عصر قم - ۳۰ آذر ۱۳۵۸ پس از تسخیر لانه جاسوسی، برژینسکی به کارتر نوشت: «باید به برخی از گامهای نظامی فکر کنیم ... تصرف برخی از مناطق مانند جزایر ممکن است تأثیر داشته باشد»، اما کارتر به حل اختلاف با توافق نظر داشت؛ از این رو معاهده الجزایر برای حل اختلاف میان ایالات متحده و ایران در دوران کارتر امضاء شد ولی با روی کار آمدن ریگان، سخنگوی جدید وزارت خارجه آمریکا گفت: «دولت ریگان بدون داشتن فرصت مطالعه دقیق خود را پایبند به قرارداد آمریکا و ایران نمیداند».
قرارداد الجزایر برای آزادسازی کارکنان سفارت آمریکا در تهران پس از تسخیر لانه جاسوسی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده بود؛ تسخیر لانه جاسوسی ناشی از عوامل متعدد بود که ریشههای آن در تاریخ معاصر قابل جستجوست.
کارنامه حمایت تمامقد آمریکا از شاه، ممانعت از کودتا علیه انقلاب اسلامی، سخنرانی امام علیه استکبار جهانی به خصوص آمریکا و ورود شاه مخلوع به ایالات متحده از عواملی بود که منجر به تسخیر لانه و توافق بعدی ایران و آمریکا برای آزادسازی گروگانها شد.
یورش به سفارت و تلاشهای قبل از انقلاب
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی سفارت آمریکا در تهران به واسطه سیاستهای حمایتی ایالات متحده از شاه چندین بار مورد هجوم نیروهای انقلاب قرار گرفت؛ آذرماه ۱۳۵۷ بخشی از مردم تهران در اعتراض به سیاستهای آمریکا به سوی سفارت حرکت کرده و شعار دادند که با واکنش نیروهای امنیتی و نظامی به جایی نرسید.
نخستین اقدام جدی علیه سیاستهای آمریکا که با حرکت انقلابیون به سوی سفارت همراه بود در ۳ دی ۱۳۵۷ رخ داد؛ جمعی از تظاهرکنندگان در این روز به ساختمان اصلی سفارت یورش برده و با شعار مرگ بر «جیمی کارتر» یکی از خودروهای سفارت را به آتش کشیدند؛ اما سرعت اعزام نیروی نظامی و استفاده این نیروها از گاز اشکآور و اقدامات کنترلی موجب شد معترضان از محل دور شوند؛ اما این مسئله از طنین شعارها و خشم مردم نسبت به سیاستهای آمریکا کم نکرد و فقط اقدام آنها را به تاخیر انداخت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین اقدام علیه سفارت (لانه جاسوسی) در ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ صورت گرفت، اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند؛ با این حال، این اقدام با حمایت رسمی نهادهای انقلابی همراه نبود و نیروهای کمیتههای انقلاب اسلامی و دولت موقت برای پایان دادن به اشغال سفارت وارد عمل شدند. در نتیجه، اشغالکنندگان پس از چند ساعت ساختمان سفارت را ترک کردند و وضعیت عادی برقرار شد. با این وجود بدبینی نسبت به آمریکا یکی از نقاط مشترک میان تمام گروههای مبارز بود.
سفر شاه به آمریکا و تشدید اختلافها
نیروهای سفارت باتوجه به وجود بدبینی مردم ایران نسبت به آمریکا سعی کردند تا از اقدامات تحریکآمیز جلوگیری کنند؛ بر اساس گزارشهای منتشر شده از «آرشیو امنیت ملی آمریکا» (NSA)، دولت کارتر برای حساسیتزدایی از سفر شاه به آمریکا قصد داشت تا با اطلاع و اجازه از تهران و دولت بازگان اجازه ورود شاه به آمریکا را صادر کند، اما مشاور امنیت ملی وقت، معتقد بود که سفر شاه به آمریکا «حساسیتزا» نیست.
