عصر قم - شهریارشناسان، این شاعر نامدار را نماد هویت، خاطره و ریشههای فرهنگی ایرانیان میدانند؛ شاعری که تجربههای مشترک مردم را در شعر خود روایت کرد.
۲۷ شهریورماه، سالروز درگذشت محمدحسین بهجت تبریزی، شهریار، در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز شعر و ادب فارسی» ثبت شده است؛ اما جایگاه شهریار در ادبیات معاصر ایران تنها به یک عنوان تقویمی محدود نمیشود. او شاعری است که بخش مهمی از تجربه زیسته، خاطرات جمعی، تحولات اجتماعی و دگرگونیهای فرهنگی جامعه ایرانی را در قالب شعر روایت کرده و بهویژه در آثار ترکی خود، تصویری ماندگار از یک دوره تاریخی و فرهنگی به یادگار گذاشته است.
شهریار در طول نزدیک به هفت دهه فعالیت ادبی، در قالبهای گوناگون و به دو زبان فارسی و ترکی شعر سرود و از غزل و قصیده تا مثنوی، قطعه و شعرهای اجتماعی و مناسبتی را تجربه کرد. در کارنامه فارسی او ۵۴۷ غزل، ۱۰۰ قصیده، ۲۵ مثنوی بلند، ۱۵۰ قطعه، ۱۲۳ شعر مناسبتی و ۳۹ شعر مرتبط با انقلاب اسلامی ذکر شده و در حوزه شعر ترکی نیز آثاری چون «حیدربابایه سلام»، «سهندیم» و نامههای منظوم او به شاعران جایگاه ویژهای دارند.
با این حال، شهریارشناسی همچنان با پرسشهای متعددی روبهرو است؛ از نسبت شعر او با سنت ادبی و تحولات اجتماعی زمانه گرفته تا جایگاه «حیدربابایه سلام» در ادبیات ترکی، چگونگی مواجهه نسل جدید با شعر شهریار و اینکه چرا این شاعر را میتوان فراتر از یک چهره ادبی، بخشی از حافظه فرهنگی و هویتی ایرانیان دانست.

شهریار؛ شاعر حسرت گذشته و روایتگر یک گذار تاریخی
عبدالله باقری حمیدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر نقد ادبی، در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به گستردگی آثار شهریار، مهمترین ویژگی شعر او را پیوند میان سنت ادبی، تجربه زیسته و تحولات اجتماعی میداند.
به گفته وی، شهریار در شعر فارسی خود وفاداری ویژهای به سنت غزل دارد و شیفتگی او به حافظ، واکنش به جریانهای شعری زمانه و توجه به احساسات سنتی و مذهبی، از ویژگیهای مهم شعر اوست؛ در عین حال، در آثار این شاعر نوعی بیقراری و حرکت میان زبانها و قالبهای مختلف نیز دیده میشود.
باقری حمیدی معتقد است یکی از ویژگیهای مهم معنایی شعر شهریار، گذشتهنگری و حسرت از دست رفتن گذشته است؛ موضوعی که با تغییر سبک زندگی و عبور جامعه از مناسبات سنتی به زندگی مدرن، معنای عمیقتری پیدا میکند.
وی «حیدربابایه سلام» را یکی از مهمترین جلوههای این نگاه میداند؛ اثری که در بستر شرایط اجتماعی و فرهنگی خاصی شکل گرفت و تصویری از زندگی روستایی، مناسبات انسانی و زبان مردم یک دوره را ثبت کرد.
از نگاه این پژوهشگر ادبی، اهمیت «حیدربابایه سلام» تنها در ارزش ادبی آن خلاصه نمیشود. این منظومه در دورهای سروده شد که استفاده از زبان ترکی با محدودیتهای جدی مواجه بود و توانست به یکی از آثار مهم در تثبیت هویت ادبی زبان ترکی تبدیل شود.
شهریار در این اثر، تصویری از روستایی در حال دگرگونی ارائه میدهد؛ روستایی که سبک زندگی سنتی آن در برابر تغییرات اجتماعی و مدرنیته قرار گرفته است. به تعبیر باقری حمیدی، شاعر شاید نتواند روستای ویرانشده را دوباره بسازد، اما میتواند زبان و خاطره مردم آن روستا را از نابودی نجات دهد.
بر همین اساس، «حیدربابایه سلام» و «سهندیم» را میتوان از مهمترین میراثهای ادبی شهریار دانست؛ آثاری که علاوه بر ارزشهای شاعرانه، حامل بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی جامعه نیز هستند.
شهریارشناسی نیازمند نقد علمی است
این پژوهشگر ادبی در بخش دیگری از گفتوگوی خود با خبرنگار مهر، نسبت به غلبه نگاههای مناسبتی بر برخی برنامهها و همایشهای مرتبط با شهریار انتقاد میکند و معتقد است برای شناخت دقیقتر این شاعر، باید از سطح بزرگداشت و ستایش عبور کرد و به سمت نقد علمی آثار او رفت.
وی بر ضرورت حضور جدی استادان و پژوهشگران ادبیات فارسی و انگلیسی دانشگاه تبریز و دیگر مراکز علمی در کمیتههای علمی همایشهای شهریار تأکید دارد و میگوید برخی مقالات ارائهشده در این برنامهها نتوانستهاند لایههای پنهان و معانی عمیق آثار شهریار را به شکل کافی آشکار کنند.
باقری حمیدی همچنین درباره برخی ادعاها پیرامون ترجمه آثار شهریار به شمار زیادی از زبانهای جهان، بر ضرورت ارائه اسناد و منابع معتبر تأکید میکند و معتقد است آمارهای مطرحشده درباره تعداد ترجمهها باید با مستندات دقیق همراه باشد.

