شنبه ۲۸ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

در فقر هم خودت را نباز!

در فقر هم خودت را نباز!
عصر قم - امام علی(ع) می فرماید: «متقین در حال فقر هم تقاضای کمک نمی کنند». آنها با وجود نیازمندی اظهار بی نیازی می کنند و خدا در وصف اصحاب صُفّه می فرماید: «بخاطر عفاف زیاد حالشان برای مردم معلوم نیست و همه خیال می کنند بی نیاز هستند». در روایت آمده است که «خدا از فقر بیزار است و می خواهد اثر نعمتش را بر بنده اش ببیند پس آن که فقرش را ظاهر نکند محبوب خداست»، اسلام فقر را قبول ندارد؛ ولی انسان مؤمن چون منبع همه چیز را خدا می داند فقر را تحمل می کند؛ چراکه در روایت آمده: «مخفی کردن فقر از جوانمردی است».
  بزرگنمايي:

عصر قم - امام علی(ع) می فرماید: «متقین در حال فقر هم تقاضای کمک نمی کنند». آنها با وجود نیازمندی اظهار بی نیازی می کنند و خدا در وصف اصحاب صُفّه می فرماید: «بخاطر عفاف زیاد حالشان برای مردم معلوم نیست و همه خیال می کنند بی نیاز هستند». در روایت آمده است که «خدا از فقر بیزار است و می خواهد اثر نعمتش را بر بنده اش ببیند پس آن که فقرش را ظاهر نکند محبوب خداست»، اسلام فقر را قبول ندارد؛ ولی انسان مؤمن چون منبع همه چیز را خدا می داند فقر را تحمل می کند؛ چراکه در روایت آمده: «مخفی کردن فقر از جوانمردی است».

