- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
شنبه ۲۸ شهريور ۱۴۰۵
عصر قم - انفاق ابزاری برای امتحان انسان هاست، از این رو خداوند می فرماید: «از آنچه خدا به شما روزی کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان می گویند: آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدا می خواست او را سیر می کرد؟». این همان منطق عوامانه افراد بخیل است، که می گویند: اگر فلانی فقیر است، و یا اگر ما غنی هستیم، حکمت خداوند است. غافل از این که: جهان، میدان امتحان است، و خداوند یکی را با تنگدستی، و دیگری را با غنا و ثروت، امتحان می کند که آیا، به هنگام فقر، مناعت طبع دارد؟ و یا به هنگام غنا انفاق می کند؟
عصر قم - انفاق ابزاری برای امتحان انسان هاست، از این رو خداوند می فرماید: «از آنچه خدا به شما روزی کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان می گویند: آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدا می خواست او را سیر می کرد؟». این همان منطق عوامانه افراد بخیل است، که می گویند: اگر فلانی فقیر است، و یا اگر ما غنی هستیم، حکمت خداوند است. غافل از این که: جهان، میدان امتحان است، و خداوند یکی را با تنگدستی، و دیگری را با غنا و ثروت، امتحان می کند که آیا، به هنگام فقر، مناعت طبع دارد؟ و یا به هنگام غنا انفاق می کند؟
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: با اندکی تأمل در آیه ۴۷ سوره «یس» پاسخ این سوال روشن می شود. خداوند می فرماید: (هنگامی که به آنها گفته شود: از آنچه خدا به شما روزی کرده است در راه او انفاق کنید، کافران به مؤمنان می گویند: آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدا می خواست او را سیر می کرد؟ شما تنها در گمراهی آشکارید!)؛ «وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ فِی ضَلال مُبِین».
این، همان منطق بسیار عوامانه ای است که در هر عصر و زمان از ناحیه افراد خود خواه و بخیل، مطرح می شود که می گویند: اگر فلانی فقیر است، لابد کاری کرده که خدا می خواهد فقیر بماند، و اگر ما غنی هستیم لابد عملی انجام داده ایم که مشمول لطف خدا شده ایم، بنابراین، نه فقر آنها و نه غنای ما هیچ کدام بی حکمت نیست!!
غافل از این که: جهان، میدان آزمایش و امتحان است، خداوند یکی را با تنگدستی آزمایش می کند، و دیگری را با غنا و ثروت، و گاه یک انسان را در دو زمان، با این دو در بوته امتحان قرار می دهد که آیا، به هنگام فقر، امانت و مناعت طبع و مراتب شکرگزاری را به جا می آورد؟ یا همه را زیر پا می گذارد؟ و به هنگام غنا از آنچه در اختیار دارد در راه او انفاق می کند، یا نه؟
گر چه بعضی، آیه فوق را بر گروه خاصی، مانند یهود یا مشرکان عرب و یا جمعی از ملحدین و منکران آئین های انبیاء، تطبیق کرده اند، ولی ظاهر این است که: آیه مفهوم عامی دارد که در هر عصر و زمانی مصداق هائی برای آن می توان یافت، هر چند مصداق آن، در عصر نزول آیه، افرادی از یهود یا مشرکان بوده اند، این یک بهانه عمومی، در طول اعصار و قرون بوده و هست، که می گویند:
اگر رازق خداوند است، پس چرا شما از ما می خواهید: افراد فقیر را روزی دهیم؟ و اگر خدا خواسته است آنها محروم بمانند، پس چرا ما کسی را بهره مند سازیم که خدا محرومشان ساخته؟
بی خبر از این که: گاه نظام تکوین چیزی ایجاب می کند، و نظام تشریع چیز دیگر!
نظام تکوین، چنین ایجاب کرده که خداوند زمین را با تمام مواهبش، در اختیار بشر قرار دهد، و آنها را در اعمال خود، برای طی کردن مسیر تکامل آزاد بگذارد، و در عین حال غرائزی در او آفریده که، هر کدام او را به سوئی سوق می دهد.
و نظام تشریع، چنین ایجاب کرده که: قوانینی برای کنترل غرائز، تهذیب نفوس، و تربیت انسانها از طریق ایثار و فداکاری و گذشت و انفاق، قرار دهد، و انسان را که استعداد رسیدن به مقام خلیفه اللّهی دارد از این طریق به آن مقام منیع برساند، از طریق زکات، تطهیر نفوس کند، و از طریق انفاق، بخل را از دلها بزداید، و فاصله طبقاتی را که منشأ هزاران فساد در زندگی بشر است از بین ببرد.
این، درست به آن می ماند که: افرادی بگویند: چه ضرورتی دارد که ما درس بخوانیم و یا دیگری را درس بدهیم؟ اگر خدا می خواست، به همه ما علم می داد، تا هیچ کس نیاز به فرا گرفتن علم نداشته باشد، آیا هیچ عاقلی این منطق را می پذیرد؟. (۱)، (۲)
پی نوشت:
(۱). جمعی از مفسران، این احتمال را نیز داده اند که: عرب در آن زمان به مهمان دوستی معروف بود، و از انفاق خودداری نمی کرد، هدف کافران این بود که مؤمنان را استهزاء کنند، چرا که آنها همه چیز را به مشیت خدا نسبت می دادند، آنها نیز به عنوان استهزاء گفتند: اگر خدا می خواست فقیران را بی نیاز می ساخت، نیازی به انفاق های ما نیست، ولی تفسیری که در بالا ذکر کردیم مناسبتر به نظر می رسد (به تفسیر تبیان و قرطبی و روح المعانی، ذیل آیات مورد بحث مراجعه شود).
(۲). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و ششم، ج ۱۸، ص ۴۲۵.
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...