چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

راهبرد قرآنی مواجهه با دشمن در پرتو زیارت اربعین؛ تحلیلی بر سیره امام حسین(ع)

راهبرد قرآنی مواجهه با دشمن در پرتو زیارت اربعین؛ تحلیلی بر سیره امام حسین(ع)
عصر قم - قرآن کریم، مواجهه با دشمن را فرآیندی مرحله‌مند می‌داند که از دعوت و اتمام حجت آغاز می‌شود و تنها پس از اصرار بر ستیز، به جهاد مشروع می‌انجامد. زیارت اربعین نیز با تبیین مبانی نهضت حسینی و انطباق آن با سیره امام حسین(ع)، نشان می‌دهد که همه مراحل قیام عاشورا، از خیرخواهی و مرزبندی تا جهاد، تجلی عملی این راهبرد قرآنی است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - قرآن کریم، مواجهه با دشمن را فرآیندی مرحله‌مند می‌داند که از دعوت و اتمام حجت آغاز می‌شود و تنها پس از اصرار بر ستیز، به جهاد مشروع می‌انجامد. زیارت اربعین نیز با تبیین مبانی نهضت حسینی و انطباق آن با سیره امام حسین(ع)، نشان می‌دهد که همه مراحل قیام عاشورا، از خیرخواهی و مرزبندی تا جهاد، تجلی عملی این راهبرد قرآنی است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: قرآن کریم، شیوه مواجهه با دشمن را فرآیندی مرحله‌مند ترسیم می‌کند؛ فرآیندی که از دعوت، خیرخواهی و اتمام حجت آغاز می‌شود و در صورت اصرار دشمن بر ستیز با حق، به مرزبندی، مقاومت و در نهایت جهاد مشروع می‌انجامد. زیارت اربعین که از امام صادق(ع) روایت شده، نهضت عاشورا را در پرتو همین منطق قرآنی تفسیر می‌کند. این زیارت، ضمن تبیین ریشه‌های شکل‌گیری جبهه باطل و اهداف الهی قیام امام حسین(ع)، چارچوبی معرفتی برای تحلیل سیره آن حضرت در مواجهه با دشمن ارائه می‌دهد. ازاین‌رو، با تطبیق مضامین زیارت اربعین بر سیره امام حسین(ع)، می‌توان نشان داد که مراحل مختلف نهضت عاشورا، از دعوت و اتمام حجت تا جهاد، بر اساس آموزه‌های قرآن کریم شکل گرفته است.
نخستین گام؛ شناخت ریشه‌های شکل‌گیری جبهه باطل
نخستین گام در منطق قرآن برای مواجهه با دشمن، شناخت ریشه‌های شکل‌گیری جبهه باطل است؛ زیرا قرآن، دشمنی با حق را صرفاً یک رفتار سیاسی یا نظامی نمی‌داند، بلکه آن را محصول انحراف تدریجی انسان از مسیر هدایت معرفی می‌کند. ازاین‌رو، دنیاپرستی را سرچشمه فریب می‌شمارد و می‌فرماید: «وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ؛ زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.» (آل‌عمران/ ۱۸۵).
سپس پیروی از هوای نفس را عامل خروج از صراط الهی معرفی می‌کند: «وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ؛ از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف می‌کند.» (ص/۲۶). سرانجام نیز پایان این مسیر را نافرمانی خدا و رسول می‌داند: «وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا؛ هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند، به گمراهی آشکاری دچار شده است.» (احزاب/۳۶).
بر همین اساس، زیارت اربعین در معرفی دشمنان نیز پیدایش جبهه باطل را نه معلول یک تصمیم سیاسی، بلکه نتیجه فرآیند تدریجی سقوط انسان از دنیاپرستی تا تقابل با خدا و رسول(ص) معرفی می‌کند: «غَرَّتْهُ الدُّنْیَا، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَی، وَتَرَدَّی فِی هَوَاهُ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ ؛ دنیا او را فریفت، و بهره جاودانه خود را به بهای ناچیز دنیا فروخت، و در پیروی از هوای نفس سقوط کرد، و خشم تو و پیامبرت را برانگیخت»
سیره امام حسین(ع) نیز همین تحلیل قرآنی را تأیید می‌کند؛ آن حضرت در روز عاشورا، خطاب به سپاه دشمن فرمودند: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ»؛ «شکم‌های شما از حرام پر شده است». (بحار الأنوار، مجلسی، ج45، ص8)
این سخن نشان می‌دهد که ریشه نشنیدن ندای حق، تنها یک خطای سیاسی یا نظامی نبود، بلکه دنیاطلبی، حرام‌خواری و پیروی از هوای نفس، قدرت تشخیص حقیقت را از آنان سلب کرده بود. بدین‌سان، آنچه قرآن به عنوان عوامل گمراهی بیان می‌کند، زیارت اربعین آن را در قالب تحلیل معرفتیِ جبهه باطل تبیین می‌کند و سیره امام حسین(ع) نیز مصداق عینی و تاریخی همان حقیقت قرآنی را آشکار می‌سازد.
شیوه مواجهه امام حسین(ع) با دشمن
نخستین گام در مواجهه با دشمن، از منظر قرآن، دعوت و اتمام حجت است. خداوند به پیامبر(ص) فرمان می‌دهد: «ادْعُ إِلَیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ؛ با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن» (نحل/ ۱۲۵).
همچنین درباره مشرکان نیز می‌فرماید: «وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّیٰ یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ؛ اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود» (توبه/۶).