تیر ماه ۱۳۵۸ «بروس لینگن»، کاردار سفارت آمریکا در تهران با ارسال تلگرافی ضمن هشدار به وزارت خارجه، پذیرش شاه در آمریکا را یک «ریسک» بزرگ خواند و احتمال آسیب به پرسنل مستقر در ایران را داد، اما «زبیگنیِف برژینسکی»، مشاور امنیت ملی دولت کارتر در تاریخ ۲۰ اکتبر ۱۹۷۹ (۲۸ مهر ۱۳۵۸) طی نامهای به جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت مینویسد که نیازی به اجازه گرفتن از دولت بازرگان نیست ما باید با ورود شاه به آمریکا موافقت کنیم.
علیرغم اعلام هشدار کاردار و تلگرافهای مکرر در این خصوص، حضور محمدرضا پهلوی در آمریکا بدون کوچکترین مانعی، تسهیل شد و ۲ روز بعد از توصیه برژینسکی (۳۰ مهر ۱۳۵۸) شاه برای درمان وارد آمریکا شد.

۱۰ آبان ۱۳۵۸ امام خمینی به مناسبت شهادت دانشآموزان در تاریخ ۱۳ آبان سالهای ۴۳ و ۵۷ مردم را برای مقابله با امپریالیسم جهانی فراخواندند و فرمودند: «دشمنان ما در هر فرصت، خصوصاً در این روز از هیچ توطئهای دست بردار نیستند و با هر وسیلهی ممکن میخواهند آرامش را از ملت عزیز سلب کنند. بر دانشآموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام، حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش داده و آمریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع و جنایتکار نمایند».
پس از انتشار این پیام، محسن میردامادی، ابراهیم اصغرزداه و حبیبالله بیطرف که هر سه از دانشجویان پیرو خط امام بودند با ایده تسخیر لانه جاسوسی نزد موسوی خویینیها، نمایندهی امام در صدا و سیما رفتند تا ضمن مطرح کردن ایده و کسب اجازه درخصوص آن با نماینده امام مشورت کنند.
موسوی خوئینیها بعدها در این خصوص توضیح داد: «سه نفر از برادران دانشجو، آقایان میردامادی، بیطرف و اصغرزاده طبق قرار قبلی به محل کار بنده در جامجم آمدند ... برادران طرح خود را در میان گذاشتند و در بیان لزوم طرح اضافه کردند که طبق اطلاعات به دست آمده، یکی از عناصر مهم سیا در پوشش یک دیپلمات آمریکایی و به دنبال اهداف خاصی در مقابله با انقلاب به ایران وارد شده است. به هر حال در ابتدا نظر بنده را جویا شدند که من هم موافق بودم؛ سپس پرسیدند به نظر شما حضرت امام با چنین اقدامی موافق خواهند بود یا نه، بنده در تحلیل کوتاهی، نتیجه گرفتم که ایشان قطعاً موافق خواهند بود».
پیشنهاد گزینه نظامی
بر اساس اسناد منتشر شده از آرشیو امنیت ملی آمریکا، «زبیگنیِف برژینسکی»، مشاور امنیت ملی دولت کارتر در گزارشها روزانه که به سمع و نظر رئیس جمهور میرسید، در پاسخ به اقدام ایران (تسخیر لانه) توصیه کرد که به جای فشار اقتصادی، گزینه نظامی را در پیش بگیرند چراکه تحریم ایران نمیتواند موجب تغییر جهت، روش و عقیده رهبر ایران شود.
وی معتقد بود که باید با اشغال جزایر ایرانی و عملیات نظامی ایران را ساقط کرد، اما براساس گزارشها گزینه نظامی به خصوص اشغال جزایر با مخالفت جدی کارتر همراه بود.