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه متقین در بیان اوصاف آنها می فرماید: «تَجَمُّلاً فِی فَاقَهٍ» (۱)؛ ([می بینی برای هر یک از پرهیزکاران] جمالی در حالت فقر و تنگدستی).
تجمّل از باب تفعّل یعنی به سختی خود را زیبا و جمیل جلوه دادن. متقین در حالت فقر، خود را غنی و بی نیاز نشان می دهند. آنها گرچه فقیرند، ولی اظهار غِناء و بی نیازی می کنند. آنها فقر خود را از مردم پنهان می کنند، آنها عفت خود را از دست نداده و دست نیاز به سوی کسی دراز نمی کنند و از دیگری سؤال و درخواست نمی نمایند.
خداوند متعال «اصحاب صُفّه» را به این خصلت مدح کرده است: «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً» (۲)؛ (از فرط عفاف چنان احوالشان بر مردم مشتبه شود که هر کس از حال آنها آگاه نباشد آنها را غنی و بی نیاز می پندارد؛ اما آنها را از سیمایشان می شناسی، هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند).
از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که: «این آیه در مورد اصحاب صُفّه است، اینها چهار صد نفر از مسلمانان مکه و اطراف مدینه بودند که نه خانه ای در مدینه داشتند و نه خویشاوندی که به منزل آنها بروند، از این جهت در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله) مسکن گزیده و آمادگی کامل خود را برای شرکت در میدان های جنگ و جهاد اعلام کرده بودند، ولی چون اقامت آنها در مسجد با شؤون مسجد سازگار نبود، دستور داده شد به صفه [سکوی بزرگ و وسیع] -که در بیرون مسجد قرار داشت - منتقل شوند. آیه فوق نازل شده و به مسلمین دستور داد تا به آنها کمک کنند و چنین کردند، آنها اوقات خود را مشغول تعلّم و عبادت بودند، هر کس آنها را می دید به خاطر عفت نفس و خویشتنداری از سؤال، آنها را غنی می پنداشت آنها این کار را برای رسیدن به رضوان الهی و ثواب فراوان الهی می کردند».(۳)
مرحوم خوئی در شرح خود گوید: «عدم درخواست با اصرار آنها که خداوند در آیه گوید، از باب سالبه به انتفاء موضوع است؛ یعنی اصلا سؤال و درخواستی نمی کنند و عفّت باطنی آنها و حریت آنها اجازه مطلق سؤال چه با اصرار و چه بی اصرار نمی داده، چنانکه می گوئید: «مثل او را ندیدیم» و مرادتان این است که اصلا مثل و شبیهی ندارد تا دیده باشم، این سالبه به انتفاء موضوع است، یعنی موضوعی که شبیه سؤال و درخواست باشد اصلا در کار نبوده است.
البته احتمال(۴) دیگری هم داده شده که مراد این است اگر مضطر شوند، محترمانه مشکل خود را بدون اصرار به اطلاع برادر دینی خود می رسانند و هرگز با اصرار فراوان به این و آن، از شخصیت و عفت نفس خود نمی کاهند.
در حدیثی در «مجمع البیان» آمده است که: «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اَن یَری اَثَرَ نِعمَتِهِ عَلَی عَبْدِهِ و یَکرَهُ البُوْسَ وَ التَّباؤُسَ وَ یُحِبُّ الحَلِیمَ المُتعَفِّفَ مِنْ عِبَادِهِ وَ یَبغُضُ البَذِّی السَّائِلَ المُلْحِفَ» (۵)؛ (خداوند دوست دارد اثر نعمت خود را بر بنده اش ببیند و سختی و فقر را کراهت دارد و صبور و عفیف را از بندگانش دوست دارد و انسان پست سؤال کننده و مصرّ را دشمن دارد).
شخص پرهیزکار با سختی فقر را تحمل می کند و از آن نمی هراسد، زیرا «اِنْ مِن شَیءٍ اِلَّا عِنْدَنا خَزَائِنُهُ» (۶)؛ ‌ (می داند منبع هر چیز در نزد خداست). اصل فقر در اسلام منفور است. «اَلْفَقْرُ سَوَادُ الْوَجْهِ فِی الدَّارَیْنِ»؛ (فقر، سواد و سیاهی صورت در دو دنیا است). ولی گاهی فقر به انسان تحمیل می شود، جنگ تحمیلی، زلزله، خشکسالی، قحطی، سیل و عوامل طبیعی گاهی موجب فقر و از بین رفتن سرمایه ها می شود؛ عده ای فقیر و تنگدست و آواره به جای می گذارد، یا شخصی بالخصوص ورشکست می شود، تلاش کرده فقیر نباشد ولی شد، اینجا جای کفران نیست، جای تجرّی و عصیان نیست، چرا با فقر، خود را نابود کنیم؟ ممالکی بودند که در جنگ جهانی ویران شدند؛ ولی با همت نیروهای خود، بلند شده و از دیگران سبقت گرفتند.
