عصر قم - مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم با صدور بیانیه ای تاکید کرد: سیزدهم آبان، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ نمادِ وقوعِ یک تغییرِ راهبردی در معادلاتِ قدرت است.
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، متن بیانیه مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم به مناسبت سالروز ۱۳ آبان روز استکبارستیزی بدین شرح است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ
سپاس و ستایش آن ذاتِ یگانه را که روزگاران را میدان آزمونِ بندگانِ خویش قرار داد و ثباتِ قدم را در روزهای سخت، پاداشِ صبرِ شکیبا شمرد؛ و درود بیپایان بر آن رهبرانِ هدایتی که مسیرِ این امت را در دشوارترین گردنهها با بصیرت روشن کردند؛ بر پیامبر خاتم (ص)و اهل بیتِ پاکش، و بر روحِ مطهّرِ بنیانگذارِ انقلاب که پرچمِ مبارزه با استکبار را در زمانی برافراشت که بهظاهر هیچ امیدی به این ایستادن نبود، و بر قائد شهید امت و مقام معظم رهبری که امروز در پرتوِ هدایتِ حکیمانهٔ آنان، استقلال و عزّتِ مسلمین در برابر گردنهٔ تاریخی استکبار جهانی استوار مانده است.
اکنون که به سیزدهم آبان، روزِ ملیِ مبارزه با استکبار جهانی، نزدیک میشویم، مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم بر خود فرض میداند که با تکیه بر معارفِ وحیانی و حافظهٔ تاریخی، حقیقتِ این روزِ بزرگ و وظیفهٔ امروزِ ملت را بیان دارد.
سیزدهم آبان، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ نمادِ وقوعِ یک تغییرِ راهبردی در معادلاتِ قدرت است. تبعیدِ امامِ امت در سالِ ۱۳۴۳، کشتارِ دانشآموزان و دانشجویان در سالِ ۱۳۵۷، و تسخیرِ لانهٔ جاسوسی در سالِ ۱۳۵۸، سه حلقه از یک زنجیرهٔ بههمپیوسته بودند: هر سه، استقامتِ ملّتی را در برابر سلطهگری به ثبت رساندند و هر سه نشان دادند که ارادهٔ ملتِ مسلمان، از هر حیله و مکر و توطئهای قویتر است.
لانهٔ جاسوسی، کانونِ توطئهاندیشی علیه انقلابِ نوپای اسلامی و ملت ایران بود؛ تسخیر آن، نه اقدام علیه یک ساختمان، بلکه برچیدنِ نظامی از مهندسیِ اطلاعاتی و برنامهریزیِ براندازی محسوب میشد.
ویژگیِ اصلیِ آن دوره این بود که دشمن نمیتوانست بر حجم قدرتِ نظامی خود تکیه کند و نتیجه بگیرد؛ و همین، شکافِ اصلیِ محاسباتِ آن را آشکار ساخت.
استکبار، پیش از آنکه یک دولت یا مجموعهای از دولتها باشد، یک منطقِ حاکم بر روابط بینالملل است؛ منطقی که هستیِ خود را بر تقسیمِ جهان به مرکزِ قدرت و پیرامونِ مطیع بنا کرده است، و هر گاه ملتی بخواهد از این چارچوبِ تحمیلی خارج شود، به ابزارهای متنوعِ تحریم، فشار رسانهای، تفرقهافکنی و بیثباتسازی متوسل میشود.
مقاومتِ ملت ایران در چهار دههٔ گذشته، صرفاً یک رویارویی نظامی و سیاسی نبود؛ یک آزمونِ تمدنی بود؛ آزمونِ امکانِ زیستنِ عزّتمندانه بدون پذیرفتنِ قواعدِ نابرابرِ سلطه. این مقاومت، امروز به یک الگویِ زنده برای ملتهای منطقه و جهان بدل شده که در نگاهِ آنان، جمهوری اسلامی ایران، سنگرِ نخست رویارویی با استکبار شناخته میشود.
اگر بخواهیم ریشهٔ این مقاومت را بازشناسیم، باید نگاهِ خود را به زیربنای آن معطوف کنیم: وحدت. وحدت، در فرهنگِ قرآنی ما، نه یک شعارِ عاطفی و نه یک تعارفِ موسمی، بلکه یک ضرورتِ عقلی و شرعی است که خداوندِ متعال رسولِ خویش را به آن فرمان داده است آنجا که میفرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا.
