عصر قم - استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی با اشاره به تجربه تاریخی ملت ایران، مقاومت را دارای لایههای مختلف سیاسی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی دانست و گفت: عمیقترین لایه مقاومت، لایه هویتی است که از مقاومت فرهنگی نیز عمیقتر و پایدارتر است.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا ، حجتالاسلام ابوذر مظاهری، استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی و پژوهشگر تاریخ معاصر، در سخنانی با موضوع «عقبه تاریخی مقاومت ایران معاصر با تأکید بر هویت ملی» که در نشست علمی «از دفاع مقدس تا مقاومت جهانی» در دبیرخانه انجمن های علمی حوزه علمیه قم ارائه شد، با اشاره به تجربه تاریخی ملت ایران، مقاومت را دارای لایههای مختلف سیاسی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی دانست و گفت: عمیقترین لایه مقاومت، لایه هویتی است؛ لایهای که حتی از مقاومت فرهنگی نیز عمیقتر و پایدارتر است.
وی افزود: اگر مقاومت ملت ایران تنها در لایههای ظاهری و سیاسی، اجتماعی، نظامی یا حتی فرهنگی مورد بررسی قرار گیرد، ممکن است این تصور شکل بگیرد که الگوی مقاومت ایرانی الگویی شکننده است؛ در حالی که توجه به لایه هویتی، تحلیل متفاوتی از استمرار مقاومت ملت ایران ارائه میدهد.
نقد نظریه «مقاومت شکننده»
حجت الاسلام مظاهری با اشاره به دیدگاه جان فوران، جامعهشناس و تحلیلگر آمریکایی، درباره مقاومت ایرانی اظهار داشت: فوران در تحلیل انقلاب اسلامی و تحولات ایران از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی، از تعبیر «مقاومت شکننده» استفاده کرده و برای فرهنگ سیاسی مقاومت در ایران اهمیت ویژهای قائل شده است؛ اما مسئله این است که در این تحلیل، لایه عمیقتری از مقاومت یعنی لایه هویتی مورد توجه قرار نگرفته است.
وی ادامه داد: چند سال قبل در کتاب «شرقشناسی انقلاب اسلامی و شرقشناسی نوین» در نقد دیدگاه جان فوران مطرح کردم که در الگوی مقاومت ایرانی، لایهای عمیقتر از لایه فرهنگی وجود دارد و آن، لایه هویتی است. اگر این لایه مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است در مقاطع مختلف تاریخی به این نتیجه برسیم که مقاومت ایرانی شکننده بوده یا شکست خورده است.
استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی با اشاره به تحولات سالهای اخیر گفت: پس از سقوط سوریه، بسیاری تصور کردند محور مقاومت فروپاشیده و الگوی مقاومت ایرانی شکست خورده است؛ اما این اتفاق رخ نداد. دلیل آن را باید در این نکته جستوجو کرد که مقاومت در ایران صرفاً یک پدیده سیاسی، اجتماعی یا نظامی نیست، بلکه ریشهای هویتی دارد.
مقاومت برای حفظ موجودیت یک ملت
وی هویت را «موجودیت یک ملت، خویشتن یک ملت و عاملیت تاریخی یک ملت» تعریف کرد و افزود: در نظریه هویت، میان هسته و پیرامون هویت تفاوت وجود دارد. بر اساس نظریه هسته و پیرامون، هویت ایرانی دارای یک هسته و یک پیرامون است. هسته هویت ایرانی بر مؤلفههایی همچون معنویتگرایی، حقطلبی و عدالتخواهی استوار است و مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بیشتر در پیرامون آن قرار میگیرند. عناصر پیرامونی میتوانند تغییر کنند، اما هسته هویت ثابت میماند و همین هسته مقاوم است که به ملت ایران امکان داده است در برابر هجومهای متعدد تاریخی، استمرار و پایداری خود را حفظ کند.
از اسکندر و مغول تا هجوم فرهنگی غرب
استاد حوزه با اشاره به هجومهای تاریخی به سرزمین ایران گفت: ایران در طول تاریخ با هجومهای مختلفی از جمله حمله اسکندر، ورود اعراب مسلمان، حمله مغول و هجوم فرهنگی غرب مواجه بوده است؛ با این حال، هویت ایرانی از میان نرفته است. مسئله این است که چرا با وجود این هجومهای گسترده، هسته هویتی ملت ایران نشکسته و این ملت توانسته است خود را حفظ کند؟
وی با تأکید بر اینکه مقاومت هویتی الزاماً به معنای مقاومت سخت نیست، اظهار داشت: هسته هویت ایرانی در عین مقاومت، انعطافپذیر است. ملت ایران در عین اینکه در برابر آنچه موجودیتش را تهدید میکند کوتاه نمیآید، از صبر، بردباری، مدارا و انعطاف نیز برخوردار است.
مغولها در برابر فرهنگ ایرانی مغلوب شدند
استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، حمله مغول را نمونهای از این ویژگی دانست و گفت: در نگاه نخست، حمله مغول با تخریب شهرها، مراکز علمی، کتابخانهها و میراث فرهنگی ایران همراه شد و ممکن است چنین به نظر برسد که همه چیز از میان رفته است؛ اما چند دهه بعد، ایرانیان توانستند مهاجمان را در فرهنگ و تمدن خود جذب کنند و آنان را از عناصر تخریبگر به عناصر فرهنگی، عمرانی و سازنده تبدیل کنند. از این منظر، برخی نظریهپردازان معتقدند در ماجرای مغول، در واقع مغولها مغلوب ایرانیان شدند؛ زیرا اگر فقط به لایه ظاهری نگاه کنیم، مغول پیروز شده است، اما در لایه هویتی، آنچه باقی مانده فرهنگ و هویت ایرانی است.
