شنبه ۲۸ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

کاظم کاظمی: شعر می‌تواند پلی میان مردم ایران و افغانستان باشد

کاظم کاظمی: شعر می‌تواند پلی میان مردم ایران و افغانستان باشد
عصر قم - محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر افغانستانی، با مرور بیش از سه دهه حضور خود در محافل ادبی ایران و دیدارهای متعدد با آیت‌الله خامنه‌ای، از خاطرات شعرخوانی، گفت‌وگو درباره مشکلات مهاجران، دغدغه حفظ زبان فارسی و نقش ادبیات در نزدیک‌تر شدن مردم ایران و افغانستان سخن گفت. او معتقد است شعر، اگر بر همدلی استوار باشد، می‌تواند بیش از گلایه‌های مستقیم بر مناسبات دو ملت اثر بگذارد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر افغانستانی، با مرور بیش از سه دهه حضور خود در محافل ادبی ایران و دیدارهای متعدد با آیت‌الله خامنه‌ای، از خاطرات شعرخوانی، گفت‌وگو درباره مشکلات مهاجران، دغدغه حفظ زبان فارسی و نقش ادبیات در نزدیک‌تر شدن مردم ایران و افغانستان سخن گفت. او معتقد است شعر، اگر بر همدلی استوار باشد، می‌تواند بیش از گلایه‌های مستقیم بر مناسبات دو ملت اثر بگذارد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر شناخته‌شده افغانستان، در گفت‌وگو با برنامه «یاران خراسانی» ایراف تی‌وی، بخشی از خاطرات خود از حضور در دیدارهای شاعران با آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، را روایت کرد و در کنار آن به موضوعاتی چون مهاجرت افغانستانی‌ها در ایران، روابط فرهنگی دو کشور، وضعیت زبان فارسی در افغانستان و مسئولیت اجتماعی شاعران پرداخت.
کاظمی گفت ارتباط او با این دیدارها به سال ۱۳۶۷ و دوره ریاست‌جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای بازمی‌گردد. در آن سال و هم‌زمان با سفر نوروزی او به مشهد، با هماهنگی سیدعبدالله حسینی، مسئول جلسات شعر حوزه هنری مشهد، جمعی از شاعران ایرانی و افغانستانی در حرم امام رضا(ع) با او دیدار کردند.
مرحوم سعادت‌ملوک تابش نیز از شاعران افغانستانی حاضر در آن جلسه بود. پس از آن، کاظمی در سال‌های مختلف در دیدارهای شاعران شرکت کرد و با تثبیت برگزاری این برنامه در نیمه ماه رمضان، حضور او نیز منظم‌تر شد.
به گفته کاظمی، در مجموع حدود ۱۰ تا ۱۵ بار یا بیشتر در این دیدارها حضور داشته و هفت یا هشت بار نیز شعر خوانده است. او علاوه بر نشست‌های عمومی شاعران، در برخی دیدارهای محدودتر هنرمندان و فعالان فرهنگی نیز به‌عنوان یکی از چهره‌های ادبی افغانستان حضور داشته است.
دیداری پس از سال‌ها؛ وقتی کاظمی شناخته شد
یکی از خاطرات مهم کاظمی به دیداری در سال ۱۳۸۷ بازمی‌گردد؛ زمانی که پس از چند سال فاصله بار دیگر در جلسه شاعران حاضر شده بود.
او گفت تصور نمی‌کرد پس از این فاصله زمانی شناخته شود. به همین دلیل هنگام حرکت به محل صرف شام خود را معرفی کرده و گفته بود: «محمدکاظم کاظمی هستم.»
به روایت او، آیت‌الله خامنه‌ای بلافاصله او را به یاد آورده و درباره وضعیتش پرسیده بود. کاظمی در ادامه متوجه شده بود که کتاب «گزیده غزلیات بیدل» او نیز مطالعه شده است.
این موضوع زمینه گفت‌وگویی درباره بیدل دهلوی و شعر سبک هندی را فراهم کرده بود. کاظمی می‌گوید برخی دوستان پس از آن به شوخی گفته بودند او با انتشار این کتاب، آیت‌الله خامنه‌ای را با بیدل «آشتی» داده است؛ هرچند به تأکید او، آشنایی رهبر پیشین ایران با بیدل و شعر سبک هندی بسیار قدیمی‌تر از انتشار این کتاب بوده است.
