دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

الگوی شایسته در کلام امیرالمؤمنین(ع)؛ تصویری از یک انسان تراز

الگوی شایسته در کلام امیرالمؤمنین(ع)؛ تصویری از یک انسان تراز
عصر قم - امیرالمومنین علی(ع) در حکمت ۲۸۹ نهج‌البلاغه، تصویری از یک انسان تراز ترسیم می‌کند که با کوچک دیدن دنیا، رهایی از شکم‌پرستی، سکوت حکیمانه، قدرت پنهان در ضعف ظاهری، و مخالفت آگاهانه با هوای نفس به بزرگی رسید. این الگو نشان می‌دهد که معنویت در انتخاب‌های کوچک روزانه است: توقف پیش از قضاوت، صداقت میان گفتار و کردار، و شکیبایی در برابر درد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - امیرالمومنین علی(ع) در حکمت ۲۸۹ نهج‌البلاغه، تصویری از یک انسان تراز ترسیم می‌کند که با کوچک دیدن دنیا، رهایی از شکم‌پرستی، سکوت حکیمانه، قدرت پنهان در ضعف ظاهری، و مخالفت آگاهانه با هوای نفس به بزرگی رسید. این الگو نشان می‌دهد که معنویت در انتخاب‌های کوچک روزانه است: توقف پیش از قضاوت، صداقت میان گفتار و کردار، و شکیبایی در برابر درد.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)-ابنا: امیرالمومنین علی(ع) تصویری کم‌نظیر از یک انسان کامل ترسیم می‌کند و می‌فرماید:
«کَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّهِ، وَ کَانَ [یُعَظِّمُهُ] یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ، وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ، وَ کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً، فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَ نَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ، وَ کَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً، فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ، لَا یُدْلِی بِحُجَّهٍ حَتَّی یَأْتِیَ قَاضِیاً، وَ کَانَ لَا یَلُومُ أَحَداً عَلَی مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّی یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ، وَ کَانَ لَا یَشْکُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ، وَ کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَ لَا یَقُولُ مَا لَا یَفْعَلُ، وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَی الْکَلَامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَی السُّکُوتِ، وَ کَانَ عَلَی مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَمِنْهُ عَلَی أَنْ یَتَکَلَّمَ، وَ کَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَی الْهَوَی، [فَخَالَفَهُ] فَیُخَالِفُهُ. فَعَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِیهَا، فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوهَا، فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِیلِ خَیْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِیر.»[۱] 
«پیش از این مرا برادری بود، در راه خدا که خرد بودن دنیا در نظرش او را در چشم من بزرگ داشته بود، هرگز بنده شکم نبود. چیزی را که نمی‌یافت، آرزو نمی‌کرد و چون می‌یافت، بسیار به کار نمی‌برد. بیشتر روزگارش در خاموشی می‌گذشت و اگر سخن می‌گفت بر دیگر گویندگان غلبه می‌یافت. و عطش پرسندگان را فرو می‌نشاند.مردی افتاده بود و همه ناتوانش می‌انگاشتند. چون زمان کوشش فرا می‌رسید، شیر بیشه را می‌ماند و مار بیابان را. تا نزد قاضی نمی‌رفت، حجت نمی‌آورد.کسی را که خطا می‌کرد و می‌دانست عذری دارد، تا عذرش را نمی‌شنید، ملامتش نمی‌کرد. از درد شکوه نمی‌نمود، مگر آن‌گاه که بهبود یافته بود. اگر کاری را می‌کرد، می‌گفت و اگر نمی‌کرد، نمی‌گفت. اگر در سخن مغلوب می‌شد، در خاموشی مغلوب نمی‌شد. همواره به شنیدن حریص‌تر بود تا به گفتن. هرگاه دو کار برای او پیش می‌آمد می‌نگریست که کدام یک از آن دو به هوای نفس نزدیکتر است تا خلاف آن کند. بر شما باد به این خویها، آنها را فرا گیرید و در فراگرفتنشان با یکدیگر رقابت نمایید. اگر نتوانستید به همه آنها برسید، بر گرفتن اندک بهتر از ترک کردن همه است.»
این کلام، تنها یک خاطره از یک دوست از دست رفته نیست؛ بلکه یک «چک‌لیست خودسنجی» برای هر کسی است که در پی رشد معنوی است. امام با تعبیر نادر «برادری در راه خدا»، از فردی یاد می‌کند که نامش در تاریخ گم شده، اما ویژگی‌هایش به الگویی جاودان تبدیل شده است. مترجمان و شارحان نهج‌البلاغه این حکمت را «الگوی کامل انسانیّت» لقب داده‌اند. [۲].
راز بزرگی؛ کوچکی دنیا در چشم
