عصر قم - استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه اربعین ظرفیت تبدیل رنج تاریخی کربلا به نیروی اجتماعی برای امروز را دارد، گفت: پیادهروی اربعین، منطق خونخواهی امام شهید را در جهان تشیع بازتولید میکند و انسان مقاوم و شبکه همبسته گفتمان مقاومت را شکل میدهد.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام دکتر احمد رهدار، استاد دانشگاه، در نشست «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی (هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)» که با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه در پژوهشکده باقرالعلوم(ع) برگزار شد، به تحلیل جامعهشناختی ظرفیتهای پیادهروی اربعین در بازتولید گفتمان خونخواهی در جهان تشیع پرداخت.
وی با اشاره به پرسش اساسی درباره چگونگی روایت گذشته برای پاسخ به نیازهای امروز اظهار داشت: مسئله این است که چگونه میتوان گذشته را بازخوانی کرد تا از رنجهای مقدس تاریخی، برای امروز مرهمی ایجاد شود. در سنت ادیان، رنجهای مقدسی وجود دارد؛ در مسیحیت رنج مقدس حضرت عیسی(ع)، در یهودیت رنج مقدس حضرت ایوب(ع) و در اسلام رنج مقدس حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است و به نظر میرسد رنجی که توانسته برای امروز بیشترین ظرفیت معنابخشی و مرهمآفرینی را ایجاد کند، واقعه کربلاست.
وی افزود: در نسبت انسان با قصه کربلا و مسئله خونخواهی امام شهید، سه لایه قابل شناسایی است؛ نخست، لایه عاطفی و تاریخی که در آن عاطفه انسان نسبت به مظلومیت برانگیخته میشود و انزجار از دستگاه جور شکل میگیرد؛ دوم، لایه اخلاقی و اجتماعی که کربلا را به الگویی برای مبارزه با ظلم تبدیل میکند و انسان را نسبت به ظلمهای فردی و ساختاری بیتفاوت نمیگذارد؛ و سوم، لایه فرجامخواهی که پیوندی میان کربلا و حکومت حضرت ولیعصر(ارواحنا له الفداء) برقرار میکند، چراکه در روایات اهلبیت(ع)، حضرت مهدی(عج) به عنوان منتقم خون حضرت اباعبدالله الحسین(ع) معرفی شده است.
چهار سازوکار اربعین در تحقق خونخواهی امام شهید
حجتالاسلام رهدار با بیان اینکه اربعین دارای سازوکارهای اجتماعی ویژهای برای بازتولید گفتمان خونخواهی است، گفت: نخستین سازوکار، «بدن» است. انسان در اربعین با بدن خود وارد میدان میشود؛ تاول پا، خستگی و رنج جسمانی، زائر را از جایگاه تماشاگر خارج کرده و به بازیگر حادثه تبدیل میکند.
وی ادامه داد: دومین سازوکار، «شکست زمان» است. اربعین حادثه کربلا را از یک واقعه صرفاً تاریخی متعلق به گذشته، به یک حقیقت حاضر و همیشگی تبدیل میکند؛ گویی کربلا به اکنون آورده میشود و انسان خود را در منطق آن قرار میدهد. در این فرآیند، مبارزه با ظلم از یک مصداق تاریخی به مبارزهای همیشگی و ناظر به ظلمهای ساختاری تبدیل میشود.
استاد دانشگاه با اشاره به سومین سازوکار اظهار داشت: اربعین حرکت از سوگواری به کنشگری است. نوحه و عزاداری امام حسین(ع) زائر را صرفاً در مقام سوگوار نگه نمیدارد، بلکه او را به انسانی مقاوم و کنشگر تبدیل میکند؛ انسانی که در متن زمانه خود حضور دارد.
