عصر قم - استاد و پژوهشگر حوزه فقه رسانه با اشاره به تغییر ماهیت جنگها، گفت: جنگ شناختی با هدف تأثیرگذاری بر ذهن و ادراک جامعه شکل گرفته و باید بهعنوان حوزهای مستقل در فقه مورد بررسی قرار گیرد.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلاموالمسلمین علی نهاوندی، رئیس مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی در درس خارج فقه جنگ شناختی و جهاد تبیین که روز دوشنبه در مرکز تحقیقات اسلامی مجلس برگزار شد، با اشاره به تغییر ماهیت جنگها از رویاروییهای نظامی به نبردهای شناختی و ادراکی، اظهار داشت: دشمن امروز برای تغییر نگرشها و رفتارهای جوامع، بیش از گذشته از ظرفیت رسانه، فناوری و عملیات شناختی استفاده میکند؛ ازاینرو باید «فقه جنگ شناختی» با دقت در موضوع، متعلق حکم و احکام شرعی آن، بهصورت مستقل از فقه رسانه، ارتباطات، فضای مجازی و هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گیرد.
در ادامه متن کامل سخنان حجتالاسلاموالمسلمین نهاوندی را میخوانید:
من این جلسه را با مقدمهای آغاز میکنم که متناسب با مسائلی است که امروزه در بستر اجتماعی در حال شکلگیری است؛ تعارضات، نبردها و تقابلهایی که کاملاً به چشم میخورد .
شما مستحضرید که جنگ در دهههای گذشته تا امروز تغییر چشمگیری پیدا کرده است. زمانی که اسم جنگ میآمد، تصور ما این بود که دو نفر شمشیر به دست گرفتهاند و در مصاف با یکدیگر هستند، یا طرفین اسلحه و سلاحهای دوربرد در اختیار دارند و یکدیگر را هدف قرار میدهند؛ از موشکهای هوا به زمین و زمین به هوا گرفته تا نبردهای دریایی که در آن دو کشتی با یکدیگر درگیر میشوند یا از ساحل به کشتی و از کشتی به ساحل حمله صورت میگیرد .
اما امروز، با وجود همه پیشرفتهایی که در عرصه نظامی صورت گرفته، جوامع از تهدیدات فیزیکی و جنگهای متعارف فاصله گرفتهاند و به سمت سلسلهای از تهدیدات اجتماعی و نبردهای ایدئولوژیک حرکت کردهاند. ظرفیتهایی که پیش از این، بسیار محدود و کمرنگ بود، امروز با گسترش فناوریها و رسانههای جمعی توسعه پیدا کرده است و جنگ، ساحت متفاوتی یافته است .
وقتی از «جنگ ترکیبی» یا «جنگ شناختی» صحبت میکنیم، ماهیتاً با جنگی که در آن یک حرکت و رویارویی فیزیکی و صفآرایی مستقیم وجود دارد، فاصله گرفتهایم. امروز منازعات در عصر ارتباطات و مفهوم جنگ در این رویارویی، صرفاً یک نبرد نظامی نیست .
شاید در گذشته اگر این مسائل را مطرح میکردیم، برای بسیاری قابل درک نبود؛ اما امروز در جنگ روانی، عملیات رسانهای و حوزه جنگهای شناختی با تأسیسات و ظرفیتهای جدیدی مواجه هستیم. بنابراین، علاوه بر مصادیق جدید، با توسعه مفاهیم و مفاهیم پایهای مواجهیم که باید بر روی آنها تمرکز و بحث کنیم .
میدان جنگ شناختی؛ ذهن و ادراک انسان
وقتی از جنگ شناختی صحبت میکنیم، در واقع وارد نبردی برای تأثیرگذاری و کنترل ذهن جمعیتها میشویم. در اینجا دیگر میدان جنگ، صرفاً سرزمین جغرافیایی نیست؛ بلکه «سرزمین ذهن»، «سرزمین شناخت»، «سرزمین فکر» و «سرزمین عاطفه» است .
امروز دشمن اگر بخواهد به مقاصد خود برسد، لزوماً به جنگ نظامی اکتفا نمیکند؛ بلکه به جنگهای ترکیبی متوسل میشود که یکی از مصادیق جدی آن، جنگ شناختی است .
