پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

حجت‌الاسلام حقانی تبیین کرد؛

حیات مجاهدانه آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای

حیات مجاهدانه آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای
عصر قم - تولیت مدرسه‌ علمیه آل یاسین گفت: حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای در مبانی فکری، دانش، معنویت و زندگی شخصی به‌گونه‌ای هستند که نشان می‌دهد خط امام و رهبری با قدرت و صلاحیت ادامه پیدا خواهد کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - تولیت مدرسه‌ علمیه آل یاسین گفت: حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای در مبانی فکری، دانش، معنویت و زندگی شخصی به‌گونه‌ای هستند که نشان می‌دهد خط امام و رهبری با قدرت و صلاحیت ادامه پیدا خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد مهدی حقانی، تولیت مدرسه‌ی علمیه‌ آل یاسین در نشریه علمی فرهنگی خانه طلاب جوان، به تشریح و تبیین شخصیت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداخته و خاطراتی از خود در این زمینه را تشریح کرده است که مشروح آن را در زیر می خوانید.
از ابتدای کار پیگیر مصاحبه با ایشان بودیم، اما تن رنجورشان مانع این اتفاق می‌شد. همرزم جانباز آقا مجتبی دوستی‌اش با ایشان را از همان دهه‌ی شصت و در ایام نوجوانی، ابتدا در مدرسه‌ی علوی و بعد از آن هم در جبهه و در گردان حبیب بن مظاهر لشکر ۲۷، آغاز کرده است. دوستی‌ای که تا به امروز ادامه دارد.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمد مهدی حقانی، تولیت مدرسه‌ی علمیه‌ی آل یاسین و گردآورنده‌ی مجموعه‌ی ۱۵ جلد «منشور حوزه و روحانیت» است که در گفت‌وگو با «خط» بخشی از خاطرات خود از رهبر انقلاب را بازگو کرده‌اند.
بابت معرفی شخصیت رهبر معظم انقلاب خدمت شما هستیم، ابتدائا اگر نکته ای دارید بفرمائید تا بعد سوالات را خدمتتان عرض کنیم.
اولین نکته ای که می خواهم عرض کنم مربوط به نگرانی است که عده ای از دوستان در عراق نسبت به بعد از آیت الله سیستانی داشتند؛ اینکه بعد از ایشان چه اتفاقی می افتد و این را با شهید سید حسن نصرالله در میان گذاشته بودند. سید هم به ایران می آیند و این مسئله را در کنار مسائل دیگر با آقا مطرح می کنند. آقا میفرمایند «حضرت ولی عصر(عج) وظایفی را به عهده دارند و این جزو وظایف حضرت است، نگران نباشید!
راجع به حاج آقا مجتبی هم، هیچ کس، هیچ اقدام و تلاشی برای رهبری ایشان نمی کرد. خود ایشان مطلقاً اجازه این کار را نمی‌دادند و علی‌رغم دیدارها و جلسات زیادی که داشتند، از دیدارهایی که امکان داشت در آن‌ها شائبه این مسأله به وجود آید، به صورت جدی پرهیز می‌کردند، از جمله دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان رهبری.
خودشان می‌گفتند: بیایید من با خونم می نویسم که من به دنبال این مسأله نیستم که بعضی‌ها طرح می‌کنند.
در این شرایط و با توجه به اینکه پیش از این اتفاقات نام ایشان در خود خبرگان هم مطرح شده بود، به نظر می‌رسد جز اینکه عنایتی از سوی حضرت حق شده باشد و عباء را خود حضرت روی دوش ایشان انداخته باشند، امر دیگری دخیل نباشد. مهم‌ترین مسأله و عمده در رابطه با ایشان این است و الاّ از این سو، سابقه‌ای برای این مسأله و برنامه‌ریزی برای آن، وجود نداشته است.
با توجه به شناخت طولانی مدتی که از آقا مجتبی دارید و توانسته‌اید در موقعیت‌های مختلف محضر ایشان را درک کنید، توصیف خودتان را از شخصیت ایشان بفرمایید.
این ماجرا در خاطرات آقا هست که رهبر شهید یک فرزندشان را وقتی کوچک بوده از دست می‌دهند. از این اتفاق ناراحت بودند که در خواب به ایشان می‌گویند که به جای این فرزند، پسری به تو می‌دهیم که مثل خودت است.
از لحاظ علمی، یک قلمِ عمده، استعداد ایشان است. هوش سرشاری دارند. دوستانی که از جوانی با ایشان مباحثه داشته اند به این مسأله اذعان دارند. آیت الله عندلیبی هم که از لحاظ علمی بسیار برجسته هستند، روی همین نقطه دست گذاشتند و فرمودند «ایشان هوش سرشاری دارند». مطالعاتشان از نوجوانی مثل پدرشان در زمینه های مختلف از جمله تاریخ بسیار وسیع بود.