روز شعر و ادب فارسی یا روز شهریار؟
از سال ۱۳۷۹، سالروز درگذشت شهریار در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز شعر و ادب فارسی» نامگذاری شده است؛ انتخابی که در طول سالهای گذشته همواره محل بحث میان اهالی ادبیات بوده است.
باقری حمیدی در گفتوگو با خبرنگار مهر معتقد است با وجود جایگاه شهریار در شعر فارسی، بخش مهمی از عظمت ادبی او در آثار ترکیاش نمود پیدا میکند و به همین دلیل میتوان درباره عنوان و شیوه بزرگداشت این روز بازنگری کرد. وی حتی پیشنهاد میکند این مناسبت با عنوان «روز شهریار بزرگ» مورد توجه قرار گیرد تا همه ابعاد شخصیت و آثار این شاعر مورد توجه قرار گیرد.
این نگاه البته به معنای نادیده گرفتن جایگاه شهریار در شعر فارسی نیست، بلکه بر ضرورت نگاهی جامع به میراث او تأکید دارد؛ نگاهی که بتواند همزمان شعر فارسی، شعر ترکی، زندگی اجتماعی، تجربههای فردی و نسبت شهریار با تحولات فرهنگی جامعه را بررسی کند.
شهریار؛ فراتر از یک شاعر
سجاد یوسفی، استاد دانشگاه و پژوهشگر فلسفه تربیت در گفتوگو با خبرنگار مهر نگاه متفاوتی به جایگاه شهریار دارد و او را فراتر از یک شاعر میداند.
وی معتقد است شهریار را میتوان یکی از صداهای مهم هویت فرهنگی و ملی ایران دانست؛ زیرا زبان او صرفاً زبان ادبی و آرایههای شاعرانه نیست، بلکه به تجربههای مشترک انسانی و احساسات جمعی مردم متصل است.
به گفته یوسفی، عشق، فقدان، دلتنگی، خاطره، تنهایی، امید و اضطراب از جمله تجربههایی هستند که شعر شهریار را برای مخاطب باورپذیر میکنند. شاعر در بسیاری از آثار خود به جای آنکه صرفاً از یک تجربه شخصی سخن بگوید، احساساتی را بیان میکند که مخاطب میتواند بخشی از زندگی خود را در آنها پیدا کند.
از این منظر، شهریار تنها روایتگر زندگی شخصی خود نیست؛ بلکه بخشی از تجربه مشترک جامعه را به زبان شعر منتقل میکند. همین ویژگی باعث شده است آثار او از مرزهای یک دوره تاریخی فراتر بروند و همچنان برای مخاطبان قابل ارتباط باشند.
یوسفی با اشاره به مفهوم هویت ملی نیز میگوید هویت ملی روایتی است که یک ملت از خود و گذشتهاش ارائه میکند و شهریار را میتوان یکی از صداهایی دانست که در شکلگیری و بازنمایی این روایت فرهنگی نقش داشته است.
شعر؛ راهی برای مواجهه با رنج و تجربه انسانی
این پژوهشگر فلسفه تربیت، کارکرد شعر را تنها در زیباییشناسی و سرگرمی خلاصه نمیکند و معتقد است شعر میتواند در مواجهه انسان با تجربههایی مانند سوگ، عشق، فقدان، تنهایی، امید و اضطراب نقش داشته باشد.
از نگاه وی، شعر میتواند نوعی پالایش و تخلیه روانی ایجاد کند و به انسان امکان دهد احساساتی را که شاید در زبان روزمره نتواند بیان کند، در قالبی دیگر تجربه و بازخوانی کند.
در این میان، آثار شهریار به دلیل پیوند عمیق با خاطره، عاطفه و تجربههای انسانی، ظرفیت قابل توجهی برای برقراری ارتباط با مخاطبان دارند؛ ظرفیتی که البته برای انتقال به نسل جدید، نیازمند شیوههای تازه ارائه است.

