عصر قم - وقتی سرعت بازنشر اجازه تأمل نمیدهد، خطرناکترین خبر جعلی نه دروغ کامل، بلکه ترکیب تکهای از حقیقت با روایتی نادرست است؛ تصویری واقعی که ادعایی غلط را باورپذیر میکند.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، در روزگاری که سرعت بازنشر، از فرصت تأمل پیشی گرفته است، خطرناکترین اخبار جعلی لزوماً آنهایی نیستند که از پایه ساختگیاند؛ بلکه روایتهایی که تکهای از حقیقت را برمیدارند و آن را در مسیری نادرست مینشانند.
یک تصویر واقعی، یک ویدیوی کوتاه از حادثهای که رخ داده، یا جملهای که از یک گفتوگو بریده شده، میتواند به پوششی برای باورپذیر کردن یک ادعای غلط تبدیل شود.
مخاطب ابتدا تصویر را باور میکند و سپس، بیآنکه بخواهد، کل روایت را. همین مرز باریک میان «واقعیت» و «روایت جعلی» است که این روزها به بهانه پویشی با عنوان «یک لحظه صبر کن» در اصفهان، به یکی از جدیترین پرسشهای حوزه رسانه تبدیل شده است.
ترکیب «خبر واقعی» با «روایت جعلی» مخاطب را بیشتر فریب میدهد
امیر ترقینژاد، کارشناس رسانه و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به پویشی در اصفهان که با عنوان «یک لحظه صبر کنیم» در بنرهای سطح شهر نصب شده، اظهار داشت: وقتی یک تصویر، ویدیو یا خبر واقعی با یک روایت جعلی ترکیب میشود، خطر آن از یک دروغ محض بیشتر است؛ زیرا بخش واقعی ماجرا به بخش ساختگی اعتبار میدهد و مخاطب را بیشتر فریب میدهد.
وی افزود: وقتی یک تصویر یا خبر واقعی با روایت جعلی تلفیق میشود، مخاطب بخشی از ماجرا را واقعی میبیند و همین باعث باورپذیری روایت ساختگی میشود. به همین دلیل، این تکنیک خطرناکتر از دروغ محض است.
این کارشناس رسانه با انتقاد از ضعف سواد رسانهای در جامعه گفت: مردم میدانند سواد پزشکی، اجتماعی و فرهنگی دارند؛ میدانند برای یک مراسم چه لباسی بپوشند یا اگر بیمار شدند چه غذایی بخورند، اما در حوزه رسانه اینگونه نیست. مخاطب متوجه نمیشود که یک ویدیو، خبر جعلی است یا ترکیبی از واقعیت و جعل.
وی تأکید کرد: تا زمانی که در حوزه سواد رسانهای سرمایهگذاری نکنیم، نمیتوانیم از مردم انتظار داشته باشیم که روایت جعلی را از واقعیت تشخیص دهند. همانطور که در پزشکی و حوزه نظامی سالها سرمایهگذاری کردهایم، در رسانه هم باید همین کار را انجام دهیم.
ترقینژاد با اشاره به کارکردهای رسانه افزود: رسانه تنها کارکرد اطلاعرسانی ندارد؛ کارکرد حراست و نگهبانی، آموزش، سرگرمی و همبستگی اجتماعی نیز دارد. اما در کشور ما بیشتر بر کارکرد اطلاعرسانی تمرکز شده و سایر کارکردها دیده نمیشود.
این مدرس دانشگاه با اشاره به فعالیت رسانههایی مانند صدای آمریکا، بیبیسی فارسی و ایراناینترنشنال گفت: این رسانهها با استفاده از تاکتیکهای مختلف خبری مانند جنجالآفرینی، بزرگنمایی و کوچکنمایی، مخاطب ایرانی را فریب میدهند و تلاش میکنند با روایتهای نادرست تأثیر بگذارند که نیازمند عملکرد صحیح ما است.
وی به استناد رسانههای داخلی به منابع خارجی انتقاد کرد و افزود: وقتی منبع خبری ما شبکههایی مثل فاکس نیوز یا خبرگزاریهای خارجی میشود، خطرناک است. فاکس نیوز رسانهای وابسته به ترامپ است و با همان تاکتیکها برای ایران کار میکند. رسانههای ما در این زمینه ضعیف عمل کردهاند و آموزش ندیدهاند.
