- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
عصر قم - قرآن در سوره روم پدیده خواب را به عنوان یک پدیده مهم آفرینش و نموداری از نظام حکیمانه آفریننده آن معرفی کرده؛ چراکه تمام فعالیت های جسمانی و بخش مهمی از فعالیت های فکری و مغزی انسان برای استراحت تعطیل می شود و دستگاه هائی از جسم، مانند قلب و ریه و... به کار خود ادامه می دهند. این موهبت بزرگ الهی، سبب می شود که جسم و روح انسان، به اصطلاح سرویس شود، و آرامش و رفع خستگی حاصل شود و انسان، حیات و نشاط تازه ای پیدا کند. مسلماً اگر خواب نبود، روح و جسم انسان، بسیار زود پژمرده می شد.
عصر قم - قرآن در سوره روم پدیده خواب را به عنوان یک پدیده مهم آفرینش و نموداری از نظام حکیمانه آفریننده آن معرفی کرده؛ چراکه تمام فعالیت های جسمانی و بخش مهمی از فعالیت های فکری و مغزی انسان برای استراحت تعطیل می شود و دستگاه هائی از جسم، مانند قلب و ریه و... به کار خود ادامه می دهند. این موهبت بزرگ الهی، سبب می شود که جسم و روح انسان، به اصطلاح سرویس شود، و آرامش و رفع خستگی حاصل شود و انسان، حیات و نشاط تازه ای پیدا کند. مسلماً اگر خواب نبود، روح و جسم انسان، بسیار زود پژمرده می شد.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: قرآن پدیده «خواب» را به عنوان یک پدیده مهم آفرینش، و نموداری از نظام حکیمانه آفریننده آن، مورد توجه قرار داده، و در آیه ۲۳ سوره «روم» می گوید:
(از آیات او خواب شما در شب و روز است، و نیز تلاش و کوشش شما برای بهره گیری از فضل پروردگار و تأمین نیازمندی های زندگی)؛ «وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ».
و در پایان، می افزاید: (در این امور آیات و نشانه هائی است برای آنها که گوش شنوا دارند)؛ «إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیات لِقَوْم یَسْمَعُونَ».
این حقیقت، بر هیچ کس پوشیده نیست که همه «موجودات زنده» برای تجدید نیرو، و به دست آوردن آمادگی لازم برای ادامه کار و فعالیت، نیاز به استراحت دارند، استراحتی که به طور الزامی به سراغ آنها بیاید، و حتی افراد پر تلاش و یا حریص را ناگزیر به انجام آن سازد.
چه عاملی برای وصول به این هدف، بهتر از خواب، تصور می شود؟ که الزاماً به سراغ انسان می آید و او را وادار می کند: تمام فعالیت های جسمانی و بخش مهمی از فعالیت های فکری و مغزی خویش را تعطیل کند، تنها دستگاه هائی از جسم، همانند قلب و ریه و بخشی از فعالیت های مغزی که برای ادامه حیات لازم است به کار خود ادامه می دهند، آن هم بسیار آرام و آهسته.
این موهبت بزرگ الهی، سبب می شود که جسم و روح انسان، به اصطلاح سرویس شود، و با بروز حالت خواب که یک نوع وقفه و تعطیل کار بدن است، آرامش و رفع خستگی حاصل گردد، و انسان، حیات و نشاط و نیروی تازه ای پیدا کند.
مسلماً اگر خواب نبود، روح و جسم انسان، بسیار زود پژمرده و فرسوده می شد، و بسیار زود پیری و شکستگی به سراغ او می آمد، به همین دلیل خواب متناسب و آرام، راز سلامت، و طول عمر، و دوام نشاط جوانی است.
نیاز جسم و روح انسان، به خواب، به اندازه ای زیاد است که توانائی و تحمل انسان در برابر بی خوابی، بسیار کم است، و از چند شبانه روز تجاوز نمی کند، به همین جهت، جلوگیری از خواب، همیشه به عنوان یکی از دردناکترین شکنجه ها نزد جباران و طاغوتیان، شناخته شده است.
و نیز به همین دلیل، یکی از طرق درمان مؤثر بسیاری از بیماری ها این است که بیمار را در خواب عمیق فرو می برند، و از این راه توان و نیروی بیمار را افزایش می دهند.
از شگفتی های عالم خواب، که دانشمندان اخیراً از روی آن پرده برداشته اند این است که: به هنگام خواب و از کار افتادن موقت بخش عظیمی از مغز، بعضی از سلول ها که آن را «سلول نگهبان» باید نامید، همچنان بیدار می مانند، و توصیه هائی را که انسان قبل از خواب در مورد لحظه بیداری به آنها می کند، هرگز فراموش نمی کنند، تا به هنگام لزوم تمام مغز را بیدار کرده به حرکت در آورند.
مثلاً مادرِ خسته و کوفته ای که شب می خوابد، و فرزند شیرخوارش در گاهواره نزدیک او است، ناخودآگاه به سلول نگهبان که رابط میان روح و جسم است این مطلب را توصیه می کند، که هر زمان کودک من کمترین صدائی کرد، مرا بیدار کن، اما سر و صداهای دیگر، مهم نیست! لذا ممکن است غرش رعد، این مادر را از خواب بیدار نکند، اما کمترین صدای کودکش سبب بیداری او است، این وظیفه مهم را همان سلول نگهبان بر عهده گرفته!
خود ما نیز این مطلب را بسیار آزموده ایم که هر وقت تصمیم داشته باشیم صبح زود، یا حتی وسط شب دنبال سفر یا برنامه مهمی برویم، و این را به خودمان بسپاریم، غالباً به موقع بیدار می شویم، در حالی که در غیر این موقع ممکن است ساعت ها در خواب فرو رویم.
هر چه بیشتر انسان به بررسی و تحقیق بپردازد به عظمت آفریدگار این پدیده بیشتر آشنا می شود. (۱)
پی نوشت:
(۱). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و پنجم، ج ۱۶، ص ۴۱۹.
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...