امیرالمومنین علی(ع) می‌فرماید: «آنچه او را در چشم من بزرگ می‌کرد، کوچکی دنیا در چشم او بود» [۳]. این یک وارونگی ارزشی بنیادین است. در جهانی که بزرگی با ثروت، مقام و شهرت سنجیده می‌شود، این مرد با بی‌اعتنایی به دنیا به بزرگی رسید.
قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَیٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا» ـ «و هرگز چشمان خود را به آنچه به گروه‌هایی از آنان بهره داده‌ایم ـ یعنی شکوفه‌های زندگی دنیا ـ میفکن» [۴]. این آیه دقیقاً همان نگاهی را می‌ستاید که در این «برادر الهی» متجلی بود: دنیا نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان ابزاری گذرا دیده می‌شد.
رهایی از سلطه شکم
امام دومین ویژگی را چنین بیان می‌کند: «او از سلطه شکم بیرون آمده بود؛ نه آنچه را نداشت آرزو می‌کرد و نه وقتی می‌یافت، زیاده‌روی می‌کرد» [۵]. این یک آزادی عمیق درونی است.
سکوتی که از سخن گویاتر است
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این انسان تراز، رابطه‌اش با «سخن» است. امام می‌فرماید: «بیشتر روزگارش خاموش بود. اگر سخن می‌گفت، بر همه گویندگان غلبه می‌کرد و عطش پرسندگان را فرو می‌نشاند» [۶]. او «به شنیدن حریص‌تر بود تا به گفتن» [۷]. قرآن در وصف بندگان رحمان می‌فرماید: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا» ـ «و چون بر بیهوده‌ای بگذرند، بزرگوارانه می‌گذرند» [۸].
قدرت پنهان؛ ضعف ظاهری، شجاعت باطنی
توصیف امام از قدرت این مرد شگفت‌انگیز است: «مردی افتاده بود و همه ناتوانش می‌انگاشتند. چون زمان کوشش فرا می‌رسید، شیر بیشه را می‌ماند و مار بیابان را» [۹]. این دوگانگی اشاره به حقیقتی عمیق دارد: قدرت واقعی ربطی به قدرت ظاهری ندارد.
عدالت در قضاوت؛ توقف پیش از محکوم کردن
یکی از زیباترین ویژگی‌های این انسان تراز، خویشتن‌داری در قضاوت است: «کسی را که خطا می‌کرد و می‌دانست عذری دارد، تا عذرش را نمی‌شنید، ملامتش نمی‌کرد» [۱۰]. این یعنی او حتی وقتی «می‌دانست» طرف مقابل عذر دارد، باز هم پیش از شنیدن عذر او، لب به سرزنش نمی‌گشود.
قرآن در این باره می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا» ـ «ای مؤمنان، اگر فاسقی خبری برایتان آورد، بررسی کنید» [۱۱].
صداقت رادیکال؛ گفتار و کردار یکی
«اگر کاری را می‌کرد، می‌گفت و اگر نمی‌کرد، نمی‌گفت» [۱۲]. این جمله کوتاه، معیاری سخت برای سنجش صداقت است. او از درد شکوه نمی‌کرد «مگر آن گاه که بهبود یافته بود» [۱۳].
الگوریتم تصمیم‌گیری؛ مخالفت با هوای نفس
شاید عملی‌ترین بخش این بیان حضرت، توصیف روش تصمیم‌گیری اوست: «هرگاه دو کار برایش پیش می‌آمد، می‌نگریست کدام یک به هوای نفس نزدیک‌تر است، تا خلاف آن کند» [۱۴]. این یک مکانیزم خودآگاهی مداوم است ـ نه سرکوب ساده امیال، بلکه یک «حسابرسی درونی» که در آن فرد همیشه گزینه سخت‌تر را انتخاب می‌کند.
فراخوان نهایی؛ کم را بگیر، همه را رها نکن
امام در پایان، فراخوانی عملی می‌دهد: «بر شما باد به این خوی‌ها، آنها را فراگیرید و در فراگرفتن‌شان با یکدیگر رقابت کنید. اگر نتوانستید به همه آنها برسید، بدانید که گرفتن اندک بهتر از ترک کردن همه است» [۱۵].
بنابراین تصویری برای امروز این انسان تراز، نه یک قهرمان افسانه‌ای، بلکه یک انسان واقعی بود که در جزئیات روزمره ـ در سکوتش، در نگاهش، در نحوه سخن گفتنش، در چگونگی واکنش به خطای دیگران ـ به کمال رسید. امام این پرتره را نه برای تحسین یک فرد، بلکه به عنوان «برنامه عمل» ارائه کرده است: «بر شما باد به این خوی‌ها، پس آنها را ملازمت کنید» [۱۶].
پی‌نوشت‌:
[۱]حکمت ۲۸۹ نهج البلاغه امیرالمومنین(ع)
[۲] پایگاه اطلاع رسانی حوزه، «قصار ۲۸۹ نهج‌البلاغه»، متن اصلی و ترجمه فارسی.
[۳] مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت، «حکمت ۲۸۹ نهج‌البلاغه: الگوی اخلاقی شایسته»، ترجمه محمد دشتی.
[۴] سوره طه/آیه ۳۱.
[۵] ابن ابی الحدید، «جلوه تاریخ در شرح نهج‌البلاغه»، ج ۸، ص ۷۹، ترجمه و شرح.
[۶] پایگاه اطلاع رسانی حوزه، «قصار ۲۸۹ نهج‌البلاغه»، متن اصلی و ترجمه فارسی.
[۷] همان.
[۸] سوره فرقان/آیه ۷۲ .
[۹] پایگاه اطلاع رسانی حوزه، «قصار ۲۸۹ نهج‌البلاغه».
[۱۰] همان.
[۱۱]سوره حجرات/ آیه ۶ .
[۱۲] پایگاه اطلاع رسانی حوزه، «قصار ۲۸۹ نهج‌البلاغه»، متن اصلی و ترجمه فارسی.
[۱۴] همان.
[۱۵] همان.
[۱۶] همان.
[۱۶] همان.
فیروزه دلداری، پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی
..........................
پایان پیام


نظرات شما