عصر قم - ورزش 3 /بهتاش فریبا، دوست و همتیمی قدیمی حمید علیدوستی، در گفتوگو با ورزش سه از آخرین دیدارش با این ستاره فقید و خاطرات رفاقت ۵۱ ساله گفت.
درگذشت حمید علیدوستی پس از تحمل یک دوره بیماری سخت، جامعه فوتبال ایران را در غم و اندوه فرو برد. رفتن این چهره محبوب فوتبال، واکنشهای بسیاری را به همراه داشت، از جمله واکنش بهتاش فریبا، پیشکسوت باشگاه استقلال و دوست قدیمی علیدوستی که سالها ارتباط نزدیکی با او داشت.
فریبا در گفتوگو با خبرنگار ورزش سه از رفاقتی گفت که از سال ۱۳۵۴ و همزمان با انتخاب آنها در تیم جوانان آغاز شده بود و تا روزهای پایانی زندگی علیدوستی ادامه داشت. او با صدایی بغضآلود درباره دوست قدیمیاش گفت: «ما از سال ۱۳۵۴ در تیم جوانان انتخاب شدیم و از همان زمان با هم دوست بودیم، این رفاقت تا همین دیروز ادامه داشت. ارتباط بسیار خوبی با هم داشتیم و در بیشتر اردوهای تیم ملی و سفرهای مربوط به بازیهای سنگاپور و کویت، هماتاق بودیم. واقعا انسانی به تمام معنا را از دست دادیم، کسی که از نظر سبک زندگی و اخلاق با بسیاری از فوتبالیستهای ایران تفاوت داشت. شاید بیش از دو هزار کتاب خوانده بود. متأسفانه انگار آدمهای خوب زودتر از میان ما میروند. نمیدانم چرا اینطور است!»
پیشکسوت استقلال با اشاره به روزهای سخت اخیر و از دست دادن دیگر همنسلانش ادامه داد: «چند وقت قبل هم محمد خضرایی را از دست دادیم که همدوره ما بود. متأسفانه روزهای سختی را پشت سر میگذاریم. این اتفاق زندگی من را هم تحتتأثیر قرار داده و واقعا کاری از دستم برنمیآید.»
فریبا در ادامه از برنامههای مربوط به مراسم بدرقه علیدوستی صحبت کرد و گفت: «در حال انجام کارهای مربوط به مراسم هستیم تا فردا ساعت ۹ صبح در امجدیه حاضر شویم و بعد به قطعه نامآوران برویم. دوباره به امجدیه برمیگردیم و این چرخه تکرار میشود، رفتن و بدرقه کردن دوستان و همنسلان.»
او که در جام ملتهای آسیا در کنار علیدوستی بازی کرده و به عنوان آقای گلی مسابقات رسیده بود، نقش دوست قدیمیاش را در آن موفقیت پررنگ دانست: «حمید از بهترین مهاجمان تاریخ فوتبال ایران بود. من در جام ملتهای آسیا هفت گل زدم و آقای گل شدم. شاید سه یا چهار گل از آنها با پاس گل حمید به ثمر رسید. در واقع، بسیاری از کارها را حمید انجام میداد و من ضربه آخر را میزدم. او بازیکنی بود که با توپ حرکت میکرد، قدرت دریبلزنی و سرعت بسیار خوبی داشت و از گامهای بلندی برخوردار بود. واقعا بازیکنی ایدهآل بود، اما متأسفانه بیماری سرطان به او فرصت بیشتری نداد.»
یکی از تلخترین بخشهای صحبتهای فریبا به آخرین ملاقاتش با علیدوستی در بیمارستان مربوط میشد،دیداری که تنها چند روز پیش از درگذشت این پیشکسوت فوتبال انجام شده بود. او در این باره گفت: «چندین بار به بیمارستان رفتم و او را دیدم، بهخصوص هفته گذشته که به ملاقاتش رفتم. حدود دو هفته در بیمارستان بود و حالش نسبتا خوب بود. همسر و خواهرش هم آنجا بودند و آن روز ترانه باید استراحت میکرد. حدود یک ساعت کنار هم نشستیم، کلی خندیدیم و خاطرات گذشته را مرور کردیم.»
