت و عفتی است که خداوند نه به عنوان یک زنجیر، که به عنوان یک تاج بر سر انسان نهاده است. حجاب، پرده برازنده این گوهر است، نه پوششی برای خاموشی آن.
نکته اول: چرا حجاب؟
برخی میپندارند حجاب، محدودیتی تحمیلی است. اما بیایید با هم عمیقتر فکر کنیم. آیا وقتی از یک اثر هنری نفیس را در موزهای مجلل محافظت میکنیم، به آن بی احترامی کرده ایم یا به آن عزت بخشیده ایم؟ آیا وقتی یک الماس ناب را در قابی ارزشمند قرار میدهیم، آن را محدود ساخته ایم یا به عظمت شکوهش پرداخته ایم؟
حجاب، اعلام این حقیقت است که ارزش زن، به نمای ظاهری اش برای چشمهای هر رهگذر نیست، شخصیت زن به علم، اخلاق و ایمان اوست. جامعه ای که ارزش زن را به عریانی و بی حجابی میسنجد، جامعه ای است که به عمق وجود انسان بی اعتنا شده است. حجاب، نه عقبگرد، که جهشی است به سوی جامعه ای آرمانی و انسانی.
نکته دوم: حجاب؛ سپری در طوفان تمدن مصرفی است
تمدن مادی امروز، با تمام ادعای روشنفکری اش، چه می کند؟ این به اصطلاح تمدن، زنان را به کالایی برای فروش بیشتر تبدیل می کند. تبلیغات، فیلمها، مد و فشن، پیروان این تمدن شعار میدهند: «خودت را نشان بده تا دیده شوی!» اما این دیده شدنِ لحظه ای، چه بهایی دارد؟ بهایش، فرسایش کرامت انسانی، افزایش اضطراب، و رقابتی بی پایان برای رسیدن به استانداردهای غیرواقعی زیبایی است.
حجاب، یک انقلاب خاموش علیه این نظام مصرفی است. حجاب میگوید: « من برای تایید دیگران خود را بازیچه نمی کنم و برای رضایت خالقم زندگی می کنم. من از آنچه هستم، هراس ندارم و نمیخواهم با نمایش پوست و مویم، خود را به حراج بگذارم. عزت من، به پوشیدگی من است، نه به برهنگی من.»
نکته سوم: حجاب، اوج قدرت و اختیار زن
ای خواهران، ای مادران، ای همسران و ای دختران ایرانم: آیا میدانید وقتی روسری را با عشق بر سر می کنید، چه کاری انجام میدهید؟ دارید به تمام جهان میگویید: "ما یک بازیگرِ صحنه ارزانِ خیابان نیستیم. ما مسافر راهی بلند و آسمانی هستیم."
حجاب، دیوار کوتاهی نیست که تو را از دنیا جدا کند؛ دریچه ای است به سوی ملکوت. وقتی تو محجبی، چشمهای نامحرم در کوچه و بازار، نمیتوانند به حریم امن تو نفوذ کنند. این یعنی تو ارباب جسم خود هستی و اجازه ورود به حریم شخصیت ات را تنها به کسانی میدهی که لیاقتشان را داشته باشند؛ شوهرت که پناهگاهت است، فرزندت که ثمره زندگیت است، و آنانی که با نگاه پاک، به روح تو چشم دوخته اند، نه به کالبد تو.
آیا این محدودیت است یا نهایت قدرت و اختیار؟ حجاب، به تو میگوید که تو موجودی گرانبهایی. عفت، تاج توست، و حجاب، حریم این تاج. وقتی از خودت با حجاب محافظت میکنی، داری به همه آنهایی که در تاریخ، به زنان به چشم یک شیء نگاه کردند، میگویی: «تمام شد. دوره شما به سر آمد. دوره کرامت من آغاز شد.»
پس خواهرانم: بیا به زیبایی، معنا ببخشیم، از شما نمیخواهم که حجاب را تنها به خاطر یک دستور خشک و بی روح بپذیرید. از شما میخواهم که زیبایی حجاب را درک کنید. زیباییِ آرامش، امنیت، و رهایی از قضاوتهای سطحی.
اگر حجاب داری، به آن افتخار کن. آن را چون نگینی بر تاج ایمانت بدان. اگر هنوز در مسیر آن تردید داری، بدان که این گام، نه یک عقبگرد، که بلندترین پرواز است. پروازی به سوی آسمان کرامت، جایی که بادهای وسوسه، طوفانهای مد، و گردبادهای تباهی، هیچ اثری بر تو ندارند؛ چون تو در حصن حصین الهی، در امانی.
خواهرانم! حجاب، شعر لطیف عفاف شماست. آن را با عشق و آگاهی بر تن کنید تا دنیا یاد بگیرد که زیبایی را چگونه باید دید؛ نه با چشم سر، که با چشم دل.
پروردگارا! عزت حجاب را نصیب همه زنان و دختران ما کن و ما را از آنانی قرار ده که پاسدار حریم انسانی خود هستند.
حجت الاسلام مهدی پناهی مدیر ارتباط با سازمان ها و نهادهای حاکمیتی حوزه های علمیه