عصر قم - رهبر معظم انقلاب با اشاره به تحولات فلسطین و منطقه، وحدت مسلمانان را ضرورتی عملی برای مقابله با دشمن و تأمین عزت و امنیت امت اسلامی دانستند.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، وحدت اسلامی زمانی معنای واقعی خود را نشان میدهد که از سطح توصیه و گفتار به عرصه مسائل واقعی امت اسلامی برسد. در پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته وحدت، دو مسئله فلسطین و امنیت منطقه خلیج فارس بهعنوان نمونههایی قابل تأمل مطرح شدهاند؛ دو مسئلهای که از نگاه ایشان میتوانند نشان دهند نبود اتحاد چه پیامدهایی برای جهان اسلام به دنبال دارد.
رهبر معظم انقلاب پس از تشریح ضرورت وحدت، از مسلمانان میخواهند حوادث پیرامون خود را با دقت بیشتری بررسی کنند. ایشان میفرمایند: «اکنون وقت آن است که مسلمانان به فکر فرو روند و حوادث را دقیقتر بنگرند.»
این عبارت، دعوت به نوعی بازاندیشی در وضعیت موجود جهان اسلام است. پرسش اصلی این نیست که مسلمانان چه تعداد منابع و امکانات دارند؛ بلکه این است که چرا این ظرفیتها در بسیاری از مواقع نتوانستهاند به قدرت مشترک تبدیل شوند.
در ادامه، رهبر معظم انقلاب مسئله فلسطین را مطرح میکنند: «آیا اگر مسلمین یدِ واحدهای میبودند که مشت خود را با استحکام میفشرد، ملّت فلسطین اینگونه بیپناه، مورد ظلم و جنایت اشغالگران قرار میگرفت؟»
فلسطین در این پیام فقط یک مسئله سیاسی نیست؛ بلکه معیار و محک سنجش میزان همبستگی جهان اسلام است. مسئله فلسطین دهههاست که یکی از مهمترین مسائل جهان اسلام محسوب میشود و همچنان میتواند تصویری از میزان توانایی مسلمانان برای اقدام مشترک ارائه دهد.
تأکید رهبر معظم انقلاب بر «ید واحده» نیز قابل توجه است. دست واحد زمانی شکل میگیرد که اجزای مختلف در یک جهت حرکت کنند. در غیر این صورت، حتی اگر ظرفیتهای فراوانی وجود داشته باشد، پراکندگی مانع اثرگذاری آنها خواهد شد.
پس از فلسطین، مسئله دیگری مطرح میشود: امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس.
رهبر معظم انقلاب میپرسند: «و آیا اگر ملّتها و دولتهای ساکن در حاشیهی خلیج فارس اتّحاد خود را در زیر عَلَم اسلام برقرار میساختند، رجّالههای بیهویّت و فاسد جرأت پیدا میکردند تا از هزاران کیلومتر دورتر به سرزمینها و داراییهای ایشان طمع ورزند؟»
در اینجا، مسئله وحدت از سطح همبستگی مذهبی فراتر میرود و به مسئله امنیت منطقهای تبدیل میشود.
منطق پیام این است که کشورهای اسلامی منطقه اگر بتوانند سازوکارهای همکاری و همگرایی واقعی ایجاد کنند، ظرفیت بیشتری برای حفظ امنیت، استقلال و منافع مشترک خواهند داشت.
این نگاه، امنیت را از یک مسئله صرفاً نظامی فراتر میبرد. امنیت پایدار نیازمند اعتماد، همکاری، اشتراک منافع و سازوکارهای منطقهای است. اگر کشورهای یک منطقه به جای همکاری، در برابر یکدیگر قرار گیرند و برای حل مسائل خود به قدرتهای خارج از منطقه وابسته شوند، زمینه برای افزایش نفوذ خارجی فراهم خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب از همین منظر خطاب به حکام کشورهای اسلامی میفرمایند: «توصیهی مؤکّد و مکرّر اینجانب به حکّام کشورهای اسلامی خصوصاً کشورهای منطقه غرب آسیا و حاشیه خلیج فارس این است که دشمن واقعی خود را بشناسید و نقشهاش را دریافته، با آن مقابله نمایید.»
این بخش از پیام، یک توصیه سیاسی روشن دارد: شناخت دشمن، مقدمه سیاستگذاری درست است.
اما «شناخت دشمن» تنها به معنای شناسایی یک بازیگر سیاسی نیست؛ بلکه نیازمند فهم نقشهها و راهبردهایی است که ممکن است با ابزارهای مختلف دنبال شوند.
