عصر قم - کتاب «رمزگشایی از نشانههای اخبار جعلی؛ نظریهها و روشها» با بهرهگیری از مباحث نشانهشناسی و تحلیل روایت، شیوه شناسایی و رمزگشایی از نشانههای پنهان در اخبار جعلی و دستکاریهای رسانهای را بررسی میکند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا ، کتاب «رمزگشایی از نشانههای اخبار جعلی؛ نظریهها و روشها» نوشته تاتیانا یس کانور و با ترجمه عاطفه رضوانیان، یکی از آثار مجموعه «فرهنگ ارتباطات رسانههای اجتماعی» است که از سوی انتشارات همشهری کتاب منتشر شده است.
این کتاب در ۱۱۲ صفحه و با هویت بصری مشترک آثار این مجموعه، در سال ۱۴۰۴ و شمارگان ۳۰۰ نسخه روانه بازار نشر شده است. اثر حاضر در پنج فصل، مفاهیم و نظریههای نشانهشناسی را با مسئله اخبار جعلی پیوند میدهد و تلاش میکند مخاطب را با روشهایی برای تحلیل نشانهها، روایتها و پیامهای آشکار و پنهان در محتوای رسانهای آشنا کند.
نشانهشناسی؛ فراتر از شناخت نمادها
فصل نخست کتاب به مقدمه اختصاص دارد و نویسنده در فصل دوم با عنوان «نشانهشناسی چیست؟» به معرفی این حوزه میپردازد. در این بخش، نشانهشناسی دانشی معرفی میشود که کاوش در نشانهها را فراتر از نمادهای ساده دنبال میکند و عناصر زبانی، دیداری و فرهنگی را نیز دربرمیگیرد.
در نگاه نویسنده، نشانهشناسی در حوزه محتوای رسانه نقش مهمی در آشکارسازی لایههای نهفته معنا در عناصر دیداری و شنیداری دارد. از این منظر، محتوای رسانهای تنها آن چیزی نیست که در سطح پیام دیده یا شنیده میشود، بلکه سازندگان محتوا از مجموعهای از نشانهها برای انتقال معانی، ایدئولوژیها و ارجاعات فرهنگی استفاده میکنند.
کتاب برای توضیح این مسئله به نمونههایی مانند تصاویر بهکاررفته در آگهیهای تجاری اشاره میکند که میتوانند فراتر از معنای ظاهری خود، ارزشها، آرزوها و حتی ناهنجاریهای خاصی را به مخاطب منتقل کنند.
نشانههای اخبار جعلی چگونه عمل میکنند؟
فصل سوم به دو نظریه اصلی نشانهشناسی اختصاص دارد و نویسنده در جریان بررسی این نظریهها، آنها را با مسئله اخبار جعلی و اطلاعات نادرست پیوند میدهد.
در یکی از مباحث این فصل، به نشانههای تصویری در اخبار جعلی پرداخته میشود. تصاویر و ویدیوهای دستکاریشده از جمله ابزارهایی هستند که میتوانند ادراک مخاطب از یک رویداد را تغییر دهند. برای نمونه، تصویری از یک تجمع اعتراضی ممکن است بهگونهای تغییر داده شود که تعداد افراد حاضر در آن، بسیار بیشتر یا کمتر از واقعیت به نظر برسد.
در ادامه، مفهوم «نماد» در چارچوب نشانهشناسی پیرس مورد بررسی قرار میگیرد. نشانه نمادین برخلاف نشانهای که بر اساس شباهت یا ارتباط مستقیم با مرجع خود معنا پیدا میکند، مبتنی بر قرارداد است؛ زبان، اعداد و چراغهای راهنمایی نمونههایی از این نوع نشانهها هستند.
این موضوع در زمینه اخبار جعلی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه روایتهای نادرست میتوانند به شکل راهبردی از تعصبات و سوگیریهای فرهنگی و سیاسی مخاطبان بهره بگیرند. برای نمونه، روایتی جعلی که یک گروه قومی یا مذهبی را هدف قرار میدهد، ممکن است با استفاده از زبان و تصاویر نمادین، کلیشههای موجود درباره آن گروه را تقویت کند.
نویسنده از این طریق بر قدرت نشانههای نمادین در شکلدهی به افکار عمومی تأکید کرده و ضرورت بررسی انتقادی روایتهای رسانهای را یادآور میشود.
دیپفیک و نشانهشناسی اخبار جعلی
فصل چهارم با عنوان «گفتمان اخبار جعلی؛ نمونههایی از تحلیل نشانهشناسی» به کاربرد عملی نظریههای نشانهشناسی میپردازد. در این بخش، نظریه نشانهشناسی رولان بارت برای تحلیل نمونههایی از اخبار جعلی به کار گرفته شده است.