همچنین، ایشان به زودی وارد حوزه شدند؛ وقتی هنوز دبیرستان را تمام نکرده بودند. هوش سرشار، ورود زودهنگام به حوزه و زمانی طولانی تدریس و تدرس(۴۰ سال) باعث شد به لحاظ علمی رشد زیادی داشته باشد. یک نکته در مورد زندگی ایشان که البته همه آن را می دانند، اما شاید از جزئیاتش بی اطلاع باشند. این است که آنها در ناز و نعمت بزرگ نشده‌اند و از ابتدا در سختی بوده‌اند و من بخشی از آنها را توضیح می‌دهم.
قبل از انقلاب پدرشان در زندان یا تبعید بودند. زندگی انقلابیون هم فقیرانه و در سختی بود. بعد از انقلاب هم که اوایل انقلاب سختی های خودش را داشت، در جنگ هم حاضر بودند.
می دانید در کدام عملیات ها؟
عملیات کربلای 1 که برای آزادسازی مهران بود، در گردان حبیب. عملیات کربلای 4 و کربلای 5 و تکمیلی کربلای 5 . تقریبا یک سال در گردان حبیب به عنوان یک رزمنده عادی حضور داشتند. ایشان در دسته ادوات بودند. سردار حاج حسن محققی هم فرمانده گردان حبیب بود که در جنگ 12 روزه به شهادت رسید. در عملیات تکمیلی کربلای 5 در طرف دشمن سنگرهای نونی شکل بود که سنگر‌ها حالت دژ را داشتند. این‌ها به صورتی بودند که ماشین از روی آن‌ها رد می‌شد و وسط این دژ یک کانال بود. خاک‌ریز و میدان مین هم بود. این دژها قابل فتح نبودند. چرا که اگر از وسط می‌رفتند میدان مین بود و اگر از روی دژ می‌رفتند، تپه‌هایی بود که بعثی ها با تیربار می‌زدند و کسی نمی‌توانست دژ را بشکند و اگر داخل کانال می‌رفتند، داخل آن نارنجک می‌انداختند. در آن عملیات، نوزده گردان ما عملیات انجام داده بودند و نتوانسته بودند آن دژ را بشکنند. گردان حبیب، گردان بیستم بود که حاج آقا مجتبی هم در آن گردان بودند.
عملیات شد و در یک شب ۱۸۳ شهید دادیم. تعداد بسیار زیادی هم مجروح داشتیم و شاید در مجموع سی نفر تا صبح سالم ماندند. این را برای این عرض کردم که بگویم ایشان در یک محیط پر ناز و نعمت بزرگ نشده‌اند و در جنگ حاضر بودند و جانشان کف دست‌شان بوده است. نوع دیگری از این سختی‌ها برمی‌گردد به دوران ریاست جمهوری آقا. رهبر شهید وقتی رئیس جمهور شدند، مورد اعتماد امام(ره) بودند. اما سه جریان سیاسی در آن زمان علیه ایشان تبلیغ می‌کردند. آقا هم مطلقاً جواب نمی‌دادند و سکوت می‌کردند و این یک غربتی برای ایشان بود. در حالیکه رئیس جمهور بودند، چنین غربتی را تحمل می‌کردند. فرزندان ایشان هم این شرایط را تجربه و تحمل می‌کردند. خیلی‌ها وقتی آقا رهبر شدند، تازه قدر ایشان را شناختند و این به خاطر آن اتهاماتی بود که در دوران ریاست جمهوری به ایشان زده می‌شد و مانع شناخت شان در آن زمان بود.
در زندگی شخصی، رهبر شهید بسیار زاهد بودند و همسر ایشان هم که انشاءالله خداوند به ایشان سلامتی بدهد، اگر زهدشان از آقا بیشتر نبود، به اندازه‌ی آقا زاهد بودند. در این مسأله آقا مجتبی هم برجسته هستند. ایشان حتی پول چای را با دفتر حساب می‌کردند. یکی از دوستانی که اخیراً در همین دفتری که اکنون دیگر نیست و از بین رفته، خدمت حاج آقا مصطفی رسیده بود، نقل می‌کرد که حاج آقا مصطفی مطالبی می‌گفتند و من می‌خواستم این مطالب را بنویسم. روی میز کاغذهای خیلی کوچکی بود، پرسیدم می‌توانم از این‌ها استفاده کنم؟ گفتند آنها را نمی‌دانم و یک کاغذی از جیب‌شان درآوردند و فرمودند: این حلال و طیب و طاهر است.
در واقع فضای این خانواده، فضای تربیتی است. فرض کنید شما می‌خواهید جوانی را تربیت کنید و 10 صفت را در او به وجود بیاورید. یک بار تک تک به هر کدام از این ویژگی‌ها می‌پردازید و یک وقت این جوان را به اعتکاف می‌برید یا در حسینیه‌ای فعالش می‌کنید. با این کارگاهی صد صفت در او ایجاد می‌شود و این ثمره‌ی فضا است. 
