عصر قم - استاد حوزه و دانشگاه، با تشریح سیر تاریخی عقلانیت ایرانی از صفویه تا انقلاب اسلامی، گفت: در دوره امام خمینی(ره) رابطه امام و امت بر «مونولوگ، اشراق» و در دوره رهبر معظم انقلاب بر «دیالوگ، اغنا» استوار شد.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، حجتالاسلام احمد رهدار، استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به سیر تاریخی عقلانیت جامعه ایرانی و پیوند دو عنصر «ایرانی بودن» و «شیعه بودن»، گفت: این دو عنصر در طول تاریخ به یکدیگر پیوند خورده و عقلانیتی بزرگ و شکوهمند را در جامعه ایرانی شکل دادهاند که در نهایت به انقلاب اسلامی منتهی شده است .
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی یک «پیچ تاریخی» در حیات جامعه ایرانی ایجاد کرد، افزود: در پی نسبتی که جامعه با حضرت امام خمینی(ره) برقرار کرد و با افزودههای معرفتی که امام به جامعه ارائه داد، تحولی در مردم اتفاق افتاد و جامعه در موقعیتی جدید قرار گرفت و به یک عقلانیت متعالی رسید .
ایران از صفویه تاکنون سه مرحله آزادی را تجربه کرده است
حجت الاسلام رهدار با تشریح دو خط تاریخی برای تبیین جایگاه امام شهید در سیر عقلانیت ایرانی اظهار کرد: ایران از صفویه تا امروز سه مرحله آزادی را تجربه کرده است. نخستین مرحله در دوره صفویه اتفاق افتاد؛ در این دوره ایران در مقیاس حکومت، از سلطه امپراتوریهای اسلامی مانند عثمانی و میراث حکومتهای پیشین آزاد شد و حکومت شیعی در ایران شکل گرفت .
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: از زمان ورود اسلام به ایران، ایران به چندین ایالت مانند خراسان، طبرستان، سیستان و ری تقسیم شده بود و دیگر با یک کشور یکپارچه به معنای امروزی مواجه نبودیم. حتی در شاهنامه فردوسی نیز وقتی از «ایران» سخن گفته میشود، منظور ایران پیش از اسلام است؛ اما در دوره صفویه بار دیگر «ایران» بهعنوان یک کشور و حکومت با مختصات سیاسی مشخص ظهور کرد .
وی تصریح کرد: البته در صفویه فقط حکومت آزاد شد و سایر اضلاع کشور همچنان در بند بودند. در دوره قاجار، آزادی به علما منتقل شد. استقلال اقتصادی علمای قاجار که تا حد زیادی متأثر از نظام اقتصادی مبتنی بر وقف و زیرساختهایی بود که علمای دوره صفویه ایجاد کرده بودند، به استقلال سیاسی آنان انجامید و علما آزاد شدند؛ اما مردم هنوز آزاد نشده بودند .
حجت الاسلام رهدار افزود: در دوره جمهوری اسلامی، مرحله سوم آزادی اتفاق افتاد و مردم آزاد شدند؛ به این معنا که انتخاب مردم سرنوشت حاکمیت، حکومت و کشور را رقم میزند .
وی با اشاره به انتخابات سال ۱۳۷۶ گفت: در آن مقطع در فضای سیاسی این بحث مطرح بود که «بنویسید خاتمی، بخوانید ناطق»؛ معنای این حرف آن بود که هرچه مردم در صندوق بنویسند، حکومت همان چیزی را که خودش میخواهد از صندوق بیرون میآورد. اما واقعیت تاریخی این شد که مردم خاتمی را نوشتند و از صندوق نیز خاتمی خوانده شد .
استاد دانشگاه با اشاره به انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۶ نیز اظهار کرد: در دور دوم ریاستجمهوری آقای روحانی حتی شورای نگهبان در ابتدا صلاحیت وی را برای دوره دوم تأیید نکرد؛ اما با پادرمیانی بزرگترها، این اتفاق افتاد و مردم رأی دادند و همان کسی که مردم میخواستند، از صندوق بیرون آمد .
حجت الاسلام رهدار تأکید کرد: باید میان «آزادی حکومت»، «آزادی علما» و «آزادی مردم» تفاوت قائل شد. هر سه لازم هستند و باید این خوانش تاریخی را در اختیار داشته باشیم تا بدانیم در هر دوره چه اتفاقی افتاده و میراث آزادی در ایران چگونه به دست آمده است .
