عصر قم - حجتالاسلام محمدرضا محمودی با تشریح الگوی عملیات رسانهای دشمن گفت: مهمترین میدان نبرد امروز، ذهن انسان است و دشمن با تحریک غرایز و احساسات مخاطبان، به دنبال ایجاد تفرقه، تضعیف اعتماد عمومی و شکاف میان نیروهای جبهه انقلاب است.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، شب بیستوسوم تیرماه، سیونهمین نشست موکب تبیینی ـ بصیرتی مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخگبان حوزه علمیه قم در خ شهید صدوقی برگزار شد. استقبال گسترده اساتید، طلاب و عموم مردم، فضای جلسه را از همان آغاز متفاوت کرده بود. برنامه با تلاوت سوره مبارکه فتح، پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و صلوات خاصه حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها آغاز شد. مثل هر شب همزمان با برگزاری نشست، هر 15 دقیقه دستههای عزاداری و خونخواهی امام شهید از مقابل موکب عبور میکردند و حاضران و سخنران با شعارهای آنان همراه میشدند؛ اتفاقی که حال و هوای جلسه را بیش از پیش به فضای حماسی و عاشورایی پیوند میزد.
حجتالاسلام محمدرضا محمودی در ابتدای سخنان خود تصریح کرد: هدف ما، تبیین «الگوی عملیات رسانهای دشمن» و شناخت تکنیکهایی است که از طریق آنها میان نیروهای جبهه انقلاب شکاف ایجاد میشود. شناخت این سازوکارها از پرداختن به مصادیق پراکنده مهمتر است؛ زیرا اگر منطق عملیات رسانهای دشمن شناخته شود، تشخیص نمونههای آن در هر زمان امکانپذیر خواهد بود.
سخنران در گام نخست به ریشه تاریخی راهبرد «تفرقه بینداز و حکومت کن» پرداخت و آن را یکی از قدیمیترین و مؤثرترین ابزارهای حفظ قدرت در نظامهای سلطه دانست؛ چه برای اداره یک کشور و چه برای تسلط بر کشورهای دیگر. به اعتقاد وی، این راهبرد سه کارکرد اساسی دارد:
نخست جلوگیری از شکلگیری کنش جمعی و از بین بردن اعتماد، اتحاد و همافزایی اجتماعی؛
دوم منحرف کردن افکار عمومی از پرسشهای اصلی و مشکلات واقعی؛
و سوم تسهیل مدیریت منابع و منافع قدرتهای سلطهگر.
برای اثبات این ادعا، وی نمونههای متعددی از تاریخ را مرور کرد. از جنگهای صلیبی که به فرمان پاپ اوربان دوم با عنوان «جنگ مقدس» آغاز شد؛ در حالی که یکی از اهداف اصلی آن انتقال نزاعهای داخلی اروپا به بیرون از مرزهای این قاره و تثبیت قدرت سیاسی و اقتصادی کلیسا بود. سپس به جنگهای سیساله اروپا اشاره کرد و پس از آن، کنفرانس برلین و تقسیم استعماری آفریقا را نمونهای آشکار از مهندسی تفرقه دانست؛ جایی که قدرتهای استعماری عمداً اقوام متخاصم را در یک کشور و اقوام همسو را در کشورهای مختلف قرار دادند تا زمینه اختلافات دائمی فراهم شود. استعمار بریتانیا در هند نیز از دیگر نمونههایی بود که به عنوان استمرار همین سیاست معرفی شد.
پس از این مقدمه تاریخی، سخنران وارد بخش اصلی بحث شد و با تأکید بر اینکه میدان اصلی نبرد امروز، ذهن انسان است، به تشریح سازوکار اقناع رسانهای پرداخت. وی با بهرهگیری از یافتههای علوم شناختی توضیح داد که مغز انسان از سه لایه تشکیل شده است؛ «مغز خزنده»، «سیستم لیمبیک یا مغز عاطفی» و «نئوکورتکس یا مغز منطقی». و ادامه داد: دشمن در طراحی عملیات رسانهای دقیقاً بر اساس شناخت این سه لایه عمل میکند.
وی درباره مغز خزنده توضیح داد که این بخش مسئول غریزه بقا و واکنشهای اولیه انسان است و هرگاه رسانهها با موضوعاتی مانند قحطی، فروپاشی کامل اقتصادی، تهدیدهای وجودی یا ایجاد هراسهای ناگهانی کار کنند، در واقع این بخش از ذهن مخاطب را هدف گرفتهاند. او برای توضیح این مسئله مثال زد که واکنش ناگهانی انسان به یک صدای غیرمنتظره، فارغ از جایگاه علمی یا اجتماعی او، ناشی از همین بخش از مغز است. به گفته وی، زمانی که مغز خزنده تحریک شود، رفتارهای انسان بیشتر واکنشی و غیرارادی خواهد بود.
در ادامه، حجتالاسلام محمودی مهمترین میدان عملیات دشمن را «سیستم لیمبیک» یا مغز عاطفی معرفی کرد؛ بخشی که مسئول پردازش احساساتی همچون ترس، خشم، عشق و نفرت، همچنین حافظه عاطفی و روابط اجتماعی است. او توضیح داد که دشمن اگر بتواند به جای استدلال، احساسات مخاطب را در این بخش از ذهن تحت تأثیر قرار دهد، دیگر نیازی به اقناع منطقی ندارد؛ زیرا فرد خود به دنبال محتواهایی خواهد رفت که همان احساسات را تقویت میکنند.
برای تبیین این مسئله، سخنران به ماجرای «حمزه الخطیب» در سوریه اشاره کرد؛ نوجوانی که خبر شکنجه و مرگ او پس از دیوارنویسی علیه حکومت سوریه به شکلی گسترده در فضای رسانهای منتشر شد و موج عظیمی از احساسات و خشم عمومی را برانگیخت. همین تحریک عاطفی موجب شکلگیری اعتراضات اولیه در درعا شد و برخورد سخت دولت سوریه با آنها باعث گسترش دامنه اعتراضات و زمینه برای ورود گروههای افراطی همچون داعش فراهم شد.