عصر قم - یک کارشناس و منتقد سینما با تأکید بر ضرورت نقشآفرینی فعال حوزه در سینمای ایران گفت: حوزه باید با تولید آثار فاخر، نقد تخصصی و ارائه مشاوره فکری و محتوایی به فیلمسازان، در مسیر تولیدات فرهنگی اثرگذار باشد.
اشاره: مسئله اصلی سینمای ایران صرفاً غربگرایی نیست، بلکه آمیختگی برخی الگوهای غربی با سنتها و دیگر جریانهای فکری است که فضای فرهنگی را پیچیده کرده است. این تأثیرات در همه ژانرها دیده میشود، هرچند در آثار اجتماعی و درام نمود بیشتری دارد و گاه از طریق سبک زندگی، دیالوگ، پوشش و میزانسن منتقل میشود. برای تقویت نقش حوزه در سینما، حضور صرف افراد حوزوی کافی نیست؛ حوزه باید خود به تولید آثار فاخر و حمایت از تولیدات مناسب بپردازد و با ایجاد جایزهای معتبر، جریان تولید فرهنگی را تشویق کند. همچنین ساماندهی منتقدان حوزوی و راهاندازی رسانهای تخصصی برای نقد جدی و منصفانه آثار سینمایی میتواند اثرگذار باشد. حوزه همچنین میتواند با فعال کردن طلاب و خانوادههای آنان بهعنوان مخاطبان جدی، بر بازار عرضه و تقاضا اثر بگذارد. در نهایت، الگوی مطلوب، تعامل مشورتی حوزه با فیلمسازان است؛ بهگونهای که حوزه در زمینههای دینی، فلسفی، تاریخی و اجتماعی، پشتوانه فکری و مشاور محتوایی آنان باشد.
در همین راستا، خبرنگار خبرگزاری رسا در گفتوگویی با سیدمحسن امامیان،کارشناس و منتقد سینما، به بررسی نقش و جایگاه حوزه علمیه در سینما، آسیبهای فرهنگی جریانهای غربگرا و راهکارهای تقویت تعامل میان حوزه و سینما پرداخته است.
رسا ـ مهمترین دستاورد و ضعف شورای عالی سینما در اجرای سیاستهای فرهنگی نظام چه بوده است؟
اصلاً نمیدانم شورای عالی سینما چیست، کجاست و چه کسانی در آن هستند .
لذا جوابی ندارم. ولی اگر همچین جایی باشد، که خیلی خوب است؛ اما آن چیزی که شاهد هستیم، هر چیزی که هست، برآیند مطلوبی فعلاً ندارد .
رسا ـ رویکرد جریان غربگرا در سینما چه آسیبهای فرهنگی به همراه داشته است؟
فرایند غربگرایی، مثل باقی جاهای ما و حوزههای فرهنگی دیگر، مثل کتاب، نشریات، موسیقی و غیره است. در هر جایی که یک وضعیت شتر، گاو، پلنگی وجود داشته باشد، یعنی اینکه ما آنقدرها هم نمیتوانیم بگوییم کاملاً غربزده هستیم؛ یعنی بیشتر ادای غربزدگی را درمیآورند .
و همین باعث ایجاد مشکلات چندی شده است. اگر کاملاً غربگرا بودند، تکلیفمان مشخص بود؛ اما اینکه یک مقدار پا در سنتها دارند یا اینکه انحرافات دیگری دارند، برخورد با این معضل را پیچیدهتر و مشکلتر میکند .
خروجی فیلمها و محصولات فرهنگی، مثل تفکر این عزیزان، یک چیز شتر، گاو، پلنگی است . حالا فکر کنید مثلاً ما یک جریان غربگرا داریم و یک نفوذ بهایی هم وجود دارد و این مزید بر علت شده است. طوری شده که حتی شاید منازعه بین اینها، منازعه پنهان یا همکاریهای پنهانی باشد که باز هم فضا را آشفتهتر میکند و این منجلاب را بیشتر هم میزند .
لذا من فکر میکنم که صرفاً مشکل ما غربگرایی و غربگرایی و غربزدگی و اینها نیست، و مشکلهای ریشهدارتری داریم .
رسا ـ کدام سوژهها یا ژانرها در سینما بیشتر مورد حمایت جریان غربگرا قرار گرفتهاند؟
حالا اگر بپذیریم که مثلاً جریان غربگرا آنقدر قوی هست که در سینما تأثیر مستقیم خیلی زیادی گذاشته، این دامن همه سوژهها را میگیرد. نمیشود گفت سوژه خاصی، ولی خب ژانر اجتماعی را بیشتر درگیر کرده؛ فیلمهای درام و اجتماعی شاید عرصه را بازتر بکنند برای اینکه اینها بتوانند آنجا جولان بیشتری بدهند .