رابطه امام و امت از محدث و محدث تا امام و امت
وی در ادامه با اشاره به دیدگاه آیتالله جوادی آملی درباره تحول رابطه امام و امت گفت: از دوره صفویه تاکنون، رابطه امام و امت سه مرحله را پشت سر گذاشته است. در دوره صفویه، این رابطه بیشتر رابطه «محدِث و محدَث» بود؛ رابطهای شفاهی، نزدیک و عمیق که البته از نظر گستره محدود بود و دامنه تأثیر محدث به کسانی محدود میشد که پای منبر او مینشستند .
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: از مکتب اصولی علامه وحید بهبهانی به این سو، این رابطه به «رابطه مقلِد و مقلد» تبدیل شد. قلمرو نفوذ فقیه در امت افزایش پیدا کرد و یک مرجع تقلید میتوانست مقلدی در نقطهای دوردست داشته باشد؛ هرچند ممکن بود فردی پای منبر مرجع تقلید حاضر شود اما مقلد او نباشد .
وی گفت: مرحله سوم در دوره امام خمینی(ره) اتفاق افتاد و رابطه به «رابطه امام و امت» تبدیل شد. از این زمان حکمی که از زبان امام بهعنوان امام صادر میشد، برای مقلدان خود ایشان و حتی دیگر متدینان و مراجع تقلید نافذ بود و دایره این رابطه بسیار گستردهتر شد .
حجت الاسلام رهدار با بیان اینکه درون پارادایم «امام و امت» در جمهوری اسلامی نیز سه مرحله قابل شناسایی است، اظهار کرد: در دوره امام خمینی(ره)، رابطه امام با امت را میتوان «مونولوگ، اشراق» نامید؛ یعنی گفتوگویی یکطرفه که در نقاط حساس، تصرفات عرفانی امام و مقبولیت بسیار بالای ایشان نیز در آن نقش داشت .
وی افزود: در ۱۰ سال زعامت امام پس از انقلاب، جلسهای سراغ نداریم که امام گروهی از افراد مختلف را دعوت کرده باشد تا بگوید من حرف نمیزنم و شما بگویید و من گوش بدهم. از علما و دانشگاهیان گرفته تا مردم، افراد در جلسات حاضر میشدند و امام سخن خود را بیان میکرد و جلسه پایان مییافت .
استاد دانشگاه با اشاره به دیدار امام با سران کشورهای اسلامی گفت: در یکی از جلسات تاریخی، سران کشورهای اسلامی به دیدار امام آمدند؛ امام به دلیل موضع آنان در برابر صدام و اینکه انتظار میرفت صدام را محکوم کنند اما چنین نکرده بودند، تنها حدود هفت دقیقه صحبت کردند و سپس جلسه را ترک کردند. جوهر سخن امام این بود که اگر شما سران کشورهای اسلامی هستید، «علی الاسلام السلام».
وی ادامه داد: البته این مدل متناسب با شرایط آن زمان بود؛ زیرا نظام سیاسی در مرحله تأسیس قرار داشت و در زمان آغاز یک کار بزرگ، اگر دایره مشورت بیش از حد گسترده شود، ممکن است حرکت متوقف شود. در آن مرحله باید قوام اولیه را به مولود جدید داد و سپس به سمت تثبیت حرکت کرد .
حجت الاسلام رهدار با اشاره به تفاوت دوره آیتالله خامنهای با دوره امام خمینی(ره) گفت: در دوره امام شهید، یعنی حضرت آیتالله خامنهای، مردم به مراتب بیشتر در فرایند شکلگیری و تکامل اندیشه سیاسی مشارکت داده شدند. البته مبنای حاکمیت مردم بر حکومت و سرنوشتشان را امام خمینی(ره) گذاشته بود؛ ایشان مردم را صاحبان اصلی حکومت و کشور و «ولینعمتان» میدانست، اما مدل ارتباطی ایشان «مونولوگ اشراق» بود .
وی افزود: مدل آیتالله خامنهای را میتوان «دیالوگ، اغنا» نامید. بارها در تلویزیون دیدهایم و خود من نیز بارها توفیق حضور در محضر ایشان را داشتهام که آقا در جلسات نخبگانی، سه ساعت یا سه ساعت و نیم مقابل دوربین مینشستند و به سخنان اساتید گوش میدادند .
