- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
دوشنبه ۲ شهريور ۱۴۰۵
عصر قم - آیه ۱۱ سوره فاطر هفت مرحله از حیات انسانی را بیان فرموده که همه دلالت بر علم و قدرت بی انتهای خدای متعال دارد؛ آفرینش از خاک بی جان و نطفه و مرحله بارداری و نحوه تشکیل جنین همه و همه به قدری ظریف و دقیق است که جز به اتکای علم بی پایان خدا امکان پذیر نیست. همچنین مسائل مربوط به جنسیت، زوجیت، بارداری، وضع حمل، افزایش و کاستی عمر، چه از نظر قدرت و چه از نظر علم و محاسبه، همه برای او سهل و ساده است.
عصر قم - آیه ۱۱ سوره فاطر هفت مرحله از حیات انسانی را بیان فرموده که همه دلالت بر علم و قدرت بی انتهای خدای متعال دارد؛ آفرینش از خاک بی جان و نطفه و مرحله بارداری و نحوه تشکیل جنین همه و همه به قدری ظریف و دقیق است که جز به اتکای علم بی پایان خدا امکان پذیر نیست. همچنین مسائل مربوط به جنسیت، زوجیت، بارداری، وضع حمل، افزایش و کاستی عمر، چه از نظر قدرت و چه از نظر علم و محاسبه، همه برای او سهل و ساده است.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: خدای متعال در آیه ۱۱ سوره «فاطر» هفت مرحله از حیات انسانی را بیان فرموده است که همگی دلالت بر علم و قدرت بی انتهای خدای متعال دارد. نخست به آفرینش انسان در مراحل مختلف، اشاره کرده می گوید: (خداوند شما را از خاک آفرید)؛ «وَ اللّهُ خَلَقَکُمْ مِنْ تُراب».
(سپس از نطفه)؛ «ثُمَّ مِنْ نُطْفَه».
(بعد از آن شما را به صورت همسران یکدیگر در آورد)؛ «ثُمَّ جَعَلَکُمْ أَزْواجاً».
این سه مرحله از مراحل آفرینش انسان است خاک و نطفه و مرحله زوجیت.
مسلم است که انسان از خاک است، هم از این نظر که جدّ انسانها، «آدم» از خاک آفریده شده، و هم از این نظر که تمام موادی که جسم انسان را تشکیل می دهد، و یا انسان از آن تغذیه می کند، و یا نطفه او از آن منعقد می شود، همه سرانجام به موادی که در خاک ها نهفته است منتهی می شود.
بعضی احتمال داده اند: آفرینش از خاک، تنها اشاره به آفرینش نخستین است، اما آفرینش از نطفه اشاره به مراحل بعد است، که اولی، مرحله خلقت اجمالی انسان هاست (چرا که وجود همه در وجود آدم خلاصه شده بود) و دومی، مرحله تفصیلی است که آنها را از یکدیگر جدا می سازد.
و به هر حال، مرحله «زوجیت» مرحله تداوم نسل انسان و تکثیر مثل او است، و این که: بعضی احتمال داده اند «ازواج» در اینجا به معنی «اصناف» و یا «روح و جسم» و مانند آن است، بسیار بعید به نظر می رسد.
پس از آن وارد چهارمین و پنجمین مرحله حیاتِ انسان شده، موضوع «بارداری مادران» و «وضع حمل» آنها را پیش کشیده، می گوید: (هیچ جنس ماده ای باردار نمی شود، و وضع حمل نمی کند، مگر به علم پروردگار)؛ «وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثی وَ لاتَضَعُ إِلاّ بِعِلْمِهِ».
آری، مسأله «بارداری» و تحولات و دگرگونی های بسیار عجیب و پیچیده جنین، سپس، رسیدن به مرحله وضع حمل، و دگرگونی های شگفت انگیزی که در آن لحظه حساس و بحرانی، به مادران از یکسو، و به جنین از سوی دیگر، دست می دهد، به قدری ظریف و دقیق است، که جز به اتکای علم بی پایان خداوند امکان پذیر نیست، که اگر نظام حاکم بر آن، سر سوزنی اختلال یابد برنامه حمل، یا وضع حمل، دچار آشفتگی و یا اختلال می گردد، و به فساد و تباهی، می کشد.
این پنج مرحله از زندگی انسان، هر یک از دیگری عجیبتر و شگفت آورتر است.
خاک بی جان و مرده کجا؟ و انسان زنده عاقل و هوشیار و پر ابتکار کجا!؟
نطفه بی ارزش که از چند قطره آب متعفن تشکیل شده کجا؟، و انسانی رشید و زیبا و مجهز به حواس مختلف و دستگاههای گوناگون کجا!؟. (۱)
از این مرحله که بگذریم، مسأله تقسیم نوع انسان، به دو جنس «مذکر» و «مؤنث»، با تفاوت های فراوان در جسم و جان، و مسائل فیزیولوژیکی به میان می آید، که از همان آغاز انعقاد نطفه، راه خود را از یکدیگر جدا کرده، و هر کدام به سوی رسالتی که بر عهده آنان گذارده شده، پیش می روند و تکامل می یابند.
