عصر قم - بررسی روندهای رسانهای و سیاسی ماههای اخیر نشان میدهد که چند محور مشخص به طور همزمان در حال برجسته شدن است.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، د ر جنگهای مدرن، هدف صرفاً شکست دادن یک کشور در میدان نظامی نیست؛ بویژه اگر امکان غلبه نظامی بر یک کشور(مانند ایران) وجود نداشته باشد. تجربه دهههای اخیر نشان میدهد که بسیاری از قدرتها تلاش میکنند بدون ورود به یک نبرد فرسایشی و پرهزینه، انسجام داخلی طرف مقابل را هدف قرار دهند. در چنین شرایطی، مهمترین میدان نبرد از مرزها به درون جامعه منتقل میشود؛ جایی که اعتماد عمومی، همبستگی ملی و هماهنگی نهادهای حاکمیتی نقش تعیینکننده پیدا میکنند.
بررسی روندهای رسانهای و سیاسی ماههای اخیر نشان میدهد که چند محور مشخص به طور همزمان در حال برجسته شدن است؛ محورهایی که در ظاهر مستقل از یکدیگر به نظر میرسند اما در عمل میتوانند قطعات یک پازل واحد باشند.
محور اول: القای شکاف در حاکمیت و استعفای رئیسجمهور
یکی از نخستین خطوط این سناریو، تمرکز بر جایگاه رئیسجمهور و دولت است. در این چارچوب، موضوعاتی مانند استعفا، بیاختیار شدن رئیسجمهور یا اختلاف با سایر ارکان نظام به صورت مستمر برجسته میشوند.
هدف از این روند صرفاً نقد عملکرد دولت نیست. آنچه در سطح عمیقتر دنبال میشود، القای این گزاره است که مرکز اجرایی کشور دچار بحران اقتدار و ناتوانی در تصمیمگیری شده است. در چنین فضایی، حتی شایعات تاییدنشده نیز میتوانند به ابزاری برای تضعیف اعتماد عمومی نسبت به ثبات ساختار حکمرانی تبدیل شوند.
محور دوم: شایعهسازی درباره اختلاف در ساختار نظامی و امنیتی
دومین محور، حوزه نظامی و امنیتی را هدف قرار میدهد. دشمن تلاش میکند با تولید شایعه درباره اختلاف میان نظامیان، نشانههایی جعلی از شکاف در ساختار دفاعی کشور معرفی کند. هدف نهایی دشمن این است که افکار عمومی به این جمعبندی برسد که میان نهادهای مسئول درباره مسیر آینده کشور اجماع وجود ندارد؛ لذا این نتیجهگیری دروغین را حاصل کنند که اصل ایستادگی در برابر دشمن و عزم جدی برای تنبیه آن، عملیاتی نیست!
محور سوم: تبدیل اختلاف نظر سیاسی به منازعه اجتماعی
موضوع نحوه مواجهه با آمریکا سالهاست که محل بحث در فضای سیاسی ایران است. اما آنچه امروز اهمیت دارد، اصل اختلاف نظر نیست؛ بلکه تلاش دشمن برای تبدیل این اختلافهای طبیعی و بعضاً موجه، به یک دوقطبی اجتماعی و فرسایشی است.
در این چارچوب، واجدان این اختلافنظرها نه به عنوان دو یا چند دیدگاه و نظر سیاسی، بلکه به عنوان چند اردوگاه متخاصم معرفی میشوند. نتیجه چنین روندی آن است که گفتوگوی لازم سیاسی و حتی نقدهای ضروری فنی جای خود را به تخاصم سیاسی میدهد و تضارب فکری به نزاع اجتماعی تبدیل میشود.
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که شکافهای اجتماعی زمانی خطرناک میشوند که از سطح نخبگان به سطح جامعه منتقل شوند.
محور چهارم: ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان
مهمترین و شاید خطرناکترین بخش این سناریو، هدف قرار دادن رابطه میان مردم و مسئولان است.
در این چارچوب، هر مسئله اقتصادی، سیاسی یا امنیتی در نهایت به یک نتیجه مشخص ختم میشود: «مسئولان قابل اعتماد نیستند.» به تدریج این تصور شکل میگیرد که میان دغدغههای مردم و اولویتهای مسئولان فاصلهای عمیق وجود دارد و ساختار رسمی کشور قادر یا مایل به حل مشکلات نیست.
اگر این روایت فراگیر شود، حتی موفقیتها نیز با سوءظن مواجه خواهند شد و سرمایه اجتماعی آسیب خواهد دید.
بررسی این چهار محور نشان میدهد که موضوع اصلی در سناریوی رسانهای دشمن، نه یک فرد، نه یک نهاد و نه حتی یک سیاست مشخص است. نقطه مشترک همه این خطوط، هدف قرار دادن «اعتماد» است؛ اعتماد میان نهادهای حاکمیتی، اعتماد میان مسئولان و مردم و اعتماد جامعه به توانایی خود برای عبور پیروز از بزنگاههای تاریخی.
به همین دلیل، میتوان گفت یکی از مهمترین اولویتهای امروز، حفظ انسجام مقدس اجتماعی است. هر اندازه این انسجام حفظ شود، سایر ابزارهای فشار کارایی کمتری خواهند داشت و هر اندازه این پیوندها تضعیف شوند، هزینههای کشور در سایر عرصهها افزایش خواهد یافت.