عصر قم - شیراز- تولیت حرم مطهر شاهچراغ(ع) گفت: اگر سخنان تئوریسینهای جریان غربگرا مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد به معنای این است که باید در مقابل دشمن بی قید و شرط تسلیم شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در شیراز، حجتالاسلام و المسلمین کلانتری تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی(ع) در نشست جهاد تبیین جنگ تحمیلی سوّم را یک جنگ ترکیبی چندلایه دانست و گفت: با گذر زمان و به تدریج لایههای زیرین این جنگ در حال نمایانشدن هستند.
وی افزود: یک زمانی بحث بر سر براندازی نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود، روزی دیگر بیان کردند که خود کشور بزرگ و تأثیرگذار ایران یک چالش جدی برای جهان غرب است و باید از بین برود و امروز مارکو روبیو؛ وزیر امور خارجه آمریکا، جنگ تمدنها را به عنوان یک لایه جدید از این نبرد مطرح و از تمام اروپا درخواست کرده است تا با یکدیگر متحد شوند و تمدن کهن ایران را ریشه کن نمایند.
استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: استمداد آمریکا از اروپا را نشانه استیصال و ضعف مفرط دشمن جنایتکار دانست و گفت: اینکه دشمن بعد از تقریبا ۸ ماه جنگ ترکیبی، دست نیاز به سمت اروپا دراز میکند و در فکر تلافی و انتقام شکست در جنگ ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است، این خود نشانه ضعف و ناتوانی آنها میباشد و این را یادآور میشود که تا امروز شکست خوردهایم و حالا باید با یکدیگر متحد شویم تا بتوانیم کاری را از پیش ببریم و گرنه در آینده بیچاره خواهیم شد.
وی افزود: آن امپراطوری بزرگ ۲۵۰۰ سال قبل دوباره سربرآورده است و اگر کاری نکنند، در مقابل آن تمدنی که به گفته خودشان سالها قبل آن را نابوده کرده و از بین برده بودند، شکست خواهند خورد و این در حقیقت اعتراف به ضعفی است که ناخواسته دشمن آن را بیان کرده است.
رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی در ادامه به دو دیدگاه موجود در کشور در رابطه با جنگ رمضان اشاره کرد و گفت: یک دیدگاه این است که حتماً باید با آمریکا به هر قیمتی به تفاهم برسیم. نمونه آن سخنان اخیر برخی از اعضای جریان های فکری غربگرادر کشور است، که در واقع منظورشان از «تفاهم به هر قیمت»، چیزی جز «تسلیم محض در برابر دشمن» نیست.
وی افزود: چراکه پیش فرض ذهنی آنها این است که آمریکا از تمامی جهات نظامی، اقتصادی و رسانهای، قدرت برتر است و ما در مقابل او نمیتوانیم کاری را به سرانجام برسانیم، لذا باید تسلیم شویم. البته در مورد چگونگی این به اصطلاح تفاهم و در واقع تسلیم، وارد جزئیات نمیشوند، زیرا میدانند اگر بیان کنند اکثریت مردم در دهان گوینده آن خواهند زد.
حجت الاسلام والمسلمین کلانتری، تصریح کرد: اگر سخنان تئوریسینهای جریان غربگرا مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد به معنای این است که باید در مقابل دشمن بی قید و شرط تسلیم شد و به معنای واقعی کلمه، مستعمره آمریکا شویم. نهایت و نتیجه این «تفاهم به هر قیمت» آن است که باید از دین خود دست برداریم و به سمت دین و آئین آنها برویم، همانطور که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است؛
این تحلیلگر مسائل سیاسی، ضمن انتقاد از جریان غربگرای تسلیم طلب گفت: سخن از پذیرش عهدنامهای همچون ترکمانچای - در زمانی که ایران در اوج اقتدار قرار دارد - و تحویل بخشی از کشور به دشمن و یا تن دادن به تجزیه آن و پذیرش بیقید و شرط خواست دشمن، اوج تسلیم محض و خیانت است، چراکه خودمان با دست خودمان به دشمن اجازه دادهایم برای ایران و منابع و نفت کشور تصمیم گیری کند و آن را به غارت ببرد، همان سرنوشتی که برای عراق رقم زدند.
استاد دانشگاه تهران، به عوامفریبی جریان غربگرا در بیان توجیحات کذایی برای آمادهسازی اذهان در خصوص تسلیمِ دشمن شدن، اشاره کرد و گفت: آنها این تسلیم طلبی را زیبا جلوه میدهند تا بتوانند مردم را فریب دهند، میگویند که کشور این همه پیشرفت کرده و صدها زیرساخت، بنا کرده است که اگر تسلیم نشویم آنها از بین میروند، لذا برای جلوگیری از نابودی دستاوردهای انقلاب باید با دشمن به تفاهم برسیم و اینگونه مردم را برای فشار آوردن بر مسئولین، فریب میدهند تا به اهداف خود برسند اما آنها اتفاقاتی را که بعد از تسلیم محض شدن پیش خواهد آمد، بیان نمیکنند که یکی از آنها این است که باید همه چیز را با هم تحویل دشمن بدهیم.
وی ادامه داد: این نوع تسلیم طلبی بی قید و شرط نشان دهنده این است که این افراد با طرف مقابل یک بده بستانی دارند که به خاطر از بین نرفتن منفعت شخصی خود و علنی نشدن اتفاقات گذشته و ریخته نشدن آبروی خودشان، این گونه از تسلیم و تحویل دادن سالم و دست نخورده زیرساختها به آمریکا سخن میگویند و سعی میکنند مردم را فریب دهند تا خودشان به اهداف مورد نظرشان برسند .
استاد دانشگاه تهران، سرنوشت شوم کشور لیبی را یادآور شد و گفت: نمونه بارز تسلیم محض شدن را قذافی رهبر وقت لیبی، سالها پیش انجام داد که تمام دستاوردها و امکاناتی را که در اختیار داشت، سالم تحویل آمریکا داد و زمانی که آمریکاییها متوجه شدند که دیگر چیزی برای بردن نمانده، شروع به بمباران آنجا کردند و خودش نیز به قتل رسید.
وی افزود: با اینکه چند سال از آن زمان گذشته، اما لحظهای کشتار در آن سرزمین متوقف نشده و کشور لیبی به بخشهای مختلفی تقسیم شده و قدرتهای زیادی در آنجا شکل گرفته است. در مورد وضعیت اسفناک و درد آور مردم لیبی نیز هیچ نهادی حتی سازمان دیدهبان حقوق بشر، رسیدگی نکرده است. آنها به دنبال مذاکره و توافق بودند که عاقبتشان اینگونه شد. سوریه، عراق، افغانستان و سایر کشورها نمونه های دیگری هستند که به آمریکا اعتماد کردند و فرجام شومی نصیبشان شد .
حجت الاسلام والمسلمین کلانتری خاطرنشان کرد: تسلیم طلبی یک دیدگاه است که در کشور ما متاسفانه وجود دارد، در ابتدا برای کسانی که اینگونه فکر میکنند باید دعا کنیم تا از خواب غفلت بیدار شوند و اِنشاءالله سر عقل بیایند. آنها حرفهای خودشان را عقلانی میدانند اما این اوج جهالت، نادانی، رذالت و پستی میباشد که انسان این گونه در مورد کشور خودش نظر داشته باشد و با دست خود، وطن و سرزمین خودش را تحویل دشمن دهد و باعث نابودی آن گردد.
رئیس انجمن انقلاب اسلامی، به سوءاستفاده مدام واژه «جام زهر» از سوی افراد و جریان تسلیم طلب اشاره کرد و گفت: آنها بعضی وقتها از واژه «جام زهر» استفاده و از ناآگاهی نسل جدید سوء استفاده میکنند؛ نوشیدن جام زهری که امام خمینی(ره) به آن اشاره کردند، از سال ۱۳۴۱ تا سال ۱۳۶۸ که رحلت ایشان است فقط یک بار اتفاق افتاد و این هم اگر خوب تحلیل شود به این معنا بود که ما از منافع حداکثری، کمی تنزل میکنیم، نه اینکه کشور را تحویل بدهیم و تسلیم محض شویم.
وی افزود: سال پایانی دفاع مقدس، شورای امنیت سازمان ملل یک پیشنهادی را به عنوان قطعنامه ۵۹۸ صادر کرده بود که فقط بخشی از منافع ایران در آن دیده شده بود، یعنی اینگونه نبود که صددرصد به ضرر ایران باشد ولی اوج درخواست ما که معرفی متجاوز بود در آن وجود نداشت ولی سایر خواستههای ایران تماماً در آن مطرح شده بود و این پیشنهاد روی میز بود، نوشیدن جام زهر توسط امام خمینی(ره) یعنی که ما این قطعنامه را پذیرفتیم و از یکی از آن خواستههای خود، تنزل کردیم و بدون وجود آن بند، قطعنامه را پذیرفتیم . هرچند که بعدها این موضوع نیز تأیید شد.
حجت الاسلام والمسلمین کلانتری خاطرنشان کرد: امروز، نه شورای امنیت سازمان ملل، بلکه آن مهاجم وحشی خواسته خود را برای ما روی میز گذاشته است و درخواستشان هم همان چیزی است که وزیر امور خارجه آمریکا بیان کرده است؛ یعنی نابودی تمدن ایران. همان چیزی که نتانیاهو، آن کودککش صهیونیست در مورد آن صحبت کرده است؛ یعنی نابودی مطلق ایران.
وی افزود: این دو شرایط و بحث نوشیدن «جام زهر» با یکدیگر ۱۸۰ درجه تفاوت دارند، یعنی اگر پیشنهاد امروز را مقابل امام خمینی(رحمت الله علیه) میگذاشتند ایشان آن را نمیپذیرفتند. در زمان جنگ تحمیلی خواسته ایران یک خواسته صددرصدی بود که امام(قدس سره) فقط از ۱۰ درصد آن به مصلحت نظام و کشور کوتاه آمدند ولی به ۹۰ درصد آن رسیدیم و بالاخره بعد از پذیرفتن قطعنامه از سوی ایران، متجاوز هم اعلام و اعدام شد.
استاد دانشگاه تهران، به نامه تسلیم طلبان به رهبر شهید(ره) در ۳۱ اردیبهشت سال ۸۱ و نوشیدن جام زهر اشاره کرد و گفت: جمعی از نمایندگان مجلس ششم با دیدن شواهد حملهی آمریکا به افغانستان، در اقدامی منفعلانه و از سر ترس، نامهای خطاب به رهبر انقلاب نوشته و با سیاهنمایی وضعیت کشور اظهار کردند که فرصت چندانی باقی نمانده و رهبری باید قبل از آنکه دیر شود، جام زهر را خود بنوشد! تلقی آنان این بود که آمریکا قصد لشکرکشی به ایران را دارد و چون نمیتوان در مقابل آمریکا ایستادگی کرد، پس باید تسلیم خواستههای او شد و از این طریق جلوی حمله آمریکا را گرفت. یعنی آنها همیشه هر مسئلهای که پیش میآید، تسلیم شدن و تحویل دادن بخشی از کشور را چاره کار میدانند.
تولیت آستان مقدس، نقطه مقابل «تفکر تسلیمطلبی» را «مقاومت صددرصدی» دانست و گفت: چنین موضعی همان توصیه قرآن مجید و آرمان بلند جمهوری اسلامی ایران است که برای آن انقلاب شد. این همه شهید در راه حفظ این آرمانها تقدیم این نظام مقدس شد، که ما تسلیم نشویم.