فریبا ادامه داد: «حتی هنگام رفتن، خواهرش به من گفت: آقای فریبا، شما بیشتر به اینجا بیایید. حمید مدتها بود که نخندیده بود. من هم سعی کردم بیشتر با او شوخی کنم و از این طریق از نظر روحی کمکش کنم.»

دوست قدیمی علیدوستی پس از مرخص شدن او از بیمارستان نیز ارتباطش را با خانوادهاش حفظ کرده بود و هر روز از شرایط او خبر میگرفت. فریبا درباره روزهای آخر زندگی این پیشکسوت خوشنام گفت: «بعد از مدتی از بیمارستان مرخص شد و به خانه رفت. من هر روز با همسرش صحبت میکردم. دو روز پیش با من تماس گرفت، اما چون در جلسه بودم نتوانستم پاسخ بدهم. شب که به خانه رسیدم با او تماس گرفتم. گفت سطح هوشیاری حمید در خانه پایین آمده و ظاهرا ریهاش هم آب آورده است. دوباره با اورژانس او را به بیمارستان منتقل کرده بودند و در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود. گفتند سطح هوشیاریاش بهتر شده است، اما صبح روز بعد، یعنی دیروز، دوباره خبر دادند که وضعیتش تغییر کرده و خوب است و در نهایت حدود ساعت پنج بعدازظهر متوجه شدیم اتفاق تلخی افتاده است.»
فریبا در بخش دیگری از صحبتهایش به ویژگیهای خاص علیدوستی و تلاشهای خود برای حضور او در استقلال اشاره کرد. او معتقد بود حمید به دلیل شخصیت و انتخابهایش حاضر نبود در هر تیمی بازی کند و با وجود پیشنهادهایی که برای حضور در جمع آبیپوشان به او داده شده بود، ترجیح میداد در هما بماند.
پیشکسوت استقلال در این باره گفت: «حمید علیدوستی آدم بسیار خاصی بود و هر جایی نمیرفت و با هر کسی ارتباط برقرار نمیکرد. من بارها به دنبال او رفتم تا به استقلال بیاورمش، اما قبول نکرد. تا جایی که من اطلاع دارم، اصلا دوست نداشت در استقلال یا پرسپولیس بازی کند. او چند دوره آقای گل شده بود و خودش مسیر دیگری را انتخاب کرده بود.»
فریبا با اشاره به دشواری اسطوره شدن در تیمهایی غیر از استقلال و پرسپولیس، جایگاه علیدوستی در فوتبال ایران را قابل توجه دانست: «شما بهعنوان رسانه میدانید که اسطوره شدن در تیمی غیر از استقلال و پرسپولیس چقدر دشوار است، اما حمید با وجود بازی در هما توانست به یک اسطوره تبدیل شود. من چندین بار تلاش کردم او را به استقلال بیاورم، اما قبول نکرد و میگفت در هما راحت است. ما در تیم هما دوستان زیادی داشتیم و آن تیم برایمان حکم تیم دوم را داشت. بسیاری از استقلالیها در هما حضور داشتند و من حتی زمانی که خودم بازی میکردم، برای تماشای مسابقات هما هم میرفتم.»
فریبا در پایان با ابراز تأسف از روزهای سختی که علیدوستی در زندگی شخصی خود پشت سر گذاشته بود، گفت: «خودمان فرزند و نوه داریم و میدانیم وقتی فرزندمان بیمار میشود، چه شرایط سختی را تجربه میکنیم و چقدر نگرانی و بیخوابی به همراه دارد. حمید هم در زندگی شخصیاش روزهای بسیار دشواری را پشت سر گذاشت، از دست دادن پسرش و بیماری دخترش، رنجهای زیادی برای او به همراه داشت. واقعا زندگی سختی را تجربه کرد. امیدوارم روحش در آرامش باشد.»