دوشنبه ۹ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

وحدت؛ اصلی بنیادین در منظومه اسلامی، نه تاکتیکی مصلحتی

وحدت؛ اصلی بنیادین در منظومه اسلامی، نه تاکتیکی مصلحتی
عصر قم - وحدت در اندیشه اسلامی، یک توصیه اخلاقی صرف یا راهبردی موقتی برای عبور از شرایط خاص نیست، بلکه اصلی ریشه‌دار در قرآن کریم و از ارکان مهم حیات اجتماعی امت اسلامی به شمار می‌آید.
  بزرگنمايي:

عصر قم - وحدت در اندیشه اسلامی، یک توصیه اخلاقی صرف یا راهبردی موقتی برای عبور از شرایط خاص نیست، بلکه اصلی ریشه‌دار در قرآن کریم و از ارکان مهم حیات اجتماعی امت اسلامی به شمار می‌آید.

به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، وحدت در اندیشه اسلامی، یک توصیه اخلاقی صرف یا راهبردی موقتی برای عبور از شرایط خاص نیست، بلکه اصلی ریشه‌دار در قرآن کریم و از ارکان مهم حیات اجتماعی امت اسلامی به شمار می‌آید. تأمل در آیاتی همچون «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»، آیات مربوط به اصلاح میان مؤمنان در سوره حجرات و اصل «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ»، نشان می‌دهد که قرآن کریم نه‌تنها بر اصل اتحاد تأکید دارد، بلکه برای حفظ و بازگرداندن جامعه اسلامی به مسیر وحدت، سازوکارهای عملی و حتی الزام‌آور پیش‌بینی کرده است. بر این اساس، وحدت اسلامی را باید «اصل» دانست، نه «تاکتیک»؛ اصلی که در عرصه اعتقاد، عبادت، اجتماع و سیاست امت اسلامی جریان دارد. در این یادداشت با تکیه بر مبانی قرآنی، به تبیین جایگاه وحدت در منظومه فکری اسلام می‌پردازد و تفاوت نگاه اصولی به وحدت با نگاه ابزاری و تاکتیکی را بررسی می‌کند.
مقدمه
یکی از مسائل مهم و تعیین‌کننده در حیات امت اسلامی، مسئله وحدت است. با وجود تأکیدهای فراوان قرآن کریم و سنت اسلامی بر همگرایی مؤمنان، گاه وحدت به‌گونه‌ای تفسیر می‌شود که گویا صرفاً یک تاکتیک سیاسی یا مصلحتی برای مقابله با دشمنان و عبور از بحران‌هاست؛ بدین معنا که هرگاه شرایط اقتضا کند، باید به وحدت روی آورد و هرگاه نیاز از میان رفت، آن نیز موضوعیت خود را از دست می‌دهد.
این تلقی، با مبانی قرآن کریم سازگاری ندارد. در منطق اسلامی، وحدت یک تصمیم موقتی و قراردادی نیست؛ بلکه ریشه در حقیقت ایمان و ساختار امت اسلامی دارد. همان‌گونه که نماز، حج و دیگر شعائر دینی تنها ابزارهایی برای تأمین اهداف زودگذر نیستند، وحدت نیز در منظومه اسلامی دارای اصالت و موضوعیت است.
در همین چارچوب، تأکید شده است که: «وحدت، یک تاکتیک نیست؛ وحدت، یکی از اصول اسلام است. وحدت، یک امر قرآنی است.» این گزاره، نقطه آغاز فهم صحیح از مسئله وحدت است. هنگامی که قرآن مسلمانان را به اعتصام جمعی به حبل‌الله فرمان می‌دهد، یا در صورت بروز نزاع میان دو گروه از مؤمنان، همه ظرفیت جامعه اسلامی را برای بازگرداندن آنان به صلح و وحدت بسیج می‌کند، روشن می‌شود که وحدت در نگاه قرآن یک ارزش حاشیه‌ای نیست، بلکه از اصول بنیادین نظم اجتماعی اسلام است.
۱. اعتصام جمعی؛ نخستین مبنای قرآنی وحدت
یکی از مهم‌ترین آیات قرآن در تبیین مبنای وحدت، آیه مشهور سوره آل‌عمران است:
««وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»
«و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.»
(آل‌عمران: ۱۰۳)»
تأمل در این آیه نشان می‌دهد که قرآن تنها به «اعتصام» فرمان نداده است؛ بلکه بر اعتصام جمعی تأکید کرده است: «جَمِیعًا». به بیان دیگر، صرف اینکه هر فردی به‌صورت جداگانه مسیر حق را بپیماید، تمام مطلوب قرآن نیست؛ بلکه جامعه مؤمنان باید در تمسک به حقیقت الهی نیز دارای اجتماع و همبستگی باشند.