حجت الاسلام مظاهری با اشاره به ورود اسلام به ایران نیز گفت: حتی در مواجهه ایران با اعراب مسلمان نیز همین الگو قابل مشاهده است. هویت ایرانی در برابر این تحول، صرفاً منفعل نشد، بلکه توانست در طول زمان عناصر مختلف را جذب، ارزیابی و بازتفسیر کند و در نهایت زمینههای گسترش تشیع در ایران فراهم شد.
«دو قرن سکوت» یا دورهای از صبر و بازسازی هویتی؟
وی با انتقاد از برخی تفسیرهای تاریخی از این دوره اظهار داشت: جریان روشنفکری، دو قرن صبر و مدارای فرهنگی ملت ایران را «دو قرن سکوت» نامیده است؛ در حالی که میتوان این دوره را از زاویه دیگری نیز تحلیل کرد و آن را دورهای دانست که هویت ایرانی در حال حفظ، بازسازی و بازتعریف خود در مواجهه با یک تحول بزرگ بوده است.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با تأکید بر وجود تضادهای ظاهری در هویت ایرانی گفت: هنر ایرانی در این است که توانسته مجموعهای از عناصر به ظاهر متضاد را در کنار یکدیگر قرار دهد؛ از جمله وحدت در عین کثرت، مدارا در عین مقاومت و انعطاف در عین حفظ اصول.
وی افزود: در ایران، با وجود تنوع اقوام و فرهنگها، نوعی وحدت تاریخی شکل گرفته و حفظ شده است. این مسئله را باید یکی از مهارتهای هویتی ملت ایران دانست که در طول تاریخ خود را نشان داده است.
هویت ایرانی؛ توانایی تشخیص اصل از فرع
حجت الاسلام مظاهری یکی دیگر از ویژگیهای هویت ایرانی را توانایی تفکیک «اصل» از «فرع» دانست و گفت: هویت ایرانی در مواجهه با فرهنگهای مختلف، همه عناصر یک فرهنگ را یکجا نمیپذیرد؛ بلکه میان اصل و فرع، هسته و پیرامون تمایز قائل میشود و عناصر قابل جذب را از عناصر غیرقابل پذیرش جدا میکند.
وی ادامه داد: هنگامی که ایرانیان با فرهنگ اسلام مواجه شدند، میان اصل دین و برخی عناصر فرهنگی و اجتماعی همراه آن تفکیک قائل شدند. برای نمونه، اگر نژادپرستی در رفتار برخی اعراب وجود داشت، آن را جزء ذات اسلام تلقی نکردند. این توانایی تفکیک، یکی از ظرفیتهای تاریخی و تمدنی فرهنگ ایرانی است.
استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در همین زمینه به دیدگاه دکتر شعبانی، از متخصصان حوزه هویت، اشاره کرد و گفت: به تعبیر وی، ذهن ایرانی در برابر پدیدههای تازه، چشمبسته و تسلیم محض نیست؛ بلکه انسان ایرانی میتواند پدیدههای مفید را از عناصر مضر و حواشی جدا کند و عناصر قابل جذب را برگزیند.
تأیید هویت ایرانی در نگاه اندیشمندان غربی
حجت الاسلام مظاهری در ادامه به برخی تحلیلهای اندیشمندان غربی درباره استمرار هویت ایرانی اشاره کرد و گفت: هنری کیسینجر در کتاب «نظم جهانی» با مقایسه ایران و چین، به این نکته اشاره میکند که ایران با وجود عبور از آشفتگیها و فتوحات متعدد، هویت متمایز خود را حفظ کرده است.
وی افزود: کیسینجر معتقد است سرزمین پارس در امواج فتوحات اسکندر، ارتشهای اسلام و قوم مغول قرار گرفت؛ ضرباتی که میتوانست حافظه تاریخی و استقلال سیاسی هر ملت دیگری را از بین ببرد، اما ایران توانست اطمینان به برتری فرهنگی خود را حفظ کند.
این پژوهشگر تاریخ معاصر همچنین با اشاره به دیدگاه هگل درباره ایران اظهار داشت: هگل ایرانیان را دارای ویژگیهایی همچون آسانگیری و شکیبایی میداند و معتقد است در امپراتوری ایران، شیوه فرمانروایی در حوزه دینی و دنیوی با زورگویی همراه نبوده است. از نگاه او، ایران نقطهای مهم در پیوستگی تاریخ بشر به شمار میآید.
مقاومت ایرانی؛ الگویی قابل بررسی برای جبهه مقاومت
حجت الاسلام مظاهری در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر اینکه هر جامعهای الگوی خاص خود را برای مقاومت دارد، گفت: اینکه الگوی مقاومت ایرانی ویژگیهای خاص خود را دارد، به معنای غیرقابل استفاده بودن آن برای دیگر جوامع نیست؛ بلکه باید الگوهای مقاومت در جبهه مقاومت را با توجه به ویژگیهای تاریخی و هویتی هر جامعه تحلیل کرد. الگوی مقاومت ایران را نمیتوان صرفاً با شاخصهای سیاسی، اجتماعی، نظامی یا حتی فرهنگی تحلیل کرد. این الگو ریشه در یک لایه عمیقتر دارد که همان هویت است.
وی در پایان تأکید کرد: باید مفهوم مقاومت را از لایههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، عمیقتر کرد و به لایه هویتی رساند؛ زیرا اهمیت مقاومت هویتی از همه این لایهها بیشتر است و استمرار مقاومت ملت ایران را باید با توجه به همین لایه عمیق هویتی تحلیل کرد.