ترقینژاد با انتقاد از عملکرد نهادهایی مانند شورای اطلاعرسانی دولت، سخنگوی دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: شورای اطلاعرسانی دولت باید نگاه حاکمیتی داشته باشد، نه نگاه حزبی. باید از ظرفیت اساتید و دانشآموختگان علوم ارتباطات در استانها استفاده شود. استان اصفهان ظرفیتهای گردشگری، علمی، پزشکی و کشاورزی دارد؛ که باید از این ظرفیتها استفاده شود.
وی گفت: دیر هم نشده؛ باید در حوزه رسانه سرمایهگذاری کنیم، از فارغالتحصیلان این حوزه با نگاه اخلاقی و حرفهای استفاده کنیم و پژوهشهای انجامشده در این زمینه را جدی بگیریم. دولتمردان، مدیران و وزرا نیز باید آموزش ببینند و با رسانهها ارتباط مستمر داشته باشند، نه فقط در روز خبرنگار، هفته دولت و دهه فجر. اگر این کار را نکنیم، نمیتوانیم موفقیت کامل کسب کنیم.
جنگ روایتها، دروغ شاخدار جای خود را به «واقعیتهای دستکاریشده» داده است
آلا توحیدی، مدرس سواد رسانه نیز در گفتوگو با خبرنگار فارس در اصفهان اظهار داشت: امروز خطرناکترین شیوه در جنگ روایتها، دروغ شاخدار نیست. بلکه استفاده از یک تکه واقعیت برای گفتن یک حرف غلط است.
وی افزود: مثلا فیلم واقعی است، اما برای چند سال قبل است، عکس واقعی است، اما دلیل حادثه چیز دیگری است، یا چند ثانیه از حرف یک فرد را جدا میکنند و معنایش را برعکس نشان میدهند. چون چشم مخاطب سند واقعی را میبیند، ناخودآگاه کل حرف را باور میکند و همین موضوع فریبندگی ماجرا را چند برابر میکند.
توحیدی ادامه داد: نشانهاش هم معمولا این است که توضیح روی ویدئو خیلی جلوتر از خود تصویر میرود، زمان و مکان دقیق ماجرا مشخص نیست و متن با هیجان شدید تلاش میکند به مخاطب حس خشم یا ترس بدهد.
این مدرس رسانه خاطرنشان کرد: مخاطب عادی فقط کافی است یاد بگیرد تصویر را از متنی که رویش گذاشتهاند جدا کند و قبل از بازنشر بپرسد این فیلم دقیقا چه چیزی را دارد ثابت میکند، نه اینکه منتشرکننده چه ادعایی رویش نوشته است.
وی اضافه کرد: آسیب اصلی این کار، از بین رفتن اعتماد مردم و ایجاد یک خستگی ذهنی است، طوری که بعد از مدتی جامعه احساس میکند دیگر هیچ خبری را نمیشود باور کرد.
توحیدی ادامه داد: رد کردن این روایتها هم خیلی سختتر از دروغ مطلق است، چون باید دانه به دانه توضیح داده شود کدام تکه راست بود و کدام بخش را دستکاری کردند، در حالی که شایعه اول خیلی سریع و کوتاه جلو رفته و احساسات را درگیر کرده است.
این مدرس سواد رسانه گفت: رسانههای رسمی نباید فقط دنبال سرعت باشند و روایتهای فضای مجازی را بدون بررسی بازنشر کنند. هر جا هم خلا خبری ایجاد شود شایعه جایش را میگیرد، پس اطلاعرسانی دقیق و بهموقع بهترین راهکار است.
وی افزود: پلتفرمها هم وظیفه دارند زمینه و سابقه محتواهای مشکوک را به کاربر نشان دهند. در کنار اینها، سواد رسانهای یعنی اینکه مردم یاد بگیرند حتی اگر عکسی واقعی بود، فورا روایت پشت آن را نپذیرند، چند ثانیه مکث کنند، منبع را ببینند و زنجیره بازنشر ناآگاهانه نشوند.
در جنگ روایتها، دشمن لزوماً دروغ کامل نمیگوید؛ تکهای از واقعیت را نشان میدهد و معنایی وارونه میسازد. مقابله با این ترفند، نه با انکار و سکوت، بلکه با سواد رسانهای، شفافیت بهموقع و اعتمادسازی ممکن است.
اگر رسانههای رسمی دیر بگویند یا ناقص بگویند، شایعه جای خالی را پر میکند. پس شاید مهمترین پیام این پویش همین باشد: پیش از بازنشر، یک لحظه صبر کن؛ شاید آن تصویر واقعی، تمام حقیقت را نمیگوید.