برژینسکی در تاریخ ۲۱ دسامبر ۱۹۷۹ مصادف با ۳۰ آذر ۱۳۵۸ در گزارشات روزانه خود به کارتر نوشت: «خمینی کاملاً در برابر تهدیدات نظامی مصون نیست ... شما امروز قویاً احساس کردید که تصرف جزایر مسیر اشتباهی خواهد بود و ممکن است حق با شما باشد. تنها نکته من این بود که ما باید به برخی از گامهای نظامی فکر کنیم ... تصرف برخی از مناطق مانند جزایر ممکن است چنین تأثیری داشته باشد ... من به دنبال تعریف برخی از گزینههای نظامی برای شما خواهم بود که استراتژی سیاسی ما را تقویت میکنند، نه تلافیجویی یا صرفاً گسترش فشار اقتصادی».


شکست گزینه نظامی و تمرکز روی مذاکره
پس از شکست نیروهای اعزامی آمریکا به طبس در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، گزینه مذاکره بیش از پیش پیگیری شد؛ ۱۱ آبان ۱۳۵۹، مجلس شروط چهارگانهای تعیین کرد که به دولت امکان و اجازهی حل اختلافات با آمریکا را میداد؛ از این رو بهزاد نبوی در دولت رجایی مأموریت یافت که از طریق انجام مذاکرات با دولت الجزایر، این مسئله را در چارچوب مصوبهی مجلس شورای اسلامی حل و فصل نماید.
پس از شروع مذاکرات، آمریکا متعهد شد که داراییها مسدود شده ایران را آزاد کند؛ همچنین تحریمهای ایران را برداشته و از مداخله در امور داخلی ایران خودداری نماید؛ ایران نیز تعهد داد که جاسوسان آمریکایی را آزاد کند.
در خلال گفتوگوها، پیششرطهایی مطرح شد از جمله آزادسازی بخشی از داراییهای مسدود شده، اما طرف آمریکایی جدیت لازم برای انجام تعهدات خود را نداشت.
۲۷ دیماه ۱۳۵۸ روزنامه «اطلاعات» از اولتیماتوم ایران به آمریکا و تلاش دولت ایالات متحده برای انتقال داراییهای مسدود شده ایران در اروپا به بانک مرکزی الجزایر به عنوان کشور میانجی و ثالث خبر داد و نوشت: «آمریکا فقط تا پایان اداری جمعه فردا فرصت دارد تا اقدامی واقعا عملی در رابطه با انتقال سپردههای توافق شده ایران به بانک مرکزی کشور ثالث انجام دهد».
۲۹ دی ماه ۱۳۵۹، «بیانیههای الجزایر» دربارهی آزادی ۵۲ گروگان آمریکایی به عنوان یکی از پیچیدهترین اختلافات دیپلماتیک میان ایران و آمریکا تا آن زمان، صادر شد.
چند ساعت بعد از آنکه بهزاد نبوی، سرپرست هیئت ایرانی طرف مذاکره، متن موافقتنامه را در تهران امضا نمود، «وارن کریستوفر»، معاون وزارت امورخارجه آمریکا نیز در الجزایر آن را امضاء کرد؛ اما انتقال پول با مشکل مواجه شد.
روزنامه «انقلاب اسلامی» در ۳۰ دیماه ۱۳۵۸ از کارشکنی بانکهای آمریکایی خبر داد و نوشت: «آزادی گروگانها با مانع جدیدی از سوی بانکهای آمریکایی مواجه شد ... بانکهای آمریکایی ظاهراً تابع دولت آمریکا نیستند و به موافقتنامههایی هم که به امضاء رئیس جمهور آمریکا رسیده است گردن نمیگذارند».