ولی ردپای تمام این غربگراییها در فیلمهای حتی کمدی ما هم دیده میشود. ممکن است یک فیلم کاملاً تمِ غربزده یا آن چیزی که مطلوب ما هست را نداشته باشد، ولی اشارههایی که دارد، دیالوگهایی که وجود دارد، میزانسنهایی که دارد، پوششهایی که وجود دارد و سبک زندگیهایی که معرفی میکند، حتی بهصورت گذرا، مثلاً در یک صحنه کوچک، اینها مشاهده میشود و تقریباً در همه ژانرها شاهد این هستیم .
و بیشتر، سبک زندگی را هدف قرار داده است. من همین چند روز پیش یکی از فیلمهای کمدی امسال را که تازه در شبکه خانگی آمده بود، میدیدم. با اینکه سعی کرده بود سنت و حتی دین را هم یک مقدار دخیل بکند، اما طرز ذکر یکی از قهرمانان و شخصیتهای اصلی قصه، به گونهای بود که لاجرم این غربزدگی و این تفکر غیربومیاش را فریاد میزد؛ هرچند که حرفها گندهتر از دهان بود و با تیپ و هیکل و دیالوگش هم ... ولی میگویم که ممکن است یک فیلم، داستانِ غربزدهای نداشته باشد، اما با گنجاندن سکانسها و دیالوگهایی، به بعضی از اهداف یا در خدمت بعضی از اهداف ناخوشایند قرار بگیرد .
رسا ـ چگونه میتوان نقش حوزه را در شورای تصویب فیلمنامه مؤثرتر کرد؟
در مورد این سؤال، ببینید، حوزه از ابتدای تأسیس این شوراها، در شورای تصویب فیلمنامه، به هر حال یک روحانی حضور داشته است. حالا نمیدانم بهطور مستقیم حوزه علمیه بوده یا نه، ولی همیشه در شورا یک روحانی یا چند نفر حضور داشتهاند .
اما باید بررسی شود که چرا همواره به آن نتیجه مطلوبی که میخواستیم نرسیدیم و باگها و سوراخها و حفرهها کجا بوده که بعضی فیلمنامههای نامناسب درز کرده یا اینکه این شورا دور زده شده و فیلمنامههایی تصویب شده و در داخل کشور، علیه کشور فیلم ساخته شده است .
حالا بحث این است که چگونه میشود این نقش را قوی کرد. به نظر من، باید خود حوزه نقشآفرین باشد. من بارها هم گفتهام حوزه علمیه باید سالانه یک تولید مستقل داشته باشد یا از یک تولید سینمایی حمایت کند تا بهعنوان یکی از جاهایی که در سینمای ایران نقش دارد، حضور پیدا کند .
دفتر تبلیغات میتواند، معاونت هنر و تبلیغ خود حوزه میتواند نقشآفرینی بکند و مراجع و هر جایی که وابسته به حوزه است، یا مجموع اینها، باید تولید فاخر هنری داشته باشند تا کمکم مشخص شود که حوزه علمیه بهعنوان یک رکن تأثیرگذار در سینما حضور دارد .
همچنین یک جایزه بسیار ارزشمند از طرف حوزه برنامهریزی شود برای فیلم سینماییای که در طول سال، چه در جشنوارهها آمده باشد و چه نیامده باشد و چه در اکران عمومی قرار گرفته باشد؛ یک جایزه بسیار ارزشمند که مطابق با سیاستهای کلان نظام و مطابق با سیاستهایی که خود حوزه فکر میکند، باشد. این جایزه هم میتواند اثرگذار باشد .
از طرفی، خود حوزه باید یک مخاطب قوی برای سینما باشد؛ به این صورت که بازار عرضه و تقاضای سینما، بخشی از آن از جانب حوزه تأمین شود. یعنی طلاب حوزه علمیه و خانوادههای ایشان بهعنوان مخاطبان جدی، برای بسیاری از فیلمها تشویق و حمایت شوند تا بتوانند بعضی فیلمهایی را که مناسب هستند، ببینند .
میشود گفت بیشتر فیلمهایی که در اکران قرار میگیرند، اینها را بهعنوان یک جامعه هدف فعال در نظر گرفت. چه کاری که در قم یک مقداری انجام شد، چه در مشهد در سالهای گذشته توسط بعضی از افراد و دوستانی که حالا نمیتوانم اسم ببرم، ولی از طرف دفتر تبلیغات بودند، انجام شد. خانواده طلاب را برای اکران فیلمها میبردند و بعضی مواقع اکرانها با حضور عوامل فیلمها برگزار میشد .