درباره رویه و فضای معنوی ایشان نکته‌ای مد نظرتان هست که بفرمایید؟
ایشان به شدت اهل عبادت هستند. یکی از کارهایی که رویه ایشان است، این است که ختم قرآن‌شان را در نمازهای نافله انجام می‌دهند. ایشان یک وقت فرمودند که من و حاج آقا مصطفی هر آدم معنوی که سراغ داشتیم و [دیگران] می‌گفتند رفته و دیده‌ایم. البته بعداً گفتند که برای ما روشن شد که هیچ کس در این معنویت مثل آقا نمی‌شود! به حاج آقا مجتبی می‌گفتم که من دوست دارم آقا را زیاد زیارت کنم. ایشان فرمودند که من خودم هم همین طور هستم، به خانه‌ی آقا می‌روم و چهره‌ی ایشان را تماشا می‌کنم و از چهره آقا تغذیه‌ی معنوی می‌کنم. 
خدمت آیت‌الله بهجت می‌رفتند و می‌گفتند که من هرچه ایشان می‌فرمودند روی کاغذ می نوشتم و برای حضرت آقا نقل می کردم.
همچنین خیلی بدون سروصدا خدمت به محرومین انجام می‌دادند و همچنان مؤسسه ای برای این کار دارند، اما از این مؤسسه مهمتر روحیه ایشان نسبت به محرومین است که در این روحیه مانند حضرت آقا هستند. به همین مناسبت خاطره ای از آقا برای شما نقل می‌کنم.
آقا در سفرشان به قم در سال 89 دیدارهای چهره به چهره با مردم داشتند. از میان مراجعین فردی بود که اظهار کرده بود که مشکلات اقتصادی دارد. رهبری در آن دیدار، یادشان می رود که از آن فر، شماه تماس یا نشانه ای بگیرند. یکی از اعضای دفتر که در محضر رهبر شهید بودند، می گفت: آقا آن شب به خاطر این اتفاق تا صبح خوابشان نبرد و در نهایت به جمکران پناه ‌بردند. این روحیه در حاج آقا مجتبی هم هست ثمره این روحیه این است که تمام توان کشور به سمت محرومین می‌رود.
گفته می‌شود آقا مجتبی دستار آقا بودند، آقا چه کارهایی برای ایشان سپرده بودند؟
آقا در کارها به ایشان مأموریت می دادند. مثلا یک وقتی آقا به ایشان گفته بودند که در مورد فرهنگ در جامعه کاری انجام دهند و ایشان دوسال کار کردند و نتیجه را به آقا ارائه دادند و آقا از آن استفاده می کردند . از این کارهای بی سروصدا بسیار برای ایشان می سپردند.
در حوزه کارهای جبهه مقاومت چطور ؟
در جبهه مقاومت حضور و ارتباط داشتند. زمانی که سید حسن نصرالله و حاج قاسم به ایران می‌آمدند با حاج آقا مجتبی جلسات مستمر داشتند. یک وقت می‌گفتند که اگر آقا اجازه می‌دادند می‌خواستم به یمن بروم. واقعاً می‌خواستند بروند! و این نشان می‌دهد که شأنی برای خودشان قائل نبودند. آقا مجتبی واقعاً خودساخته‌اند. در زمینه‌ی تقوا و معنویت، بی نظیر هستند. بی جهت نیست که حضرت(عج) از میان افراد، عبا را بر دوش ایشان انداخته اند.
مراعات‌های دهه‌ی شصتی دارند. وقتی پول چای بیت را حساب می‌کنند و می‌دهند، دیگر مابقی‌اش را خودتان حساب کنید. و این در حالی است که به عمد تصمیم گرفته‌اند که زندگی خود را طلبگی و با محدودیت‌هایی مالی که در این زندگی وجود دارد، اداره کنند. زندگی شخصی خیلی مهم است. کسانی که جلوی آمریکا وا می دهند، کارشان از همین جا شروع می‌شود. در مسائل مالی رعایت نمی‌کنند و نتیجه‌اش این می‌شود که آن شجاعت، ذکاوت و ایمان لازم را ندارند. در مورد شاخص‌هایی که رهبری شهید به خبرگان تذکر داده بودند یکی مسائل مالی بود و دیگری مسأله‌ی شجاعت؛ این‌ها در مسأله‌ی رهبری سرنوشت‌ساز است.
در پایان اگر نکته‌ای دارید بفرمایید؟
انقلاب اسلامی احتیاج دارد که خط امام با قدرت و صلاحیت ادامه پیدا کند و این مهم‌ترین مسئله و شاخص در رابطه با رهبری است. اینکه رهبر امتداد دهنده‌ی راه امام و آقا باشد. حاج آقا مجتبی در مبانی فکری، دانش، معنویت و زندگی شخصی به‌گونه‌ای هستند که نشان می‌دهد خط امام و رهبری با قدرت و صلاحیت ادامه پیدا خواهد کرد.


نظرات شما