حجت الاسلام رهدار گفت: حتی در جلسهای که با دانشآموزان نخبه داشتند، دانشآموزان سخن میگفتند و آقا یادداشتبرداری میکردند. این شکل از رابطه را در دنیا کمتر میتوان نمونهای برای آن پیدا کرد .
وی افزود: در دو جلسهای که خودم توفیق حضور داشتم، یکی با دوستان تمدنپژوه و دیگری با اساتید دانشگاه، در پایان جلسه آقا دستکم درباره یک مورد از ایدههای مطرحشده تشکر کردند و فرمودند که «من به این نکته توجه نداشتم» و آن را نکته خوبی دانستند .
رهبری با واسطه نخبگان، عقلانیت جامعه را رشد داد
استاد حوزه و دانشگاه با تشریح شیوه ارتباط آیتالله خامنهای با نخبگان اظهار کرد: آقا جامعه را از طریق دیالوگ و با واسطه نخبگان رشد میدادند. ایشان پیشاپیش مفهومی را جعل میکردند؛ برای مثال «اقتصاد مقاومتی» را مطرح میکردند. این مفهوم وارد رشتههای مختلف دانشگاهی، از اقتصاد و علوم سیاسی تا تربیت و دیگر حوزهها میشد و اساتید درباره آن بحث میکردند .
وی افزود: چند ماه یا یک سال بعد، آقا با این اساتید جلسه میگذاشتند و آنها دیدگاههای خود را مطرح میکردند. تقریباً در همه این جلسات، آقا ورودی تخصصی به بحث نداشتند؛ چون متخصص اقتصاد یا روانشناسی و بسیاری از رشتههای دیگر نبودند. اما سخنان مطرحشده برای ایشان ورودی جدیدی بود که بر اساس مفهومی که خودشان طراحی کرده بودند، شکل گرفته بود .
حجت الاسلام رهدار ادامه داد: آقا این ورودی را با ورودیهای دیگر از نقاط مختلف، با داشتههای خودشان، تجربه، نبوغ و دستگاه استنباط دینی ترکیب میکردند و چند ماه بعد کلیدواژه دیگری را وارد جامعه میکردند؛ مانند «مردمسالاری دینی». این روند دائماً تکرار میشد .
وی خاطرنشان کرد: آیتالله خامنهای در دیالکتیک با نخبگان مختلف جامعه، اعم از نخبگان دانشگاهی، حوزوی، ادبی، هنری و دانشآموزی، از طریق دیالوگ و معطوف به اغنا، بخشی از جامعه را یک لایه بالاتر میآوردند. به نظر میرسید این افراد نمونهای از حلقههای میانی بودند که بعدها همین نقش برای نیروهای فکری و مدیران انقلابی نیز طراحی شد .
حجت الاسلام رهدار در پاسخ به این پرسش که آیا نخبگان صرفاً برای ارتقای فهم رهبری مورد استفاده قرار گرفتند یا رشد عقلانیت جامعه نیز مدنظر بود، گفت: معتقدم آقا در اینجا با واسطه جامعه را رشد دادند. طبقه نخبه کشور را رشد دادند و این نخبگان در جامعه حضور داشتند و وارد لایه فرهنگسازی عمومی شدند .
وی افزود: آن مفروضهای که امام خمینی(ره) برای فرهنگسازی عمومی داشت، در دوره آقا نیز وجود داشت. ایشان کم سخنرانی عمومی برای مردم نداشتند و حتی سخنانی که در جلسات نخبگان مطرح میکردند از تلویزیون پخش میشد و مردم آنها را میشنیدند .
استاد دانشگاه تصریح کرد: اتفاقی که در دوره آقا افتاد این بود که خط مونولوگ دوره امام به خط دیالوگ تبدیل شد؛ جاده یکطرفه به جاده دوطرفه تبدیل شد. آقا از نخبگان ورودی گرفت .
وی درباره علت این تفاوت گفت: یکی از توضیحات، «حسن ظرف زمانه» است. نظام سیاسی در دوره امام در مرحله تأسیس بود و این مرحله مقتضی مونولوگ بود؛ اما دوره آیتالله خامنهای دوره تثبیت و تکمیل بود و مقتضی دیالوگ .