این نکته بسیار مهم است؛ زیرا اعتصام به حبل‌الله، خود از مهم‌ترین وظایف دینی انسان است، اما قرآن حتی در این امر بنیادین نیز بر اجتماع و پرهیز از تفرقه تأکید می‌کند. بنابراین، وحدت صرفاً نتیجه یک توافق اجتماعی نیست، بلکه در متن حرکت دینی و در شیوه تمسک امت به حقیقت الهی حضور دارد.
این اجتماع، در بسیاری از شعائر اسلامی نیز تجسم عینی یافته است. حج، یکی از بزرگ‌ترین مظاهر اجتماع مسلمانان و نماز جمعه، نمونه‌ای روشن از پیوند عبودیت و اجتماع است. در این عبادات، انسان تنها با خداوند ارتباط برقرار نمی‌کند، بلکه در کنار دیگر مؤمنان و به‌عنوان عضوی از امت اسلامی حضور می‌یابد. گویی اسلام می‌خواهد حتی حرکت انسان به‌سوی خداوند نیز از مسیر گسست اجتماعی و انزوا عبور نکند.
از این منظر، اجتماع در اعتصام به حبل‌الله خود یک ارزش اسلامی است. مسلمانان مأمورند به حقیقت الهی تمسک جویند، اما این تمسک باید تا حد امکان در قالب امت واحده و همراه با حفظ پیوندهای ایمانی صورت گیرد. از همین رو، تفرقه صرفاً یک اختلاف عادی تلقی نمی‌شود، بلکه امری است که قرآن صریحاً از آن نهی کرده است: «وَلَا تَفَرَّقُوا».
۲. وحدت؛ ارزشی که برای حفظ آن باید اقدام کرد
عمق اهمیت وحدت در قرآن را می‌توان در آیات سوره حجرات به‌خوبی مشاهده کرد. خداوند متعال می‌فرماید:
««وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ»
«و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر بجنگند، میان آن دو صلح برقرار کنید؛ و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کرد، با گروه تجاوزگر بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد.»
(حجرات: ۹)»
این آیه از مهم‌ترین اسناد قرآنی در اثبات جایگاه بنیادین وحدت است. قرآن در مواجهه با نزاع داخلی جامعه ایمانی، نخستین وظیفه را اصلاح و برقراری صلح معرفی می‌کند: «فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا». هدف، رها کردن نزاع و تماشای درگیری نیست؛ بلکه جامعه اسلامی مسئولیت دارد برای بازگرداندن طرف‌های درگیر به صلح و آرامش اقدام کند.
اما تأکید قرآن به همین مرحله نیز محدود نمی‌شود. اگر یکی از طرف‌ها راه تعدی و سرکشی را در پیش گیرد و حاضر به بازگشت به مسیر حق و صلح نباشد، قرآن اجازه نمی‌دهد که اصل وحدت و عدالت قربانی رفتار یک گروه متجاوز شود. در این مرحله، با گروهی که بر تجاوز و ایجاد شکاف اصرار دارد، مقابله می‌شود «حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ»؛ تا زمانی که به فرمان الهی بازگردد.
نکته اساسی اینجاست که هدف نهایی این اقدام، بازگرداندن جامعه به نظم الهی و جلوگیری از تثبیت تفرقه و تعدی است. بنابراین، وحدت در منطق قرآن چنان اهمیت دارد که برای حفظ آن، صرف توصیه اخلاقی کافی دانسته نشده و سازوکار عملی برای اصلاح و مهار جریان‌های تفرقه‌آفرین نیز پیش‌بینی شده است.
البته این مسئله به معنای تقدیس وحدت ظاهری به هر قیمت نیست. وحدت مطلوب قرآن بر محور «أمرالله» و حق استوار است. اسلام از مؤمنان نمی‌خواهد برای حفظ یک آرامش صوری، ظلم، تجاوز یا انحراف را نادیده بگیرند. بلکه هدف، بازگرداندن همه طرف‌ها به مسیر الهی و ایجاد وحدتی مبتنی بر عدالت است. پس وحدت اسلامی، وحدت بر محور حقیقت است، نه سازش بر سر حقیقت.
۳. اخوت ایمانی؛ زیربنای هویتی وحدت
پس از بیان دستور اصلاح میان مؤمنان، قرآن در آیه بعد می‌فرماید:
««إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ»
«مؤمنان جز این نیست که با یکدیگر برادرند؛ پس میان برادرانتان صلح برقرار کنید.»
(حجرات: ۱۰)»
این آیه، وحدت را از سطح یک توصیه اجتماعی بالاتر می‌برد و آن را به سطح هویت ایمانی می‌رساند. قرآن نمی‌گوید مؤمنان «باید مانند برادر باشند»، بلکه با تعبیر «إِنَّمَا» حقیقتی را بیان می‌کند: مؤمنان برادرند.