وحدت، عمقِ راهبردیِ مقاومت است؛ همان سرمایهای که در طولِ تاریخ، هرگاه جریانِ استکبار به آن دست یافته و شکافی در صفوفِ مسلمین ایجاد کرده، توانسته است اهداف خود را پیش ببرد، و هرگاه این سرمایه مستحکم مانده، نقشههای دشمن نقش بر آب شده است.
دشمن، از قدرتِ دفاعیِ ما احساس خطر نمیکند؛ آنچه دشمن را نگران میکند، یکپارچگیِ ملت و اتحادِ نخبگان و مرجعیتِ دینیای است که به این اتحاد جهت میدهد.
امروز، همین سرمایهٔ وحدت یکی از میدانهای اصلی تهاجم و توطئه استکبار است؛ دشمن پس از آنکه در میدانهای سخت افزاری و نظامی به نتیجهای نرسید، کوشیده است با طرحهای نرم افزاری، مسئلهٔ معیشت، اختلافات مذهبی و قومی، و بدبینی نسبت به آینده، شکاف در جبههٔ داخلی ایجاد کند و نارساییهای طبیعی هر نظامی را به بحران تبدیل کند.
این روش، همان چیزی است که در ادبیاتِ دینی و انقلابی از آن به «فتنه» تعبیر میشود؛ فتنهای که نه با شمشیر، بلکه با شبهه، تفرقه و بیاعتمادی نفوذ میکند و اگر ملت در برابر آن به بصیرت و انسجام نرسد، هزینههای سنگینی بر امت تحمیل میشود.
در این میدان، نخبگان و عالمانِ حوزه، به سببِ جایگاه علمی و مرجعیتی که در میان افکار عمومی دارند، پرچمدارِ خشکاندنِ سرچشمههای شبههاند؛ همان رسالتی که امام خمینی(ره) بر آن تأکید کردند و در وصیتنامهٔ خود و بیاناتِ سرنوشتسازِ آن بزرگوار در دفاع از حضور آگاهانهٔ مردم در صحنه به آن هشدار دادند: تنها راه حفظ انقلاب، حضور و بصیرت آحاد مردم است.
وظیفهٔ امروز ما، تفسیر این حقیقت برای نسلهایی است که از آن روزها فاصله گرفتهاند، و برای کسانی که با ابزارهای رسانهای روزگار ما، بخشی از این حقیقت را تحریفشده میبینند.
و اکنون که در آستانهٔ این راهپیماییِ بزرگ قرار داریم، این پرسش پیش میآید که حضورِ مردمی چه ثمری دارد؟ پاسخ این است که حضور در صحنه، بهسانِ خودِ انقلاب، نقشِ یک عملیاتِ آگاهیبخش را ایفا میکند؛ فردِ حاضر در راهپیمایی، همزمان چند کار انجام میدهد: با دیگران پیوند میخورد، قدرتِ ملت را تجربه میکند، و نشان میدهد که سرمایهٔ اجتماعی این نظام قابل محاسبه نیست.
از نگاه راهبردی، این حضور، یک پیامِ روشن به محاسبهگران خارجی است؛ این حضور، احتمالِ موفقیت هر طرحی را که بخواهد با فشار و توطئه، ارادهٔ ملی را تغییر دهد، به شدت کاهش میدهد و نشان میدهد که ملت ایران، در برابر فشار، از میدان عقب نمینشیند؛ و این خود، برگ برندهٔ اصلی در معادلهٔ قدرت است.
از نگاه دینی نیز حضور، یک وظیفه است: تجلی امر به معروف و نهی از منکر در سطح ملی، و پاسخِ عملی به ندای «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ» که به ما آموخت که استقامت بر حق، تنها راه رسیدن به وعدهٔ الهی است.
مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم، با تکیه بر مسئولیتی که در قبال امت اسلامی و در قبال خون شهدا بر دوش دارد، از آحادِ ملت بزرگ ایران دعوت میکند که در این راهپیمایی باشکوه، حضور پررنگ و گرم داشته باشند؛ این حضور، اعلامِ وفاداری به آرمانهای امام راحل، قائد شهید امت، پیوند با خون شهیدان و تجدیدِ میثاق با مقام معظم رهبری است.
همزمان، باشکوهتر از هر زمان، صدایِ خود را به گوشِ جهانیان برساند و به همگان اعلام کند که این ملت، در مسیر حرکتِ تاریخی، تنها نیست و تنها نخواهد ماند.
امیدواریم که خداوندِ متعال این حضور را مایهٔ عزّت و سربلندی امت اسلامی قرار دهد و شرِّ توطئهها را از سرِ این ملت و از سرِ مظلومانِ جهان دور کند.
إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا
و السلامُ علی من اتّبع الهدی.
مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم