پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

ایده‌ی طلایی کردن اقتصاد ایران

ایده‌ی طلایی کردن اقتصاد ایران
عصر قم - اقتصاد ایران سال‌هاست با نوعی «دلاری شدن» روبه‌روست که بسیار فراتر از استفاده‌ی واقعی از دلار در تجارت خارجی است. دلار در ذهن جامعه به معیار سنجش ارزش پول، مسکن، خودرو، دستمزد، سرمایه و حتی موفقیت یا شکست سیاست اقتصادی تبدیل شده است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - اقتصاد ایران سال‌هاست با نوعی «دلاری شدن» روبه‌روست که بسیار فراتر از استفاده‌ی واقعی از دلار در تجارت خارجی است. دلار در ذهن جامعه به معیار سنجش ارزش پول، مسکن، خودرو، دستمزد، سرمایه و حتی موفقیت یا شکست سیاست اقتصادی تبدیل شده است.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، اقتصاد ایران سال‌هاست با نوعی «دلاری شدن» روبه‌روست که بسیار فراتر از استفاده‌ی واقعی از دلار در تجارت خارجی است. دلار در ذهن جامعه به معیار سنجش ارزش پول، مسکن، خودرو، دستمزد، سرمایه و حتی موفقیت یا شکست سیاست اقتصادی تبدیل شده است؛ در نتیجه، افزایش نرخ دلار فقط یک تغییر قیمت در بازار ارز نیست و به‌سرعت، به علامتی برای کاهش ارزش ریال تبدیل می‌شود و می‌تواند موج تازه‌ای از تقاضا برای ارز (دلار آمریکا)، طلا و سایر دارایی‌ها ایجاد کند. به این ترتیب، خود دلار بخشی از سازوکار شکل‌گیری انتظارات تورمی می‌شود.
این وابستگی از نظر ساختاری نیز محلّ تأمل است. بخش مهمی از تجارت خارجی ایران اساساً با دلار تسویه نمی‌شود و اقتصاد ایران برای مبادله با چین، کشورهای همسایه و دیگر شرکای تجاری می‌تواند از یوان، درهم و ارزهای دیگر استفاده کند. در سطح جهانی نیز اگرچه دلار همچنان مهم‌ترین ارز ذخیره است، سهم آن از ذخایر ارزی رسمی جهان در میانه‌ی ۲۰۲۵ حدود ۵۶ درصد بود؛ یعنی نظام ذخایر جهانی عملاً چندارزی است.
طنز تلخ و گزنده و تاریخی ماجرا آنجاست که ما نفت را از مسیر تراستی‌ها به چین می‌فرستیم؛ یوان یا دلار آن را در امارات به درهم تبدیل می‌کنیم و بعد دوباره با همان درهم، خریدها را از چین انجام می‌دهیم!
باری، در همین دوره، طلا دوباره جایگاه برجسته‌تری در ترازنامه‌ی بانک‌های مرکزی پیدا کرده است. بانک‌های مرکزی جهان در چهار سال اخیر به‌طور متوسط سالانه حدود هزار تن طلا افزوده‌اند؛ و این یعنی دو برابر متوسط سالانه‌ی دهه‌ی پیش از آن. در نظرسنجی ۲۰۲۶م. در شورای جهانی طلا نیز ۸۹ درصد مدیران ذخایر انتظار داشتند ذخایر طلای بانک‌های مرکزی جهان باز هم افزایش یابد و ۴۵ درصد گفته‌اند خودشان قصد افزایش ذخایر طلا را دارند. انگیزه‌های اصلی نیز حفظ ارزش در بلندمدت، تنوع‌بخشی و تاب‌آوری در برابر بحران‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی عنوان شده است.
برای ایران یک ویژگی دیگر نیز اهمیت دارد: خانوار ایرانی از مدت‌ها پیش طلا را به‌عنوان وسیله‌ی حفظ ارزش پذیرفته است. برای نمونه، فقط در سه‌ماهه‌ی دوم ۲۰۲۵ تقاضای سرمایه‌گذاری برای شمش و سکه در ایران از ۱۳ تن عبور کرد و به بالاترین سطح بیش از شش سال رسید.
بنابراین سیاست‌گذار ایرانی قرار نیست فرهنگ تازه‌ای را از صفر ایجاد کند؛ سرمایه‌ی اجتماعی و عادت اقتصادی آن از قبل وجود دارد.
به‌عنوان نمونه ما در اقتصاد روستایی ایران با پدیده‌ی «مادر بانکدار روستایی» روبروایم که توانسته در ۷۰ سال گذشته‌ی اقتصاد تورمی ایران، با ذخیره‌سازی پس‌اندازها با طلا، از برخی ضررهای اقتصاد سیاسیِ رانتی و تورمی ایران، خود را مصون نگه‌دارد.
اکنون مسئله این است که بخش بزرگی از این طلا در خانه‌ها و صندوق‌های شخصی نگهداری می‌شود و عملاً از نظام مالی خارج است.
بگذریم از اینکه این معضله، یعنی مردم به نهاد دولت و حاکمیت، اعتماد کمرنگی داشته‌اند که پس‌اندازهای خود را از حساب‌های رسمی اقتصاد ایران، جدا کرده‌اند.
درباره‌ی میزان دقیق طلای خانوارهای ایرانی آمار رسمی قابل اتکایی وجود ندارد، ولی اگر برآوردهای رایج درباره‌ی وجود ۲۰۰ تا ۳۰۰ تن طلا در اختیار خانوارها حتی به‌طور تقریبی درست باشد، با یک ذخیره‌ی خصوصی بسیار بزرگ روبه‌رو هستیم که هم قدرت حفظ ارزش دارد و هم، در صورت ایجاد اعتماد کافی، می‌تواند به یک دارایی مالی فعال تبدیل شود.
حاکمیت ایران باید بتواند این ذخیره‌ی پس‌انداز را به یک جریان بالنده‌ی اقتصادی هم‌افزا تبدیل کند.
تجربه‌ی ترکیه از این جهت آموزنده است. در آن کشور نیز هزاران تن طلا به‌صورت سنّتی نزد خانوارها نگهداری می‌شد. بانک‌ها با ایجاد حساب‌ها و ابزارهای مبتنی بر طلا توانستند بخشی از «طلای زیر بالش» را وارد نظام مالی کنند. شورای جهانی طلا گزارش کرده بود که تا پایان ۲۰۱۳ حدود ۴۰ تن از طلای خانگی ترکیه از این طریق جذب نظام بانکی شده بود و بانک‌های تجاری مجموعاً حدود ۲۵۰ تن طلا در اختیار داشتند. ترکیه بعدها طیف گسترده‌ای از حساب‌های طلایی و ابزارهای بانکی مبتنی بر طلا را توسعه داد.
از این منظر، مسئله‌ی سیاستی ایران را می‌توان روشن بیان کرد: چگونه می‌توان بدون کنارگذاشتن ریال و بدون بازگشت به استاندارد کلاسیک طلا، طلا را به مرجع اصلی حفظ ارزش، پس‌انداز، پشتوانه‌ی ترازنامه‌ها و بخشی از زیرساخت مالی بین‌المللی ایران تبدیل کرد و با این کار، استیلای دلار آمریکا بر ذهنیت سیاستگذاران ایرانی و سپس مردم ایران را کاهش داد؟
پاسخ می‌تواند بر چهار ستون استوار باشد: نخست باید انحصار دلار در ذهن اقتصادی حاکمیت و جامعه شکسته شود. دولت، بانک مرکزی و رسانه‌های رسمی می‌توانند در کنار ارقام ریالی، شاخص‌های مهمّی مانند بودجه، نقدینگی، بدهی دولت، دستمزد و تولید ملی را با «معادل طلایی» نیز گزارش کنند. مردم به‌تدریج خواهند دید که مثلاً یک میلیون تومان چند گرم طلا می‌خرد و قدرت خرید طلایی درآمدشان در طول زمان چگونه تغییر کرده است. طلا در اینجا جای ریال را نمی‌گیرد؛ به متر سنجش ارزش بلندمدت تبدیل می‌شود.
این قابلیت، اخیراً در برخی حساب‌های بانکی (مثل بلو و...) پدید آمده و استقبال مردم از آن، بالا بوده است.
سعید اشیری


نظرات شما