عصر قم - بخشیدن لباس عروسی به نیازمندی که در شب ازدواج حضرت فاطمه زهرا(س) به در خانه ایشان آمد، یکی از جلوههای کمتر تأملشده ایثار در سیره آن بانوی بزرگوار است. یک پژوهشگر تاریخ اسلام در گفتوگو با ابنا، با بازخوانی این واقعه و نمونههای دیگری از زندگی حضرت، ابعاد اجتماعی و تربیتی این الگوی فاطمی را تشریح کرد.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (ع) ـ ابنا: در روزگار بحران هویت و فقرِ الگوهای جامع، بازخوانی منظومه زیستی حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) فراتر از مرزهای مذهبی و جنسیتی، پاسخی زنده به نیاز فطری انسان معاصر است؛ شخصیتی که کمال باطنی را با کنشگری اجتماعی، استقامت در بحرانها و نبوغ تربیتی درهمآمیخت و عیار «انسانِ کامل» را به نمایش گذاشت.
در همین راستا و همزمان با فرارسیدن ایام حزنانگیز شهادت صدیقه طاهره (س)، در قالب سلسلهگفتوگوهایی پیرامون «الگوسازی جهانی از سیره فاطمی»، با حجتالاسلام والمسلمین امیرحسن مظفریزاد، پژوهشگر و کارشناس تاریخ اسلام به گفتگو نشستهایم که این مصاحبه در ادامه تقدیم شما مخاطبان گرامی میگردد.
بسم الله الرحمن الرحیم.
یکی دیگر از جلوههای «خیر کثیر» بودن حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، اهتمام و توجه ویژه ایشان به مردم، دستگیری از فقرا و رفع مشکلات نیازمندان است. دقت در این سیره نشان میدهد که آن بانوی بزرگوار در عرصه اجتماعی کاملاً فعال و حاضر بودهاند؛ زنی گوشهنشین، زاویهنشین و به دور از جامعه نبودند، بلکه همانگونه که پیشتر اشاره شد، هرگاه نیاز باشد، در عرصههای حساس و خطیر نیز حضور مییابند و به وظایف و تکالیف الهی خود عمل میکنند.
نمونههای روشنی از این ویژگی در تاریخ به چشم میخورد. یکی از شواهد بارز توجه حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به مردم، آگاهی از مشکلات آنان و داشتن مراودات اجتماعی، داستان معروف دعای ایشان است که وجود نازنین امام حسن (علیهالسلام) آن را نقل کردهاند:
«مادرم در یکی از شبها از سر شب تا صبح برای همسایگان دعا کرد.»
در آن روایت تأکید شده است که حضرت نام تکتک همسایگان را به زبان میآوردند و به صورت خصوصی و موردی برای هریک از آنان دعا میکردند.
این امر گویای آن است که حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) نه تنها یک یا دو نفر، بلکه طیف وسیعی از همسایگان و اطرافیان خود را میشناختند؛ بهگونهای که دعا برای آنان از سر شب تا صبح به طول انجامید. این سیره روشن میسازد که آن حضرت با بخش قابلتوجهی از جامعه در تماس و مراوده بودهاند و از مشکلات و احوال آنان بهخوبی آگاهی داشتهاند.
این امر گویای آن است که حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) نهتنها یک یا دو نفر، بلکه طیف وسیعی از همسایگان و اطرافیان خود را میشناختند؛ بهگونهای که دعا برای آنان از سر شب تا صبح به طول انجامید. این سیره روشن میسازد که آن حضرت با بخش قابلتوجهی از جامعه در تماس و مراوده بودند، مشکلات این افراد را میشناختند، از احوالشان آگاهی داشتند و برایشان دعا میکردند.

حتی وقتی وجود نازنین امام حسن مجتبی (علیهالسلام) با دلسوزی عرض میکنند: «مادر جان! ای کاش برای خودتان هم دعا میکردید»، ایشان در پاسخ میفرمایند:
«اَلجارُ ثُمَّ الدّارُ»
نخست همسایه، سپس خانه .
این پاسخ درخشان، در واقع نشاندهندۀ اوج توجه به حقوق همسایه و اهمیت مراودات اجتماعی در سیره عملی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است.
مورد دیگری که میتوان در این راستا به آن اشاره کرد، داستان پرمحتوای «سوره دهر» (یا انسان) است. در این واقعه، سه شب پیاپی فقیر، یتیم و اسیر به در خانه اهلبیت (علیهمالسلام) مراجعه میکنند، در حالی که این بزرگواران خود روزهدارند و به همان مقدار غذا (افطار خود) نیاز مبرم دارند. خداوند تبارک و تعالی در وصف این ایثار میفرماید:
«وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا»
با اینکه خود به آن غذا نیاز دارند، دیگران را بر خویش مقدم میدارند و این اهتمام و توجه به دیگران، فوقالعاده و بینظیر است.
اینگونه آموزهها ریشه در متن اسلام ناب دارد؛ چنانکه پیامبر عظیمالشأن اسلام (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند:
«مَنْ أَصْبَحَ وَلَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ»
هرکس صبح کند و در پی اهتمام به امور و مشکلات مسلمانان نباشد، مسلمان واقعی نیست.
بنابراین، شرط مسلمانی، توجه به دیگران، خدمت به خلق و تلاش برای برطرف کردن مشکلات آنان است.
در ادامه همان آیات شریفه، خداوند تبارک و تعالی تأکید میکند که این انفاق و بخششِ بینظیر از سوی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، همسر گرامیشان حضرت امیرالمومنین و فرزندان عزیزشان (علیهمالسلام)، هرگز به خاطر منافع دنیوی نبوده است؛ چنانکه میفرماید:
«إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ».
