عصر قم - مرز میان آزادی هنری، جذابیت گیشه و ملاحظات فرهنگی در صحنه تئاتر ایران بهتدریج در حال کمرنگشدن است؛ گویی نظارت بر برخی اجراها کاهش یافته است.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، چند ثانیه تصویر کافی است تا یک اجرای تئاتری از سالن بیرون بیاید و به موضوعی عمومی تبدیل شود. دوربین موبایل، صحنهای حساسیتبرانگیز را از دل نمایش جدا میکند، در شبکههای اجتماعی میچرخاند و همان چند ثانیه را به نمایندهٔ کل یک اثر تبدیل میکند. چه بسا گاهی همین روال، میشود بخشی از برنامهٔ بازاریابی یک اثر!
به هر حال، در این وضعیت، دیگر بحث از کیفیت هنری یک نمایش عبور میکند. مسئله این است که چه چیزهایی در یک اجرای عمومی مجاز به نمایشاند و سازوکار نظارت چگونه میتواند آنچه را که واقعاً روی صحنه اتفاق میافتد، مدیریت کند.
ماجرای اخیر نمایش «تهران، پاریس، تهران» نمونهٔ تازه همین وضعیت است. ویدئویی از اجرای این نمایش که فاصلهٔ بسیار نزدیک و در آغوش گرفتن مهرداد صدیقیان و فاطمه مسعودیفر را نشان میدهد، در فضای مجازی منتشر شده و انتقاداتی به دنبال داشته است.
اما این نخستین بار نیست که چنین تصویری از صحنهٔ تئاتر به موضوعی فراتر از خود نمایش تبدیل میشود. پیش از این نیز انتشار ویدئویی از نمایش ارکسترال «آرش» بحث مشابهی ایجاد کرد و پوشش بازیگر زن آن نیز انتقاداتی را برانگیخت.
تئاتر شبانه؛ حاشیهای که به متن آمد
اگر زمانی عبور از خطوط قرمز عرفی و فرهنگی، و ایجاد چنین حواشی حساسیتبرانگیزی بیشتر در تئاترهای شبانه و کمدیهای موزیکال اتفاق میافتاد، امروز شاهد این اتفاقات در صحنهٔ حرفهای و رسمی تئاتر هستیم.
بعضی از فعالان این گونه از تئاتر، که تئاتر آزاد نیز نامیده میشود، پیشتر از روندی انتقاد کردهاند که برخی گروهها برای جذب مخاطب و تأمین هزینههای خود به سمت عناصر عامهپسندتر رفتهاند و در مواردی این مسیر به اجراهایی با تأکید بیشتر بر رقص، آواز و شوخیهای جنسی انجامیده است.
مسئله فقط «آغوش» نیست
امروز، هر تماشاگر یک دوربین دارد. اتفاقی که پیشتر در سالن میماند، اکنون میتواند چند دقیقه بعد در شبکههای اجتماعی منتشر شود و با واکنش هزاران نفر روبهرو شود. این موضوع دربارهٔ «تهران، پاریس، تهران» نیز کاملاً قابل مشاهده است.
در نهایت، تقلیل این بحث به اینکه «دو بازیگر یکدیگر را در آغوش گرفتند» احتمالاً مسئله را کوچکتر از آن چیزی میکند که واقعاً هست. مسئلهٔ بزرگتر، تعیین مرز میان بازنمایی هنری و قواعد فرهنگی در یک فضای عمومی متمدن مانند جامعهٔ ایران است.
این مرز در تئاتر ایران همواره حساسیتهای خاص خود را داشته و حالا با گسترش اجراهای خصوصی، اقتصاد گیشه و قدرت شبکههای اجتماعی، بیش از گذشته در معرض آزمون قرار گرفته است.
منتقدان، چنین صحنههایی را نشانهٔ عقب رفتن تدریجی خطوط فرهنگی و عبور از خطوط قرمز عرفی میدانند و از «قبحشکنی» یا عادی شدن رفتارهایی سخن میگویند که نباید در صحنههای هنری و در برابر مخاطب عمومی نمایش داده شود.
مسئلهٔ اصلی، بنابراین، نه صدور حکم دربارهٔ یک بازیگر یا یک نمایش است و نه حتی محدود کردن بحث به یک ویدئوی جنجالی. مسئله این است که در تئاتر امروز ایران، مرزهای اجرای عمومی دقیقاً چگونه ترسیم میشوند و چه نهادی مسئول است اطمینان دهد مرزهای تعیینشده، از متن بازبینیشده تا آخرین شب اجرا، یکسان باقی میمانند؟
این پرسشی است که از تئاتر آزاد و کمدیهای شبانه شروع شده، به اجراهای بزرگ و پرهزینه رسیده و حالا به مدد دوربین موبایل، از سالنهای تئاتر مستقیماً وارد خانههای مخاطبان شده است.