برادری در اینجا یک تشبیه ادبی صرف نیست؛ بلکه مبنای حقوقی، اخلاقی و اجتماعی روابط مؤمنان است. همان‌گونه که اختلاف میان اعضای یک خانواده نباید به نابودی اصل پیوند خانوادگی بینجامد، اختلاف میان مؤمنان نیز نباید حقیقت اخوت ایمانی را از میان ببرد.
بر همین اساس، قرآن وظیفه دیگر مؤمنان را نیز در برابر اختلافات مشخص می‌کند: «فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ». تعبیر «برادرانتان» حتی درباره دو طرفی که گرفتار نزاع شده‌اند، نشان می‌دهد که اختلاف و درگیری، اصل اخوت ایمانی را به‌طور کامل از میان نمی‌برد و جامعه اسلامی باید با نگاه اصلاحی، آنان را به بازسازی پیوند برادری بازگرداند.
بنابراین، وحدت در اسلام بر پایه منافع مشترک صرف بنا نشده است. ممکن است منافع سیاسی تغییر کند، شرایط اجتماعی دگرگون شود و ائتلاف‌های تاکتیکی شکل بگیرد یا از میان برود؛ اما اخوت ایمانی، ریشه در ایمان به خداوند دارد و به همین دلیل، از ثبات و عمق بیشتری برخوردار است.
۴. وحدت؛ اصل است، نه تاکتیک
تفاوت میان «اصل» و «تاکتیک» در فهم مسئله وحدت بسیار اساسی است. تاکتیک، ابزاری موقتی برای رسیدن به هدفی دیگر است و با تغییر شرایط ممکن است تغییر کند؛ اما اصل، مبنایی است که سایر رفتارها و سیاست‌ها باید در چارچوب آن تنظیم شوند.
اگر وحدت را یک تاکتیک بدانیم، در دوران خطر و فشار دشمن از آن سخن خواهیم گفت، اما ممکن است با تغییر شرایط، اختلاف، طرد و تفرقه را امری عادی یا حتی مطلوب تلقی کنیم. در چنین نگاهی، وحدت فاقد اصالت است و تنها تا زمانی ارزش دارد که سودی سیاسی یا اجتماعی به همراه داشته باشد.
اما منطق قرآن دقیقاً خلاف این رویکرد است. قرآن در کنار دعوت به توحید، ایمان و اعتصام به حبل‌الله، به‌صورت مستقل و صریح از تفرقه نهی می‌کند. همچنین اخوت را وصف ذاتی جامعه مؤمنان معرفی کرده و اصلاح اختلافات را وظیفه‌ای اجتماعی می‌داند.
بر این اساس، وحدت را باید یکی از اصول حاکم بر روابط درونی امت اسلامی دانست. این بدان معنا نیست که اسلام اختلاف نظر علمی، اجتهادی و فکری را نفی می‌کند. جامعه انسانی و حتی جامعه دینی، از تنوع اندیشه‌ها خالی نیست. مسئله آن است که اختلاف نباید به دشمنی، تکفیر، نفی متقابل، نزاع و فروپاشی پیوند امت تبدیل شود.
به تعبیر دیگر، تفاوت، غیر از تفرقه است و اختلاف، غیر از خصومت. ممکن است مسلمانان در مسائل علمی، فقهی، تاریخی و سیاسی دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، اما تا زمانی که این تفاوت‌ها در چارچوب اصول مشترک و با حفظ اخوت اسلامی مدیریت شوند، الزاماً ضد وحدت نیستند. آنچه قرآن نفی می‌کند، تبدیل تفاوت‌ها به گسست، دشمنی و رویارویی ویرانگر است.
۵. وحدت اسلامی؛ اجتماع بر محور حق
یکی از سوءبرداشت‌های رایج آن است که وحدت به معنای نادیده گرفتن حق و باطل یا کنار گذاشتن همه اختلافات اعتقادی و فکری تلقی شود. در حالی که از آیات مورد بحث روشن می‌شود که وحدت اسلامی هرگز به معنای بی‌تفاوتی نسبت به حقیقت نیست.
آیه اعتصام به «حبل‌الله» فرمان می‌دهد؛ یعنی محور وحدت، ریسمان الهی است. آیه سوره حجرات نیز بازگشت طرف متجاوز را به «أمرالله» هدف قرار می‌دهد. بنابراین، وحدت اسلامی نه اتحاد بر محور اشخاص و منافع، بلکه اجتماع بر محور خدا، حقیقت و فرمان الهی است.
این مسئله، وحدت را از هرگونه مصلحت‌گرایی صرف جدا می‌کند. گاهی ممکن است توافقی ظاهری میان گروه‌ها وجود داشته باشد، اما اگر این توافق بر پایه ظلم، حذف حقیقت یا نادیده گرفتن حقوق دیگران باشد، نمی‌توان آن را وحدت مطلوب اسلامی دانست. وحدت قرآنی، با عدالت، اصلاح و بازگشت به فرمان خداوند پیوند خورده است.
