شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا:

میراث فلسفی فارابی ظرفیت گفت‌وگوی تمدنی با جهان معاصر را دارد

میراث فلسفی فارابی ظرفیت گفت‌وگوی تمدنی با جهان معاصر را دارد
عصر قم - رئیس انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین گفت: میراث فلسفی فارابی ضمن حفظ عقلانیت و هویت تاریخی تمدن اسلامی، ظرفیت به چالش کشیدن مبانی معرفتی فرهنگ مسلط غرب و ایجاد گفت‌وگویی عمیق و علمی با جهان معاصر را دارد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - رئیس انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین گفت: میراث فلسفی فارابی ضمن حفظ عقلانیت و هویت تاریخی تمدن اسلامی، ظرفیت به چالش کشیدن مبانی معرفتی فرهنگ مسلط غرب و ایجاد گفت‌وگویی عمیق و علمی با جهان معاصر را دارد.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا، رئیس انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین، در سخنرانی خود در سمپوزیوم بین‌المللی فارابی در آلماتی قزاقستان، با موضوع «فارابی در تعاملات فرهنگی و تمدنی معاصر»، به تبیین جایگاه این فیلسوف بزرگ در شکل‌گیری و استمرار عقلانیت اسلامی و ظرفیت‌های اندیشه او در مواجهه با چالش‌های فکری جهان معاصر پرداخت.
وی با اشاره به جایگاه فارابی به‌عنوان معلم ثانی و از بنیان‌گذاران فلسفه اسلامی اظهار کرد: فارابی در تعامل فعال و خلاق با جریان‌های معرفتی و فرهنگی عصر خود و با بازخوانی و بازسازی میراث عقلی یونان، نوعی عقلانیت را شکل داد که میان رویکردهای حدیثی، عرفانی و عقلی پیوند برقرار می‌کرد و به تعبیری، زمینه جمع میان قرآن، برهان و عرفان را فراهم می‌آورد.
حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا افزود: این رویکرد مانع از افراط‌هایی شد که در نتیجه تقابل میان جریان‌های معرفتی پدید می‌آمد و با گذشت بیش از هزار سال، همچنان زنده و پویا به حیات خود ادامه می‌دهد. از این منظر، فارابی اندیشمندی متعلق به گذشته نیست، بلکه تفکر او همچنان در محور عقلانیت جهان اسلام و تاریخ اندیشه بشری حضور دارد.
رئیس انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین با بیان اینکه جریان‌های فلسفی مشایی، اشراقی و صدرایی در امتداد مسیری قرار دارند که فارابی هموار کرده است، تصریح کرد: اندیشه‌های این فیلسوف در طول سده‌های مختلف، از طریق مواجهه‌ها و مناظرات علمی اندیشمندانی همچون ابن‌سینا، غزالی، شیخ اشراق، ابن‌رشد، فخر رازی، خواجه نصیرالدین طوسی، ابن‌عربی، میرداماد و صدرالمتألهین توسعه و تعمیق یافته است.
وی در ادامه، نوع و سطح عقلانیت و علم را از محوری‌ترین مؤلفه‌های هویت‌بخش فرهنگ و تمدن دانست و با اشاره به دیدگاه ماکس وبر درباره تمدن مدرن گفت: وبر فرهنگ و تمدن مدرن را مبتنی بر عقلانیت معطوف به اهداف دنیوی و علوم ابزاری می‌داند و معتقد است عقلانیت ناظر به ارزش‌ها و حقایق متافیزیکی در این تمدن به حاشیه رانده شده است.