این بزرگواران در هر انفاق و خدمتی، تنها رضایت خداوند متعال را در نظر دارند و هیچ چشمداشت یا شرط دیگری برای این کار ندارند.
همچنین میتوان به توجه حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به خانوادههای شهدا اشاره کرد. هرگاه در خانوادهای کسی به شهادت میرسید، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) از حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) میخواستند غذایی آماده کنند و برای آن خانواده ببرند.
خانوادهای که عزیزی را از دست داده، با مصیبتی سنگین روبهروست و ممکن است از نظر روحی و روانی توان رسیدگی به امور روزمره، از جمله تهیه غذا، را نداشته باشد. توجه به این خانوادهها، افزون بر تسکین آلام آنان، این پیام را نیز دربردارد که جامعه و حکومت، خانوادههای شهدا را تنها نمیگذارند و از آنان حمایت و سرپرستی میکنند؛ تا رزمندگان با آسودگی خاطر در میدان حاضر شوند و نگران وضعیت خانوادههای خود نباشند.
برای نمونه، پس از شهادت حضرت جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام)، که بعدها به «جعفر طیّار» مشهور شدند، حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) غذایی تهیه کردند و برای خانواده ایشان بردند. ایشان با این کار، هم به بازماندگان دلداری دادند و هم کوشیدند نیاز آنان را برطرف کنند تا در آن شرایط دشوار، بیغذا نمانند.

موارد دیگری از این دست نیز در تاریخ به چشم میخورد؛ از جمله روزی که فقیری نزد پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) آمد و درخواست کمک کرد. پیامبر در آن لحظه چیزی برای صدقه دادن نداشتند؛ از این رو از اصحاب سراغ گرفتند که آیا کسی توانایی کمک به این مرد را دارد، اما کسی نتوانست یاری کند.
پیامبر عظیمالشأن، آن فقیر را به در خانۀ حضرت زهرا (س) فرستادند. در آنجا نیز چیزی برای کمک وجود نداشت؛ امری که نشاندهندۀ سختترین شرایط اقتصادی در سالهای اولیه تشکیل حکومت اسلامی در یثرب و وسعت فقر در آن دوران است، تا جایی که حتی در خانۀ اهلبیت (علیهمالسلام) نیز طعامی یافت نمیشد.
حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) برای گرهگشایی از کار این فقیر، گردنبند خود را به او بخشیدند تا آن را بفروشد. آن مرد با گردنبند نزد پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) آمد و از گشایش کار خود ابراز خرسندی کرد. در این هنگام، جناب مقداد با دیدن یا شنیدن این ماجرا، تحت تأثیر قرار گرفت؛ او مقداری پول آورد، به آن مرد داد، برایش لباس و غذا تهیه کرد و در نهایت، آن گردنبند را از او خرید و به صاحب اصلیاش (حضرت زهرا سلاماللهعلیها) بازگرداند.
وقتی این ماجرا به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) رسید، در حق جناب مقداد دعا فرمودند:
«چه کارِ بابرکتی انجام داد!»؛ کسی که گرسنهای را سیر کرد، انسان برهنهای را پوشاند و در نهایت، مال را به صاحبش بازگرداند.
یکی از زیباترین جلوههای بخشش و دستگیری از مستمندان در سیره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) که معمولاً به صرف نقل تاریخ از کنار آن میگذریم و کمتر به عمق فداکاری و ایثار آن توجه میکنیم، ماجرای بخشیدن لباس عروسی به یک فقیر است. این واقعه در شب عروسی آن حضرت اتفاق افتاد؛ زمانی که فقیری به در خانه مراجعه کرد و درخواست کمک نمود.
این رویداد نشان میدهد که حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در شهر مدینه به عنوان پناهگاه، مرجع پاسخگویی، دستگیری و گرهگشایی از مشکلات شناخته میشدند. همه، زهرای مرضیه (سلاماللهعلیها) را به عنوان زنی بخشنده و یاریگر میشناختند و در سختیها به ایشان رجوع میکردند. آن فقیر نیز در شب عروسی بانو، به در خانه آمد و درخواست کمک کرد. از آنجا که حضرت در آن لحظه طعام یا مال دیگری برای بخشش نداشتند، به زنان حاضر در خانه دستور دادند پردهای دور ایشان بکشند؛ سپس پیراهن عروسی را از تن خارج کرده، لباس معمولی خود را پوشیدند و آن لباس نو و عروسی را به فقیر بخشیدند و با همان لباس ساده راهی خانۀ داماد، حضرت علی بن ابیطالب (علیهالسلام)، شدند.
این اقدام بینظیر، گویای زهد فوقالعاده و بیتوجهی کامل حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به ظواهر دنیوی است. ایشان بدون هیچگونه تردید، معطلی یا گلایه، بلافاصله لباس عروسی را بخشیدند. از کسی نپرسیدند که آیا فرد دیگری نیست تا کمک کند، بلکه خود بیدرنگ دست به این کار زدند. افزون بر این، نشاندهندۀ هماهنگی کامل روحی و فکری ایشان با همسر بزرگوارشان، حضرت علی (علیهالسلام) بود؛ زیرا بانو با اطمینان کامل میدانستند که داماد و همسر ایشان نیز دلبستۀ این ظواهر مادی نیستند و برای هر دوی آنها، تنها «رضایت خداوند، معنویت و خدمت به مردم» اصالت دارد.
گفتوگو از: سمیرا گلکار