نه، شما هم جوان هستید
کاظمی خاطره دیگری از همین دیدار را به شعرخوانی خود اختصاص داد. او که ترجیح می‌داد زمان برنامه در اختیار شاعران جوان‌تر قرار گیرد، پیش از آغاز شعرخوانی یادداشتی برای ساعد باقری، مجری برنامه، فرستاده و خواسته بود نام او برای شعرخوانی اعلام نشود.
با این حال، پس از دعوت به شعرخوانی، موضوع را مطرح کرده و گفته بود بهتر است شاعران جوان‌تر فرصت خواندن شعر داشته باشند.
به روایت کاظمی، پاسخ این بود: «نه، شما هم جوان هستید».
او می‌گوید در ادامه نیز به این نکته اشاره شده بود که مدتی است در این جلسات شعری از افغانستان شنیده نشده و از همین رو از او خواسته شد شعر بخواند.
کاظمی در آن جلسه شعر «شهر من» را درباره افغانستان و کابل خواند. او گفت در بخش پایانی شعر تحت تأثیر مضمون آن قرار گرفته و با بغض و گریه شعر را به پایان رسانده است.
واکنش به این شعر، به گفته کاظمی، یکی از خاطرات ماندگار او از دیدارهای ادبی بوده است؛ زیرا پس از شعرخوانی درباره فضای اثر و تأثیری که توصیف وضعیت افغانستان بر مخاطب می‌گذارد، صحبت شده بود.
چرا مشکلات مهاجران در جلسات شعر مطرح نمی‌شد؟
کاظمی در بخش دیگری از گفت‌وگو به انتقادهایی پاسخ داد که گاهی از سوی مهاجران افغانستانی مطرح می‌شود؛ اینکه چرا شاعران افغانستان در دیدارهای خود با مقام‌های ایرانی، از مشکلات جامعه مهاجر سخن نمی‌گویند.
او توضیح داد که ماهیت این جلسات، شعرخوانی بوده و شاعری که برای چنین برنامه‌ای دعوت شده است، معمولاً انتظار دارد در همان چارچوب صحبت کند.
به گفته او، طرح مجموعه‌ای از مسائل و گلایه‌های اجتماعی پیش از شعرخوانی ممکن است حتی فرصت اصلی شاعر برای انتقال پیام از طریق اثر ادبی را از بین ببرد.
کاظمی با این حال تأکید کرد که مشکلات مهاجران در فرصت‌های دیگر مطرح می‌شده است. او در برخی دیدارها از تصمیم‌هایی که امکان تحصیل دانش‌آموزان افغانستانی را فراهم کرده بود، قدردانی کرده و در نشست‌های خصوصی نیز درباره محدودیت‌ها و مشکلات مهاجران سخن گفته است.
روایت یک گفت‌وگوی خصوصی درباره مهاجران
کاظمی از یکی از نشست‌های خصوصی با جمعی از هنرمندان و فعالان فرهنگی یاد کرد که در آن فرصت یافته بود درباره وضعیت مهاجران افغانستانی به‌صورت مفصل صحبت کند.
او در آن جلسه توضیح داده بود که میان نگاه کلی رهبر ایران به مردم افغانستان و رفتار برخی دستگاه‌ها و مسئولان اجرایی در امور مهاجران فاصله وجود دارد و بخشی از مشکلات مهاجران ناشی از سخت‌گیری‌های اداری است.
به گفته کاظمی، پاسخ کلی آیت‌الله خامنه‌ای در آن دیدار این بوده است که «ما مردم افغانستان را دوست داریم و افغانستان برای ما مهم است»، اما شرایط همه مهاجران یکسان نیست و در تصمیم‌گیری‌ها باید وضعیت افراد مختلف نیز در نظر گرفته شود.
کاظمی همچنین به ارتباط تاریخی حوزه علمیه مشهد با طلاب و استادان افغانستانی اشاره کرد و گفت حضور افغانستانی‌ها در محیط علمی و دینی مشهد سابقه‌ای طولانی دارد.
