دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

بلوف دو هفته‌ای و ائتلاف نمایشی ابرقدرت پوشالی؛

وقتی ذخایر پاتریوت رو به اتمام است؛ تحریک عاطفی تنها سلاح باقی‌مانده ترامپ است

وقتی ذخایر پاتریوت رو به اتمام است؛ تحریک عاطفی تنها سلاح باقی‌مانده ترامپ است
عصر قم - در سطح منطقه ای آنچه رخ می‌دهد بازتاب تغییر موازنه قدرت سخت است، قدرت سخت آمریکا و متحدانش در منطقه، به‌ویژه در حوزه پدافند هوایی و ذخایر موشکی، دچار فرسایش جدی شده است
  بزرگنمايي:

عصر قم - در سطح منطقه ای آنچه رخ می‌دهد بازتاب تغییر موازنه قدرت سخت است، قدرت سخت آمریکا و متحدانش در منطقه، به‌ویژه در حوزه پدافند هوایی و ذخایر موشکی، دچار فرسایش جدی شده است

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، تحلیل رسانه های اپوزیسیون و دشمن نشان می‌دهد ائتلاف متخاصم پس از پنج روز توقف حملات هوایی، الگوی نوینی را آغاز کرده است: تحریک جمهوری اسلامی به واکنش شتاب‌زده تا روایت صلح‌طلبی تهران را مخدوش و بهانه کارزار تنبیهی دو هفته‌ای را ایجاد کند. پنج روز سکوت نسبی در آسمان، ناگهان با حملات نمادین به کربلا و شهادت پاسداران شکسته شد. این چرخش ناگهانی، نه تصادفی بود و نه تنها نظامی؛ بلکه بخشی از پروژه‌ای بود که تحلیل‌گران آن را «پرورش تحریک به واکنش شتاب‌زده» نامیده‌اند. آنچه امروز در فضای رسانه‌ای جریان دارد، فریاد استیصال قدرتی است که ذخایر موشکی و پدافندی‌اش به پایان رسیده و ناچار است جنگ را از میدان فیزیکی به میدان ادراک منتقل کند.
تحلیل رصد رسانه‌ای از تحولات اخیر، حکایت از یک چرخش عملیاتی در الگوی جنگ روانی دشمن دارد. پس از پنج روز توقف نسبی حملات هوایی، ائتلاف متخاصم به الگویی روی آورده که می‌توان آن را «پروژه تحریک به واکنش شتاب‌زده» نامید. هدف آشکار این الگو، وادار ساختن جمهوری اسلامی به واکنشی احساسی و فوری است تا روایت صلح‌طلبی تهران مخدوش و زمینه اجرای طرح «کارزار تنبیهی دو هفته‌ای» که در وال‌استریت ژورنال مطرح شده، فراهم شود.
این پروژه بر سه ستون روانی استوار است: تحریک عاطفی حداکثری با هدف قرار دادن نمادهای مقدس، القای اضطرار زمان از طریق اعلام پنجره‌های زمانی محدود و شایعه‌پراکنی‌های دیپلماتیک، و بازآرایی محاصره روانی با برجسته‌سازی ائتلاف‌های ادعایی جدید. هر سه ستون در خدمت یک هدف واحد قرار دارند: ایجاد حس «اکنون یا هرگز» در تصمیم‌گیران و افکار عمومی ایران.
نگاهی دقیق‌تر به محتوای این هیاهوی تبلیغی، اعترافات مرگباری را آشکار می‌کند. بلومبرگ از بن‌بست و احتمال ماه‌ها جنگ بدون چشم‌انداز پیروزی سخن می‌گوید. نهادهای امنیتی غرب به سقوط آزاد ذخایر موشکی و پدافندی آمریکا و کاهش موجودی پاتریوت به کمتر از هزار فروند اذعان کرده‌اند. این داده‌ها نشان می‌دهد دشمن فاقد توان لازم برای یک جنگ پایدار و تمام‌عیار است و ناچار شده جنگ را از سطح سخت به سطح ادراکی منتقل کند.
در سطح منطقه ای، آنچه رخ می‌دهد بازتاب تغییر موازنه قدرت سخت است. قدرت سخت آمریکا و متحدانش در منطقه، به‌ویژه در حوزه پدافند هوایی و ذخایر موشکی، دچار فرسایش جدی شده است. این فرسایش، محیط امنیتی منطقه را از حالت تهاجمی به حالت تدافعی برای طرف مقابل تغییر داده است. منافع بازیگران غربی دیگر نه بر گسترش سلطه مستقیم، بلکه بر مدیریت هزینه و جلوگیری از فرسایش بیشتر متمرکز شده است.
ائتلاف‌سازی‌های نمایشی نوین، از جمله ائتلاف ادعایی ۵۵ کشوره، در این چارچوب قابل فهم است. این ائتلاف‌ها بیش از آنکه بازتاب تغییر واقعی آرایش سیاسی باشند، تلاش برای بازتولید ادراک انزوای راهبردی ایران هستند. تجربه ائتلاف‌های مشابه گذشته نشان داده است که چنین ساختارهایی پوشالی‌اند و در برابر هزینه‌های واقعی امنیتی فرو می‌ریزند. کشورهای منطقه که به این ماجراجویی‌ها دعوت می‌شوند، باید هزینه امنیتی جبران‌ناپذیر آن را محاسبه کنند.
تاثیرهای بلندمدت نیز روشن است: قدرتی که ذخایر راهبردی‌اش رو به پایان است، ناچار است به ابزارهای قدرت نرم و جنگ شناختی متوسل شود. این انتقال از قدرت سخت به قدرت هوشمندِ ادراکی، خود نشانه‌ای از افول هژمونی کلاسیک است.
در میدان اصلی نبرد امروز، میدان معنا و ادراک است. دشمن می‌کوشد دال مرکزی «جنایت جنگی» را «واکنش مشروع» کند و در مقابل، واکنش ایران را به «شتاب‌زدگی احساسی» تقلیل دهد. این تلاش، بخشی از جنگ شناختی گسترده‌تری است که هدف آن مشروعیت‌زدایی از مقاومت و مشروعیت‌بخشی به تجاوز است.
روایت‌سازی دشمن بر سه محور استوار است: نمادهای مقدس را هدف قرار می‌دهد تا خشم عمومی را به نقطه جوش برساند، زمان را فشرده می‌کند تا تصمیم‌گیری عقلانی را مختل سازد، و انزوا را برجسته می‌کند تا اراده مقاومت را تضعیف کند. در مقابل، جبهه رسانه‌ای انقلاب باید روایت را واژگون سازد: جنایات کور را نه نشانه قدرت، بلکه فریاد استیصال معرفی کند و انتقام را نه در قالب شتاب‌زدگی، بلکه در چارچوب ثبت جنایت و تثبیت حقانیت در زمان و مکان غافلگیرکننده صورت‌بندی نماید.
این نبرد معنایی، همچنین با صورت‌بندی هویتی پیوند دارد. دشمن می‌کوشد هویت مقاومت را به هیجان‌زدگی تقلیل دهد، در حالی که هویت واقعی مقاومت، ترکیب عقلانیت انقلابی با خشم مقدس است. حفظ این ترکیب، شرط اصلی پیروزی در میدان ادراک است.


نظرات شما