حجت الاسلام رهدار افزود: در دوره امام، حتی نخبگان نیز تربیتیافتگان فرهنگ و دوره نظام طاغوت بودند و سقف همکاری آنها با امام، بیش از تعبد نبود. آنها اگر هم میخواستند، نمیتوانستند به امام در خاکریز حرکت کمک کنند. امام قرار بود خاکریزها را جلو ببرد؛ خودش به خاکریز میرفت و پرچم را میزد و سپس میگفت پرچم را بیاورید .
وی اظهار کرد: اما دوره آقا، دورهای بود که باید درون مرزی که امام مشخص کرده و خودش رفته و پرچم را در آنجا زده بود، طبقهبندی، تبیین و شفافسازی صورت میگرفت. بنابراین مقتضی بود که با مردم و مشخصاً نخبگانی که در نقاط مختلف جامعه حضور داشتند، این مرزها جلو برده شود .
حجت الاسلام رهدار گفت: به نظر من آیتالله خامنهای خودشان مفسر اندیشه امام هستند؛ امام مرز و پرچم را طراحی کرد و آقا آمد و درون این مرز را تصویر کرد .
خیابان و میدان به دانشگاه عقل سیاسی مردم تبدیل شده است
وی با اشاره به تحولات پس از شهادت آیتالله خامنهای اظهار کرد: در پایان عمر امام خمینی(ره)، ایشان فرمودند که اگر اتفاقی بیفتد، مردم مبعوث خواهند شد و خود مردم کار را جلو خواهند برد و تمام خواهند کرد. ما بعد از شهادت آقا دیدیم که مردم آمدند و خیابانها و میدانها را پر کردند .
استاد حوزه و دانشگاه افزود: خیابان در این دوره معنای جدیدی پیدا کرده است. خیابان دیگر یک جغرافیای بسته و خشک نیست که کارویژهاش صرفاً محل عبور باشد؛ خیابان به جغرافیایی برای درنگ و میدان تبدیل شده است. خیابان و میدان به دانشگاه و خاستگاه رشد عقل سیاسی مردم تبدیل شده است .
وی با بیان اینکه مردم در این مرحله «مبعوث» شدهاند، گفت: این مبعوثشدن دو مرحله دارد. مرحله نخست، چیزی است که خود مردم نیز کموبیش متوجه شدهاند و افراد زیادی درباره آن سخن گفتهاند؛ اینکه مردم در وجه تودهبودن خود، بعد از ساختار قدرت قرار میگیرند و برای تأثیرگذاری بر قدرت، لازم نیست از شأن حقیقی خود وارد یک شأن حقوقی شوند .
حجت الاسلام رهدار ادامه داد: مردم میتوانند در همان شأن حقیقی خود بر ساختار قدرت تأثیر بگذارند. در ماجرای مذاکرات، به نظر من فقط یک دیپلمات ابله میتواند به خودش اجازه دهد که نه از سقف، بلکه حتی از کف مطالبات عمومی ملت خود فراتر برود. مردمی که در خیابان حضور دارند، بخشی از دستگاه دیپلماسی هستند .
وی این وضعیت را با ادبیات نرمتر، در حوزه پدافند غیرعامل توضیح داد و گفت: در گذشته، در جنگها و بحرانها، پدافند غیرعامل معمولاً در حاشیه پدافند عامل و بهعنوان مکمل آن ایفای نقش میکرد؛ اما امروز اگر پدافند غیرعامل مهمتر از پدافند عامل نشده باشد، دستکم همتراز آن قرار گرفته است .
حجت الاسلام رهدار تصریح کرد: مردم بهعنوان بازیگران حوزه پدافند غیرعامل، بدون اینکه پست بگیرند، در ساختار قدرت کرسی گرفتهاند. یعنی حرف آنها دیگر نمیتواند شنیده نشود و نشنیدن آن هزینه دارد. مردم شریک کارگزاران شدهاند .
وی افزود: به نظر من بعید است این وضعیت به سادگی ادامه پیدا نکند. کودکی را تا زمانی که قند را در دهانش نگذاشتهای، میتوان با ترساندن کنترل کرد؛ اما وقتی یک بار قند را در دهان گذاشت و مزه آن را چشید، دیگر آن ادبیات جواب نمیدهد. از این به بعد باید به او توضیح داد که خوردن بیش از حد قند خوب نیست .
استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: مردم امروز به نظر من «زور خود را فهمیدهاند». مطالبه آنها بهصورت طبیعی شکل گرفته و این وضعیت تعینی است، نه الزاماً تعیینی؛ یعنی اتاق فکری وجود نداشته که این مبعوثشدگی مردم را طراحی کرده باشد. این اتفاق در جریان تحولات اجتماعی رخ داد و مردم بهتدریج خودشان را پیدا کردند .
بعثت مردم و ورود آنان به ساختار قدرت
حجت الاسلام رهدار با اشاره به مرحله دوم این مبعوثشدگی گفت: یک لایه دیگر وجود دارد که هنوز مردم و حتی بسیاری از متفکران به آن توجه نکردهاند. برای توضیح آن باید به دوره امام خمینی(ره) بازگردیم .
وی با طرح این پرسش که چرا مردم زودتر از علما امام را فهمیدند و به ایشان لبیک گفتند، اظهار کرد: علما پشت سر مردم به امام پیوستند و این مسئله هنوز هم ادامه دارد. حتی امروز در قم، خط فکری امام یکی از خطوط موجود است و لزوماً خط فائق یا برتر نیست و خطوط دیگری نیز در جغرافیای فکری حوزه حضور دارند .
استاد حوزه و دانشگاه افزود: سؤال این است که چرا مردم فهمیدند و علما با تأخیر آمدند؟ واقعیت این است که علما به این دلیل پای امام نیامدند که بیشتر از مردم فهمیده بودند امام چه میگوید. مردم به این دلیل پای امام آمدند که سخن امام را فهمیدند؛ البته نه الزاماً با ذهن، بلکه با قلب و دل خود .
وی گفت: علما با ذهن خود با امام مواجه شدند و در «بله» گفتن به امام درنگ کردند، اما مردم با قلب خود لبیک گفتند .
حجت الاسلام رهدار با تبیین طرح امام خمینی(ره) افزود: طرح امام به زبان ساده، حذف دستگاه زعامت علما بود. امام به علما میگفت شما که پیش از این عالم و زعیم بودید، از این پس عالم هستید و زعامت بر عهده من است .
وی ادامه داد: پیش از انقلاب، حاکم کشور یک شاه غیرمشروع بود و علما حق داشتند بگویند هر کدام از ما به اندازه توان خود بخشی از بلاد اسلامی را زعامت کنیم؛ اما وقتی کسی که در رأس حکومت قرار گرفته، یک عالم جامعالشرایط است، یک کشور دو حاکم نمیخواهد. امام میگفت من حاکم هستم و اگر طرح و ایدهای دارید، وارد دستگاه من شوید و کمک کنید .
نخبگان مأموریت جدید پیدا میکنند
حجت الاسلام رهدار تصریح کرد: با نگاه کلان، تجربه جمهوری اسلامی نشان میدهد علما هرچه جلوتر آمدیم، برای کارآمدشدن ناگزیر شدند خود را با دستگاه حاکمیت نسبت دهند تا طرحهایشان در بستر حاکمیت اجرا شود. در مقابل، اگر عالمی وارد این ساختار نشود، حکومت با او مماشات میکند، مگر اینکه از خطوط قرمز عبور کند و ضرورتهای حاکمیتی برخورد دیگری را اقتضا کند .
وی گفت: در یک جغرافیا نمیتوان همزمان دو طرح متفاوت را بهطور کامل اجرا کرد. اگر در طرح حکومت، عالمی مخالفت کرده باشد، حکومت ممکن است به نام ولایت فقیه با آن مخالفت کند؛ زیرا این ماجرا بخشی از طرح امام برای اداره جامعه است و طرحی قابل دفاع به شمار میآید .
استاد دانشگاه درباره مرحله جدید حضور مردم اظهار کرد: اکنون که مردم مبعوث شدهاند، حد این وضعیت کجاست؟ به نظر من این وضعیت فراتر از کارگزاران حاکمیت و حتی شامل خود قدرت ولیفقیه خواهد شد .
وی افزود: در دوره امام شهید، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، به همان کیفیت و سطحی که نخبگان در دوره پیشین وارد میدان شدند، این بار مردم وارد ساختار قدرت خواهند شد. ولی برای ارتقای مردم دیگر نیاز ندارد که از دالان نخبگان با آنها ارتباط برقرار کند؛ زیرا مردم خودشان وارد سطح ساختار قدرت شدهاند .