متذکر می شویم که فقر و فقیر مطلوب اسلام نیست، کسی نگوید باید حتماً فقیر داشته باشیم وگرنه بعضی احکام اسلام مثل خمس و زکات و صدقه از بین می رود، زیرا جواب می دهیم که اسلام نگفته باید موضوعات را حفظ کرده؛ بلکه فرموده احکام را حفظ کنید، اصل استحباب صدقه و وجوب خمس و زکات و دیگر انفاقات را باید حفظ کرد، چون حکم اسلام است، ولی لازم نیست فقیر درست کنیم، چنانکه وقتی می فرماید گوشت خوک حرام است نه اینکه حتماً خوک پرورش دهید، تا این موضوع باشد ولی استفاده نکنید، اصل حرمت را رعایت کنید که اگر خوکی بود، از گوشت آن نخورید و همچنین است دیگر مسائل اسلام.
در روایات است که: «عفاف، زینت فقر و تنگدستی است».(۷) «کسی که اظهار فقر کند، قدر و ارزش خود را و شخصیت خود را ذلیل کرده است».(۸) «مخفی کردن فقر و امراض از جوانمردی است».(۹) «خداوند فقر را [بعنوان] امانت در نزد خلقش قرار داده، پس کسی که آن را پنهان کند خدا اجر روزه دار نمازگزار به او عنایت کند» (۱۰) و «خداوند دوست دارد مؤمن را وقتی که فقیر و خویشتندار باشد».(۱۱)، (۱۲)
پی نوشت:
(۱). در بعضی نسخ مانند شرح ‌نهج ‌البلاغه، نواب لاهیجانی، میرزا محمد باقر، اخوان‌ کتابچی، تهران، بی تا، ص ۱۷۸، «تحمّلا فی فاقه»، (در فقر و تنگدستی تحمّل و طاقت دارند) است.
(۲). سوره بقره، آیه ۲۷۳.
(۳). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ شمسی، چاپ: اول، ج ‌۲، ص ۳۵۵، سوره بقره، آیه ۲۷۳؛ منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، هاشمی خویی، میرزا حبیب الله / حسن زاده آملی، حسن و کمره ای، محمد باقر، محقق / مصحح: میانجی، ابراهیم، مکتبه الإسلامیه، تهران، ۱۴۰۰ قمری، چاپ: چهارم، ج ‌۱۲، ص ۱۳۷، (المعنی).
(۴). تفسیر نمونه، همان، ص ۳۵۸، (تفسیر: بهترین مورد انفاق).
(۵). منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، همان، ص ۱۳۸، (المعنی).
(۶). سوره حجر، آیه ۲۱.
(۷). قال علی(ع) : «العفاف زینه الفقر». بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ قمری، چاپ: دوم، ج ‌۹۳، ص ۱۵۸، باب ۱۶ (ذم السؤال خصوصا بالکف و من المخالفین و ما یجوز فیه السؤال)؛ نهج البلاغه، شریف رضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، ‌۱۴۱۴ قمری، چاپ: اول، ص ۵۳۴، حکمت [۳۴۷] ۳۴۰.
(۸). «من اظهر فقره أذلّ قدره». غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: رجائی، سید مهدی، دار الکتاب الإسلامی، قم، ‌ ۱۴۱۰ قمری، چاپ: دوم، ص ۶۲۳، حکمت ۹۰۲.
(۹). اخفاء الفاقه و الامراض من المرّوه. همان، ص ۶۱، حکمت ۱۱۹۰.
(۱۰). «انّ اللّه جعل الفقر امانه عند خلقه فمن ستره اعطاه اللّه مثل اجر الصائم القائم». الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ‌ ‌۱۴۰۷ قمری، چاپ: چهارم، ج ‌۲، ص ۲۶۰، باب (فضل فقراء المسلمین)؛ بحار الأنوار، همان، ج ‌۶۹، ص ۸، باب ۹۴ (فضل الفقر و الفقراء و حبهم و مجالستهم و الرضا بالفقر و ثواب إکرام الفقراء و عقاب من استهان بهم).
(۱۱). «انّ اللّه یحبّ المؤمن اذا کان فقیراً متعفّفاً» : کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، المتقی الهندی البرهان فوری، علاء الدین علی بن حسام الدین، محقق: بکری حیانی - صفوه السقا، مؤسسه الرساله، بیروت، ۱۴۰۱ قمری/۱۹۸۱ میلادی، الطبعه الخامسه، ج ۶، ص ۴۸۴، ح ۱۶۶۴۹ از رسول اللّه(ص)؛ این اخبار را نیز صاحب میزان الحکمه، ری شهری، محمد، تحقیق: دار الحدیث، دار الحدیث، ۱۴۱۶ قمری، چاپ: اول، ج ۸، ص ۱۰۹ آورده است.
(۱۲). گردآوری از کتاب: اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: اکبر خادم الذاکرین، نسل جوان، قم، ۱۳۸۵ شمسی، چاپ: اول، ج ۲، ص ۱۸۵.


نظرات شما