پنجشنبه ۱۹ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

حجت الاسلام گودرزی در گفت‌وگو با رسا مطرح کرد؛

بحران جمعیت از صندوق های بازنشستگی تا امنیت ملی

بحران جمعیت از صندوق های بازنشستگی تا امنیت ملی
عصر قم - دبیر کارگروه فرهنگ‌سازی جمعیت سازمان بسیج با هشدار نسبت به تداوم کاهش نرخ باروری، آن را تهدیدی برای سرمایه انسانی، اقتصاد، امنیت ملی و آینده فرهنگی ایران دانست.
  بزرگنمايي:

عصر قم - دبیر کارگروه فرهنگ‌سازی جمعیت سازمان بسیج با هشدار نسبت به تداوم کاهش نرخ باروری، آن را تهدیدی برای سرمایه انسانی، اقتصاد، امنیت ملی و آینده فرهنگی ایران دانست.

اشاره: کاهش نرخ باروری و تغییر ساختار سنی، مسئله‌ای فراتر از کمبود نیروی کار است و می‌تواند آینده اجتماعی، فرهنگی و راهبردی ایران را تحت تأثیر قرار دهد. تداوم این روند، علاوه بر فشار بر اقتصاد و صندوق‌های بازنشستگی، ظرفیت کشور در ورزش قهرمانی، شناسایی نخبگان، علم، هنر، دین و تأمین نیروی انسانی مورد نیاز دفاعی را کاهش می‌دهد. کوچک‌شدن نسل‌های آینده، جامعه آماری استعدادها را محدود کرده و در بلندمدت می‌تواند از قدرت تولید نخبگی و سرمایه انسانی کشور بکاهد. از سوی دیگر، گسترش «سیاه‌چاله جمعیتی» در برخی استان‌ها، کاهش جمعیت بومی و تضعیف تدریجی برخی قومیت‌ها، زبان‌ها و خرده‌فرهنگ‌های محلی را محتمل می‌کند. سالمندی نیز با کاهش نسبت شاغلان به بازنشستگان، پایداری صندوق‌های بازنشستگی و تأمین اجتماعی را تهدید می‌کند. همچنین، در منطقه‌ای با جمعیت جوان‌تر، کوچک‌شدن جمعیت جوان ایران می‌تواند بر مؤلفه‌های قدرت ملی و توان دفاعی اثر بگذارد؛ بنابراین جمعیت باید مسئله‌ای راهبردی و چندبعدی تلقی شود.
در همین زمینه، خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، با حجت‌الاسلام علی گودرزی، دبیر کارگروه فرهنگ‌سازی جمعیت سازمان بسیج، گفت‌وگویی داشته است که در ادامه تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود:
رسا ـ با توجه به روند کاهش نرخ باروری و تغییر ساختار سنی کشور، مهم‌ترین پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و راهبردی این بحران برای آینده ایران چیست و چرا همچنان نگاه‌ها عمدتاً به مسئله نیروی کار محدود می‌شود؟
گاهی برخی تصور می‌کنند بحران جمعیت فقط به معنای بحران نیروی کار است؛ درحالی‌که این‌گونه نیست. بحران جمعیت، بحرانِ آینده قومیت‌ها، ورزش قهرمانی، علم، هنر، مذهب و دین، نیروی نظامی، اقتصاد و سرمایه انسانی کشور است.
بنابراین نباید مسئله جمعیت را صرفاً از دریچه «کار و کارخانه و نیروی کار» نگاه کرد. اینها قطعاً مهم هستند، اما تمام مسئله نیستند.
رسا ـ کاهش جمعیت در بلندمدت چه تهدیدی متوجه هویت، تداوم و پویایی قومیت‌ها و زبان‌های مختلف کشور می‌کند؟ آیا تداوم روند فعلی می‌تواند به تضعیف برخی زبان‌ها و خرده‌فرهنگ‌های بومی و در نهایت تغییر در تنوع فرهنگی کشور منجر شود؟
امروز آمارهای رسمی موجود به ما می‌گوید برخی استان‌ها از نظر جمعیتی وارد «سیاه‌چاله جمعیتی» شده‌اند؛ یعنی وضعیتی که در آن تعداد فوتی‌ها از تعداد تولدها پیشی گرفته یا با آن برابر شده است.
این همان وضعیتی است که اگر روندهای فعلی ادامه پیدا کند، حدود ۲۰ سال آینده کل کشور را درگیر خواهد کرد؛ اما امروز برخی استان‌ها زودتر با آن مواجه شده‌اند.