یکی از نمونههای مورد بررسی، استفاده از جعل عمیق یا «دیپفیک» در یک کارزار سیاسی در هند است. نویسنده با اشاره به مقالهای درباره نخستین استفاده از دیپفیک در یک کارزار رسانهای هندی، زمینه شکلگیری این نمونه را توضیح میدهد.
بر اساس این نمونه، یک روز پیش از برگزاری انتخابات، دو ویدیوی دستکاریشده منتشر شد که از نظر سیاسی مورد توجه قرار گرفت. در ویدیوی نخست، یکی از رهبران برجسته حزب «ادور» در حال انتقاد از آرجون تیواری و درخواست از رأیدهندگان برای رأی دادن به حزب خود نشان داده میشد. در ویدیوی دوم نیز همان فرد به زبانی متفاوت، خطاب به گروه دیگری از رأیدهندگان صحبت میکرد. بررسی این نمونه نشان میدهد که چگونه فناوری دیپفیک میتواند با تغییر پیام، زبان و مخاطب یک چهره سیاسی، معنایی کاملاً متفاوت ایجاد کند.
کتاب در همین فصل نمونه دیگری را نیز بررسی میکند؛ ویدیویی که در آن به نظر میرسد پاپ فرانسیس در جریان دیدار با دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷، دست ترامپ را میزند. با توجه به برخی حواشی و اختلافات لفظی پیش از این دیدار، ویدیو در نگاه نخست میتوانست واقعی به نظر برسد، اما بررسیها نشان داد که این تصاویر بخشی از یک نمایش کوتاه و کمدی در برنامه زنده جیمی کیمل بوده است.
این نمونهها نشان میدهند که برای تشخیص اخبار جعلی، تنها بررسی محتوای ظاهری تصویر یا ویدیو کافی نیست و باید نشانهها، زمینه تولید پیام و روابط میان عناصر مختلف آن نیز مورد تحلیل قرار گیرد.
چگونه یک روایت جعلی را رمزگشایی کنیم؟
فصل پنجم کتاب به «تحلیل روایتهای اخبار جعلی» اختصاص دارد و بار دیگر کاربرد نظریه نشانهشناسی رولان بارت را در تحلیل اخبار بررسی میکند.
در این فصل، نویسنده پیشنهاد میکند که هنگام بررسی یک خبر مشکوک، ابتدا چند نشانه مهم موجود در آن شناسایی و رمزگشایی شود. برای نمونه، در بررسی یک خبر جعلی که در شبکههای اجتماعی اروپای مرکزی منتشر شده و مدعی است واکسن کووید-۱۹ میتواند در زنان موجب ناباروری شود، تصویر زنی در حال دریافت واکسن و عنوان خبر، به عنوان دو نشانه مهم مورد بررسی قرار میگیرند.
در گام نخست، مخاطب باید از منظر «دلالت» توضیح دهد که خبر درباره چیست. تصویر، زنی را در حال دریافت واکسن نشان میدهد و پیام زبانی نیز ادعای ایجاد ناباروری را مطرح میکند. در اینجا، میان واکسن کووید و ناباروری زنان یک رابطه علّی مستقیم القا میشود؛ در حالی که منابع ارائهشده برای این ادعا ناشناخته هستند.
در مرحله بعد، کتاب به «دلالت ضمنی» یا پیامهای رمزگذاریشده میپردازد؛ یعنی لایهای فراتر از معنای صریح متن و تصویر که میتواند ارزشها، پیشفرضها و برداشتهای خاصی را در ذهن مخاطب ایجاد کند.
به این ترتیب، نویسنده تلاش میکند نشان دهد که تحلیل اخبار جعلی صرفاً به بررسی درست یا غلط بودن یک جمله محدود نمیشود، بلکه باید چگونگی کنار هم قرار گرفتن تصویر، متن، عنوان، منبع، زبان و سایر نشانهها نیز مورد توجه قرار گیرد.
کتاب «رمزگشایی از نشانههای اخبار جعلی؛ نظریهها و روشها» از این منظر، تلاشی برای پیوند دادن مباحث نظری نشانهشناسی با یکی از مسائل مهم فضای رسانهای امروز، یعنی گسترش اخبار جعلی و اطلاعات نادرست است و میتواند برای پژوهشگران ارتباطات، فعالان رسانههای اجتماعی، خبرنگاران و مخاطبانی که به دنبال افزایش سواد رسانهای خود هستند، اثری کاربردی باشد.