يکشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

»مقاومت در برابر عادی‌سازی«؛ بازخوانی نقشه راه شناختی شهید سید حسن نصرالله در بازتعریف نبرد با صهیونیسم

»مقاومت در برابر عادی‌سازی«؛ بازخوانی نقشه راه شناختی شهید سید حسن نصرالله در بازتعریف نبرد با صهیونیسم
عصر قم - پروژه صهیونیسم در فاز جدید خود با گذار از تهاجم مستقیم نظامی به راهبرد عادی‌سازی و فرسایش شناختی روی آورده است؛ تحولی که شهید سید حسن نصرالله در بازخوانی هندسه فکری مقاومت، با ارتقای مسئله فلسطین به یک اصل عقیدتی و هشدار نسبت به تله تفرقه‌انگیز تکفیری، پاسخ آن را در انسجام هدف‌محور و پایداری در برابر پروژه فراموشی معنا می‌کند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - پروژه صهیونیسم در فاز جدید خود با گذار از تهاجم مستقیم نظامی به راهبرد عادی‌سازی و فرسایش شناختی روی آورده است؛ تحولی که شهید سید حسن نصرالله در بازخوانی هندسه فکری مقاومت، با ارتقای مسئله فلسطین به یک اصل عقیدتی و هشدار نسبت به تله تفرقه‌انگیز تکفیری، پاسخ آن را در انسجام هدف‌محور و پایداری در برابر پروژه فراموشی معنا می‌کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ یادداشت پیش‌رو به‌قلم عبدی‌پور، مدیر همایش‌ها و نشست‌های بین‌المللی دبیرخانه علمی اُمناءالرُّسُل، به واکاوی لایه‌های شناختی بیانات رهبران مقاومت پرداخته و راهبردهای مقابله با پروژه سازش و تله‌های هویتی در جهان اسلام را بررسی می‌کند.
بازخوانی ماهیت نبرد
در دوران معاصر، پروژه صهیونیسم از مرحله اشغالگری مستقیم به مرحله عادی‌سازی و انزوای مقاومت گذار کرده است. در این میان، سخنرانی‌های سید حسن نصرالله، فراتر از یک گزارش جنگی، حاوی یک نقشه راه شناختی است. ایشان با نگاهی تبارشناسانه، بر این باورند که تهدید اصلی، دیگر تنها تانک‌ها و جنگنده‌ها نیستند، بلکه تغییر اولویت‌های ذهنی ملت‌ها و انحرافِ هویتِ نبرد است. این نوشتار، به واکاوی لایه‌های عمیق این دیدگاه و تدوین الزامات عبور از بحران بی‌تفاوتی و عادی‌سازی می‌پردازد.
تحلیل بازگشت به اصل؛ فلسطین به‌مثابه «معیار حق‌شناسی»
سید حسن نصرالله با بازتعریف جایگاه فلسطین، یک مسطره اخلاقی برای سنجش جریان‌های جهانی ارائه می‌دهد. ایشان با عبور از تلقی فلسطین به‌مثابه یک موضوع سیاسی، آن را به عنوان یک اصل عقیدتی تبیین می‌کند؛ چرا که اگر فلسطین صرفاً مقوله‌ای سیاسی انگاشته شود، بر پایه منافع متغیر ملی قابل معامله و مصالحه خواهد بود، اما با ارتقای آن به سطح یک اصل عقیدتی، به نقطه‌اشتراکی بنیادین و سازش‌ناپذیر بدل می‌شود. ایشان در همین زمینه تأکید دارند: «این مسئله فراتر از سیاست، فراتر از منافع ملی و فراتر از مرزهای جغرافیایی است… وقتی فلسطین را به‌مثابه یک اصل عقیدتی درک کنیم، دیگر هیچ مرزی برای حمایت از آن وجود نخواهد داشت». پیامد راهبردی این رویکرد، تحقق تکثرگرایی در عرصه مبارزه است؛ بدین معنا که هر جریان حق‌طلب، فارغ از فاصله جغرافیایی، جزئی از پیکره مقاومت به‌شمار می‌رود.
آسیب‌شناسی «فرسایش شناختی» و تله تکفیری
بخش دوم این تحلیل به بررسی جنگ در لایه زیرین ذهن اختصاص دارد؛ ساحت خطیری که در آن دشمن درصدد دگرگون‌سازی نقش بنیادین خویش برآمده است. سید حسن نصرالله هشدار می‌دهد که پروژه‌های تکفیری با تولید بحران‌های مذهبی، عملاً تمرکز افکار عمومی را از دشمن واقعی منحرف می‌سازند. ایشان در واکاوی این فرایند خاطرنشان می‌سازند: «در این نبرد، دشمن (اسرائیل) از یک تهدید وجودی به یک ضامن امنیت در نگاه برخی تبدیل می‌شود… پروژه‌های تکفیری با ایجاد اختلاف، باعث می‌شوند که دشمن در نقش محافظ فرقه‌ها ظاهر شود». از این منظر، عادی‌سازی روابط صرفاً یک توافق دیپلماتیک نیست، بلکه مرگ تدریجی مقاومت به حساب می‌آید؛ چرا که خروج آرمان فلسطین از اولویت اذهان عمومی، بزرگ‌ترین دستاورد راهبردی تل‌آویو بدون شلیک حتی یک گلوله است.
الزامات عبور؛ از تعصب هویتی تا اخلاص راهبردی
برای غلبه بر این فرسایش شناختی، رهبر مقاومت یک الگوی عملیاتی مبتنی بر تحول در ساختار کنشگری ارائه می‌دهد که در آن، هویت مبارز بر علقه‌های مذهبی و ملی تقدم می‌یابد. ایشان با تأکید بر ضرورت به‌کارگیری تمام ظرفیت‌های فراملی تصریح می‌دارند: «اگر کسی با هر نام، هر ملیت و هر مذهبی پرچم مقاومت را بلند کرد، او باید مورد حمایت قرار گیرد… ما باید برای هدف بزرگ‌تر، تعصبات کوچک‌تر خود را کنار بگذاریم». در این میانه، رسالت نخبگان و علمای جهان اسلام از حیطه فتواهای صرف فراتر رفته و به تثبیت شناخت و شفاف‌سازی مرزهای دشمنی در برابر ترفندهای جریان‌های تکفیری پیوند می‌خورد.
استراتژی استقامت شناختی
سخنان دبیرکل شهید حزب‌الله نمایانگر آن است که نبرد کنونی، بیش از هر چیز، مصافی برای حفظ معنا و تثبیت درک صحیح از صحنه است. پیروزی در این مسیر مستلزم تکیه بر سه رکن راهبردی شامل تثبیت شناخت به‌منظور ناکام گذاشتن دشمن در بازتعریف چهره خود، مقابله فعال با تمامی مظاهر عادی‌سازی و جایگزینی همگرایی‌های صوری با اتحادی هدف‌محور حول محور آزادی قدس است؛ پیکاری فکری و هویتی که پیروزی نهایی در آن، مرهون پایداری در برابر آفت فراموشی خواهد بود.
.............
پایان پیام


نظرات شما