حجت الاسلام رهدار خاطرنشان کرد: بنابراین در دوره جمهوری اسلامی میتوان سه مرحله را از هم تفکیک کرد؛ در زمان امام خمینی(ره)، رابطه خطی و مبتنی بر «مونولوگ اشراق» بود؛ در دوره امام شهید، رابطه دوسویه و مبتنی بر «دیالوگ اغنا» شکل گرفت و جامعه از مسیر اقناع ذهنی و نخبگانی حرکت کرد؛ و در دوره آقا مجتبی، جامعه و مردم در وجه حقیقی خود به بخشی از ساختار قدرت تبدیل میشوند .
وی با اشاره به پیام نخست آیتالله سیدمجتبی خامنهای گفت: تقریباً در همان پیام اول، این جنس ارتباط با مردم خود را نشان داد. ایشان تصریح کردند که در تمام سالهایی که در کنار مردم بودند، از آنان یاد گرفتهاند، با آنان سخن گفتهاند، حرفشان را شنیدهاند و دردشان را فهمیدهاند و همین خط نیز ادامه پیدا خواهد کرد .
مبعوثشدگی مردم؛ بخشی از یک طرح تکاملی
حجت الاسلام رهدار تأکید کرد: اتفاقی که در بستر جمهوری اسلامی رخ داده، محصول ضرورتهای پراگماتیک و مقطعی نیست؛ بلکه در ذیل یک طرح تدریجی و تکاملی رقم خورده است. انقلاب اسلامی ابتدا آزادی را به مردم داد، سپس مردم آزادشده را بهتدریج وارد ایفای نقش در ساختار قدرت نظام اسلامی کرد .
وی افزود: اقتضای منزلت مردم این بود که ابتدا لایق حمل پرچم شوند. امام خمینی(ره) پرچم را بر دوش مردم گذاشت و این مسئله نیز ناشی از یک فهم قرآنی بود؛ اقامه قسط و عدل در حد شعار، مأموریت و وظیفه پیامبر است و در حد اجرا، مأموریت و وظیفه مردم .
استاد حوزه و دانشگاه گفت: امام پرچم را بر دوش مردم گذاشت، اما رابطه هنوز عمدتاً یکطرفه بود. وقتی مردم متوجه نمیشدند، امام در آنها تصرف اشراقی میکرد و آنها را در مسیر نگه میداشت. امام با مردم پرچم را تا جایی آورد و آیتالله خامنهای این مردمِ پرچمبهدوش را از قلب به ذهن منتقل کرد؛ با آنها دیالوگ کرد و آنها را رشد داد .
وی ادامه داد: اکنون امام عزیز ما، آقا مجتبی، با این مردم مبعوثشده مواجه است و سؤال این است که رسالت این مردم مبعوثشده چیست. به گمان من، رؤیایی که امام خمینی(ره) درباره به اهتزاز درآمدن پرچم «لا اله الا الله» بر قلههای رفیع عالم داشت، اکنون میتواند از طریق این مردم مبعوثشده به نقاط مختلف جهان منتقل شود .
حجت الاسلام رهدار با اشاره به تحولات اخیر منطقه اظهار کرد: شواهد این وضعیت نیز وجود دارد. ما از همین اکنون در جهان بهعنوان یک قدرت بزرگ دیده میشویم؛ اما تفاوت این قدرت با امپراتوریهای پیشین، در جمع میان قدرت و اخلاق است .
وی افزود: گفتمان مقاومت در دهههای گذشته و بهطور خاص از طوفان الاقصی به این سو، دو گزینه برای دال مفهومی مرکزی خود داشته است؛ یکی «مظلومیت» و دیگری «اقتدار». فلسطین به اقتضای شرایط خود، گزینه مظلومیت را برگزید .
استاد دانشگاه ادامه داد: مظلومیت از مسیر مفاهیمی مانند ترحم و دلسوزی یارگیری میکند و فلسطین توانسته است میلیونها نفر در جهان را با خود همراه کند؛ زیرا مردم جهان از حجم ظلمی که بر مردم مظلوم فلسطین وارد شده، متأثر شدهاند .
وی تصریح کرد: انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در جنگهای اخیر، به جای رونمایی از مدال مظلومیت، از مدال اقتدار خود رونمایی کرد. این تفاوت مهمی است. مظلوم میتواند یار بگیرد، اما مظلوم در وصف مظلومیت خود تمدنساز نمیشود؛ مقتدر میتواند تمدن بسازد .