او یادآور شد که در دهه ۱۳۷۰، زمانی که محدودیت‌های بیشتری برای مهاجران افغانستانی در مشهد اعمال می‌شد، نیز در یکی از دیدارهای خصوصی این مشکلات را مطرح کرده بود.
شعر به جای تشدید گلایه‌های دوطرفه
از نگاه کاظمی، بیان مشکلات مهاجران ضروری است، اما شیوه بیان این مسائل نیز اهمیت زیادی دارد. او معتقد است ادبیات می‌تواند مطالبات و رنج‌های مهاجران را منتقل کند، بدون آنکه روابط اجتماعی دو جامعه را به سمت رویارویی و گلایه متقابل ببرد.
او در توضیح این نگاه گفت: «آن چیزی که در نهایت برآیند مؤثر در مورد مسائل مهاجرت و مسائل مناسبات دو ملت دارد، آن شعر است که ما ارائه می‌کنیم؛ مخصوصاً شعری که همدلی‌برانگیز باشد.»
کاظمی معتقد است حتی اگر شعر حامل اعتراض و گلایه باشد، بهتر است این اعتراض به شکلی بیان شود که مخاطب را به درک تجربه طرف مقابل نزدیک کند.
به باور او، اگر شاعر تنها با ادبیاتی تند مجموعه مشکلات مهاجران را مطرح کند، ممکن است مخاطب ایرانی نیز فهرستی از مشکلات و انتقادهای خود نسبت به مهاجران ارائه کند و در نهایت گفت‌وگو به جای همدلی، به مجادله‌ای دوطرفه تبدیل شود.
او هدف مهم‌تر را شکل دادن به یک «زیست درازمدت اجتماعی» میان مردم ایران و افغانستان می‌داند؛ رابطه‌ای که در آن فرهنگ و ادبیات بتوانند فاصله‌های ایجادشده بر اثر سیاست و مرز را کاهش دهند.
«شمشیر و جغرافیا»؛ اعتراض با پایان همدلانه
کاظمی در ادامه به شعر «شمشیر و جغرافیا» اشاره کرد؛ شعری درباره فاصله‌هایی که طی تاریخ و تحولات سیاسی میان مردمان دو سوی مرز ایجاد شده است.
او گفت در این شعر، در کنار انتقاد از جدایی‌ها، تلاش کرده است راهی برای بازسازی پیوند میان مردم پیدا کند و در پایان با عبارت «گرچه به دنیا امید نیست، شاید پلی برای رسیدن درست شد» بر امکان نزدیک شدن دوباره تأکید کرده است.
به گفته کاظمی، پس از خواندن این شعر، همین رویکرد مورد توجه قرار گرفته و از آن به‌عنوان گفتمانی مناسب یاد شده است.
او این تجربه را ادامه همان دیدگاهی می‌داند که سال‌ها پیش درباره یکی از اشعار انتقادی‌اش مطرح شده بود؛ اینکه اعتراض اگر به شکلی ارائه شود که بنیان رابطه میان دو جامعه را تخریب کند، ممکن است نتیجه‌ای برخلاف هدف شاعر داشته باشد.
قصیده‌ای درباره مهاجران که هرگز منتشر نشد
یکی از بخش‌های قابل توجه گفت‌وگو، روایت کاظمی از شعری بود که در دهه ۱۳۷۰ درباره وضعیت دشوار مهاجران افغانستانی در ایران سروده، اما هیچ‌گاه منتشر نکرده است.
او گفت حوالی سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳، هم‌زمان با افزایش سخت‌گیری‌ها و اخراج برخی خانواده‌های مهاجر، قصیده‌ای مفصل در اعتراض به شرایط موجود سروده بود.
این اثر با الهام از «نامه اهل خراسان» انوری شکل گرفته و حدود ۵۰ بیت داشته است. در آن، از سیاست‌های مرتبط با مهاجران و شرایط آن روز خراسان انتقاد شده بود.
کاظمی گفت این شعر را در یکی از دیدارها خوانده و پس از پایان شعر، در کنار تحسین جنبه ادبی آن، به او توصیه شده است که اثر را منتشر نکند؛ زیرا ممکن است به فضای همدلی میان مردم ایران و افغانستان آسیب وارد کند.