وی افزود: انقلاب کردیم که زیر بار استکبار نرویم و کشور را از زیر سلطه آمریکا بیرون کشیدیم. انقلاب با آن همه دستاوردهای عظیم، کشور را به یک قدرت جهانی آن هم به اعتراف دشمن تبدیل کرده است، حالا شما بیان میکنید که به نیم قرن عقبتر، قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ برگردیم، آیا این عقلانی است؟! اگراینگونه باشد انقلاب و تمام دستاوردهای آن بیمعنا میشود و از بین میرود. توصیه قرآن، ایستادگی در مقابل دشمن است این دیدگاه را باید در جامعه گسترش بدهیم. بر اساس این دیدگاه و در میانه جنگ تحمیلی که قرار داریم، راهکار، مقاومت و مقابله کردن با دشمن است .
استاد دانشگاه تهران، در ادامه به راهکارهای مقابله با دشمن اشاره کرد و گفت: افزایش قدرت کشور در تمام حوزههای اقتصادی، فرهنگی، رسانهای و شناختی، نخستین راهکار است که همه ما وظیفه داریم در این زمینه کار کنیم و حیثیت ما به انقلاب و در واقع به اسلام ناب میباشد که به ما اجازه کوتاه آمدن در مقابل دشمن را نمیدهد. اما خدای آنها دلار میباشد و حاضر هستند برای یک سنت، انسانها را بکشند، نقطه ضعف آنها دلار و سرمایه است .
در جهانبینی لیبرالیستی، دنیا و سرمایه، خدای آنها میباشد، لذا باید به همین نقطه ضربه بزنیم، همین کاری که در حال حاضر صورت میگیرد. آنها حتی اگر یک سنت افزایش قیمت داشته باشند، آن را برای خود خطرناک میدانند، نقطه ضعف آنها اینجاست.
حجت الاسلام والمسلمین کلانتری در ادامه به انتقاد اخیر امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه به سخنان ترامپ و نتانیاهو اشاره کرد که خطاب به آنها میگوید: شما آدرس غلط ندهید، نگویید اسلامگراها به فرانسه آمدند و باعث این آشوبها شدند، اینها اصلاً هیچ ارتباطی به آنها ندارد و همه اینها به جنگی که شما علیه ایران به راه انداختید برمیگردد زندگی را بر مردم سخت کردید و مردم ما تاوان اشتباهات محاسباتی شما را میدهند. این سخن مکرون، همان چیزی است که امام خمینی(ره) فرمودند که اگر بخواهید با دین ما بجنگید، تمام دنیایتان را خراب خواهیم کرد.
وی، سومین راهکار مقابله با دشمن را «خوب جنگیدن در زمان لازم» دانست و گفت: اگر قرار باشد اتفاقی بیافتد و دشمن مجدداً گرفتار محاسبات غلط شود، باید با همه توان در دهان دشمن کوبید و بدون ملاحظه با دشمن روبرو شد؛ این راهکار آزمایش شده و موفق هم بوده است.
رئیس انجمن انقلاب اسلامی، چهارمین راهکار مقابله با دشمن را «تقویت وحدت و انسجام ملی» دانست و گفت: نباید به سمت حاشیه و موارد جزئی برویم که هیچ فایدهای هم برای کشور ندارد. بعضی وقتها بحثهای شخصی بین افراد وجود دارد و همان مسائل به یک بحث جدی تبدیل میشود که در جوامع انقلابی اصلاً منطقی نیست و نباید به آن دامن زد. وحدت و انسجام ملی همیشه رمز پیروزی کشور بوده و میباشد که باید آن را حفظ و تقویت کرد.
تولیت آستان مقدس، «خلع سلاح ستون پنجم دشمن در کشور» را دیگر راهکار مقاومت و مقابل با دشمن دانست و گفت: سه نوع ستون پنجم در کشور وجود دارد؛ نخست غربزدههای بیچاره هستند که مغز آنها مشکل دارد و مقابله با آنها بسیار سخت است. همانگونه که امام راحل(قدس سره) فرمودند باید از خدا بخواهیم که مغز آنها درست شود، مغز که خراب بشود هیچ کاری نمیشود کرد.