عصر قم


حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا با اشاره به کتاب «دانشمند و سیاستمدار» ماکس وبر، بیان کرد: وبر معتقد بود در جهان مدرن، به دلیل فقدان عقلانیت و علمی که ناظر به ارزش‌ها و حقایق متعالی باشد، هر فرد ناگزیر از پیروی از ارزش‌ها و انتخاب‌های شخصی خود است؛ هرچند گزارش او از غلبه عقلانیت ابزاری در تمدن مدرن قابل توجه است، اما ادعای زوال دیگر سطوح عقلانیت و علم در جهان معاصر با تداوم حیات سنت‌های معرفتی دیگر فرهنگ‌ها سازگار نیست.
وی ادامه داد: هرچند سلطه فرهنگ اروپایی به تضعیف دیگر سطوح عقلانیت در فرهنگ‌های مختلف منجر شده یا امکان ظهور و مشاهده آنها را کاهش داده است، اما استمرار جریان فلسفی برخاسته از اندیشه فارابی نشان می‌دهد که این نوع عقلانیت همچنان زنده و فعال است.
رئیس انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین با تبیین مبانی فلسفی فارابی، عقلانیت را پدیده‌ای انسانی و تاریخی دانست که ریشه در ارتباط شهودی با حقیقتی متعالی به نام عقل دارد و گفت: در فلسفه فارابی، عقل انسانی از طریق ارتباط با این حقیقت عقلانی، به مراتب مختلف معرفت علمی، اعم از علوم تجربی و تجریدی، دست می‌یابد و عالی‌ترین مرتبه این ارتباط با اتصال به عقل فعال تحقق پیدا می‌کند که در این حالت، انسان به مرتبه عقل مستفاد می‌رسد.
وی تأکید کرد: بر اساس این مبانی، علم به دانش تجربی و علوم ابزاری محدود نمی‌شود، بلکه متافیزیک و علومی را نیز در بر می‌گیرد که درباره اغراض، ارزش‌ها، آغاز و انجام حیات انسان و سعادت و شقاوت او بحث می‌کنند. بنابراین، تقلیل معرفت به دانش ابزاری، نادیده گرفتن ابعاد اساسی شناخت انسانی است.
حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا در بخش دیگری از سخنان خود به نامه تاریخی امام خمینی(ره) به گورباچف اشاره کرد و آن را نمونه‌ای از مواجهه فعال سنت فلسفی اسلامی با تحولات فکری و تمدنی جهان معاصر دانست.
وی با بیان اینکه امام خمینی(ره) در این نامه به نقاط عطف محدودکننده عقلانیت و علم مدرن اشاره کرده‌اند، اظهار داشت: یکی از این نقاط عطف، شکل‌گیری جریان تجربه‌گرایی و حس‌گرایی در اندیشه فیلسوفانی همچون بیکن، لاک، برکلی و هیوم و اوج‌گیری آن در حلقه وین است؛ جریانی که معرفت را به تجربه حسی و دانش تجربی محدود می‌کند.
وی افزود: نقطه عطف دیگر به تحولات عقل‌گرایی مدرن در اندیشه دکارت، کانت و رویکردهای نوکانتی بازمی‌گردد. دکارت معرفت عقلی را به عقل مفهومی فروکاست و شهودهای عقلی را نادیده گرفت؛ کانت نیز شناخت واقع را به شهود حسی محدود کرد و معرفت مفهومی عقلی را در چارچوب ساختار ذهن انسان تبیین کرد.
رئیس انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین با اشاره به پیامدهای این تحولات خاطرنشان کرد: ذهنی تلقی کردن معرفت عقلی، از یک سو متافیزیک را به معرفت‌شناسی فروکاست و از سوی دیگر، شناخت علمی از واقع را به حوزه فیزیک محدود کرد. همچنین در رویکردهای نوکانتی و پسامدرن، مفاهیم عقلی بیش از پیش به پدیده‌هایی تاریخی، فرهنگی و بیناذهنی تبدیل شدند و در نتیجه، معرفت علمی تجربی نیز خصلت جهان‌شمول و روشنگرانه خود را از دست داد.
حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا با اشاره به تأکید امام خمینی(ره) بر اندیشه ابن‌سینا، شیخ اشراق و ابن‌عربی در نامه به گورباچف، تصریح کرد: در سنت فلسفی اسلامی، شناخت انسانی به معرفت حسی محدود نمی‌شود؛ ابن‌سینا علم تجربی و حسی را مبتنی بر معرفت علمی و عقلی می‌داند و شیخ اشراق و ابن‌عربی نیز بر جایگاه شناخت شهودی در بنیان ادراکات مفهومی تأکید دارند.
وی ادامه داد: تأکید امام خمینی(ره) بر اهمیت شهود عقلی، مانع از ذهنی و بیناذهنی شدن معرفت عقلی می‌شود و تصریح ایشان بر ابتنای معرفت تجربی بر علوم عقلی نیز بنیان علمی شناخت تجربی را حفظ می‌کند و از تقلیل آن به برداشت‌های صرفاً تاریخی و فرهنگی جلوگیری می‌کند.
رئیس انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین با اشاره به دعوت امام خمینی(ره) از گورباچف برای توجه به ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی و میراث شرقی جامعه خود گفت: ایشان از رهبران شوروی خواستند تا در تحولات پیش‌رو، به سنت‌های معرفتی و فلسفی خود توجه کنند و نخبگان جامعه را با کانون‌های زنده آموزه‌های فلسفی آشنا سازند؛ آموزه‌هایی که عقلانیت را به دانش ابزاری محدود نمی‌کنند.
حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا در پایان، نامه امام خمینی(ره) به گورباچف را بخشی از تعامل زنده و فعال اندیشه فارابی با جهان معاصر دانست و خاطرنشان کرد: سنت فلسفی فارابی از یک سو در حفظ هویت فرهنگی و عقلانیت تاریخی تمدن اسلامی نقش‌آفرین است و از سوی دیگر، ظرفیت مواجهه انتقادی و گفت‌وگوی علمی با فرهنگ و تمدن مدرن و پاسخ‌گویی به مسائل و مشکلات آن را در اختیار جهان اسلام قرار می‌دهد.


نظرات شما