در جنگ شناختی، ادراکات، باورهای فردی و جمعی و اطلاعات و فناوریهای ارتباطی به گونهای به کار گرفته میشوند که نگرشها تغییر کند، رفتارها دستکاری شود و برتری روانی و اطلاعاتی ایجاد شود .
اگر دشمن بخواهد تغییری در نظام سیاسی ایجاد کند یا نتایج اجتماعی یک جامعه را منحرف کند، لزوماً به دنبال ایجاد جنگ و درگیری فیزیکی نمیرود. جنگهای مدرن، جنگهایی هستند که با فهم هوشمندانه و دقیق و با استفاده از اطلاعاتی که از جوامع و شرایط مختلف به دست میآید، برای دستکاری حوزه شناختی، بینشی و ادراکی افراد و جوامع طراحی میشوند .
آنچه دشمن در گذشته میخواست از طریق جنگ نظامی و تصاحب سرزمینی به دست آورد، امروز میتواند بدون شلیک یک گلوله و از طریق جنگ شناختی دنبال شود؛ یعنی دشمن تلاش میکند به صورت بسیار دقیق و پیچیده، حوزههای ذهنی و ادراکی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را از آنِ خود کند .
ما باید در طول مباحث این دوره به این نتیجه برسیم که جنگ شناختی چیست، چه تفاوتی با انواع دیگر جنگ دارد و وقتی از «فقه جنگ شناختی» صحبت میکنیم، در مقابل دفاعی که از آن با عنوان «جهاد تبیین» یاد میکنیم، چه کنشها، افعال و رفتارهایی از سوی افراد مسلمان و نظامات و مجموعههای حق، و در مواردی از سوی سازمانها و نهادها، باید انجام شود تا از کیان اسلامی دفاع کنیم و راهکار مقابله با نقشههای دشمن برای حفظ اصالت، فرهنگ و ارزشهای اسلامی مشخص شود .
جنگ شناختی؛ فراتر از یک مسئله نظامی و امنیتی
نکته دیگری که میخواهم بر آن تأکید کنم این است که جنگ شناختی اساساً یک جنگ نظامی یا امنیتی نیست .
این نکته را باید بهخوبی مورد توجه قرار داد؛ زیرا وقتی از جنگ شناختی صحبت میکنیم، برخی تصور میکنند که این بحث صرفاً مربوط به وزارت اطلاعات یا حوزه امنیت است. البته حوزه امنیت یکی از مداخل این موضوع است، اما تمام مسئله به آن محدود نمیشود .
بخش مهمی از بحث جنگ شناختی به موضوعاتی مانند دادهها، روایت، ادراکات، الگوریتمها، شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی مربوط میشود و این ظرفیتها قابلیت اثرگذاری و انتشار گسترده دارند .
اما مسئله اصلی ما در جنگ شناختی با رویکرد فقهی، که نیازمند یک داوری دقیق نیز هست، این است که در ارتباطات جدیدی که با هدف تأثیرگذاری بر ادراک و رفتار انسان شکل میگیرد، از منظر فقه باید ببینیم چه موضوع یا موضوعاتی جنگ شناختی را تشکیل میدهد و احکام تکلیفی، وضعی و حکومتی مرتبط با آن چیست .
از اینجا ضرورت دارد جنگ شناختی را نهتنها به عنوان زیرمجموعهای از مباحث مرتبط با فقه رسانه مطرح کنیم، بلکه آن را به عنوان یک باب مستقل و یک بحث مستوفا مورد توجه قرار دهیم .
از سوی دیگر، صرفاً نمیتوان جنگ شناختی را ذیل موضوعات مرتبط با جهاد و دفاع نیز قرار داد که در ادامه درباره تفاوت آن توضیح خواهیم داد .