برای مثال، استان گیلان وارد این وضعیت شده است. اگر این روند برای سال‌های طولانی ادامه پیدا کند، به‌تدریج جمعیت بومی این استان کاهش پیدا خواهد کرد و این مسئله می‌تواند تداوم جمعیتی قوم گیلک و زبان گیلکی را با تهدید جدی مواجه کند.
بنابراین اگر امروز به فکر نباشیم، ممکن است در آینده برخی قومیت‌ها و زبان‌های محلی کشور به‌شدت تضعیف شوند و حتی بخش مهمی از آنها از میان برود.
همین وضعیت، با تأخیر بیشتر، می‌تواند در انتظار زبان‌ها و قومیت‌های دیگر نیز باشد.
بنابراین باید توجه کرد که دریچه نگاه ما به جمعیت نباید فقط از دریچه کار، کارخانه و نیروی کار باشد.
کار و کارخانه و ارتباط آنها با جوانی جمعیت مهم است و ضرورت آن بر کسی پوشیده نیست؛ اما تمام مسئله جمعیت نیست.
رسا ـ با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از استعدادهای ورزش قهرمانی از میان جمعیت جوان شناسایی و پرورش می‌یابد، کاهش جمعیت و کوچک‌شدن نسل‌های آینده چه آثار بلندمدتی بر پشتوانه ورزش قهرمانی، کشف استعدادها و جایگاه ایران در عرصه رقابت‌های بین‌المللی خواهد داشت؟
هرچه جمعیت یک کشور بیشتر باشد، طبیعتاً ظرفیت‌های نخبه و استعدادهای نهفته در آن جمعیت نیز بیشتر خواهد بود و هرچه جمعیت کمتر شود، این جامعه آماری و در نتیجه ظرفیت شناسایی استعدادهای استثنایی نیز کاهش پیدا می‌کند.
البته بنده معتقدم کشورها در ابتدای مواجهه با کاهش جمعیت، می‌توانند بخشی از این مسئله را با دقت بیشتر در شناسایی و گزینش نخبگان و افراد بااستعداد جبران کنند.
به همین دلیل شاید در سال‌های ابتدایی، نمود و تأثیر پیری جمعیت در ورزش قهرمانی چندان قابل مشاهده نباشد؛ اما به مرور زمان و پس از گذشت چند دهه، این مسئله می‌تواند اثر خود را بر ورزش قهرمانی آن جامعه نشان دهد.
نتیجه اینکه تأثیر کاهش جمعیت بر ورزش قهرمانی، بیشتر یک اثر بلندمدت است و نه لزوماً کوتاه‌مدت؛ هرچند در کوتاه‌مدت می‌توان با اتخاذ تدابیر مناسب و استعدادیابی دقیق‌تر، بخشی از این اثر را جبران کرد.
رسا ـ پیری جمعیت تا چه اندازه می‌تواند پایداری صندوق‌های بازنشستگی و نظام تأمین اجتماعی کشور را با بحران مواجه کند؟ با افزایش نسبت سالمندان به جمعیت شاغل، آیا ساختار فعلی صندوق‌های بازنشستگی اساساً ظرفیت پاسخگویی به تعهدات آینده را خواهد داشت؟
تأثیر پیری جمعیت بر صندوق‌های بازنشستگی، امری محتوم و غیرقابل انکار است. قدر متیقن از آثار و پیامدهای منفی کاهش نرخ باروری و موالید، همین تأثیر منفی بر صندوق‌های بازنشستگی است؛ مسئله‌ای که امروز نیز نشانه‌های آن را مشاهده می‌کنیم.
یکی از اقداماتی که در سال‌های اخیر برای پیشگیری از تشدید این بحران انجام شده، افزایش پلکانی سن بازنشستگی است.
یکی از علت‌های مهم این مسئله، ابهام در آینده جمعیتی ایران و حرکت پرشتاب کشور به سمت سالمندی و پیری جمعیت است.
برای درک بهتر موضوع، کافی است وضعیت گذشته و امروز را با یکدیگر مقایسه کنیم.
در اوایل انقلاب، نسبت دریافت‌کنندگان حق بیمه به بازنشستگان حدود شش به یک بود؛ یعنی شش نفر پرداخت می‌کردند و یک نفر بازنشسته وجود داشت و حقوق بازنشستگی دریافت می کرد.