او افزود که در همان جلسه به نمونه‌ای از اشعار انتقادی خلیل‌الله خلیلی نیز اشاره شده و این دیدگاه مطرح شده بود که ادبیات در مناسبات ایران و افغانستان بهتر است به سمت افزایش همدلی حرکت کند.
کاظمی نیز در نهایت تصمیم گرفته بود آن قصیده را منتشر نکند.
زبان فارسی؛ میان امید به ماندگاری و نگرانی از عقب‌نشینی
بخش دیگری از گفت‌وگو به وضعیت زبان فارسی در افغانستان اختصاص داشت.
کاظمی برای توصیف نگاه خود به آینده فارسی از دو مفهوم «بیم و امید» استفاده کرد. او معتقد است تاریخ نشان داده زبان فارسی توانایی قابل توجهی برای بقا و بازسازی خود دارد و در دوره‌های مختلف حتی گروه‌هایی که وارد قلمرو فرهنگی این زبان شده‌اند، در نهایت خود به گسترش‌دهندگان آن تبدیل شده‌اند.
او نقش شاعرانی چون فردوسی و حضور پیوسته نویسندگان، دانشمندان و شاعران بزرگ را از عوامل اصلی استمرار تاریخی زبان فارسی دانست.
با این حال، از نگاه کاظمی این سابقه تاریخی نباید باعث اطمینان کاذب شود. اینکه فارسی در دوره‌های گذشته از بحران‌های مختلف عبور کرده است، تضمین نمی‌کند که بدون تلاش فرهنگی و علمی، در آینده نیز موقعیت خود را حفظ کند.
او وضعیت زبان را به انسانی تشبیه کرد که چندین بار از بیماری یا حادثه جان سالم به در برده است؛ نجات از خطرهای پیشین به این معنا نیست که در برابر خطر بعدی نیز به‌طور خودکار مصون خواهد بود.
هشدار درباره تکرار تجربه هند و پاکستان
کاظمی معتقد است حفظ جایگاه فارسی در افغانستان نیازمند ادبیات قدرتمند، پژوهش علمی، تربیت نسل جدید فرهیختگان و حضور جدی رسانه‌های فارسی‌زبان است.
او بر ضرورت شکل‌گیری «مقاومتی عالمانه و توأم با ادبیات» در برابر فارسی‌ستیزی تأکید کرد و هشدار داد که انفعال جامعه فارسی‌زبان می‌تواند به عقب‌نشینی تدریجی این زبان منجر شود.
کاظمی از هند و پاکستان به‌عنوان نمونه تاریخی یاد کرد؛ مناطقی که فارسی برای دوره‌ای طولانی جایگاه گسترده فرهنگی و اداری داشت، اما به مرور بخش عمده موقعیت پیشین خود را از دست داد.
از نگاه او، عقب‌نشینی قلمرو یک زبان می‌تواند مرحله‌به‌مرحله و به شکل زنجیره‌ای اتفاق بیفتد و به همین دلیل حفظ فارسی در افغانستان نیازمند اقدام آگاهانه و مستمر است.
«افغان»، «افغانی» و «افغانستانی»
بخش دیگری از گفت‌وگو به یکی از بحث‌های زبانی و هویتی رایج درباره نام شهروندان افغانستان اختصاص داشت.
کاظمی توضیح داد که از منظر زبانی، «افغانی» نام واحد پول افغانستان است و برای اشاره به تابعیت افراد، «افغانستانی» را دقیق‌تر می‌داند.
او همچنین گفت واژه «افغان» سابقه‌ای قومی دارد و در کاربرد تاریخی به پشتون‌ها اطلاق شده است؛ بنابراین تعمیم آن به همه مردم افغانستان برای بخشی از جامعه حساسیت‌برانگیز است.
کاظمی در عین حال تأکید کرد که این موضوع نباید به دشمنی قومی تبدیل شود و قوم پشتون را بخشی محترم و هموطن از جامعه افغانستان دانست.
او همچنین گفت نسبت به کاربرد محاوره‌ای «افغانی» حساسیت مطلق ندارد و اگر این واژه بدون نیت تحقیر استفاده شود، لزوماً آن را توهین تلقی نمی‌کند.
«مگر برای سفر داخل کشور گذرنامه لازم است؟»
یکی دیگر از خاطرات کاظمی به محدودیت‌های رفت‌وآمد مهاجران افغانستانی در داخل ایران مربوط می‌شود.
