عصر قم - خراسان - در شرایط پیچیده منطقه و جنگ تمامعیار اخیر، غفلت از مؤلفههای زبانشناختی، تاریخی و دلالتهای پنهان نشانه، خلع سلاح در حساسترین خاکریز انقلاب اسلامی است. جهاد تبیین در حقیقت، برابرنهاد بومی، فعال وتهاجمی در برابر هجمه نشانهشناختی دشمن است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان، مسعود مکرم سائل، دانشجوی دکتری حقوق جزا دانشگاه علوم اسلامی رضوی در یادداشتی با عنوان «از خط مقدم باروت تا آوردگاه دلالت؛ بازخوانی نشانهشناختی جنگ معاصر» بر گرفته از دروس مدرسه ادبیات و زبان شناسی دارالعلم چهارم نوشت: در شرایط پیچیده منطقه و جنگ تمامعیار اخیر، غفلت از مؤلفههای زبانشناختی، تاریخی و دلالتهای پنهان نشانه، خلع سلاح در حساسترین خاکریز انقلاب اسلامی است.
جهاد تبیین در حقیقت، برابرنهاد بومی، فعال و تهاجمی در برابر هجمه نشانهشناختی دشمن است؛ جهادی که در آن، حوزه علمیه و جامعه نخبگانی باید با تسلط بر ابزارهای نوین تحلیل گفتمان و اتکا به ذخایر معنایی تراث، لایههای ابهام را شکافته و با صیانت از افکار عمومی، پرچمدار تثبیت حقیقت باشند.
متن این یادداشت از قرار زیر است:
از خط مقدم باروت تا آوردگاه دلالت؛ بازخوانی نشانهشناختی جنگ معاصر
به لطف و عنایت حضرت علیبنموسیالرضا (علیهالسلام) و در جوار مضجع نورانی آن امام همام، توفیق مغتنم حضور در مدرسه تابستانی دارالعلم حاصل شد؛ رویدادی فاخر که در میان مباحث بدیع آن، نشستهای تخصصی نشانهشناسی جنگ که توسط حجت السلام دکتر حامد اکبر پور ازائه شد؛ به غایت جذاب، کاربردی و راهگشا بود.
مباحثی که افقهای بنیادین آن در ادبیات انقلاب اسلامی، بیش از هر چیز وامدار منظومه فکری و نبوغ راهبردی رهبر شهید، حضرت آیتاللهالعظمی سید علی خامنهای قدسسره است؛ حکیم فرزانهای که با نظریهپردازی پیشروانه جهاد تبیین، سالها پیش از تئوریهای متأخر غرب، اصالت نبرد را در ساحت ادراک، معنا و تسخیر اذهان صورتبندی فرمودند. رهیافت ایشان در ضرورت شکستن حصر تبلیغاتی و حاکمیت بصیرت، نهتنها قطبنمای هدایت امت در مواجهه با جنگ شناختی معاصر شد، بلکه در واپسین پرده، شهادت مظلومانه و خون مطهر آن قائد عظیمالشأن، به مثابه یک دال استعلایی بیبدیل، تمامی نشانههای برساخته نظام سلطه را ابطال و افق معنایی نصرت و پایداری را در تاریخ جاودانه ساخت.
در تحلیل نشانهشناختی جنگ اخیر، نقطه عزیمت ما فراتر رفتن از خوانش تقلیلگرایانه فیزیکی و ورود به ساحت معرفتشناسی نبرد است:
1. انتقال میدان نبرد از جغرافیا به نظام ادراکی (Cognitive Sphere):
تحلیل منازعات معاصر نشان میدهد که واقعیت بیرونی اگرچه وجود دارد، اما کنشهای اجتماعی و سیاسی محصول مستقیم واقعیت بازنماییشده در ذهن هستند. جنگ شناختی دقیقاً در مرز میان امر واقع و ادراک مخاطب عمل میکند. ابزارهای مدرن رسانهای، صرفاً ناقل رویداد نیستند، بلکه به مثابه میانجیهای شناختی، زاویه و کیفیت فهم جامعه را جهتدهی میکنند؛ کارکردی که استاد در نشست با تمثیل میکروسکوپ و تغییر قضاوت زیباییشناختی تبیین نمودند.
2. بازتولید دلالتها و انتقال پیام در قالب میمهای فرهنگی (Cultural Memes):
در لایه عملیاتی، جنگ معنایی دیگر متکی بر بیانیههای رسمی نیست؛ بلکه در قالب واحدهای خرد، متراکم و ویروسی فرهنگی بازتولید میشود. بهرهگیری دشمن از قالبهای عامهپسند. نظیر ساختارهای انیمیشنی، تصویرسازیهای لگویی و طنز سیاه، به منظور کاهش مقاومت روانی مخاطب و تسخیر ناخودآگاه نسل جوان است. در نقطه مقابل، جبهه مقاومت توانسته است با رمزگشایی از نمادهای انضمامی زیستجهان خود (نظیر قابهای حماسی، خردهروایتهای پایداری و نشانههای مظلومیت توأم با اقتدار)، روایت غالب را برهم زده و پاتک شناختی مؤثری صورت دهد.
3. بحران مرجعیت حقیقت و مهندسی تصمیمسازی:
عمیقترین لایه این مباحث، تفکیک دقیق میان جنگ اطلاعاتی، عملیات روانی و جنگ شناختی بود. تمرکز غایی دشمن در سطح شناختی، مدیریت مدالیته امر واقع و تحمیل مرگ حقیقت در بستری تکثرگراست؛ جایی که به تعبیر دقیق جلسات، نزاع اصلی بر سر تعیین مرجع حقیقت شکل میگیرد. در چنین بستری، عملیات دشمن از تأثیر بر عواطف فراتر رفته و با تغییر زنجیره باورها، مستقیماً به تصمیمسازی برای تودهها و نخبگان منتهی میشود تا تصمیمگیرنده ناخواسته در مختصات طراحیشده حریف گام بردارد.
در شرایط پیچیده منطقه و جنگ تمامعیار اخیر، غفلت از مؤلفههای زبانشناختی، تاریخی و دلالتهای پنهان نشانه، خلع سلاح در حساسترین خاکریز انقلاب اسلامی است. جهاد تبیین در حقیقت، برابرنهاد بومی، فعال و تهاجمی در برابر هجمه نشانهشناختی دشمن است؛ جهادی که در آن، حوزه علمیه و جامعه نخبگانی باید با تسلط بر ابزارهای نوین تحلیل گفتمان و اتکا به ذخایر معنایی تراث، لایههای ابهام را شکافته و با صیانت از افکار عمومی، پرچمدار تثبیت حقیقت باشند./933/
نویسنده: جواد رستمی