وی چهارمین سازوکار را شکلگیری امت حسینی دانست و تصریح کرد: پیادهروی اربعین تمرینی برای ساخت امتی حسینی و مقاوم است؛ امتی که صرفاً شعاری نیست، بلکه در عمل شکل میگیرد. موکبداری خودجوش، شبکهای از مردم را در اعتماد، همکاری و همافزایی قرار میدهد و یک تجربه زیست جمعی را رقم میزند که دارای پیامدهای اجتماعی و سیاسی است.
کربلا؛ کارخانه تولید انسان مقاوم
حجتالاسلام رهدار با بیان اینکه کربلا یک کارخانه عظیم فرهنگی و اجتماعی است، گفت: مواد خام این کارخانه، غم، ایمان و خاطره تاریخی است؛ غم به عنوان یکی از عمیقترین عناصر تراژیک در تاریخ تشیع، ایمان به عنوان نیروی معنابخش حادثه کربلا و خاطره به عنوان حافظهای تاریخی که صرفاً خیال و توهم نیست، بلکه در طول زمان بازتولید میشود.
وی افزود: محصول این کارخانه، انسان مقاوم و شبکهای همبسته از گفتمان مقاومت است. خونخواهی در این معنا، تجربهای مسالمتآمیز و مبتنی بر معناست و به تقابل فرزندان شیعه با فرزندان اموی محدود نمیشود؛ بلکه شاهد آن حضور موکبداران اهل سنت در اربعین و شکلگیری بستر اتحاد و همبستگی میان مسلمانان است.
وی خاطرنشان کرد: منسک اربعین انسان را از مصادیق تاریخی به مفاهیم تاریخی منتقل میکند؛ یعنی از یک حادثه خاص در گذشته، به فهمی از مبارزه با ظلم در همه زمانها میرساند. در این منسک، خشونت کور تولید نمیشود، بلکه معنا، مقاومت و همبستگی اجتماعی شکل میگیرد.
اربعین و بازتولید حافظه جمعی
حجتالاسلام رهدار با اشاره به نظریات جامعهشناختی درباره نقش مناسک در انسجام اجتماعی گفت: دورکیم معتقد است جامعه برای استمرار خود نیازمند وجدان جمعی است و این وجدان جمعی از طریق مناسک و آیینها بازتولید میشود؛ اربعین نیز یک منسک آیینی است که با جوشش و خروش جمعی، زمینه بازتولید همبستگی اجتماعی را فراهم میکند.
وی همچنین با اشاره به نظریه حافظه جمعی موریس هالبواکس اظهار داشت: گذشته از طریق چارچوبهای اجتماعی زمان حال بازسازی میشود؛ یعنی ما گذشته را صرفاً تکرار نمیکنیم، بلکه آن را بر اساس نیازهای امروز بازخوانی میکنیم.
استاد دانشگاه تأکید کرد: تکرار منطق کربلا به معنای بازگشت به گذشته نیست. تفاوت اساسی نسبت شیعه با گذشته با برخی جریانهای سلفی همینجاست؛ چراکه شیعه در اربعین صرفاً به یاد یزید تاریخی نمیافتد، بلکه یزیدهای زمانه خود را میشناسد و چارچوبهای ظلم و عدالت در عصر حاضر را بازخوانی میکند.
ظرفیت ساخت کربلاهای جدید در تاریخ
وی با اشاره به نظریه ساختیابی آنتونی گیدنز گفت: ساختارها، مانند قوانین، سنتها و گفتمانها، محصول کنش انسانها هستند و انسانها میتوانند دوباره آنها را بازسازی کنند. در سنت کربلا نیز نقطه عزیمت فرد است؛ فردی که با کنش خود ساختار اجتماعی را میسازد و سپس همان ساختار بر او اثر میگذارد.
حجتالاسلام رهدار در پایان اظهار داشت: منطق کربلا در منسک پیادهروی اربعین، ظرفیت بازتولید اجتماعی دارد و میتواند متناسب با شرایط زمانه، زمینه شکلگیری کربلاهای دوم، سوم و چهارم را فراهم کند؛ یعنی بازخوانی دائمی یک منطق تاریخی برای مواجهه با ظلم و تحقق عدالت در دورههای مختلف تاریخی.