اینها میتوانست یک پیام را به سینما بدهد که بخش مهمی از جامعه هدف سینما، حوزه علمیه است . همچنین کار رسانهای قوی خیلی میتواند مؤثر باشد. اینکه نقدهای جدی، و نه صرفاً نقدهای تند و برنده، انجام شود؛ به این معنا که حوزه یک دیدهبان جدی برای فیلمهای سینمایی باشد؛ فیلمهای خوب را ببیند، خوب نقد کند و اینها میتواند تأثیرگذار باشد .
کمااینکه ظرفیتهایش در حوزه وجود دارد. تعداد زیادی منتقد حوزوی داریم. اینها باید یک رسانه بسیار قوی داشته باشند؛ یک سایت یا یک مجله که سینما و دیگر محصولات فرهنگی را بهصورت جدی نقد کند و در بازار خرید و فروش آن محصولات فرهنگی و فیلمهای سینمایی اثرگذار باشد . این میتواند وزن حوزه را مضاعف و جدی کند .
این را هم لحاظ بکنید که یک مخاطب جدی اینچنینی وجود دارد که میتواند سوددهی ایجاد کند و باعث شود تهیهکننده بداند که یک فیلم دیده میشود، دیده نمیشود یا چه مقدار دیده میشود . کمااینکه این حرکت شده و بعضی فیلمها با توصیه و تقریظ بعضی از حوزویان بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند. مثلاً این اتفاق برای فیلم « یتیمخانه ایران » افتاد. با توصیه بسیاری از حوزویان، این فیلم از جانب خود حوزه، طلاب و خانوادههای متدین مورد توجه قرار گرفت و فیلم بیشتر دیده شد .
هرجا هم مثلاً منبریها و صاحبان تریبون، یک فیلم یا محصول فرهنگی، مثلاً کتابی را توصیه کردند، تأثیر مستقیمش را روی بازار عرضه و تقاضا گذاشته است . نباید از این بازار عرضه و تقاضا غفلت کرد. این کار میتواند باعث شود تهیهکننده به این عرضه و تقاضا توجه کند .
الان فیلمهای کمدی یا بعضی موضوعات حولوحوش خطوط قرمز، بیشتر دیده میشوند، بیشتر فروش میکنند و به سمت تولیدات بعدی میروند. اما وقتی بدانند بازار هدف دیگری هم وجود دارد که به بعضی مؤلفههای فرهنگی توجه ویژهای دارد، طبیعتاً به آن سمت هم گرایش پیدا میکنند .
رسا ـ الگوی مطلوب تعامل حوزه با سینما چیست و چه موانعی برای آن وجود دارد؟
الگوی مطلوبی که من میتوانم پیشنهاد بدهم این است که جوانان زیادی به سمت سینما آمدهاند که فعالیت سینمایی بکنند. حوزه میتواند مشاور این خیل عظیم جوانان پرشوری باشد که میخواهند در سینما فعالیت کنند و از لحاظ فنی خودشان را تجهیز کردهاند، اما از لحاظ محتوایی نیاز به مشورت دارند .
حوزه، بهعنوان یک رکن در علوم انسانی اسلامی یا حتی صرفاً علوم انسانی، میتواند یک جایگاهی باشد که هر فیلمسازی بتواند از منظر فلسفی، جامعهشناختی، دینی، فقهی، تاریخی و دیگر علومی که در حوزه کارشناسان جامعی در آنها وجود دارد، حوزه را بهعنوان یک مرشد و مشاور ببیند . از سوی نهادهای مربوط هم میتوان کارشناسان موجود را معرفی کرد. کارشناسانی وجود دارند و میشود اینها را ساماندهی و معرفی کرد . البته عمدتاً اساتید حوزوی به خاطر مشغلههایی که دارند و اینکه هیئت علمی هستند، شاید نتوانند مستقیماً در این زمینه ورود کنند؛ ولی شاگردان و حتی شاگردانِ اینها هم میتوانند تأثیر بسیار زیادی در راهنمایی فیلمسازان جوان داشته باشند، خصوصاً برای اینکه کاری که تولید میشود، پشتوانه فکری داشته باشد .
فکر میکنم حوزه از این جهت میتواند کار بکند . موانعش این هست که از سمت بالا پذیرفته بشود و تشکیلات و شرایطش فراهم شود. اما اگر هم این اتفاق نیفتاد، افرادی حوزوی وجود دارند که میتوانند بهصورت غیررسمی و بعضاً هم رسمی فعالیت کنند. سابقه این کار هم بوده و نتایج خوبی هم داشته است . این باید تقویت بشود و دیده بشود .