حجت الاسلام رهدار گفت: مقاومت باید با دیگر پروژههای کلان ما، مانند وحدت، پیشرفت و رویکرد تمدنی، نسبت داشته باشد. الگوی مقاومت باید ما را به رویکرد تمدنی برساند. بنابراین دال مفهومی مقاومت صرفاً مظلومیت نیست .
وی افزود: ما مورد ظلم قرار گرفتهایم؛ امام ما به شهادت رسیده، سرداران ما شهید شدهاند، مردم بیگناه ما شهید شدهاند و به کشور ما حمله شده است؛ اما اینها دال مفهومی اصلی ما نیستند. دال مفهومی ما «اقتدار» است. مظلوم هزینه میدهد، اما مقتدر هزینه را برای دو طرف ایجاد میکند؛ اگر ضربه بخورد، ضربه میزند .
اقتدار از مسیر عزت یارگیری میکند
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: مظلوم از معبر ترحم و دلسوزی یارگیری میکند، اما مقتدر از مسیر عزت یارگیری میکند. بسیاری از کسانی که امروز در خیابانها در کنار ما جمع شدهاند، شاید از نظر اعتقادی و سیاسی پیش از این همراه ما نبودهاند؛ اما امروز آمدهاند، چون موشک ما برای آنها عزت آورد و احساس کردند این اقتدار، عزت ایرانی را بالا برده است .
حجت الاسلام رهدار تأکید کرد: این اقتدار با اقتدارهایی که در دنیا پیش از این از طریق سلطه و استعمار خود را نشان دادهاند، متفاوت است. اقتدار در منطق دینی ما در نهایت خود را در رحمانیت و عفو نشان میدهد. در ادبیات دینی، اوج قدرت آنجایی است که انسان بتواند عفو کند .
وی افزود: عفو متعلق به نقطه پیروزی است، نه فرایند جهاد. ما در مسیری که در حال جهاد هستیم، عفو نمیکنیم و مقتدرانه میجنگیم؛ اما وقتی به پیروزی رسیدیم، منطق «اذهبوا فأنتم الطلقاء» مطرح میشود. یعنی فتح مرکز و سپس عفو .
حجت الاسلام رهدار گفت: در حال مبارزه، با اقتدار حرکت میکنیم و انشاءالله وقتی به پیروزی رسیدیم، حتی کسانی را که بر اثر جهل و ناآگاهی به دشمن ما تبدیل شدهاند، خواهیم بخشید. منطق ما در آن مرحله «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» خواهد بود .
وی افزود: بنابراین ملت مبعوثشده ضرورتاً از یک معبر واحد عبور نمیکند. به نظر من در طوفان الاقصی، ملت غزه نیز مبعوث شد؛ اما رنگ مفهومیای که به خود گرفت، «مظلومیت» بود و منطق یارگیری آن نیز ترحم و دلسوزی بود. در مقابل، ایران نیز مبعوث شده و رنگ مبعوثیت آن «اقتدار» و منطق یارگیری آن «عزت» است. وجه جمع این دو، «اقتدار اخلاقی» است .
حجت الاسلام رهدار در پاسخ به این پرسش که آیا با بلوغ عقلانی مردم، نقش نخبگان از میان میرود، گفت: نخبگان حذف نمیشوند، بلکه مأموریت جدید پیدا میکنند. وقتی منزلت تغییر میکند، مأموریت نخبگان نیز تغییر میکند .
وی افزود: بحث ما تحول در لایه نخبگانی نیست؛ موضوع اصلی، عقلانیت عمومی است و اینکه این عقلانیت چگونه در فرایند جمهوری اسلامی بازتولید شده و دلالتهای آن برای جامعه چیست .
استاد دانشگاه اظهار کرد: به گمان من، اکنون در مبعوثشدن مردم، خط چهارم طرح پنجگانه امام شهید که از انقلاب آغاز میشد و به نظام، دولت، جامعه و تمدن میرسید، در حال طراحی است؛ یعنی جامعهسازی در حال شکلگیری است .
برای پدیدهای که هنوز در حال شدن است، نسخه نپیچیم
وی درباره اینکه چه عقلانیتی باید ضامن استمرار این وضعیت باشد، گفت: به نظر من این سؤال مهمی است که باید در سطح نخبگانی مطرح شود، اما من معمولاً در رخدادهای اجتماعی که در حال سیرورت و شدن هستند، خیلی زود این سؤال را در متن سیرورت مطرح نمیکنم؛ زیرا اگر پاسخی هم بدهیم، پاسخ وزرایی خواهد بود .