او گفت در یکی از سال‌ها گذرنامه‌اش برای تمدید در اختیار اداره مربوطه بوده و به همین دلیل نتوانسته است برای شرکت در دیدار شاعران سفر کند.
در جلسه نیز علت غیبت او مطرح شده و به روایت کاظمی، آیت‌الله خامنه‌ای در واکنش پرسیده بود: «مگر برای سفر داخل کشور گذرنامه لازم است؟»
کاظمی این جمله را نشانه‌ای از فاصله میان برخی رویه‌های اجرایی درباره مهاجران و برداشت عمومی از شرایط آنان دانست.
او همچنین از مواردی یاد کرد که شاعران افغانستانی برای شرکت در برنامه‌های فرهنگی میان شهرهای ایران با محدودیت‌های اداری مربوط به مجوز تردد مواجه می‌شدند.
از نگاه کاظمی، حضور یک شاعر افغانستانی در یک محفل ادبی نه‌تنها نباید زمینه برخورد اداری با او را ایجاد کند، بلکه باید به‌عنوان فرصتی برای افزایش ارتباط فرهنگی میان دو جامعه دیده شود.
خاطراتی که پس از کشته‌شدن رهبر پیشین ایران زنده شد
کاظمی در بخش پایانی گفت‌وگو از واکنش خود به خبر کشته‌شدن آیت‌الله خامنه‌ای در حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴ سخن گفت؛ رخدادی که منابع رسمی ایران و رسانه‌های مستقل نیز آن را گزارش کرده‌اند.
او گفت این خبر برایش با یادآوری مجموعه‌ای از دیدارها، گفت‌وگوها و شعرخوانی‌های چند دهه گذشته همراه بوده و همین خاطرات، تأثر او از این رویداد را بیشتر کرده است.
کاظمی افزود که بخشی از احساسات ناشی از جنگ و حوادث ایران را در شعرهای تازه خود بازتاب داده و طی ماه‌های اخیر دو شعر درباره ایران سروده است؛ آثاری که بیشتر بر همدلی با مردم ایران و پیامدهای جنگ تمرکز دارند.
او در عین حال گفت تاکنون شعری مشخصاً درباره شخص آیت‌الله خامنه‌ای نسروده است.
چرا شعر کاظمی میان مردم ماندگار شد؟
در پایان این گفت‌وگو، کاظمی در پاسخ به پرسشی درباره دلیل شناخته‌شدن آثارش در میان مردم افغانستان، بیشترین سهم را برای خود شعر قائل شد.
او گفت در طول فعالیت ادبی خود تلاش کرده است در کنار توجه به کیفیت هنری، مسائل مردم، مهاجرت، افغانستان و دغدغه‌های اجتماعی را نیز وارد شعر کند.
به گفته او، بخش قابل توجهی از آثارش نه درباره مسائل صرفاً شخصی، بلکه درباره تجربه‌ها و مشکلات مشترک مردم افغانستان شکل گرفته است.
کاظمی معتقد است مردم زمانی با شاعر پیوند برقرار می‌کنند که احساس کنند او چیزی را بیان می‌کند که خود آنان نیز در درون خود احساس می‌کنند، اما شاید امکان بیان آن را نداشته باشند.
از نگاه او، ترکیب کیفیت ادبی با توجه به مسائل اجتماعی یکی از دلایلی بوده که آثارش طی بیش از سه دهه در میان مخاطبان فارسی‌زبان ایران و افغانستان شنیده شده است.
گفت‌وگوی محمدکاظم کاظمی در نهایت از مجموعه‌ای از خاطرات شخصی فراتر می‌رود و به روایتی درباره سه موضوع به‌هم‌پیوسته تبدیل می‌شود: تجربه مهاجرت افغانستانی‌ها در ایران، سرنوشت زبان فارسی و نقشی که شعر و فرهنگ می‌توانند در ترمیم فاصله‌های میان دو جامعه ایفا کنند. محور مشترک سخنان او نیز تأکید بر این نکته است که حتی اعتراض و انتقاد، زمانی اثر ماندگارتری خواهد داشت که به جای تشدید فاصله‌ها، امکان گفت‌وگو و همدلی را افزایش دهد.
..................
پایان پیام/


نظرات شما