نسل جدید از شعر فاصله نگرفته است
یکی از پرسشهای مهم درباره آینده شعر شهریار، میزان ارتباط نسل جدید با آثار اوست. یوسفی در پاسخ به این پرسش، معتقد است نمیتوان به سادگی گفت نسل جوان از شعر فاصله گرفته است؛ بلکه شیوه ارتباط این نسل با ادبیات و شعر تغییر کرده است.
به گفته وی، جوان امروز بیش از گذشته از تصویر، موسیقی، ویدئو، روایتهای کوتاه و ترکیب قالبها و زبانها برای ارتباط با محتوا استفاده میکند. بنابراین، اگر قرار باشد شعر شهریار برای نسل جدید بازخوانی شود، لازم است شیوه عرضه و معرفی آن با تجربه زیسته این نسل هماهنگ شود.
یوسفی تأکید میکند سادهتر کردن شیوه ارائه شعر به معنای پایین آوردن سطح محتوایی آن نیست؛ بلکه میتوان مفاهیم عمیق شعر را با زبان و قالبهایی عرضه کرد که برای مخاطب امروز قابل دسترستر باشد.
از نگاه او، موضوعاتی همچون عشق، تنهایی، هویت، اضطراب، مهاجرت، آینده، روابط انسانی و معنای زندگی همچنان برای نسل جدید اهمیت دارند و بسیاری از این مضامین در آثار شهریار نیز قابل مشاهده است. بنابراین مسئله اصلی، پیدا کردن مسیر ارتباط میان میراث شعری شهریار و تجربه زیسته مخاطب امروز است.

شهریار و ضرورت بازخوانی برای امروز
مرور دیدگاههای این دو پژوهشگر نشان میدهد که شهریار را نمیتوان صرفاً در قاب یک شاعر کلاسیک یا چهرهای مناسبتی محدود کرد. شعر او از یک سو ریشه در سنت ادبی فارسی و تجربههای شخصی شاعر دارد و از سوی دیگر، در آثار ترکی خود با حافظه تاریخی، زبان، هویت فرهنگی و تحولات اجتماعی جامعه پیوند میخورد.
اگر «حیدربابایه سلام» تصویری از جهانی در حال دگرگونی و گذار از سنت به مدرنیته ارائه میدهد، بخش دیگری از شعر شهریار روایتگر عواطف و تجربههایی است که همچنان برای انسان امروز قابل درک است؛ از عشق و دلتنگی گرفته تا فقدان، تنهایی، امید و جستوجوی معنا.
از همین رو، بازخوانی شهریار برای امروز بیش از آنکه نیازمند تکرار مداوم ستایشها و بزرگداشتهای مناسبتی باشد، به نقد علمی، پژوهش مستند و یافتن زبان تازه برای معرفی آثار او نیاز دارد.
شهریار را میتوان شاعری دانست که در مرز میان گذشته و امروز ایستاده است؛ شاعری که بخشی از جهان سنتی و خاطرات جمعی را در شعر ثبت کرد و در عین حال، تجربههای انسانی او همچنان امکان گفتوگو با مخاطب معاصر را دارد.
شاید ماندگاری شهریار بیش از هر چیز در همین نقطه باشد؛ در توانایی تبدیل تجربه شخصی به خاطره جمعی و پیوند دادن شعر با زبان، هویت و زندگی مردم. از این منظر، شهریار تنها نامی در تقویم ادبی کشور نیست، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان است؛ میراثی که شناخت آن نیازمند عبور از نگاههای صرفاً مناسبتی و حرکت به سوی خوانشهای تازه، علمی و نسلمحور است.

منبع:
خبرگزاری مهر