در جهان امروز، رقابت قدرتها صرفاً از مسیر جنگ مستقیم دنبال نمیشود. ابزارهای اقتصادی، رسانهای، سیاسی و فرهنگی نیز در شکل دادن به معادلات منطقهای نقش دارند. بنابراین کشورهای اسلامی برای حفظ منافع خود نیازمند شناخت دقیق محیط پیرامونی و تقویت همکاریهای منطقهای هستند.
در ادامه پیام، رهبر معظم انقلاب بر این نکته تأکید میکنند که دشمنی قدرتهای استکباری با جهان اسلام صرفاً به جمهوری اسلامی ایران محدود نیست: «آنان فقط دشمن جمهوری اسلامی و ملّت ایران و جبههی عظیم مقاومت اسلامی نیستند؛ بلکه با همهی امّت اسلام و از جمله ملّتهای غرب آسیا و شمال افریقا دشمنی دارند.»
این نگاه، اهمیت مفهوم امت اسلامی را بار دیگر برجسته میکند. اگر مسائل جهان اسلام بهصورت جداگانه و منفک از یکدیگر دیده شوند، امکان تحلیل مشترک تهدیدها کاهش پیدا میکند؛ اما اگر مسائل در چارچوب منافع عمومی امت اسلامی دیده شوند، ظرفیت بیشتری برای همکاری شکل میگیرد.
البته این به معنای نادیده گرفتن تفاوت منافع ملی کشورها نیست. دولتهای اسلامی هر یک منافع، ساختارها و اولویتهای خاص خود را دارند؛ اما میتوانند در حوزههایی که منافع مشترک دارند، همکاری کنند.
در حقیقت، وحدت در اینجا به معنای ایجاد یک ساختار واحد سیاسی نیست؛ بلکه میتواند به معنای ایجاد شبکهای از همکاریهای منطقهای باشد.
مسئله فلسطین نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. اگر جهان اسلام بتواند در مسائل انسانی و سرنوشتساز، موضعی هماهنگ داشته باشد، وزن سیاسی آن افزایش خواهد یافت.
همین منطق درباره امنیت خلیج فارس نیز صدق میکند. کشورهای منطقه اگر به جای رقابتهای فرسایشی، ظرفیتهای خود را در حوزههای اقتصادی، امنیتی و فرهنگی به اشتراک بگذارند، میتوانند نقش مؤثرتری در تعیین سرنوشت منطقه داشته باشند.
پیام رهبر معظم انقلاب در این بخش، در واقع از یک «منطقهگرایی اسلامی» سخن میگوید؛ منطقهای که امنیت آن تا حد امکان توسط کشورهای منطقه و بر پایه همکاری میان آنها تأمین شود.
در این چارچوب، وحدت نه تنها ارزش اخلاقی بلکه یک سرمایه راهبردی است.
نکته مهم دیگر آن است که رهبر انقلاب راه علاج مشکلات امت اسلامی را در «اتحاد کلمه، دوستی و تعاون» میدانند: «علاج مشکلات امّت اسلامی، اتّحاد کلمه، دوستی و تعاون در مسیر خیر و نیکی است.»
سه واژه «اتحاد»، «دوستی» و «تعاون» در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. اتحاد بدون دوستی ممکن است شکننده باشد و دوستی بدون همکاری عملی نیز نتیجهای محدود خواهد داشت. بنابراین، وحدت باید به تعاون و همکاری واقعی منجر شود.
این همکاری میتواند در حوزههای مختلف اقتصادی، علمی، امنیتی، فرهنگی و اجتماعی شکل گیرد. هر اندازه این همکاریها افزایش پیدا کند، وابستگی جهان اسلام به قدرتهای بیرونی کاهش خواهد یافت.
در واقع، یکی از پیامهای مهم این بخش آن است که وحدت باید «ثمره ملموس» داشته باشد. اگر وحدت فقط در ادبیات سیاسی و فرهنگی باقی بماند اما در مناسبات اقتصادی، علمی و امنیتی نمود پیدا نکند، بخش مهمی از ظرفیت خود را از دست میدهد.
فلسطین و خلیج فارس، از این منظر، دو مثال برای یک مسئله بزرگتر هستند: امت اسلامی تا زمانی که نتواند ظرفیتهای پراکنده خود را در مسائل مشترک به همکاری تبدیل کند، نمیتواند از همه ظرفیت تاریخی خود بهره بگیرد.
هفته وحدت میتواند فرصتی برای بازخوانی همین واقعیت باشد. جهان اسلام بیش از آنکه نیازمند شعارهای تازه باشد، نیازمند سازوکارهای تازه برای همکاری است.
و شاید مهمترین پیام این بخش از سخنان رهبر معظم انقلاب این باشد که وحدت، زمانی ارزش خود را نشان میدهد که در میدان واقعی زندگی ملتهای مسلمان، از فلسطین تا امنیت منطقه و از همکاری اقتصادی تا مناسبات علمی، به قدرت مشترک تبدیل شود.