بعد مسأله رسالت مادر در قبول و تحمل این بار، و حفظ و تغذیه و پرورش آن پیش می آید، که قرنها است افکار دانشمندان بزرگ را به خود جلب کرده، و معترفند از عجیبترین مسائل عالم هستی است.
آخرین مرحله در این قسمت، که مرحله تولد است، یک مرحله انقلابی و کاملاً بحرانی است، که با عجائب بسیاری همراه است:
چه عواملی به جنین دستور خارج شدن از شکم مادر را می دهد؟
چگونه هماهنگی کامل در میان این فرمان، و آماده شدن اندام مادر برای اجرای آن برقرار می شود؟
چگونه جنین می تواند وضعی را که نه ماه با آن عادت کرده، درست در یک لحظه، به کلی تغییر دهد، رابطه خود را با مادر قطع کند، از هوای آزاد استفاده نماید، مجرای غذای او از طریق بند ناف، ناگهان بسته شود، و مجرای جدید یعنی دهان به کار افتد، محیط ظلمانی شکم مادر را رها ساخته، در میان نور و روشنائی غوطه ور گردد، و در برابر همه این دگرگونی ها مقاومت کند، و خود را فورا تطبیق دهد!؟
آیا اینها، بهترین نشانه قدرت و علم بی پایان خداوند نیست؟ و آیا ماده بی شعور و طبیعت بی هدف، با استفاده از «تصادف های کور» امکان تنظیم یک حلقه کوچک از هزاران حلقه زنجیر خلقت را دارد؟ زهی بی انصافی، که انسانی درباره خلقت خود، این چنین احتمال موهومی را پذیرا شود!
بعد به مرحله «ششم» و «هفتم» این برنامه شگرف در حلقه دیگر پرداخته، و به مراحل مختلف عمر و فزونی و کاستی آن بر اثر عوامل مختلف اشاره کرده، می گوید: (هیچ انسانی عمر طولانی نمی کند، و هیچ کس از عمرش کاسته نمی گردد، مگر این که: در کتاب علم خداوند ثبت است)؛ و از قوانین و برنامه هائی تبعیت می کند، که حاکم بر آنها علم و قدرت اوست «وَ ما یُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّر وَ لایُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاّ فِی کِتاب». (۲)
چه عواملی در ادامه حیات انسان مؤثر است؟ چه عواملی با ادامه حیات او می جنگد؟ و خلاصه، چه عواملی، باید دست به دست هم بدهد، تا انسان بتواند یک صد سال یا کمتر و بیشتر به حیات خود ادامه دهد؟ و سرانجام چه عواملی موجب تفاوت عمر انسانها می گردد؟
همه اینها نیز محاسبات دقیق و پیچیده ای دارد که جز خداوند از آن آگاه نیست، و آنچه ما امروز، در این زمینه ها می دانیم، در برابر آنچه نمی دانیم بسیار کم و بی ارزش است.
«یُعَمَّر» از ماده «عمر» در اصل از «عمارت» به معنی آبادی گرفته شده است، و این که: به مدت حیات انسان «عمر» گفته می شود، به خاطر آنست که آبادی و عمارت بدن او در این مدت است.
واژه «مُعَمَّر» به معنی کسی است که عمر طولانی دارد.
و سرانجام، آیه را با این جمله پایان می دهد: (همه اینها بر خداوند آسان است)؛ «إِنَّ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسِیرٌ».
آفرینش این موجود عجیب از «خاک»، و آغاز خلقت یک انسان کامل از «آب نطفه»، و همچنین مسائل مربوط به جنسیت، زوجیت، بارداری، وضع حمل، و افزایش و کاستی عمر، چه از نظر قدرت، و چه از نظر علم و محاسبه، همه، برای او سهل و ساده است، و اینها گوشه ای از آیات انفسی هستند، که ما را به مبدأ عالم هستی مربوط و آشنا می کنند. (۳)
پی نوشت:
(۱). «نطفه» در اصل به معنی آب صاف یا آب اندک است، سپس به همین مناسبت به آب اندکی که مبدأ انعقاد جنین می شود: اطلاق شده است.
(۲). منظور از «کتاب» همان علم بی پایان خداوند است، و این که: بعضی آن را به «لوح محفوظ» و یا «نامه حیات انسان» تفسیر کرده اند، آن هم به علم خداوند باز می گردد.
(۳). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و ششم، ج ۱۸، ص ۲۱۹.
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...