از سوی دیگر، سن امید به زندگی حدود ۵۴ سال بود. یعنی با آن نسبت بسیار مطلوب پرداخت‌کننده به بازنشسته، فردی که حدود ۵۰ سالگی بازنشسته می‌شد، به‌طور متوسط مدت نسبتاً کوتاهی از حقوق بازنشستگی استفاده می‌کرد.
اما امروز شرایط کاملاً متفاوت شده است.
در برخی استان‌ها نسبت دریافت‌کنندگان به بازنشستگان به حدود ۴ به ۳ رسیده و سن امید به زندگی نیز به حدود ۸۰ سال افزایش یافته است.
یعنی از یک طرف تعداد پرداخت‌کنندگان نسبت به بازنشستگان کاهش پیدا کرده و از طرف دیگر، مدت دریافت حقوق بازنشستگی به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است.
همین حالا نیز وضعیت برخی صندوق‌های بازنشستگی، به‌ویژه صندوق‌های کوچک، بسیار نامطلوب و بحرانی است.
حالا تصور کنید زمانی را که کشور به شکل جدی‌تری وارد «سیاه‌چاله جمعیتی» شود؛ در آن صورت نسبت دریافت‌کنندگان به بازنشستگان چه وضعیتی پیدا خواهد کرد؟
رسا ـ کاهش جمعیت و حرکت کشور به سمت سالمندی چه تبعاتی برای امنیت ملی و توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت؟ آیا تداوم این روند می‌تواند در بلندمدت بر تأمین نیروی انسانی مورد نیاز نیروهای مسلح، ظرفیت دفاعی و قدرت بازدارندگی کشور اثرگذار باشد؟
ما در کشوری در حال پیرشدن هستیم که در منطقه‌ای قرار دارد که بسیاری از کشورهای پیرامون ما نرخ باروری بالاتری نسبت به ایران دارند.
افغانستان و پاکستان چند برابر ایران نرخ باروری دارند. نرخ باروری رژیم صهیونیستی نیز بالاتر از ایران است و نرخ باروری حریدی‌های ارتدوکس نیز فاصله بسیار زیادی با نرخ باروری ایران دارد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است در آینده با وضعیتی مواجه شویم که ایران، به تعبیر بنده، تبدیل به یک «پیرستان در وسط یک جوانستان» شود.
این وضعیت با شرایط اروپا متفاوت است؛ چراکه در بسیاری از کشورهای اروپایی، کاهش باروری و سالمندی جمعیت تقریباً به‌صورت همزمان در کشورهای مختلف این قاره رخ داده است. اما ما در منطقه‌ای در حال پیرشدن هستیم که از نظر نرخ باروری، فاصله قابل توجهی با برخی همسایگان و کشورهای منطقه داریم.
این مسئله از منظر نظامی و امنیتی بسیار مهم است؛ چراکه جمعیت یکی از مؤلفه‌های قدرت ملی است.
البته نمی‌توان گفت صرفاً داشتن جمعیت بیشتر، به‌تنهایی موجب قدرت نظامی بیشتر می‌شود؛ کیفیت نیروی انسانی، فناوری، اقتصاد، آموزش و سازماندهی نیز اهمیت بسیار زیادی دارند. اما در بلندمدت، کوچک‌شدن جمعیت جوان قطعاً ظرفیت انسانی کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
به جرأت می‌توان گفت بخشی از موفقیت‌ها و پیروزی‌های اخیر کشور، مرهون جمعیت قابل توجه نسل‌های دهه شصت و هفتاد و در نتیجه وجود یک جامعه آماری بزرگ از جوانان و نخبگان است.
اگر قرار بود پدران و مادران این نسل‌ها نیز در گذشته نرخ باروری بسیار پایینی داشته باشند، طبیعتاً امروز با جامعه آماری بسیار کوچک‌تری از نیروهای نخبه و جوان مواجه بودیم و ممکن بود بخش قابل توجهی از این نبوغ و خلاقیت را در حوزه‌هایی مانند تجهیزات دفاعی، موشک و پهپاد در اختیار نداشته باشیم.
بنابراین وقتی درباره جمعیت صحبت می‌کنیم، باید بدانیم که موضوع فقط تعداد نیروی کار امروز نیست؛ صحبت از ظرفیت انسانی و قدرت ملی ایران در دهه‌های آینده است.


نظرات شما