حجت الاسلام رهدار با اشاره به تجربه شکلگیری اربعین گفت: زمانی که اربعین به وجود آمد و به اوج رسید، انجمن علمی بینالمللی اربعینپژوهان را تأسیس کردیم و تعدادی از اساتید را گرد هم آوردیم تا هرکدام از زاویه تخصص خود درباره آن پژوهش کنند. اما وقتی وارد میدان شدیم، متوجه عجز، خضوع و بنبست خودمان شدیم .
وی افزود: احساس کردیم صحنه بیش از آنکه جولان ذهنی ما باشد، در حال حرکت است. حتی هنرمندان نیز اعتراف کردند که لنز دوربینهایشان نمیتواند همه صحنه را ثبت کند. به این نتیجه رسیدیم که باید خودمان را در دل این پدیده بیندازیم و دائماً از آن ورودی بگیریم و فعلاً برای آن خروجی تعریف نکنیم .
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: اتفاقی که بعد از شهادت آقا برای مردم افتاد و از آن با عنوان مبعوثشدگی یاد میکنیم نیز یک پدیده در حال شدن است. این پدیده هنوز به تکرار نیفتاده و هر شب در حال خلق معناست. چون هنوز همه ظرفیت آن رونمایی نشده، نمیتوان برای آینده آن نسخه مشخصی پیچید .
حجت الاسلام رهدار تأکید کرد: این به معنای آن نیست که بعثت مردم به رهبری نیاز ندارد؛ بلکه باید مراقب باشیم با مداخله زودهنگام، مسیر طبیعی این پدیده را تخریب نکنیم. ممکن است در درون آن فراز و نشیبهایی ایجاد شود و همین فراز و نشیبها نیز جزئی از پروژه باشد .
وی افزود: مانند کودکی که برای راهرفتن لازم است چند بار زمین بخورد؛ اگر ریسک افتادن را نپذیرد، راهرفتن را یاد نمیگیرد. این پدیده نیز باید افتوخیزهای خودش را تجربه کند .
استاد دانشگاه گفت: در این مرحله میتوانیم قواعد کلان بدهیم، نه الگوها و مدلهای رفتاری. یکی از این قواعد، مبانی دینی ماست که میگوید انسان در هیچ گام و منزلتی از حرکت تاریخی خود بدون ولی خود به موفقیت نمیرسد. این قاعده دلالت رفتاری دارد و میگوید باید به ولی متصل باشی، اما نباید از همین ابتدا مدل مشخصی برای چگونگی این اتصال تعیین کنیم .
وی ادامه داد: قاعده دیگری مانند نفی سبیل نیز وجود دارد؛ حرکت تکاملی ما در نسبت با دشمن جلو نمیرود و نباید پروژه آینده خود را با دشمن بهصورت مشترک پیش ببریم. این قاعده است، اما اینکه با چه مدلی خودمان را پیدا کنیم، فعلاً زود است و باید اجازه دهیم این ظرفیت فعال شود .
آینده را باید با امید دید
حجت الاسلام رهدار در پایان گفت: اگر قرار باشد در لایه بینشی و انگیزشی حسی را به جامعه منتقل کنیم، نباید حس ترس و یأس باشد؛ باید «امید» باشد. نباید بگوییم نگرانم که این جمعیت بعداً خاموش شود و با این نگرانی آینده را توصیف کنیم .
وی افزود: میتوانیم از مسیر مفهوم امید به ماجرا نگاه کنیم. خداوند وعده داده است که وعدههایش تخلف نمیکند، اجر نیکوکاران را ضایع نمیکند و اگر انسان او را یاری کند، یاری خواهد کرد. اگر شکرگزاری کند، بر نعمت او میافزاید و اگر اخلاص داشته باشد، بهتر از آن را به او خواهد داد .
استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: این گزارهها را باید در متن این ماجرا قرار دهیم؛ یعنی به جای اینکه توپ را در میدان یا دامان خودمان بیندازیم، آن را در دامان خدا بگذاریم. خدا وعده داده است و ما نیز اعتماد میکنیم و وارد میدان میشویم .
حجت الاسلام رهدار در جمعبندی تصریح کرد: برای من مثل روز روشن است که مردم در ذیل این قواعد و نسبتها، فاتح آینده خواهند بود .