از همین رو، دفاع از وحدت به معنای سکوت در برابر ظلم یا نادیده گرفتن جریان‌های تفرقه‌افکن نیست. قرآن خود در برابر «بَغی» و تجاوز، موضع فعالانه اتخاذ می‌کند؛ اما این مقابله نیز با هدف بازگرداندن جامعه به نظم الهی و جلوگیری از تثبیت شکاف انجام می‌شود.
۶. مسئولیت نخبگان در حفظ وحدت
اگر وحدت یک اصل اسلامی است، پاسداری از آن نیز وظیفه‌ای عمومی و در عین حال مسئولیتی سنگین‌تر برای نخبگان دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. هر سخن، تحلیل، منبر، رسانه و موضع‌گیری می‌تواند در تقویت همبستگی یا گسترش شکاف‌ها نقش‌آفرین باشد.
در این میان، نخبگان باید میان «نقد» و «تخریب»، «تبیین حقیقت» و «تحریک کینه» و «اختلاف نظر» و «تفرقه‌افکنی» تمایز قائل شوند. جامعه‌ای که در آن هر اختلافی به دشمنی و هر نقدی به حذف طرف مقابل تبدیل شود، به‌تدریج سرمایه اخوت و اعتماد عمومی خود را از دست خواهد داد.
اصل قرآنی «فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ» نشان می‌دهد که در هنگام بروز اختلاف، وظیفه نخست، اصلاح است، نه شعله‌ور کردن نزاع. بنابراین، کسانی که از جایگاه اجتماعی و رسانه‌ای برخوردارند، باید بیش از دیگران مراقب باشند که در میدان اختلاف، به جای نقش میانجی و مصلح، ناخواسته یا آگاهانه به عامل تعمیق شکاف تبدیل نشوند.
امروز نیز دشمنان امت اسلامی به‌خوبی دریافته‌اند که اختلافات درونی، یکی از مهم‌ترین راه‌های تضعیف جوامع اسلامی است. با این حال، حتی در چنین شرایطی نیز نباید وحدت را صرفاً واکنشی در برابر دشمن تعریف کرد؛ زیرا وحدت پیش از آنکه یک ضرورت سیاسی باشد، یک فرمان قرآنی و یک اصل دینی است. دشمن ممکن است این حقیقت را تهدید کند، اما منشأ اعتبار وحدت، وجود یا عدم وجود دشمن نیست؛ منشأ آن، قرآن و هویت ایمانی امت اسلامی است.
نتیجه‌گیری
بررسی آیات قرآن کریم نشان می‌دهد که وحدت در اسلام، یک تاکتیک سیاسی و یک توصیه مصلحتی موقت نیست، بلکه اصلی قرآنی و بنیادین در حیات امت اسلامی است. آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا» بر ضرورت اعتصام جمعی و پرهیز از تفرقه تأکید می‌کند؛ آیات سوره حجرات، اصلاح میان گروه‌های متخاصم و بازگرداندن آنان به امر الهی را یک وظیفه اجتماعی معرفی می‌نماید؛ و آیه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» اخوت را بخشی از هویت جامعه ایمانی می‌داند.
از مجموع این آموزه‌ها می‌توان نتیجه گرفت که وحدت، دارای سه ویژگی اساسی است: نخست، ریشه در ایمان و قرآن دارد؛ دوم، بر محور حق و حبل‌الله شکل می‌گیرد؛ و سوم، حفظ و بازسازی آن نیازمند مسئولیت و اقدام اجتماعی است.
بنابراین، وحدت اسلامی نه به معنای حذف تفاوت‌هاست و نه به معنای سازش بر سر اصول؛ بلکه به معنای حفظ پیوند امت، مدیریت اختلافات، مقابله با تفرقه و اجتماع بر محور حقیقت الهی است. جامعه اسلامی باید در عین برخورداری از تنوع فکری و اجتهادی، از تبدیل این تنوع به خصومت و گسست جلوگیری کند.
در نهایت، باید این حقیقت قرآنی را بار دیگر مورد تأکید قرار داد که: وحدت، یک تاکتیک نیست؛ وحدت، اصلی از اصول اسلام و امری برخاسته از متن قرآن است. هرچه جامعه اسلامی به این حقیقت بنیادین نزدیک‌تر شود، توان بیشتری برای حل مسائل درونی، مقابله با دشمنی‌ها و تحقق آرمان امت واحده اسلامی خواهد داشت.
حامد میرزاخان 
پژوهشگر مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی و امام جمعه شهرستان فیروزه


نظرات شما