عصر قم - نگاه اسلام می گوید زهد یعنی در عین برخورداری از مال دنیا، اسیر مال، جاه و مقام نشود؛ بنابراین از منظر اسلام فرد زاهد برای از دست دادن دنیا غصه نمی خورد و اسیر مال دنیا نمی باشد.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (ع) ـ ابنا: مواعظ و حکمتهای امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام): الزّاهد فی الدّنیا من لم یغلب الحرام صبره و لم یشغل الحلال شکره.(۱)
زهد که مورد نظر اسلام بوده و ائمه معصومین (علیهم السلام) به آن توصیه کردهاند حقیقتش طبق این روایت دو چیز است:
اول، آن که وساوس شیطانی و تمایلات حیوانی که انسان را به ارتکاب محرمات، تحریک میکند بر او غلبه نکند و بتواند در برابر این مسائل، صابر بوده و استقامت کند.
دوم، آن که نعَم الهی آن قدر او را سرگرم نکند که از شکر خدا غفلت کرده و انسانی ناسپاس باشد، و غفلت کند که این نعمتها از کیست؟ و زینهار که این غفلت، انسان را به وادیهای خطرناک، میکشاند.
زهد، به معنای بی میلی است؛ در حالی که افراد عوام، زهد را به معنای بیگانگی از دنیا و مظاهر مادّی معنی می کنند بر خلاف نگاه اسلام که می گوید زهد یعنی در عین برخورداری از مال دنیا، اسیر مال، جاه و مقام نشود؛ بنابراین از منظر اسلام فرد زاهد برای از دست دادن دنیا غصه نمی خورد و اسیر مال دنیا نمی باشد. پس فلسفه زهد این است که: اسیر دنیا نشود، از تجمل و اشرافیت دوری کند. آری زهد موجب امید و عدم حقارت نیازمندان می شود و اجرای عدالت و وظایف الهی بدون زهد ممکن نیست.
برای بدست آوردن تفسیر واقعی زهد بهتر است به متون و منابع اسلامی مراجعه کنیم. در نهج البلاغه، حضرت علی(علیه السلام) در دو مورد زهد را با صراحت تفسیر کرده است، در مورد اوّل می خوانیم: «الزُهْدُ کلُّهُ بَینَ کلِمَتَینِ مِنَ الْقُرْآنِ: قَالَ اللّهُ سُبْحَانَهُ «لِکیلاَ تَأْسَوْا عَلَی مَافَاتَکمْ وَ لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکمْ»[۱] وَ مَنْ لَمْ یأْسَ عَلَی المَاضِی وَ لَم یفْرَحْ بِالآتِی فَقَدْ أَخَذَ الزُهْدَ بِطَرَفَیهِ»(۲)؛ (تمام زهد در دو جمله از قرآن مجید خلاصه شده، خداوند می فرماید:. .. تا برگذشته تأسّف نخورید و به آنچه دارید زیاد خوشحال نباشید، بنابراین هر کس از گذشته تأسّف نخورد و به آن چه دارد زیاد دلبسته نباشد، هر دو جانب زهد را در اختیار گرفته است).
منبع:
۱.تحف العقول، صفحه ۲۰۰.
۲. نهج البلاغه، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، ۱۴۱۴ قمری، چاپ: اول، ص ۵۵۳، (حکمت ۴۳۹).