علاوه بر این مسئله، آمریکا با الحاق بندی به موافقتنامه قصد داشت تا پس از امضا شدن قرارداد بخشهای از متن را تغییر دهد؛ روزنامه کیهان در تاریخ ۳۰ دیماه ۱۳۵۹ ذیل تیتر «گروگانها از فرودگاه مهرآباد مجدداً به بازداشتگاه منتقل شدند» از دغلکاری طرف آمریکایی در آخرین لحظه خبر داد و نوشت: «در آخرین لحظاتی که گروگانها آماده پرواز شده بودند، دولت آمریکا ترفند جدیدی را به کار بست و بار دیگر به جهانیان اثبات نمود که علاقهای به آزادی جاسوسان آمریکایی ندارد و هدف اصلی او نابودی انقلاب اسلامی ایران است. یادداشت توطئهآمیزی که در آخرین ساعات، به متن موافقتنامه امضا شده الحاق شد، دولت الجزایر را نیز دچار شگفتی کرد. چراکه نقض آشکار تعهدنامه امضاء شده بود».
بدعهدی آمریکا پس از انتقال گروگانها
با وجود تمام کارشکنیها، دولت آمریکا در آخرین روز ریاست جمهوری کارتر مبلغی بالغ بر ۹۵۵/۷ میلیارد دلار از داراییهای ایران را به حساب امانی مقرر در توافقات انتقال داد و پس از آن گروگانها آزاد شدند.
روزنامه کیهان با تیتر «شکست تاریخی شیطان بزرگ در برابر قاطعیت انقلاب» اخبار توافق را پوشش داد، روزنامه جمهوری اسلامی نیز ذیل تیتر «با تسلیم آمریکا، گروگانها روانه الجزایر شدند» این قرارداد را بدون نقص خواند، اما چند روز پس از آزادسازی گروگانها، روزنامه انقلاب اسلامی خبر شوکه کنندهای از دولت تازه مستقر ریگان منتشر کرد.
۲ بهمن ۱۳۵۸، پس از آنکه جاسوسان آمریکایی در تاریخ ۳۰ دیماه ایران را ترک کردند و ۲ روز پس از استقرار ریگان در کاخ سفید، سخنگوی جدید وزارت خارجه آمریکا گفت: «دولت ریگان بدون داشتن فرصت مطالعه دقیق خود را پایبند به قرارداد آمریکا و ایران نمیداند».
با وجود اینکه دولت ایران به تمام تعهدات ذکر شده در بیانیهی الجزایر عمل کرد، دولت آمریکا از پرداخت کامل مطالبات ایران خودداری نمود و عدم پایبندی خود به مفاد بیانیههای الجزایر و نیز قوانین بینالمللی را نشان داد.
«احمد عزیزی»، معاون نخستوزیر و مسئول دفتر هماهنگی و اجرای بیانیهی الجزایر طی مصاحبهای با خبرگزاری پارس اعلام کرد: «درحالیکه دفتر هماهنگی بیانیهی الجزایر در نخستوزیری مشغول جمعآوری و طبقهبندی اطلاعات مربوط به مطالبات ایران علیه آمریکاست، چنین به نظر میرسد که دولت آمریکا در مواردی به نحو مطلوب عمل نکرده و یا اینکه در اجرای مفاد بیانیه تخلف کرده است. در رابطه با این موارد از وزارت امور خارجهی جمهوری اسلامی ایران خواسته شد طی یادداشتی از طریق دولت الجزایر، اعتراض لازم را در این موارد بهعمل آورده و مراتب را پیگیری کند».
روزنامهی فرانسوی «فیگارو» نیز از کارشکنی دولت ریگان خبر داد و نوشت: «دولت [ریگان]منتظر فرا رسیدن نیمهی تابستان است تا نتیجهی دادگاه عالی ایالات متحده مشخص گردد. این دادگاه تصمیم خواهد گرفت که آیا پرزیدنت کارتر مطابق قانون استفاده از قدرت اقتصادی اضطراری مصوب ۱۹۷۷ حق انعقاد موافقتنامهی گروگانها را داشته است یا خیر؟».
به نظر میرسد، عدم تعهد به قرارداد، یک بیماری مسری میان دولتمران آمریکایی است که با مطالعه تاریخ سیاسی این کشور موارد مشابه آن قابل ذکر است.