ضرورت توسعه ادبیات فقهی در موضوعات جدید
مطلب دوم بحث این است که این موضوعات، مسائلی نیستند که در تراث فقهی ما به شکل مستقیم و صریح درباره آنها بحث شده باشد. برای مثال، اگر کسی بخواهد درباره فقه پزشکی و طب بحث کند، در میراث فقهی ما مباحث و ابواب متعددی وجود دارد که میتوان از آنها استفاده کرد. در موضوعاتی مانند فقه مدیریت نیز میتوان از ظرفیتهای موجود در تراث فقهی بهره گرفت .
اما موضوعاتی مانند فقه هوش مصنوعی، فضای مجازی، فقه رسانه به معنای رسانههای امروز و فقه جنگ شناختی، موضوعات جدیدی هستند و ردپای مستقیم آنها را بهندرت میتوان در منابع گذشته پیدا کرد .
بنابراین، باید با کار و کاوش عمیقتر در مباحث، با توسل به متونی که در اختیار داریم، استفاده از عمومات و قواعد فقهی و تنقیح معانی و مفاهیمی که میتوان از آنها استخراج کرد، وارد این بحث شویم و آن را پیش ببریم .
در اینجا نکتهای وجود دارد که به نظرم اهمیت بسیار زیادی دارد و باید کسانی که در این حوزهها کار میکنند، آن را جدی بگیرند. من به وفور مشاهده میکنم که در حوزه، به دلیل عدم تشخیص دقیق موضوع و متعلق موضوع، مطالبی مطرح میشود که گاهی وقتی در اختیار کارشناسان و اهل فن قرار میگیرد، مشخص میشود فردی که این بحث را مطرح کرده، حتی از ابتداییات فناوری یا موضوع مورد بحث اطلاع کافی ندارد .
بنابراین، محل نزاع ما در تعیین و تشخیص موضوع و موضوعشناسی حکم باید با دقت بسیار زیادی مورد توجه قرار گیرد .
این بحث میتواند در این جلسه و حتی جلسه بعد ادامه پیدا کند و به یک کار علمی و مقاله تبدیل شود .
تفکیک فقه رسانه، فقه ارتباطات، فقه فضای مجازی، فقه هوش مصنوعی و فقه جنگ شناختی
میخواهم بین چند عنوان تفکیک ایجاد کنم و دوستان این بحث را بهصورت جدی دنبال کنند. این موضوعات در حوزه فعالیت حدود ۲۰ ساله بنده بوده و در هرکدام از این حوزهها به نوعی ورود داشتهام؛ چه از جهت تعیین موضوع، چه تعیین متعلق و چه تعیین حکم .
یکی «فقه رسانه» است که از آن با عنوان «فقه الاعلام» نیز یاد میشود .
دوم «فقه ارتباطات» است که میتوان از عناوینی مانند «فقه الاتصالات» یا «فقه التوصل» برای آن استفاده کرد .
عنوان سوم «فقه فضای مجازی» است .
عنوان چهارم «فقه هوش مصنوعی» است .
و عنوان آخر، «فقه جنگ شناختی» است .
ما میخواهیم به این نتیجه برسیم که فقه دقیقاً چه پدیدهای را موضوع هر یک از این حوزهها میداند، متعلق احکام در هرکدام چیست و حکم شرعی به چه فعلی، ترک فعلی، رابطه یا تعلّقی مربوط میشود .
این چهار یا پنج حوزه باید از یکدیگر تفکیک شوند؛ اگرچه مسائل مرتبطی دارند و نسبت آنها گاهی در مواردی به صورت لایهای با یکدیگر برقرار میشود .
برای مثال، ممکن است یک ویدئوی تولیدشده با هوش مصنوعی، موضوع فقه هوش مصنوعی قرار گیرد و در فضای مجازی منتشر شود. از سوی دیگر، انتشار آن یک عمل رسانهای و یک فعل رسانهای است و اگر در یک منازعه ادراکی قرار بگیرد، با بحث فقه جنگ شناختی نیز ارتباط پیدا میکند .
بنابراین، تفکیک و تفاوت این حوزهها اهمیت زیادی دارد .
تفاوت موضوع، متعلق حکم و حکم
در تحلیل فقهی، ابتدا باید مبنای اصولی خودمان را مشخص کنیم. در این جلسه این مبنا را مطرح میکنم و در جلسات بعد، هر یک از این موارد را از جهت موضوع، متعلق حکم و حکم روشن خواهیم کرد تا تفاوت آنها مشخص شود .