زیارت اربعین نیز همین اصل قرآنی را درباره امام حسین(ع) با تعبیر زیر تبیین می‌کند: «فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ، وَمَنَحَ النُّصْحَ؛ دعوت الهی را به گونه‌ای ابلاغ کرد که هیچ عذر و بهانه‌ای باقی نماند و خیرخواهی را به کمال رساند». سیره امام حسین(ع) نیز تجلی عملی همین راهبرد است؛ آن حضرت از نامه‌نگاری با مردم کوفه و گفت‌وگو با سپاه حر تا خطبه‌های روز عاشورا، همواره هدایت و اتمام حجت را بر هرگونه رویارویی مقدم داشت. ازاین‌رو، در منطق قرآن و نهضت حسینی، جهاد زمانی آغاز می‌شود که راه دعوت و خیرخواهی به پایان رسیده و دشمن آگاهانه بر ستیز با حق اصرار ورزد.
مرزبندی با جبهه باطل
قرآن هرگز اجازه از میان رفتن مرز اعتقادی میان جبهه حق و باطل را نمی‌دهد. ازاین‌رو، در کنار فرمان به دعوت، خیرخواهی و اتمام حجت، مؤمنان را از برقراری هرگونه پیوند ولایی با دشمنان خدا نهی کرده و می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خود را دوست و سرپرست نگیرید.» (ممتحنه/۱).
سیره امام حسین(ع) نیز تجلی همین اصل قرآنی است. آن حضرت، با وجود همه تلاش‌ها برای هدایت مردم و جلوگیری از جنگ، هرگز حکومت یزید را مشروع ندانست و با جمله تاریخی «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ» مرز اعتقادی میان حق و باطل را آشکار ساخت. ازاین‌رو، در منطق قرآن و قیام عاشورا، دعوت به هدایت هرگز به معنای سازش با باطل نیست، بلکه خیرخواهی برای انسان‌ها با قاطعیت در برابر جبهه باطل توأمان است؛ زیرا لازمه هدایت و اطاعت، نفی مشروعیت جبهه باطل و پرهیز از هرگونه ولایت‌پذیری آن است.
جهاد پس از اصرار دشمن بر جنگ
قرآن کریم، جهاد را آخرین مرحله مواجهه با دشمن می‌داند و آن را تنها در برابر دشمنی که بر جنگ و ستیز اصرار دارد، مشروع می‌شمارد:
«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛ و در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند بجنگید و از حدّ تجاوز نکنید؛ زیرا خدا تجاوزگران را دوست ندارد» (بقره/۱۹۰). بنابراین، در منطق قرآن، جهاد نه وسیله قدرت‌طلبی، بلکه دفاع از حق پس از پایان یافتن همه راه‌های هدایت است. زیارت اربعین نیز همین حقیقت را درباره نهضت حسینی بیان می‌کند: «فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرًا مُحْتَسِبًا، حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ؛ پس در راه تو، با شکیبایی و تنها برای رضای تو با آنان جهاد کرد، تا آن‌گاه که خونش در راه اطاعت تو بر زمین ریخت.»
جهاد امام حسین(ع) نه برای قدرت‌طلبی و نه برای انتقام بود، بلکه «فِیکَ»؛ تنها برای خدا، «صَابِرًا»؛ همراه با استقامت، و «مُحْتَسِبًا»؛ با امید به پاداش الهی انجام گرفت. این همان جهادی است که قرآن آن را مقید به عدالت می‌داند. سیره امام حسین(ع) نیز گویای همین منطق قرآنی است. آن حضرت تا واپسین لحظات عاشورا با خطبه‌ها، اندرزها و دعوت به بازگشت، راه هدایت را بر دشمن نبست؛ اما هنگامی که سپاه عمر بن سعد بر آغاز جنگ اصرار ورزید، دفاع از دین و صیانت از حق به مرحله جهاد رسید.
درس عاشورا
عاشورا نشان داد که در منطق اسلام، جهاد آغاز راه نیست، بلکه آخرین مرحله مواجهه با دشمن پس از پایان یافتن همه راه‌های اصلاح و هدایت است.
عاشورا، تجلی کامل «بیع الهی» است. زیارت اربعین با تعبیر «حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ؛ تا آن‌گاه که خون او در راه اطاعت تو بر زمین ریخته شد.» همان حقیقتی را تبیین می‌کند که قرآن در آیه «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَیٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم؛ بی‌تردید خداوند جان‌ها و اموال مؤمنان را در برابر بهشت از آنان خریده است. (توبه/۱۱۱) بیان کرده است؛ اینکه امام حسین(ع) جان خویش را در راه اطاعت خداوند بذل کرد تا دین الهی حفظ شود و انسان‌ها از جهالت و حیرت ضلالت رهایی یابند.
بر این اساس، زیارت اربعین عاشورا را صرفاً روایت یک نبرد تاریخی یا سیاسی نمی‌داند، بلکه آن را تفسیر اهل‌بیت(ع) از منطق قرآنی مواجهه با دشمن معرفی می‌کند. ازاین‌رو، سیره امام حسین(ع) را می‌توان کامل‌ترین تجلی عملی راهبرد قرآن در مواجهه با دشمن دانست؛ راهبردی که هدف نهایی آن نه نابودی انسان‌ها، بلکه صیانت از حقیقت و هدایت جامعه به سوی خداوند است.
منابع
قرآن کریم
مصباح المتهجد، شیخ طوسی، مؤسسه فقه الشیعه بیروت – لبنان، چاپ اول، 1411 ه‌ - 1991 م.
بحار الأنوار، مجلسی، محمّد باقر، الناشر: مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، ١٤٠٣ هـ.ق
نگارنده: طاهره ندیمی تهرانی، دکترای قرآن و حدیث، محقق و پژوهشگر
..........................
پایان پیام

عصر قم

راهبرد قرآنی مواجهه با دشمن در پرتو زیارت اربعین؛ تحلیلی بر سیره امام حسین(ع)


نظرات شما