ممکن است کسی بگوید اصلاً فقه جنگ شناختی در یک حوزه مستقل نمیگنجد. این مسئله به مبنای ما در تعریف موضوع حکم بازمیگردد .
موضوع حکم ناظر به یک وضعیت خارجی است. کسانی که قائلاند فعل مکلف منحصر در افعال جوارحی نیست و علاوه بر افعال جوارحی، افعال جوانحی نیز میتوانند متعلق حکم قرار گیرند، باید این مسئله را نیز مورد توجه قرار دهند .
برای مثال، وقتی درباره اتلاف، اضرار، غیبت، کذب، اهانت، حفظ نظام، اعانه بر اثم و فحشا و اختلال بحث میکنیم، ورود ما به عرصه واقعیت عینی و وضعیت خارجی است که میتواند موضوع حکم قرار گیرد .
اما متعلق حکم، آن فعل یا ترک فعل اختیاری است که وجوب، حرمت، استحباب، کراهت یا اباحه به آن تعلق میگیرد .
برای مثال، وقتی درباره نشر، تولید، بازنشر، ذخیره کردن، شنیدن، طراحی کردن، فیلتر کردن، نظارت کردن، افشا کردن یا مقابله کردن بحث میکنیم، در واقع درباره متعلق حکم بحث میکنیم .
بنابراین، رسانه، فضای مجازی، هوش مصنوعی و جنگ شناختی لزوماً خودشان متعلق حکم نیستند؛ بلکه موضوعات مرکب و نظاموارهای هستند که افعال متعددی در نسبت با آنها موضوع حکم یا متعلق تکلیف قرار میگیرند .
این نکته بسیار مهم است و به نظرم میرسد پیش از تعیین مصادیق خارجی، باید تشخیص موضوع و تطبیق عناوین شرعی و استنباط حکم برای تطابق با آن موضوع بهدقت انجام شود .
ضرورت تفکیک «فقه رسانه» از «فقه در رسانه»
تا اینجا دو مطلب را مطرح کردیم. غیر از موضوعی که برای رهبر شهیدمان مطرح شد، دو مسئله دیگر را متناسب با موضوع درس مورد توجه قرار دادیم؛ یکی بحث مقدماتی درباره اهمیت و ضرورت و نوع پرداخت به این موضوع و دیگری تفکیک میان حوزههای مختلف فقهی مرتبط با فناوری و ارتباطات .
اکنون میخواهیم این تفکیک را ادامه دهیم .
وقتی میگوییم فقه رسانه، فقه فضای مجازی، فقه هوش مصنوعی، فقه جنگ شناختی یا فقه ارتباطات، باید مشخص کنیم دقیقاً درباره چه چیزی صحبت میکنیم .
اگر موضوع همه اینها واحد باشد، دیگر نمیتوان هرکدام را به صورت مستقل در نظر گرفت؛ بلکه باید مجموعهای از مسائل را در یک پرونده واحد قرار داد. اما اگر موضوعات متفاوت باشند، باید به تفکیک وارد آنها شد .
برای مثال، موضوع رسانه با موضوع ارتباطات متفاوت است و در نتیجه میتوانند موضوعات و مسائل مستقلی داشته باشند .
گاهی میبینیم مباحثی از کتاب مکاسب مرحوم شیخ انصاری، مانند بحث افشا، اهانت و برخی مباحث مکاسب محرمه، گرفته میشود و عیناً بر موضوعات جدید تطبیق داده میشود. این روش، بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی مسئله ما باشد .
ما میخواهیم درباره «فقه جنگ شناختی» صحبت کنیم، نه «فقه در جنگ شناختی». همانطور که میخواهیم درباره «فقه رسانه» صحبت کنیم، نه صرفاً فقه در رسانه .
یعنی اگر فقط آثار و پیامدهایی را که از رسانه منتشر میشود بررسی کنیم و احکام شرعی موجود را بر آنها تطبیق دهیم، در واقع نوع دیگری از پرداخت به موضوع را دنبال کردهایم .